فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۰۸۱ تا ۳۵٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تبارشناسی ادبیات پیش از مشروطه ادبیات معترض و روشنگر (بخش نخست)
حوزههای تخصصی:
تشتی سرشار از لاژورد (نگاهی به هایکوهای سنتی ژاپن)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب (آن حکایت ها (گفتگو و نقد هرمز کی با احسان نراقی)
حوزههای تخصصی:
روشنگران ایرانی و نقد ادبی (نوشته ی ایرج پارسی نژاد)
حوزههای تخصصی:
نظر مشابه ملک الشعرای کتابخانه ی کنگره ی امریکا و فردوسی درباره ی شعر
حوزههای تخصصی:
شاهنامه: متن دشوار آسان نما
حوزههای تخصصی:
رازگویی با چاه
حوزههای تخصصی:
تحلیل زندگی و آثار سهراب سپهری
حوزههای تخصصی:
چهره مولانا در آلبوم شخصی مکتوبات او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چهره مولانا، در چشم کسانی که او را می شناسند، در همه جای جهان، چنان که باید، چهره ای عرفانی است. تصویر او تصویر انسانی است روحانی و معنوی که شکوه و جلال قدسی همچون هاله ای به گرد رخسار او حلقه زده است. شخصیت او، به دریایی عمیق و زلال می ماند که امواج بلند و سرکش عشق درآن، دم به دم، طوفان به پا می کند. این تصویر عمدتا از کتاب گران سنگ مثنوی او و دیوان غزلیات شورانگیز شمس حاصل شده است. اما مولانا را علاوه بر مثنوی و دیوان شمس و فیه ما فیه و مجالس سبعه، کتاب دیگری نیز هست که همانا مکتوبات اوست، مجموعه یکصد و پنجاه نامه کوتاه و بلند به جا مانده از او که به ما کمک می کند تا تصویری را که از شخصیت او در ذهن داریم برجسته تر و کامل تر سازیم.
مکتوبات مولانا بارها در ترکیه و ایران به چاپ رسیده است. مرجع ما در این مقاله آخرین چاپ این کتاب است که به تصحیح دکتر توفیق ھ. سبحانی و ویرایش احمد سمیعی به سال 1371 به همت مرکز نشر دانشگاهی در تهران چاپ و منتشر شده است و دو مقدمه عالمانه از شادروانان عبدالباقی گولپینارلی و دکتر فریدون نافذاوزلوق در آغاز و نیز چند فهرست و نمایه در پایان کتاب بر فواید آن افزوده است. چنان که افلاکی در مناقب العارفین می نویسد، مولانا روزانه ده دوازده نامه می نوشته و بنابراین، بر جای ماندن این تعداد نامه، از میان نامه های بسیاری که وی می نوشته، تعجب آور نیست...
نوآوری های عبیدالله عبیدی در دستور زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی ادیبان و محققان زبان فارسی در شبه قاره و بعضا ایران بر این باورند که دوران اورنگ زیب عالمگیر (1068 - 1118)، آخرین فرمانروای مقتدر تیموری هند، به دلایلی چون حمله نادر به هند و تعصب مذهبی اورنگ زیب، تسلط انگلیسی ها، عصر انحطاط و زوال زبان و ادبیات فارسی در این سرزمین بوده است. گروهی دیگر، به خلاف، برآن اند که آن عصر، از این حیث، نه تنها دچار زوال و رکود نبوده بلکه در برخی زمینه ها، به ویژه در زمینه نثر فارسی، قرین اعتلا و شکوفایی بوده است. حتی در این زمان است که بعضی پژوهشگران، سهم هندوان را در ارتقای زبان و ادبیات فارسی بیش از گذشته می دانند. رقعات عالمگیری اورنگ زیب از نمونه های جالب توجه انشای فارسی در این دوره به شمار می آید. اشعار زیب النسا، دختر اورنگ زیب، نمودار ذوق شاعره ای تواناست. بیدل شاعر معروف هم زاده این عصر است.
گفتنی است که اورنگ زیب اولین فرمانروای تیموری است که در کار اداری سمت واقعه نویس و سوانح نگار را مقرر کرد. کتاب بیست وسه جلدی فتاوای عالمگیری هم زیر نظر وی نوشته شد که حدود هفتصد نفر از علمای عصر او در تدوین آن سهیم بودند.
پس از فوت اورنگ زیب، با آن که زوال حکومت تیموری آغاز گردید، زبان فارسی از رواج باز نایستاد. غالب (وفات: 1869) شاعر معروف این عصر است که به زبان های فارسی و اردو شعر می گفت. از او آثار متعددی به نظم و نثر فارسی به جا مانده است. شاعران فارسی گوی مانند محمد شبلی نعمانی و غلام قادر گرامی و، از همه مهم تر،علامه اقبال لاهوری در ترویج و گسترش زبان فارسی کوشش های بسیار کردند و به قول گرامی:
در دیده معنی نگران حضرت اقبال پیغمبریی کرد و پیمبر نتوان گفت
تصوف در آینه نقد صوفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد صوفی، محمد کاظم یوسف پور، انتشارات روزنه، تهران 1380، 468 صفحه.
