فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۰۰۱ تا ۲۰٬۰۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نشانه های زیبایی پیکرین در ادب پارسی
حوزههای تخصصی:
در باب نشانه های زیبایی شناختی پیکرین خوبرویان به طور کلی در ادب پارسی و به ویژه شعر دری بسیار می توان گفت. مایه شگفتی است که با همة گستردگی مطلب در ادبیات و تاریخ ما، تاکنون نوشتة مستقلی در این باب فراهم نیامده است. حال آنکه سراسر تاریخ ادب پارسی سخن از حسن و جمال و ستایش زیبایی است. آنچه که گویی آغاز نداشته و البته نپذیرد انجام. نیاکان ما این موضوع را تحت عنوان علم الجمال پی گرفته اند.
در این مقاله ابتدا مطالعات زیبایی شناسی در میان قدما و سپس معاصرین بررسی می شود. آنگاه تلاش خواهد شد که حلقه های مفقودة زیبایی در فرهنگ ایرانیان پیش از اسلام و ادب عرب بازیافته شود. سپس نشانه های زیبایی اساساً «پیکرین» معشوق ادب پارسی و سیر تغییر و تحول این نشانه ها را بررسی خواهد شد. در این مقاله نگارنده تنها با ذکر نمونه هایی چند از زیبایی پیکرین معشوق، درپی یافتن نشانه های محسوس بوده است. تحلیل گسترده، نقد تحلیلی وروابط بینامتنی (intertextuality relationships) نمونه ها، نیز بررسی نشانه های غیرپیکرین زیبایی که در ادب پارسی از آن به «آن» تعبیر رفته است، مجالی دیگر می طلبد.
پیوند اندیشه و کلام مولوی با معارف و تعالیم صوفیان
حوزههای تخصصی:
مولوی در کنار مطالعه دقیق و پیوسته قرآن مجید، تفسیرها و صحاح حدیث و تأمل در آنها، به معارف، احوال و آداب خاص صوفیان نیز توجّه کامل داشته و کتاب ها و مقالات آنان را مشتاقانه و با دقت می خوانده است. از این رو مبادی تصوّف و افکار و کلام مشایخ صوفی را باید بتوان در مثنوی معنوی جست وجو کرد و میزان و چگونگی اقتباس مولانا جلال الدین بلخی را از متصوّفه بازشناخت. مقاله حاضر
ـ که در آن ارتباط اندیشه و کلام مولانا در مثنوی معنوی با آموزه ها و معارف اهل تصوّف نشان داده می شود ـ موردِ تحقیق در این زمینه است و از آن، فایده و اعتبار پژوهش های تازه و دقیق تر دراین باره به اجمال اشاره می شود
بررسی وتحلیل منطقی لغزش های فکری خرد عامه در ضرب المثل های فارسی
حوزههای تخصصی:
گنجینه بزرگ و ماندگار امثال و حکم فارسی، سرشار از اصول و مبانی معرفتی، دینی، اخلاقی وفلسفی همچنین مشتمل بر برخی از نظریه های علومی چون روان شناسی، جامعه شناسی، منطق، سیاست و غیره است. از این رو نباید آنها را تنها در حوزه ادبیات بررسی کرد. بررسی جنبه های گوناگون مثل ها می تواند افق های جدید و ابعاد تازه تری را برروی پژوهشگران بگشاید و موجب شود تا به این ثروت عظیم ملی تنها به چشم آثار ادبی نگریسته نشود.
در نوشتار حاضر، امثال فارسی با رویکردی منطقی بررسی شده و از آنجاکه برخی از ادب دوستان و ادب پژوهان در وادی امثال، جایگاهی برای علم منطق قائل نیستند، ابتدا بر تثبیت این جایگاه دلایل لازم اقامه و سپس براساس اصول و قواعد منطقی، سبک های مختلف مثل های مغالطه آمیز شناسایی شده است. نگارنده به هیچ وجه حذف مثل های غیرمنطقی را از مجموعة امثال پیشنهاد نمی کند به همین دلیل، توصیه نامة منطقی تدوین مثل های فارسی ارائه خواهد شد تا تدوین کنندگان فرهنگ ها با رعایت مفاد این توصیه نامه، مخاطبان را به برداشت صحیح و کاربرد درست مثل های منطقی و نیز اجتناب از کاربرد مثل های مغالطه آمیز رهنمون سازند
بازتاب شاهنامه در تاریخ جهانگشای جوینی
حوزههای تخصصی:
در مقالة حاضر سعی شده است اشعار شاهنامه، مندرج در تاریخ جهانگشای جوینی، در دو بخش بررسی و ازحیث لفظ و مضمون با شاهنامه تطبیق شود و مطابقت یا اختلاف و مغایرت این ابیات با شاهنامه بیان شود.
