نام خاقانی، سخنور بزرگ ادب فارسی، در کنار نام حکیم نظامی، بلافاصله بعد از فحول اربعه ادبیات ایران (فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ) در ردیف بزرگترین شاعران سرزمین ما جای دارد و در این مورد اغلب صاحبنظران و ادب شناسان اتفاق نظر دارند.شعر خاقانی به دلیل حجاب رنگین سبک و شیوه خاص شاعری او، تا دیر زمانی چنانکه شایسته اوست، مورد توجه و ارزیابی اهل ادب قرار نگرفته بود و سالیان سال بیشتر ایرانیان این اعجوبه ادب فارسی را تنها با مداینیه مشهور او می شناختند. خوشبختانه در دو دهه اخیر، به دلایل گوناگون، شعر این سخنور بزرگ از جنبه های مختلف و بخصوص صور خیال اعجاب انگیز شاعر، مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما هنوز جای تحقیق در مورد محتوای معنوی و جهان درونی و ذهنی او خالی است و به نظر می رسد که راهی دراز برای دستیابی به اینکه خاقانی چه می گوید، در پیش رو داشته باشیم و این کار تنها با همت جمعی دوستداران و پژوهشگران شعر فارسی امکانپذیر خواهد بود. از جمله این موارد، جایگاه خاقانی در قلمرو عرفان و مباحث معرفتی است. هدف نگارنده در این نوشته این بوده است که پایگاه این شاعر بزرگ را در این زمینه، که از قرن پنجم به بعد، به عنوان بعد پیوسته ادب فارسی شناخته می شود، در حد توان، روشن کند.
مدرن گرایی در عرصه رمان نویسی پس از انقلاب به جریانی پرطرفدار تبدیل شده است. رمان مدرن در این دوره، در واقع خلف صالح رمان مدرن پیش از انقلاب است که با «بوف کور» صادق هدایت بنیان نهاده شده است.رمان مدرن غربی مبتنی بر اندیشه های اومانیستی پس از رنسانس است و مهمترین مولفه های آن از دیدگاه فلسفی هنر عبارت اند از: بحران واقع نمایی، مرکزیت زدایی، آشنایی زدایی، انزوا و ابهام معنایی است. از نظر صوری نیز رمان مدرن با قهرمان سنتی، طرح قصه و راوی المپی وداع می گوید.با پیروزی انقلاب اسلامی مدتی از اقبال نویسندگان به مدرنیسم کاسته شد، اما با فروکش کردن فضای پرشور انقلابی در اواخر دهه شصت و آغاز دهه هفتاد این اقبال مجددا فزونی گرفت. رمان مدرن فارسی با اخذ فرم رمان مدرن غربی و به کارگیری ابزار روایت ذهنی، فاقد دیدگاه های نیست انگارانه اومانیستی مدرنیسم غربی است. به همین دلیل رویکرد این جریان همچون رئالیسم سنتی عمدتا انتقادی است و موضوع این انتقاد اغلب ارزشها و اصول اخلاقی و اجتماعی برآمده از نظام دینی و انقلابی است.
دانشمند محترم، آقای دکتر محمد دبیر سیاقی، تاکنون دیوان منوچهری را دو بار تصحیح کرده اند. تصحیح نخست ایشان در سال 1326 منتشر شد و پس از آن چهار بار، با تغییراتی، در سال های 1338، 1347، 1356 و 1363، مجددا به چاپ رسید. در سال 1370، تصحیح دیگری از این دیوان به همت انتشارات زوار منتشر شد که، درصفحه دو، نوبت چاپ آن چاپ اول قید شده است. بعد از این تاریخ نیز این تصحیح یک بار دیگر به چاپ رسید که ظاهرا این تجدید طبع بدون هیچ گونه تغییری بوده است. طبق احصای بنده، تصحیح دوم کتاب نسبت به چاپ سوم از تصحیح اول – که دراختیار نگارنده است – 38 بیت اضافه دارد. تعدادی از این ابیات مربوط به نسخه ای از دیوان منوچهری است که در سال 1051 نوشته شده و در اختیار برادر مرحوم دهخدا بوده، ولی در اصل به خود دهخدا تعلق داشته است؛ یادداشتی بر برگ اول آن و نکته ای که در زیر می آید این مطلب را تایید می کند. آقای دکتر دبیر سیاقی تفاوت ها و اضافات این نسخه را، در صفحات سی و هفت تا پنجاه از تصحیح اول دیوان (1363)، نقل کرده اند.