تصوف یا عرفان اسلامی متعالی ترین و باشکوه ترین و پرجاذبه ترین جلوه فرهنگ اسلامی است که همواره الهام بخش و وحدت بخش مسلمانان بوده است. حقیقت عرفان ریشه در نهاد و فطرت الهی انسان دارد و ظهور آن درکلام و رفتار است که با فرهنگ پیوند می یابد. از این رو، هیچ دین یا فرهنگ دینی را نمی توان یافت که از گرایش های عرفانی تهی باشد. عرفان اسلامی، که ریشه در تعالیم بلند کتاب آسمانی و سنت دارد، در اصل، همان حقیقت و جوهره دین اسلام است. اساسی ترین مبانی عرفان اسلامی بر آیات الهی و تعالیم و آموزه های رسول اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام مبتنی است و سلوک عملی پیامبر اسلام و اهل بیت گواه این حقیقت است.
در اواسط یا اواخر قرن دوم هجری بر گروهی از عارفان بغداد عنوان صوفی اطلاق شد و بعدها، تا چندین قرن، عنوان صوفی با عارف، و نیز تصوف با عرفان مترادف گشت. البته برخی از عارفان میان عرفان و تصوف تمایز قایل شده و مرتبه تصوف را دون مرتبه عرفان دانسته اند (قشیری، ص 476 و بعد؛ نسفی، ص 297).
در باره ریشه و معنای الفاظ تصوف وصوفی، و زمینه های پیدایش تصوف، آرا متعددی اظهار شده است. منابع و مآخذی را که به این مباحث پرداخته اند به سه دسته می توان تقسیم کرد: 1) منابع عرفانی، از جمله قوت القلوب ابوطالب مکی، التعرف لمذهب اهل التصوف ابوبکر کلابادی؛ اللمع فی التصوف ابونصر سراج طوسی؛ الرساله القشیریه ابوالقاسم قشیری، کشف المحجوب هجویری. 2) منابع و مآخذ غیر عرفانی متقدم، از جمله اساس البلاغه زمخشری؛ تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی؛ تلبیس ابلیس ابن جوزی؛ رساله الصوفیه و الفقرا ابن تیمیه؛ مقدمه ابن خلدون. ظاهرا یکی از نخستین منابعی که در آن لفظ صوفی یا صوفیه آمده البیان و التبیین جا حظ (وفات:255) است. 3) منابع و مآخذ معاصر که آنها را در دو گروه می توان جای داد: آثار عرفان پژوهان مسلمان؛ تحقیقات عرفان پژوهان غربی. از میان محققان ایرانی معاصر در زمینه تصوف و عرفان، دکتر قاسم غنی، استاد بدیع الزمان فروزانفر، استاد جلال همایی و دکتر عبدالحسین زرین کوب را باید نام برد. هم چنین، از معاصران مسلمان، عبدالرحمن بدوی صاحب تاریخ التصوف الاسلامی من البدایه حتی نهایه القرن الثانی یاد کردنی است...
«سرزمین پریان» در خاک مادستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«پری: تحقیقی در حاشیه اسطوره شناسی تطبیقی»، پژوهش خواندنی و بس ستودنی استاد بهمن سرکاراتی، را در واپسین سال های نخستین دهه پس از انقلاب – آن هنگام که دوره مجلدات نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز به سادگی یافت نمی شد – خوانده بودم. این مقاله ارزشمند، همراه با نوشته هایی دیگر از استاد، در قالب کتابی به نام سایه های شکار شده (نشر قطره، تهران 1378)، تجدید چاپ شده است. چندی پیش از این هم نوشته دوست گرامی، آقای ابوالفضل خطیبی، را – که آن نیز «سایه های شکار شده» نام گرفته است – در معرفی مجموعه مقالات استاد در نامه فرهنگستان (سال چهارم، شماره دوم، 1377، شماره پیاپی 14) خواندم.
نوشته کنونی، در حقیقت، با انگیزه افزودن یادداشتی بر اشارات او در باب مقاله «پری: تحقیقی در حاشیه اسطوره شناسی تطبیقی» (سرکاراتی 1350)، فراهم شده است. وی چکیده ای از آن مقاله را نقل کرده چنین افزوده است:
بیوار... به این مقاله ]«پری...»[ توجه کرد ولی خود نظریه دیگری درباره منشا و خاستگاه پریان پیش کشید. بنابر نظریه بیوار، سرچشمه افسانه پریان را، با آن نیروی مشهور جادوگری و جنگاوری، نباید در مفاهیم دینی هندو اروپایی جستجو کرد بلکه این افسانه های برخاسته از یک سلسله سنت های ایرانی مربوط به قبیله ای موسوم به پریکانی هستند. این قبیله در منطقه خوش آب و هوای جبل بارز، که در قسمت جنوبی ناحیه ای که از رفسنجان و پاریز تا بلند ترین مناطق پیرامون ده بکری بین بم و جیرفت امتداد دارد، سکونت داشتند. به گفته بیوار، روحانیون زردشتی از این قبیله بیزاری می جستند؛ ولی گویا، به تاثیر روایات پارتی، در حماسه ها و سپس در شعر پارسی، با آنان همدلی می شود...
مقاله: دستور زبان همگانی و شکل گیری دانش زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواسته ها
حوزههای تخصصی:
نگاهی به مبانی پارادوکس در فلسفه و ادب
حوزههای تخصصی:
در حضور تاریخ
زریاب خویی در قلمرو شاهنامه پژوهی
حوزههای تخصصی: