فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۶۲۱ تا ۳۹٬۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
A Lesser-Known Characteristic of Metaphorization in Khaghani’s poems(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
57 - 70
حوزههای تخصصی:
The subject of the present study is the metaphorical chain, a lesser-known characteristic of metaphorization in Khaghani's poetry. The purpose of this study is to better understand the ability of Khaghani odes, his specific techniques in metaphorization, the rhetorical capacities of the Persian language, and the elegance of Khaghani’s poetry. The statistical population was selected according to the version of Khaghani's odes emented by Mirjad al-Din al-Kaza'i, which contains 130 odes. The sample size was based on Cochran's formula and 97 odes were selected by simple random sampling using a random number table. The research method employed was descriptive-analytical. Data were obtained through the library and document analysis method and analyzed based on the content analysis technique. According to the research findings, in metaphorization, Khaghani used strange and far-fetched metaphors, hybrid metaphors, and metaphorical chains. The metaphorical chain is one of the lesser-known features of Persian literature and a stylistic feature of Khaghani’s poetry that distinguishes him from Iranian and Arab poets. Choosing the present tense with the transitive verb provided the poet with a metaphorical chain as exemplified in an 88-verse poem with the two motifs of the Prophet Mohamed's (p.b.u.h.) grave soil and praise of his poetry. In this poem, he succeeds in creating 44 metaphors for the grave of the Prophet (p.b.u.h) and 14 metaphors in praising his poetry as a paradigmatic axis.
ترس متن از ضربه ی پنالتی / نگاهی به کتاب «سیاسیا در شهر مارمولک» نوشته ی سید امین حسینیون تقدیر شده در جشنواره ی گام اول
حوزههای تخصصی:
استعاره بازی و فراداستان در رمان «بازی آخر بانو»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره بازی به مثابه درک صور متفاوت انواع زندگی همچون بازی هایی که فقدان یک سنجه فراگیر امکان داوری و تعیین درست و نادرست از میان آنها را منتفی می سازد، در تبیین نسبیت باوری و عدم قطعیّت به عرصه فلسفه پست مدرن نیز راه یافته است. از طرف دیگر میان رمان پست مدرن و پسامدرنیسم به عنوان فلسفه ای که وضعیت و زمینه ظهور چنین رمان هایی را توضیح می دهد، تناسب و سازواری وجود دارد. بلقیس سلیمانی، رمان «بازی آخر بانو» را با استفاده از سبک فراداستان به یک رمان پسامدرن تبدیل کرده و آن را بر اساس استعاره بازی پردازش نموده است. این مقاله با به کارگیری شیوه توصیفی- تحلیلی و استفاده از تکنیک تحلیل محتوا در بررسی داده ها، به این نتیجه رسیده است که پردازش رمان «بازی آخر بانو» بر اساس استعاره بازی در تلفیق با سبک فراداستانی آن، الزامات رمان پست مدرنیستی؛ نظیر انکار حقیقت، عدم قطعیت، مخدوش بودن مرز میان واقعیت و داستان و ارائه عامدانه پروسه نگارش رمان را در خود بازتاب داده است. هم چنین گنجاندن فصلی تحت عنوان «ضمایم» به عنوان تمهیدی برای فراداستانی کردن اثر در پایان این رمان، از آن رو تازگی دارد که روال معمول در سایر فراداستان ها آشکار کردن جنبه فراداستانی آنها در آغاز و در خلال آنها است. زوال واقع نماییِ کلیت وقایعِ داستان در سایه این تمهید پایانی و بر اثر مواجهه یکباره خواننده با آن، موجب تأثیر ذهنی بیشتر و پررنگ تر شدن وجه آشنایی زدایانه این رمان شده است.
