از جمله موجوداتی که در اساطیر، افسانه ها و حماسه های فارسی، گاهی همراه با قهرمان حماسی و در کنار او و گاهی نیز در تقابل با او به ایفای نقش می پردازند، «پری» و «زن جادو» هستند. در منظومه های حماسی پس از شاهنامه، گاه این دو با خویشکاری های خود در جایگاه پری، به عنوان ایزدبانوی زایش، برکت و باروری که بازتابی از کهن الگوی «آنیما» می تواند باشد و در نقش و سویة مثبت خود ظاهر می شوند و یاور و همراه قهرمان هستند، و گاهی نیز در نقش اهریمنی خود که بازتابی از سویة منفی «آنیما» می تواند باشد، همچون زن جادو و اغواگر نمود می یابند و نقش مخرّب و ویرانگری دارند و می کوشند با اغوای قهرمان و به دام انداختن او، مانع از رسیدن قهرمان به هدف های مورد نظرش شوند. در این مقاله، پس از بحث مختصری پیرامون «پری» و «زن جادو» کوشیدیم، نشان دهیم که در حماسه های ایرانی، پری همان زن جادو است که گفته شده بعد از دین آوری زرتشت و متأثر از اعتقادات و افکار زرتشتی، دچار دگردیسی شده، به شکل موجودی اهریمنی با خویشکاری های منفی درآمده است.
نوشتار ادبی آسیا جِبّار که در جرگه نخستین نسل نویسندگان ادبیات فرانسه زبانی الجزایر به شمار می رود، به طور چشمگیری خصلت و ساحتی چند صدایی دارد. نوشتار ادبی جِبّار همواره در مرزهای فرهنگ فرانسوی که تعلیم و تربیت و مختصات روشنفکرانه او در آن شکل گرفته است و فرهنگ عربی-اسلامی که «فرهنگ احساس و عاطفه» اوست، در نوسان بوده است.
ما در این نوشتار با تکیه بر مطالعات پسااستعماری در باب چیستی و چرایی چندصدایی در آثار نویسندگان برآمده از کشورهای مستعمره سابق، خصلت چندصدایی آثار حسب حال نویسانه آسیا جِبّار را مورد بررسی قرار می دهیم. برای نیل به این مقصود، از میان این آثار عشق، فانتزی (1985) و زندان دامن گستر است (1995) را برگزیده ایم و تحلیل ها و مدّاقه های خود را بر مطالعه مضامین و ویژگی های صوری این متون استوار ساخته ایم و در جستجوی پاسخ به این پرسش برآمده ایم که چه عوامل درون متنی و بیرون متنی در شکل پذیری «منِ راوی» چندصدایی و گفتگومند جِبّار نقش داشته اند. به عقیده ما خصلت گفتگومند و تکثّرپذیر این راوی مؤید تمهیداندیشی جِبّار برای فراهم آوردن متن هایی است که در خویش جوهره دیگرپذیری و گفتگومندی دارند. این تمهید در زمانه ای که تقابل فرهنگ ها بیش از پیش بر همگان آشکار گردیده است، می تواند بارقه ای برای تاکید بر لزوم احترام، گفتگو و همزیستی میان خرده فرهنگ ها به شمار برود.
داستان «کوش پیل دندان» در کوش نامه ، از چند بخش مهم تشکیل شده است: داستان «کوش و دارنوش»، «آبتین و فرانک (فرارنگ)»، «کوش برادر ضحاک»، «نبردهای کوش در چین و ماچین و هند»، «نبردهای کوش در مغرب» و در پایان هم داستان «توبه کوش». از این بخش ها، داستان های «آبتین و فرانک»، «کوش برادر ضحاک» و داستان «نبردهای کوش پیل دندان در مغرب»، در متون نقالی بیشتر انعکاس یافته است. در این جستار، صرفاً داستان های «کوش، برادر ضحاک (یا نبیره ضحاک)»، و داستان «نبردهای کوش پیل دندان در مغرب»، در هشت متن نقالی بررسی می شود. در این متون چند نکته مهم وجود دارد. حدود روایت در این متون بدین صورت است که کوش بن کوش، نبیره ضحاک که در مغرب حکومت می کند به دست یکی از افراد خاندان رستم کشته می شود و فرزندش کوش پیل دندان به انتقام خون پدر، با لشکر عادیان به نبرد خاندان رستم می رود و او نیز کشته می شود. این گزارش به این شکل در منظومه کوش نامه وجود ندارد و طی دگردیسی هایی که معمولاً در متون نقالی پیش می آید، شکل گرفته است. بنابراین، مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای، می کوشد این موضوع را به روش قیاس بررسی و تحلیل کند. گفتنی است کوش با نام های مختلفی همچون کوش، گوش، بوغ، نیساد، نی ریز، قطران و همچنین، پیل دندان و بیل دندان در متون نقالی وارد شده است.