این مطالعه با در نظر گرفتن سازه اجتماعی «اعتماد» که ریشه در فرهنگ و هویت اعضای جامعه دارد، وضعیت اعتماد به مقاله های علمی تولید شده در ایران را در میان استادان دانشگاه و دانشجویان مقطع دکتری، که بیش از هر قشر دیگری با مقوله پژوهش در ارتباط هستند، بررسی نموده و دلایل وجود یا عدم اعتماد به تولیدات علمی داخلی به خصوص در سال های اخیر را معرفی می کند. بدین منظور این پژوهش با استفاده از ابزار مصاحبه و روش نمونه گیری هدفمند به تحلیل و بررسی دیدگاه و نگرش های 21 شرکت کننده دراین باره و آسیب شناسی وضعیت پژوهش در قالب اعتماد و ارجاع دادن به کارهای پژوهشی داخلی در مقایسه با مقالات خارجی می پردازد. نتایج تحقیق نشان دهنده نوعی بی اعتمادی به تولیدات علمی پژوهشی داخلی به خصوص در حوزه زبان های خارجی است. در انتها ریشه های این عدم اعتماد بنا به یافته های تحقیق و راهکارهایی برای برطرف کردن آن ارائه می گردد.
یکی از شیوه های نثر نویسی در روزگار معاصر به انعکاس امر واقع بیرونی در جهان داستان معطوف است. این شیوه، به شکلی گسترده، در آثار نویسندگان رئال و ناتورال ایران نمود یافته است. صادق چوبک یکی از نویسندگان برجسته معاصر است که به جهت ارائه واقعیت از نوعی دیگر، به مدد زبان ویژه نثر خود، به وجهی از امکانات زبان هنری دست یافته است که او را هم در سبک شخصی و هم در مکتب رئال ناتورال، از سر آمدان نحله داستان نویسی ایران کرده است. هدف پژوهش پیش رو، واکاوی فرآیند خلق معنای واقعیت است که به استفاده چوبک از هنر سازه هایی در دو محور هم نشینی و جانشینی برای رسیدن به ارائه موفقِ واقعیتی زبان بنیاد، فارغ از دخالت خود محورانه سوژه، انجامیده است. نگارنده در پژوهش حاضر، با شیوه تحلیلی انتقادی و استفاده از نظریه های مرتبط منتقدان این حوزه، نثر رئال ناتورال چوبک و جنبه های آن را بررسی و نقد کرده و در پی برجسته ترکردن جوانبی از زبان چوبک بوده است که فراتر از بررسی های معمول ناتورالیستی، با بخشیدن حیثیتی هنری به نثر او، به ترازی از داستان نویسی نائل می شود که راه را برای تحلیل های نوپدید در حوزه نقد زبان نثر، بر منتقدان این نحله هموار می کند؛ زیرا نثر چوبک از نوع نثرهای پیش پاافتاده که داستانی واقعی را نقل می کنند و زبانی ارجاعی دارند نیست، بلکه نثری هنری است.
مثنوی مولانا، بدون شک یکی از شاهکارهای جهان ادب بشمار میرود که در میان ملّت های مختلف مقبولیتی ویژه یافته است. از جمله کشورهایی که همواره به مثنوی از ابعاد مختلف پرداخته اند، هندوستان است که فرهنگ و ادب پارسی، در این کشور از مرتبتی ویژه برخوردار است.
مثنوی معنوی در طول سالیان گذشته، در هند بارها بچاپ رسیده و مورد شرح قرار گرفته است. این کار توسط دانش مندانی بزرگ و ادیبانی گران قدر هم چون عبداللطیف گجراتی، سیدعبدالفتاح الحسینی، افضل الله آبادی و... انجام یافته است.
در این پژوهش، نگارنده سعی نموده تا نمایی از این شرح را ارائه داده و گوشه ای از جریان مولانا شناسی در هند را معرفی کند.