ترک شیرازی؛ گذری و نظری بر ترکان در عصر حافظ
حوزههای تخصصی:
تجربه عشق
امسال کتاب ها منظم تر چیده شد
حوزههای تخصصی:
شب سید محمد علی جمالزاده
حوزههای تخصصی:
ما چشم براه دانشگاه ادبیات هستیم (همایش داستان نویسان جوان)
حوزههای تخصصی:
هنر و ادب؛ این زمزم از کعبه جاریست / تأملی در شعر انقلاب اسلامی و تأثیرات آن
حوزههای تخصصی:
چگونه با طبیعت زندگی کنیم؟
حوزههای تخصصی:
بررسی سبک شناختی ساخت و کارکرد فعل مجهول در نثر قرن ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۷۷
107-130
حوزههای تخصصی:
سنجش رابطه های سبکی و دستوری در مطالعه اجزای سازنده متن بر ارتباط های زبانی، تکیه های کلامی و تأثیر آنها بر خلق معنی می تواند به تبیین ساز و کارهای زبانی و غیر زبانی متن کمک کند. انتخاب هایی که از سطوح مختلف زبانی، ادبی و .... در دوره های متفاوت زمانی صورت می گیرد از عوامل بنیادی در شکل گیری تمایزهای ساختاری و الگوهای معنایی یک متن به شمار می رود. فعل مجهول در سبک نثر قرن شش و پیکره متون مربوط به آن علاوه بر تنوع ساختی بارافزوده ای از معنا و کارکردهای متنوعی را نشان می دهد که در بافت ژانرهای مختلف بسیار قابل توجه است. در این پژوهش، در پی مطالعه ساخت و کارکرد افعال مجهول در شش متن ادبی از قرن ششم هجری و توصیف و تحلیل نیت به کار رفتن و تأثیر آنها هستیم. به این منظور، افعال مجهول این متون به طور جداگانه داده برداری رایانه ای شد، سپس به لحاظ کارکرد معنایی در گزاره ها مورد تحقیق و واکاوی قرار گرفت. از آنجا که متون مورد مطالعه شامل ژانرهای مختلفی از نوع تاریخی، تعلیمی عرفانی و... است، تفاوت ژانرها و بافت های معنایی گوناگون گاه کارکردهای متناقض و ابعاد متنوعی از فعل مجهول آشکار کرده است. از جمله کارکردهای فعل مجهول با توجه به آثار مورد بررسی، بیان حکم کلی، القای معنی اقتدار و جایگاه اجتماعی، القای پیام و معنای ضمنی و ... را می توان نام برد.
سمینار بررسی و نقد ادبیات معاصر ایران
منبع:
کلک مهر ۱۳۶۹ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
بخش ادبیات: هدف ادبیات ماکسیم گورکی
منبع:
فردوسی تیر ۱۳۸۲ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
آثار اساتید
حوزههای تخصصی:
مقایسه شخصیّت پردازی نمایشی در دو اثر ایرانی و ایتالیایی مطالعه موردی: رمان های جن نامه و وسوسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۸۴
153-175
حوزههای تخصصی:
رمان های جن نامه از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلدا، نویسنده ایتالیایی، دو اثر مهم با شاخصه های داستانی و نمایشی هستند که از میان این شاخصه ها، عنصر شخصیّت پردازی برجسته تر است. تحلیل تطبیقی این دو اثر از زاویه شیوه ها و ابعاد شخصیت پردازی نمایشی، گویای اهمیت توجه به عناصر دراماتیک در شک ل دهی به متون شاخص داستانی دو ملیت ایرانی و ایتالیایی است که به تبع آن، ضرورت توجه به این مسأله در بازکاوی این گونه متون داستانی، بیش از پیش احساس می شود. اشاره مستقیم به ویژگی های ظاهری، گفتار و رفتار و ابعاد گوناگون شخصیّت ها موجب شده برای مخاطب، باورپذیر و قابل تجسّم باشند. در این دو اثر، شخصیّت ها با نشان دادن اعمال و رفتار مختلف در کشمکش های داستانی، ارتباط با دیگر شخصیّت ها و کنش ها و موضع گیری ها در مسائل و موضوعات مختلف، خود را به مخاطب معرّفی می کنند و دو نویسنده با این روش در اثر خود شخصیّت های نمایشی خلق می کنند. در این پژوهش با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، مؤلفه های شخصیّت پردازی نمایشی را در دو رمان جن نامه و وسوسه بررسی کرده و نشان داده ایم که چگونه گلشیری و دلدا توانسته اند با بهره گیری از شگردهای برجسته سازی نمایشی، ویژگی های شخصیّت های نمایشیِ متون دراماتیک را به اثر خود ببخشند. کلیدواژه ها: شخصیّت پردازی، شخصیّت پردازی نمایشی، کشمکش، گفت وگوی نمایشی، جن نامه، وسوسه.
