نقد کهن الگویی از انواع نقد اسطوره ای است که بیشتر بر نظریات یونگ در مورد ناخودآگاه جمعی و صور ازلی تاکید دارد. در نظر یونگ، کهن الگوها آن دسته از صور ازلی ونوعی اند که در عمق ناخودآگاه جمعی انسان ها، به صورت بالقوّه وجود دارند و خفته اند. این صور کهن و اساطیری، می توانند در هنر و ادبیّات تجلّی یابند. منظومه های عاشقانه، یکی از عرصه هایی است که می تواند بستر ظهور کهن الگوها گردد. از آن جا که ادبیّات هر ملّت، ریشه در فرهنگ و باورهای آن سرزمین دارد و مطالعه داستان های کهن، نه تنها از جنبه ادبی، هنری یا سرگرمی، بلکه از نظر آشنایی با افکار و ارزش های فردی و اجتماعی مردم یک سرزمین حائز اهمیّت است؛ پژوهش حاضر، با تببین نمادها و کهن الگوهای داستان وامق و عذرا و نقش آن ها در تعالی عاشق، می کوشد جایگاه معشوق تعالی بخش را در منظومه مذکور مورد بررسی قرار دهد؛ تا آشکار شود که آیا در داستان عاشقانه، اتّحاد کهن الگوها می تواند نقش معشوق در تعالی عاشق را نشان دهد؟ مشاهده می شود؛ اتّحاد و ارتباط کهن الگوها در این منظومه در جهت رشد و شناخت و رسیدن به کمال انسانی عاشق است.
یکی از بن مایه های داستان های حماسی و اساطیری، مداخله قوای فراطبیعی در قالب امدادهای غیبی در حمایت از قهرمان است. در اساطیر، ناتوانی قهرمان با نیروهای پشتیبان یا فراطبیعی جبران می شود. قهرمان اساطیری با نیایش و مددخواستن از خداوند، به نبرد با ضدقهرمان، دیو و اژدها می پردازد و با بهره مندی از امدادهای غیبی بر تمامی دشمنانش پیروز می شود. قهرمان حماسه پیوند محکمی با نیروهای غیبی و فراطبیعی دارد که اغلب به-صورت ارتباط با خدایان و پیشگویی سرنوشت او صورت می گیرد. پیشگویی ها معمولاً با دیدن رؤیا، شنیدن آوای سروش، پیشگویی منجّمان، پیران، جنّیان و سیمرغ اتفاق می افتد و ارتباط قهرمان با خداوند و بهره مندی او از حمایت خدایان گاهی مستقیماً صورت می گیرد. اشیای جادویی، رزم افزارهای آیینی و ویژه اژدهاکشی مانند گرز گاوسر و رزم افزارهایی که از نیاکان پهلوان به یادگار مانده اند، گوهر بازوبند، حیوانات واقعی و اساطیری، موجودات فراطبیعی چون پری و دیو و قوای طبیعی ای چون باد به یاری قهرمان می آیند. در این نوشتار سعی شده با مراجعه به طومار نقالی هفت لشکر، قوای فراطبیعی که از قهرمان حمایت و او را یاری می کنند، به شیوه تحلیلی- توصیفی بررسی شوند.