توجه به فرهنگ شهروندی و اموزش ان، رویکردی نوین است که کشورهای توسعه یافته به ان پرداخته اند و نتایج موثر ان در رفاه وتوسعه جامعه باعث شده کشورهای در حال توسعه نیز ضرورت ان را درک کرده و زمینه اموزش را فراهم اورند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، تعیین میزان حضور مضامین مرتبط با اموزش فرهنگ شهروندی و فرهنگ قانون مداری- به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی ان- در محتوای داستان ها و حکایت های فارسی و نقد ان است. جامعه اماری این تحقیق، داستان ها و حکایت های کتاب فارسی بخوانیم دوره ابتدایی اموزش و پرورش سال 1394-1393 است. واحد زمینه نیز متن کتاب های یاد شده و واحد تحلیل (ثبت) مفاهیم مرتبط با اموزش فرهنگ شهروندی قانون مداری در نظرگرفته شده است. نتایج بدست امده احاکی از این است که از کل 72 داستان وحکایت ثبت شده فقط 17 مورد دارای شاخص های مرتبط با قانون مداری بوده که اکثرا نیز در پایه های دوم و سوم هستند که دانش اموزان از توانایی و مهارت خوانداری کمتری برخوردارند. همچنین بررسی میزان فراوانی شاخص ها نشان می دهدفراوانی شاخص ها از یک تعادل نسبی برخوردار نیستند؛ بطوری که شاخص رعایت حقوق شهروندان دارای 53 درصد و پایبندی به هنجارها، ارزش ها و قوانین و مقررات 5.9 درصد فراوانی است. همچنین 67 درصد از مضامین مطرح شده در شاخص ها دارای بار اموزشی منفی، در جهت تضعیف فرهنگ قانون مداری هستند و این موضوع با اهداف نظام اموزش و پرورش کشور مغایرت دارد و لزوم بازنگری و اعمال اصلاحاتی درخصوص محتوای این کتاب ها را ضروری می نمایاند.
توتم یکی از مشخصه های جوامع ابتدایی است. بلوچ ها بسیاری از آداب، رسوم و باورهای بسیار کهن خود را حفظ کرده اند. نشانه هایی از باور به برخی از توتم ها، هم اکنون هم در فرهنگ عامه و ادبیات است. سیه مار با نام علمی » سیه مار « بلوچی مشاهده می شود. یکی از توتم های شاخص بلوچ، یکی از گونه های مارهای سمی و خطرناک کبری در منطقه بلوچستان است و درباره آن »Bungarus« افسانه ها و حکایت های بسیاری وجود دارد. سیه مار و سمبل های آن در فرهنگ و ادبیات بلوچی، بازماندهای از باورهای توتمی کهن است. در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری ازنظریه های روانکاوی فروید و لاکان نشان می دهیم که چگونه سیه مار یکی از توتم های مهم بلوچ ها شده است و چگونه تا زمان حال در فرهنگ عامه و ادبیات بلوچی به حیات خود به مثابه یک توتم ادامه داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیه مار از انواع توتم های روانشناختی است و پیوندهای ژرفی با میل، انگارههای جنسی زنانه و مردانه، تولید مثل، ترس، اضطراب، فقدان، ژوئیسانس، فالوس و باروری دارد و جایگاه توتم سیه مار در فرهنگ عامه و ادبیات بلوچی، بیش از هرچیز، بازنمایی و به حرکت درآوردن نشانه های جنسیت و باروری در پهنه زندگی اجتماعی است.
اساطیر و حماسه ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند، از این رو برای شناخت آثار حماسی باید عناصر اسطوره ای را نیک شناخت. یکی از این عناصر اسطوره ای که رمز هستی است و با اساطیر آفرینش، پیوندی ناگسستنی دارد، اسطورة «آب» است. این عنصر که به عنوان یکی از عناصر متضاد چهارگانة جهان مادی در نزد اکثر ملل، مظهر جاودانگی و تداوم حیات است، دارای نقش اسطوره ای گشته است. در داستان کوراوغلو نقش اسطوره ای آب در کنار کوه وآتش برجسته است. اسبان اسطورهای برآمده از آب، گذر از آب، قوشابولاغ که قهرمان داستان را فره مند می کند و او را قدرت بازو، نعرة پهلوانی و هنر خنیاگری می بخشد با آب حیات ارتباط دارد، اگرچه نمود دیگر آب حیات را در آخر داستان می بینیم که کوراوغلو با خوردن آن به چهل تنان می پیوندد. نقش مشترک آب در داستان کوراوغلو و شاهنامه فردوسی و روایت های شفاهی آن حماسی ملی ملت های ترک زبان، نشان از ارتباط تنگاتنگ و ظریف فرهنگ ها با یکدیگر دارند. این مقاله به مقایسة اسطورة آب در داستان حماسی کوراوغلو و شاهنامه فردوسی و روایت های شفاهی می پردازد.
حسن طلب، سخنی ادبی و به مقتضای حال با درونمایه ی نیاز است که مخاطب خاص دارد و قالب های شعری به عنوان ساخت زبانی برای بروز آن، رابطه ی تنگاتنگی با تأثیرگذاری این آرایه ی ادبی دارند. از سویی،برگزیدن قالب شعری مناسب برای بیان حسن طلب،یکی از مهم ترین عوامل ایجاد ارتباط و تأثیر آن بر مخاطب است؛ چنان که آرایه ی مذکور در آغاز، میانه وپایان قالب هایی چون قصیده، قطعه، ترکیب بند، ترجیع بند، رباعی وغزل باشیوه های گوناگون و با درنظر گرفتن تمهیدات وشگردهایی ویژه، به کار رفته است.از این رو، قالب شعری به عنوان یکی از عناصر زیباساز و تأثیرگذار طلب در بافت شعرو نیزچگونگی قرارگرفتن حسن طلب در آن،از عوامل زیبایی و هنری بودن این آرایه ی ادبی به شمار می روند؛ بنابراین، در این مقاله تلاش شده تا سیرکارکردی را که حسن طلب در قالب- های شعری از آغاز تا قرن هشتم هجری سپری کرده است و جایگاه آن در قالب های مورد استفاده و میزان کاربرد آن را در هریک از آن قالب های شعری در هر دوره ، با نگاهی تحلیلی و آماری، بر پایه ی دیوان های شعری شانزده تن از شاعران برجسته ی شعر فارسی بررسی شود. قالب قصیده با شیوه های متنوع، بیشترین کاربرد را دارد پس ازآن به ترتیب قالب های قطعه، غزل، رباعی، ترجیع بند وترکیب بند و به یک نسبت مثنوی و مسمّط تحت تأثیر ویژگی های خاص این آرایه ی ادبی، به کار رفته است.