تاکنون شرحهای متعددی بر بوستان و گلستان سعدی نگاشته شده که اغلب سودمند افتاده و هر یک از شارحان به فراخور حال و مجال گوشههای فراوانی از مسایل مربوط به متن و غیره را بیان کردهاند. نویسنده در این مقاله چند نکتهای در رابطه با نقص و مشکلات این شروح بیان فرموده و نظریاتی ابراز داشته است.
جفری چاسر به عنوان پدر شعر انگلیسی شناخته شده و مابین قرون وسطا و جدید‘پشتوانه ای بزرگ برای زبان و ادبیات انگلیسی بوده است . سبکهای شعری که او بنیان گذاشت ‘مورد استفاده بزرگانی چون اسپنسر‘شکسپیر‘میلتن‘درایدن وپوپ قرار گرفت. دانستن سه زبان لاتین‘فرانسه و ایتالیایی‘بیست و پنج سال خدمت در دربار و آشنایی نزدیک با زندگی و آداب ورسوم بزدگان انگلستان‘سفرهای اوبه فرانسه‘ایتالیاواسپانیا ودیدارهایی که با بزرگان ادب چون بوکاچیو و پترارک داشت ‘ و نیز مطالعه آثار آنها سبب شد که قدرت علمی و فرهنگی ودید و آگاهی فوق العاده ای را نسبت به طبقات مختلف جامعه حاصل کند و به بالاترین و حساس ترین مقام دولتی و درباری برسد. شاهکارهایی را که او خلق کرده‘امروز نیز چاپ ومنتشر می شود و نام وی پس از ششصد سال‘هنوز زنده و جاودان باقی مانده است .
ویلیام وردزورث(1850-1770)یکی از پربارترین شعرای رمانتیک انگلستان است که شعر رمانتیک توسط او و دوست شاعرش کالریج به اوج شکوفایی وکمال رسیده است . وردزورث در دوران کودکی و جوانی با زادگاهش‘دریاچه ها‘کوه ها‘تپه هایش انس و الفتی یافت و براین باور شد که طبیعت مونس و یار بزرگ آدمی است ‘ آن گونه که می توان حضور شکوهمندانه خدا را درآن جلوه گر دید. دوروتی ‘ خواهر وردزورث ‘ همدم زندگانی او بود و در تدوین سروده هایش او را یاری داد. او از 1830 به بعد آنچنان شهره شده بود که همگان او را گرامی می داشتند. دانشگاه های درام و آکسفورد با اعطای درجه افتخاری او را ستودند. وردزورث در 7 ساله پایان عمر خود ملک الشعرای دنیای ادب انگلستان بود. یکی از اشعار مشهور او دروگر تنها است که در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد.
دو شاخه اصلی معرفت بشری را می توان معرفت فلسفی و معرفت شهودی نامید. معرفت شهودی یا اشراقی که مبتنی بر مشاهده قلبی است، سابقه دیرین دارد و به خصوص در میان شرقیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عرفا این شاخه را اصلی ترین شاخه معرفت می دانند.در این مقاله نخست معرفت شهودی یا تجربه دینی تحلیل شده و سپس نظرات مولوی در این باره تبیین شده است. نویسنده پس از تحلیل تجلی خداوند بر دل اولیا و انبیا و انسانهای پاک و تجلی او برجهان به بحث عشق و کشف و ادراک جهان غیب و کشف اسرار نهان پرداخته است.
از جمله مواردی که توجه نگارنده را در طول سالیان اشتغال به تفحص درباره اوضاع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گوشه هایی از خراسان بزرگ در قرون گذشته به خود جلب کرده، حضور و فعالیتهای آزادانه علویان در محدوده دو حکومت مقتدر آن عهد یعنی سامانیان و غزنویان است که خود ازحامیان سرسخت مذهب سنت و جماعت به شمار می آمدند. در این مقاله سعی بر آن شده است تا از خلال آثار ثعالبی ادیب توانا و نام آشنای خراسان در قرن چهارم و پنجم، گذری کوتاه به آراء و عقاید عمومی نسبت به این گروه داشته باشیم که این خود می تواند ما را با یکی از زمینه های اقبال مردم به مذهب تشیع در قرون بعد نیز آشنا نماید.
هدف از تحریر مقاله حاضر، باور نگارنده نسبت به گویای واقعیت زیر است. به نظر می رسد ،آنچه را تاکنون در منابع دستور زبان فارسی تحت عناوین اصطلاحاتی چون(( بند وابسته قیدی )) و یا (( حرف ربط مرکب )) مورد بررسی قرار گرفته است ‘ براساس تحلیل زبان شناختی استوار نیست . در سطور نوشته حاضر‘ سعی می شود تا از یک طرف آن دسته از بندهای وابسته قیدی که دارای عنصر ((که )) هستند به صورت بند وابسته موصولی تحلیل شود‘ و از طرف دیگر هر حرف ربط مرکب ‘ به صورت مجموعه ای متشکل از گروه اسمی و حرف ربط استدلال گردد. بدین منظور در وهله اول تجزیه جملات مرکب مورد بحث قرار میگیرد و سپس نشان داده می شود که تا چه حد رویارویی تحلیل سنتی از این پدیده با ملاک های ارائه شده در مقاله حاضر تعارض دارد .