در بخش اول، به میزان ابیات شاهنامهشیوة درج آن ها در تاریخ جهانگشای جوینی با ذکر عنوان داستان های شاهنامه که این اشعار از آن ها انتخاب شده و نیز به نبود تعداد معدودی از این ابیات در شاهنامه اشاره شده است و ضمن تطبیق ابیات با نسخ چاپی خالقی مطلق، مسکو، ژول مول و نسخه بدل های آن ها ، برخی از اشعاری که با شاهنامه مغایرت دارند، به عنوان نمونه، ذکرشده است.
در بخش دوم، دربارة کاربرد ابیات ازحیث مضمون و تطبیق محتوایی با داستان های شاهنامه بحث و ضمن ذکر برخی از مضامین مهم و نقل بخش هایی از متن جهانگشا، پیوند لفظی و معنوی اشعار با نثر بررسی و به رابطة پیوستگی یا گسستگی لفظی شعر با نثر اشاره شده و در پایان نتایج حاصل از این پژوهش بیان شده است.
اختلاف رویکرد تأویلی نزد صوفیه و اسماعیلیه
حوزههای تخصصی:
صوفیان و اسماعیلیان، دو خیزش اجتماعی در تاریخ ایران و اسلام، ویژگی فکری مشترکی دارند و آن نگرش تأویلی و درک باطنی آن هاست. با نگاهی به تأویلات این دو گروه، می توان هم در عرصة نظر و هم در عرصة روش به تفاوت هایی دست یافت. در حوزة نظر، بنیان های اندیشة اسماعیلیه مبتنی بر درک عقلی است، درحالی که، بینش صوفیان و عارفان بر درک شهودی استوار است. همچنین، اسماعیلیه تأویلاتشان براساس تعلیم امام است، اما تأویلات صوفیه مبتنی بر تجربة شخصی و درک لحظه ای است.
در حوزة روش تأویل، نگرش صوفیه به جهان پیرامون براساس دل و نگرش شهودی است. بنابراین، به نظر می رسد تأویلات آنان متغیر است؛ زیرا دل حالات متعددی را تجربه می کند؛ درحالی که اسماعیلیه، مانند صوفیه، به جهان هستی نمی نگرند تا تأویلی بسته به حالات خویش عرضه کنند. همچنین، اسماعیلیه، با پیش فرض های خاص خود، دست به تأویل متن می زنند. ازاین رو، تأویلات آنان به دانش هرمنوتیک نزدیک می شود؛ این درحالی است که صوفیه، در جریان تأویل، علایق خود را دخالت نمی دهد، بلکه منتظر وقت می ماند. ازطرفی، تأویلات صوفیه مبتنی بر درک زبان شناسانه است، درحالی که اسماعیلیه چون براساس دانش هرمنوتیک به متن می نگرند، تأویلاتشان زبان شناسانه نیست.
جامی و مشکل عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامی افزون بر سرودن منظومه های عاشقانه ای همچون ""لیلی و مجنون"" و""یوسف و زلیخا"" به عشق از منظر یک محقق مدرسی و با نگاه و تحلیل عارفان نیز نگریسته است. در این جهان بینی عشق کلیدی ترین عنصر است؛ عنصری که آفرینش با او تبیین می شود و در همه جا و همه چیز جاری است. سرآغاز فتنة وجود ، عشق حق است به خویشتن و شهود کمالات خویش. جامی می کوشد گونه های مختلف این عشق ورزی و شهود و نیز آدمیان و تنوع نگاه عاشقانة آنان را باز نماید. کوشش او در تبیین سریان عمومی عشق، انواع شهود حق و انگیزه های متفاوت آدمیان، کوششی است سزا و اما در مواضعی مبهم و شاید نارسا و ناتمام. در این نوشتار سعی بر آن است که به برخی از این ابهامات و ناهماهنگی ها، نارسایی ها و ناتمامی ها اشارت رود. نیز تلاش شده است تا براساس همان نگاه جامی، در طرحی دیگر تا آن جا که ممکن است این ناهماهنگی ها به هماهنگی رسد و ابهامات رفع شود.
هفت زینة مهری در هفت خوان بیژن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرگاه در داستان پارتی بیژن و منیژه با باریک بینی نگریسته شود، بن مایه های اساطیری نهفته در آن جلوه ای پررنگ تر می یابد و ارتباطی عمیق و ریشه دار با بنیان های اعتقادی کیش مهر و عناصر زندة هفت خوانی را که با اعمال یلان اسطوره ای هفت خوان ساز مرتبط است، به نمایش می گذارد. بیژن جوان پس از گذران روند آغازین سلوک میترایی، در حالیکه رازآموزی را از سرگذرانده و آماده انجام مراحل عملی آزمون است، به فرمان مرشد مهری خویش راهی سفر ارمان می شود تا با کشتن گرازان بیشة ارمان- که نمادی از اژدرکشی باستان است- شایستگی خود را به اثبات برساند. در توران زمین حوادثی را از سر می گذراند که همسانی شگفتی با سختی های مراحل سلوک مهری دارد و چنین به نظر می رسد که زینه های آیینی همچون گورخوابی؛ عبور از دالان های تاریک و سرما و گرما؛ غسل تعمید و تحمل گرسنگی و غربت، که از مشخصه های آزمون سالکان میترایی است، را می گذراند.
