ادبیات فارسی – چه شعر و چه نثر – آمیخته با مطالب اخلاقی ، عرفانی و تربیتی است . گویی ادبیات بدو ن آنها بی روح و جان است و فارسی زبانان با چنین ویژگی به ادبیات خو گرفته اند . سعدی از میان دیگر همترازان خود نسبت به مسائل تربیتی و اخلاقی عنایتی ویژه داشته و حتی به این مهم در مدح پادشاهان نیز توجه کرده است . از آنجا که در گلستان ، بخصوص در باب های هفتم و هشتم ، موضوعات تربیتی فراوان مشاهده می شود ، بر آن شدیم تا با توجه به عوامل و زمینه های تربیت فردی ، این دو باب را منطبق بر حکمت عملی در اخلاق ناصری بررسی کنیم .
منوچهری دامغانی از جمله شاعران طراز اول ایران در نیمه اول قرن پنجم هجری است . او بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دینی و ادب و طب و نجوم واقف بود . منوچهری به اظهار علم و فضل در شعر اصرار داشت ، از این رو نام بسیاری از شاعران پارسی و تازی و اصطلاحات مهجور عربی را استعمال کرده ، اما هیچ یک از اینها از جذابیت شعر او نکاسته است . تشبیهات وی بدیع و زیباست و او مبتکر قالب شعری مسمط است . هدف مقاله ، این است که با بررسی سه قصیده و ابیاتی چند از دیگر قصاید دیوان منوچهری ، تاثیرپذیری او را از معلقه امروالقیس و مضامین و مفاهیم شعری او نشان دهد .
صادق چوبک یکی از نویسندگان چیره دست معاصر ایران است که پس از شهریور 1320 با تاسی از صادق هدایت و همچنین تحت تاثیر شیوه های نویسندگان آمریکایی به نوع آوری در ادبیات داستانی ایران دست زد . وی در شمار واقع بین ترین داستان نویسان معاصر ایران است که با نگاه بیطرفانه و بی ترحم به فساد و زشتی ، واقعیت زمانه خود را به نمایش گذاشته و زندگی رقت بار مردم جنوب ایران را توصیف می کند . نویسندگی چوبک را می توان به دو دوره مستقل تقسیم نمود . شهرت چوبک به سبب آثار نخست اوست که ویژگی های ممتاز و منحصر به فردی دارد . ساختمان و شکل پرداخت داستانهایش در این دوره قوی و سنجیده و سرشار از وصفهای تازه و همراه با ایجاز و فشردگی است . اما آثار دوره دوم او علی رغم ارائه دیدگاه فردی از معنای زندگی و استفاده از شخصیتهای سطوح پایین جامعه و بکارگیری زبان عامیانه و تصویرگری هنرمندانه از جامعه ایران ، نتوانسته است خوانندگان دوره نخست را قانع و راضی کند . نگارنده در این مقاله کوشیده است نقاط ضعف و قوت آثار چوبک را مورد بررسی قرار دهد .
در ادبیات عرب،مقامات به نوشته هایی با نثر مسجوع و متصنع اطلاق می گردد که نویسنده در ضمن بیان داستان هایی که معمولا پیرامون کدیه و گدایی است،سعی دارد قدرت هنری و ادبی خود را نیز به نمایش بگذارد.سابقه ی نگارش این گونه داستان ها که دارای یک قهرمان و راوی خیالی است به بدیع الزمان همدانی(398-355 ه ق )بر می گردد و ادامه و پرورش آن ،توسط ابوالقاسم حریری-که بر پیش کسوت خود،سبقت جست –صورت گرفت .البته نگارش مقامات به حریری ختم نشد بلکه وی باعث شد مقلدان زیادی به تقلید از او مقامه بنگارند و شارحان و حافظان کثیری ،اثر اورا شرح و حفظ نمایند. در این مقاله به تعریف مقامه،سابقه و علت مقامه نگاری ،معرفی حریری و اثر او پرداخته خواهد شد.