آقای دبیر سیاقی، پس از چاپ تصحیح اول کتاب، نمونه هایی چاپی آن را به نظر مرحوم استاد فروزانفر رسانده بودند و ایشان درباره تعدادی از ابیات دیوان حدس هایی زده بودند که ایشان این تصحیحات را، در چاپ های بعدی، به متن کتاب برده اند. سپس، یادداشت ها و «حدس ها»ی مرحوم دهخدا را نیز از حواشی نسخه خود استخراج کرده و غالب آنها را در متن کتاب درج کرده اند. منتقل کردن این گونه تصحیحات حدسی و گاه ذوقی به متن، در تدوین متن های انتقادی، بی شک با روش مرسوم تصحیح انتقادی و علمی متون سازگاری ندارد. یک متن انتقادی عینی فقط باید به نسخه هایی متکی باشد که مصحح بر اساس آنها کتاب را تصحیح می کند. هر گونه حدس و احتمال درباره صورت کلمات و عبارات متن، ناگزیر، باید در حاشیه قید شود. تنها در مواردی که، در نتیجه سهو القلم کاتب، غلطی آشکار در متن پیدا شده یا کلمه ای، هنگام کتابت، از قلم افتاده باشد مصحح می تواند متن را تغییر دهد. اما، در مورد دیوان منوچهری و «تصحیحات» مرحوم دهخدا نکته دیگری هست و آن این که دهخدا نسخه مورخ 1051 را در اختیار داشته و مقدار زیادی از آنچه را در حاشیه نسخه خود آورده، و به عنوان «تصحیح» دهخدا به چاپ های تصحیح اول دیوان راه یافته، از این نسخه نقل کرده است. نمونه این گونه منقولات را در صفحات سی و هفت تا پنجاه و سه مقدمه چاپ پنجم می توان دید. احتمالا وی به بعضی نسخه های دیگر دیوان یا به جنگ ها و مجموعه های دیگری نیز دسترسی داشته است و صورت های مضبوط در این نسخه ها را در ذهن داشته و در حاشیه نسخه خود از دیوان منوچهری نقل کرده است. این نکته در مورد تصحیحاتی که دهخدا در اشعار منقول در لغت فرس اسدی انجام داده، و آقای دکتر دبیر سیاقی آنها را به متن چاپ خود از لغت فرس منتقل کرده اند، نیز کاملا صدق می کند. نگارنده، هنگام تصحیح لغت فرس اسدی، متوجه شد که تمام این «تصحیحات» منقول از نسخه های دیگر لغت فرس یا از فرهنگ های دیگر است که دهخدا، بدون هیچ گونه قیدی و اشاره ای، در حاشیه نسخه چاپی خود نقل کرده بوده است...
معدن کن، معصومه، نگاهی به دنیای خاقانی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ج1، 1375؛ ج2، 1377؛ ج3، 1378، ده + هفده + شانزده + 791 صفحه.
این تحقیق موضوع پایان نامه دکتری مولف در رشته زبان و ادبیات فارسی بوده که به راهنمایی دکتر منوچهر مرتضوی در دانشگاه تبریز به انجام رسیده است. انگیزه این تالیف در مقدمه چنین بیان شده است:
جاذبه های فراوان شعر خاقانی موجب شد که نگارنده به بررسی فرهنگی و اجتماعی و تاریخی و جغرافیایی دیوان خاقانی روی آورد و با تجزیه و تحلیل این دیوان مباحث و فواید پراکنده را کشف و گردآوری و با ترکیب آنها به صورت ابواب و فصولی چند، بکوشد تا اشعار پراکنده و مشهور به دشواری و اغلاق خاقانی را به اجزای پیکر واحد و جان داری از حیات اجتماعی روزگار خاقانی تبدیل کند و وحدت و نظم جهان خاقانی و عرصه فرهنگی و اجتماعی گسترده این سخنور بزرگ را نشان دهد و تجربه ای از تحقیق در شئون فرهنگی و اجتماعی و تاریخی یک مجموعه ادبی را با تدوین نتایج آن بیان نماید. هر چند باید صادقانه اعتراف کنم که هنوز در پایان کار خود را در دامنه های قلل رفیع و بدایات عرصه های پهناور شناخت این جهان وهم انگیز می یابم و، با همه کوشش که در این بررسی و تحقیق کرده ام، کاری سزاوار وسعت و شکوه جهان پهناور شاعر شروان و درخور انتظار صاحب نظران انجام نداده ام. (ص 4)
مولف این کتاب را بر اساس دیوان خاقانی، تصحیح شادروان ضیا الدین سجادی، تدوین کرده و از تصحیح مرحوم عبدالرسولی نیز بهره برده است. در این تحقیق، اندیشه ها، عواطف و زندگی ادبی و خانوادگی شاعر و نیز اوضاع فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی روزگار خاقانی و محیط پیرامونش از دیوان وی استخراج شده و ذیل هفت عنوان کلی، در سی و سه بخش: زندگی خاقانی، صحنه آسمان در دیوان خاقانی، طب، بهداشت، موسیقی، باورها، سوگواری، عروسی، آرایش زنان، اعیاد، بزم ها، باده گساری، مشاغل، بازی ها و سرگرمی ها، شکار، سفر، معاملات، البسه، اطعمه، کشاورزی، گوشه هایی از اوضاع و احوال اجتماعی، تعلیم و تعلم، کودکان، رسوم و تشریفات خسروان، قصر و ایوان، مناصب، درم خریدگان، داوری و مسائل مربوط به آن کبوتران نامه بر، چشم انداز مسائل ترسایی و یهودی و زردشتی، اشارات تاریخی و جغرافیایی، طرایف بلاد، و نوادر حکایات و اشارات، گردآمده و سپس بخش سی و چهارم شامل بعضی مطالب متفرقه به آن افزوده شده است...