بررسی تطبیقی عناصر آیینی و جنگاوری در شاهنامه و سمک عیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از سازه های بنیادین آثار حماسی، وجود بن مایة جنگ است. جنگ در این آثار، محوری برای شکل گیری شبکة درهم تنیده ای از عناصر است که بسته به نوع آثار، دارای بسامد و گستردگی های متنوعی است و یکی از جنبه های مرتبط با این بن مایه،که در هیچ اثری قابل تقلید و پیروی نیست، جلوة وصف پیکارها، آوردگاه ها و جنگاوران است. سمک عیار (585ه.ق) یکی از داستان های بلند حماسی ـ پهلوانی منثور فارسی و نخستین نمونه از آثار پرتعداد این جریان ادبی است که پیوندی آشکار با شاهنامه دارد. این مقاله کوشیده است، در راستای ترسیم طرح و الگویی در باب تقسیم بندی گزاره های حماسی، نخست با ارائة الگویی چهارگانه از تلمیحات شاهنامه ای موجود در سمک عیار، تأثیر شاهنامة فردوسی بر این اثر را، نمایان سازد و سپس عناصر کاربردی جنگ در سمک عیار را در چهار بخش انسانی، آیینی، عینی و رفتاری، همراه با ذکر نمونه هایی تطبیقی از شاهنامه، بررسی کند. هدف از این پژوهش، نمایاندن بازتاب میراث حماسی شاهنامه در سمک عیار و توصیف ساختار حماسی-پهلوانی این اثر است.
بررسی انتقادی زندگی عطار و منظومه های شعری او (دراسة نقدیة لحیاة العطار ومنظوماته الشعریة)
حوزههای تخصصی:
یعدّ فرید الدین العطار النیشابوری من أبرز شعراء إیران القدامی، وقد کرّس جلّ اهتماماته فی سبیل نشر الثقافة الصوفیة من خلال آثاره الأدبیة، فجمیع نتاجات الشاعر دون استثناء تتضمّن تفسیرا لبعض المفاهیم العرفانیة، وتصویرا لمسعی السالک وعنائه فی سبیل الوصول إلی الحقیقة التی تتخیّلها الصوفیة. وعلی الرغم من کثرة کتب التذاکر التی تناولته بالذکر إلا أن حیاته احتجبت تحت رکام من الغموض، أضف إلی ذلک کثرة الانتحال والوضع علیه حیث نسبوا إلیه کثیرا من المنظومات العلیلة التی لا تمتّ إلیه بصلة؛ فجاء هذا المقال لیظهر حقیقة ما انتجته قریحة العطار الشعریة ویقوم بتبیین هویته من خلالها ویدرس الفکرة الرئیسة التی اعتمد علیها الشاعر فی جمیع نتاجاته الشعریة.
بررسی رجز در دوره اسلامی (دراسة الرجز فی العصر الإسلامی)
حوزههای تخصصی:
کان الرجز أحد الأرکان الأصلیة فی الحروب الماضیة، الرکن الذی کان یلقی لبواعث مختلفة مثل إیجاد الخوف فی قلب العدو وتعزیز قوی الروحیة للجیش و... . رغم أن الرجز فی العصر الجاهلی والعصور التالیة استخدم فی الموضوعات المختلفة، مثل الأراجیز التی حتی أنشدت فی وصف بعض الحیوانات کالضبع والفأر والحیة، لکن علینا أن نعدّ مصدر الرجز الأصلی، معرکة القتال. فنبحث فی الرجز بواسطة هذه المضامین الأصلیة کمرآة لتبیین الثقافة والرسوم والعقائد، تبیینا تاما فی العصرین الجاهلی والإسلامی إذ إنّ لهذه الأراجیز لغتها الخاصة بها فی کل عصر؛ فنری فی العصرین الجاهلی والإسلامی ضعفا وشدة للمعانی المطروحة للرجز حیث نلاحظ فی العصر الإسلامی طرح المعانی الجدیدة کالصمود، والصبر، والوفاء، ونصرة النبی(ص)، والأئمة(ع) و... بدل القتل، والسلب، والتفاخر علی القبائل الأخری، والهجو، والذم و... .
