قصه پردازی از سنت های رایج و ریشه دار در ادبیات همه ملل و به ویژه در ادبیات فارسی است. در این فن، قصه پرداز با دخل و تصرف در قصه های کهن، روایتی نو پدید می آورد که عصاره نگرش او و پیشینیان را با خود دارد. بر این اساس، در طول زمان، روایت های متنوعی شکل می گیرد که هر یک برپایه دستکاری های قصه پرداز و میزان هنرمندی او می تواند با ریشه ها و نمونه های پیشین، مشابه یا متفاوت باشد. مطالعه در ساختار روایات متعدد از یک حکایت و مقایسه آنها، می تواند ما را به سرچشمه های پیدایش قصه های فارسی برساند، روند تکامل روایات را آشکار سازد و از کم و کیفِ دادوستد قصه پردازان، و نیز نوع تعاملات فرهنگ ها پرده بردارد. در این مقاله حکایت «سلیمان و مرد گریزان از عزرائیل» از مثنوی مولوی را براساس رویکرد ساختارگرایی، با دوازده روایت مشابه مقایسه می کنیم. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مولانا نسبت به شکل داستان ها و ساختار بیرونی و درونی روایات خویش، آگاهی و اشراف کافی دارد و در مواجهه با داستان، همچون قصه پردازی صاحب فن، با هنرمندی تمام رفتار می کند.
مقدسی در بحث از زبان مردم خراسان آن گاه که از زبان دو مرو، یعنی مرو رود و مرو شاهجان گفتگو می کند می گوید: «و لا باس بلسان المروین غیر ان فیه تحاملا و طولا و مدا فی اواخر الکلم. الا تری ان اهل نیسابور یقولون برای این و هم یقولون بترون این، یعنی من اجل هذا. فقد زادوا حرفا» (مقدسی 1906، ص 334). یعنی... در زبان دو مرو تکلف و درازی و کششی در آخر کلمات است. آیا نمی بینی که نیشابوریان می گویند برای این و مرویان می گویند بترون این، یعنی «برای این»، که حرفی به آن اضافه کرده اند. کلیه کسانی که این قسمت را نقل کرده اند بترون را به بترای تصحیح کرده اند، زیرا بترون را فاقد معنی دیده اند. این که مقدسی می گوید در اینجا، یعنی در بترون، یک حرف اضافه کرده اند نیز به این تصحیح کمک کرده است. از جمله این کسان اند مرحوم ملک الشعرا بهار (? بهار، ج 1، 1337، ص 246)؛ مرحوم دکتر ذبیح اله صفا (? صفا 1338، ص 159) و مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری که اصلا کلمه را به شکل بترای نقل کرده و متذکر اصل آن نشده است. (? خانلری 1353، ص 29) قبل از این که وارد بحث در کلمه بترون شویم به این نکته اشاره می کنیم که دو کلمه برای و بترون در مقدسی، بر عکس نام های جغرافیایی ایران و سایر کلمات ایرانی که در متن چاپی او آمده، هیچ گونه نسخه بدلی ندارد. کلمه بترای مرکب است از حرف اضافه بت >) پهلوی (pad > pad و را و ی میانجی و کسره اضافه. را در زبان پهلوی برای افاده معنی سببیت و برای نشان دادن بهره ور عمل فعل به کار می رود، مانند ?d r?y یعنی «برای این، به این سبب» (قس. چرا؟ محض ارا) و ??r?y «چرا»؟ یعنی «برای چه؟» این حرف با حرف اضافه pad به صورت نوعی حرف اضافه مرکب گسسته به شکل pad...r?y نیز به کار می رود و همین کاربرد است که در فارسی به صورت برای درآمده است، یعنی مدخول این حرف اضافه به جای آن که میان دو جز آن قرار بگیرد، بعد از آن آمده و در نتیجه یک کسره به پایان padr?y اضافه شده است. p بعدها به b بدل شده و بعد از حذف d کلمه به شکل برای در آمده است ...