متون ادبی به عنوان آینة فرهنگ هر ملت موثق ترین منبعی هستند که ناخودآگاه، آداب و رسوم و باورهای هر قوم را در خود منعکس می کند. تاریخ بیهقییکی از آثار گرانسنگ زبان فارسی است که علاوه بر ویژگی های منحصربه فرد تاریخی خود یکی از منابع فرهنگی زبان فارسی است که بیانگر بعضی از آداب و رسوم زمان خود است. یکی از مواردی که در نگاه اول ذهن خواننده را به خود معطوف می دارد، حوادث و وقایع و مراسم... حکومت مسعود غزنوی است. در همین بخش است که بیهقی در ذکر مراسم سوگواری محمود، برخلاف آیین مرسوم آن روزگار و حتی دوره های پیشین، به استناد متون ادبی معاصر خودش ازجمله دیوانفرخی از سپید پوشی مسعود و درباریانش در سوگواری محمود غزنوی و خلیفه القادربالله سخن می گوید. رسمی که کاملاً با توصیفات سوگواری سایر متون ادب فارسی، حداقل تا روزگار نویسنده در تضاد است. در این پژوهش ابتدا به رنگ های سوگواری در ملل شرق و غرب و ایران قبل و بعد از اسلام پرداخته شده، سپس علت رنگ سپید پوشیدن مأمون در شهادت امام رضا (ع) و سلطان مسعود در مرگ محمود غزنوی و خلیفه بغداد بررسی شده است و به نظر می رسد که عمل مأمون بیشتر جنبه سیاسی و حکومتی و عمل سلطان مسعود تقلیدی از مأمون بوده است.
مقوله تأثیرپذیری و تأثیرگذاری علما و دانشمندان در بیان افکار و عقاید آن ها، یکی از موضوعاتی همیشگیِ مدنظر و مطالعه پژوهشگران بوده است. در این مقاله نیز تأثیرپذیری مولانا جلال الدین محمد بلخی از امام محمد غزّالی در باب برخی مسائل تربیتی از قبیل «تربیت تدریجی و خودشناس» با تکیه بر کتاب های کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین غزّالی، و مثنوی معنوی و دیوان کبیر مولانا، مورد نظر قرار گرفته است. از آنجایی که غزّالی و مولانا به لحاظ تاریخی وحوادث زندگی با یکدیگر قرابت دارند، در بحث تعلیم و تربیت و اصولی که این دو عارف بلندپایه به آن ها اشاره کرده اند، تأثیرپذیری مولانا از غزّالی در باب مسائل تربیتی و تعلیمی درخور بررسی است. این نوشتار با روش تحلیل محتوا می کوشد تا به این سؤال، یعنی اثرپذیری مولانا در اظهار اندیشه ها و افکار خود از ابوحامد غزّالی پاسخ دهد. این تحقیق نشان می دهد که مولوی در رعایت تشویق و تنبیه، ایجاد انگیزه، نظرداشت تفاوت های شخصیتی، غور در بُعد باطنی، مهیا کردن شرایط توبه و توکل و دوری از گناه، از غزّالی تأثیر فراوان پذیرفته است تا جایی که می توان برخی آراء مولانا را ترجمان افکار غزّالی دانست.