إنّ أدب المقاومة الذی یعدّ من مظاهر الشعر الحماسی نبع من صمیم الثقافة الشیعیة وذاتها کما تأثر هذا الأدب کثیرا بحماسة کربلاء. فانطلاقا من ذلک تتعرّض هذه المقالة کذلک لتحلیل أراجیز أصحاب سید الشهداء معتمدة علی طریقة التوصیف والتحلیل.
سلسله موی دوست
حوزههای تخصصی:
نویسنده براساس غزل «سلسله موی دوست حلقه دام بلاست...» در صدد ارایه موتیف یا بن مایه هایی است که در این اثر ادبی سعدی قابل مشاهده است. او با نگاهی ساختاری به این غزل معتقد است که ابیات وارد شده بدین غزل، تصادفی و بدون سنجش نیست و در ادامه با ذکر شواهدی، بن مایه های غزل را مورد بررسی قرار می دهد.
شباهت اساطیر گنوستیکها و مانویان با مرصادالعباد نجم الدین رازی
حوزههای تخصصی:
مرصادالعباد اثری عرفانی است که از امهات آثار منثور زبان فارسی بشمار میرود و نظایر آن در میان کتب صوفیانه انگشت شمار است. به اعتراف خود نویسنده، او هنگام تحریر اول و دوم این اثر سی سال آوارگی در محیط آسیای صغیر و مصر و روم را پشت سر گذارده که این محیط به زعم تاریخ نگاران و پژوهش گران مولد و پایگاه اندیشه ها و اساطیر مانویان و گنوستیکها بوده که با توجه به آن چه در مرصادالعباد میبینیم، دور از ذهن نمینماید که نجم الدین رازی در این محیط با اساطیر ایشان آشنا گردیده باشد؛ چنان که خود بطور دایم در مرصادالعباد به آشنایی با تفکرات ایشان و فرقه های زیر مجموعة ایشان از جمله اسماعیلیه، اباحیه، ملاحده و تناسخیه اشاره میکند. برطبق همین امر، این مقاله در صدد برآمده که شباهت برخی چهارچوب های داستانی مرصادالعباد را با اساطیر مانویان و گنوستیکها نشان دهد.
نقد جهل و خرافه گرایی در شعر معاصر (شعر ستیز)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که در شعر معاصر، بویژه در این چند دهة اخیر، مورد توجه اهل تحقیق قرار گرفته و آثاری ارزش مند بدنبال داشته است، مبحث «نقد ادبی» است. در انواعی که برای نقد ادبی برشمرده اند، نوعی از نقد به نام «نقد اجتماعی» مطرح است که در آن منتقد با روی کردی اجتماعی و مسؤولانه، بویژه از منظر «ادبیات ملتزم» یا «متعهد»، به آسیب شناسی جامعه می پردازد و بر آن است تا با بیان واقعیت های تلخ جامعه و دردهای آن، مخاطبان را به تأمل وادارد و از این طریق آن ها را در رسیدن به دوای این دردها یاری دهد. (فرزاد، 1378، 71) از موضوعاتی که در نقد اجتماعی جامعة ایرانی باید با حساسیت ویژه ای بدان پرداخت، معضل رواج خرافات و جهل و نادانی در شعر معاصر ایران از آغاز مشروطیت تا سال 1357 است. معضلی دردناک که متأسفانه با تمام اهمیت آن چندان بطور جدی مورد توجه و تحقیق پژوهش گران ادب معاصر قرار نگرفته است. همین امر ما را بر آن داشت تا این موضوع را در شعر معاصر ـ شعر دورة مشروطه و دورة نیمایی ـ مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم. دراین مجال کوتاه، برآنیم تا به عنوان پیش زمینة بحث، بطور اجمالی و گذرا به ریشه یابی این معضل بزرگ اجتماعی در تاریخ گذشته و معاصر این سرزمین بپردازیم، آن گاه با آوردن شواهد و نمونه هایی از شعر معاصر، آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
زبان سعدی در غزلیّات
حوزههای تخصصی:
بزرگان ادب فارسی همواره سعدی را به زبان شیرین، فصیح وساده اش می ستایند. این نوشته قصد دارد تا با بررسی زبان غزل های سعدی، در حد بضاعت خود، به راز زیبایی و سادگی کلام سعدی پی ببرد. به این منظور زبان غزل های او را از ابعاد مختلف تحلیل کرده است. درابتدا ویژگی های کلام سعدی درسطح واژگانی و نحوی و شیوه جمله بندی بررسی شده است؛ در ادامه پیرامون دیگر اجزای زبان سعدی یعنی طرز کار برد حروف، حذف و ایجاز کاربرد زبان محاوره ای وزبان کنایه ای سخن رفته است و در نهایت به نقش زبان در پدید آوردن تصویرهای بی تصویر پرداخته است.