شعر و خط ملک الشعراء بهار
منبع:
وحید تیر ۱۳۴۶ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
معرفی نسخه خطی منشآت امیر نظام گروسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
معرّفی و انتشار متون برجسته ادب فارسی، موجب رونق و غنای پیشینه علمی، ادبی و تاریخی کشور می شود. بسیاری از نسخ در کتابخانه های داخل و خارج کشور باقی است که به منظور شناسایی ضرورت دارد تصحیح، معرّفی و مورد ارزیابی قرار گیرند. از حسنعلی خان امیرنظام گروسی دو اثر ارزنده ادبی به صورت مکتوب به نام های منشآت و پند نامه یحیویه به جای مانده است که تا به حال معرّفی و مورد تحلیل و بررسی واقع نشده است. منشآت گروسی؛ اثری در نامه نگاری و مکاتیب دیوانی فارسی است که در قرن سیزدهم به سبک قائم مقام فراهانی به نثری ساده و بینابین نگاشته شده است و از نظر انعکاس اوضاع تاریخی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دیوانی و... حائز اهمیّت می باشد، لذا بازنگری و معرّفی و شناسایی این اثر در باز آفرینی گذشته فرهنگی ایران، می تواند مؤثّر باشد. در این مقاله سعی بر این است ضمن معرّفی امیر نظام گروسی و نقش وی در ترّقی و اصلاح جامعه و توجه به علوم ادبی و ادبیان، نسخه های اساس و کمکی منشأت وی، نیز معرّفی شده و به بیان مهّم ترین ویژگی های این اثر، پرداخته شود.
جلوه عارفانه آیرونی نمایشی در دفتر اوّل مثنوی معنوی
منبع:
علوم ادبی سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
283 - 314
حوزههای تخصصی:
آیرونی یکی از عوامل نارسایی و پیچیدگی متن است که در زبان فارسی معادل طنز و طعن می باشد که با هدف تأدیب و تنبیه، در متن توازن و انسجام ایجاد کرده و لازمه هر اثر هنری است. مولوی در مثنوی معنوی که اثری تعلیمی عرفانی است در قالب حکایت های حکمت آمیز قصد تعلیم و آگاهی بخشی دارد؛ لذا آیرونی بازتاب گسترده ای در این اثر تمثیلی دارد و از این نظر می توان مولوی را با شکسپیر در ادبیّات مغرب زمین مقایسه کرد. در این پژوهش مصداق های آیرونی نمایشی را در پیوند با عناصر آیرونی ساز، از جمله عنصر معصومیّت یا اعتماد بی خبرانه، خنده آوری، تضاد ظاهر با واقعیّت و عنصر فاصله نمایشی به مسائل عرفانی مانند: جهد، توکل، صبر، قناعت و فقر بررسی شده است. عناصر آیرونی ساز در مثنوی مسائلی مانند: نادانی، ناآگاهی از سِرّ و حقیقت امور، حقیقت نمایی به جای حقیقت، کج اندیشی، ریا، دنیا پرستی، معصومیّت، لاف و گزاف مبتنی بر ادعا، حرص، نقص و ضعف نفس و اخلاق، بخل و... باعث گرفتاری آدمی است. بیان روایی تمثیلی مولوی در مثنوی، زمینه ساز آیرونی نمایشی با طنزی خفیف است که نشانه هایی از ساده دلی و موذی گری دارد و داستان را در مرز جِد و هزل قرار می دهد. درون مایه داستان های آیرونیک، به ظاهر حاوی مزاح، تخفیف و آسیب پذیری شخصیّت داستان است، امّا در فحوای کلام نتایج عرفانی آموزنده اش قابل فهم است. آثار غیر طنز مانند مثنوی معنوی مولوی و شاهنامه فردوسی به دلیل غیرمنتظره بودن حوادث داستانی، اغلب آیرونی نمایشی دارند. توجّه به محتوای متن و بررسی دقیق آن بهترین راه تشخیص آیرونی است.