«رنگ»، بعنوان برجسته ترین و نمودارترین عنصر در حوزه محسوسات، از دیرباز تاکنون مورد توجه انسان بوده و همواره روح و روان آدمی را مسحور قدرت نافذ خویش نموده است. امروزه رنگ مهمترین عنصر در بروز خلاقیتهای هنری و بهره وری محسوب می شود؛ چنانکه بسیاری از بزرگان ادبی و هنری جهان چون «گوته» - به اذعان خویش - مدیون استفاده خلاق از رنگها و توجه دقیق بدان بوده اند. رنگ مایه آرامش و هسته آرایش جهان است و شاعران، بعنوان زیبا شناسان جهان آفرینش از واژگان رنگین در عینی تر شدن ایماژهای شاعرانه و کشف و توضیح روابط میان اجزای تصاویر شعری و گاه در راستای تبیین و تلقین مفاهیم بیان ناشدنی فضای نمادین اشعار خویش بهره ها برده اند و تاریخ نمادگرایی انسان نشان داده که او به هر چیز خاصیت نمادین بخشیده است. رنگ نیز از این قاعده و خاصیت دور نمانده و گاه از مهمترین عناصر در نماد پردازی شاعرانه گردیده است. لذا این جستار، در پی بررسی و تحلیل زمینه های نمادین رنگ در اشعار معاصر با تکیه و تاکید بر آثار سه شاعر برجسته معاصر، نیما سپهری و موسوی گرمارودی است.
ازرقی هروی از شاعران قرن پنجم و ششم است که او را عموما شاعری درجه دوم محسوب می دارند. در این مقاله، نویسنده ضمن بازنگری و بررسی اطلاعات مربوط به شاعر، و مسایل مربوط به زندگی او به بحث در باره سبک آثار، نوآوری ها و تازگی های شعرش پرداخته و نشان داده است که او به سبب همین تازگی ها از بعضی شاعران هم عصرش برتر یا با آنان برابر است. در این مقاله، مسایل فنی شعر وی در محور اندیشه، خیال، عاطفه، زبان، موسیقی و شکل، بررسی و برای هر یک از محورهای مذکور و جزییات فنی هر یک از آن ها نیز شواهدی ارایه شده است.
از ویژگی های برجسته سروده های حافظ، هندسه، هنجار، ساخت و پرداخت سنجیده و استواری است که کم تر می توان در آن دست برد و پاره ای از نغز کاری های آن را از دست نداد. یکی از زمینه های سامان پذیری این هندسه و هنجار بی هنباز، کوشش و کنکاش های هماره ای است که حافظ در کار بازنگری و دست کاری و به سازی سروده های خویش هزینه می کرده است. بازنگری ها و دست کاری هایی که بسیاری از نسخه بدل ها و دیگر نویسه های گوناگونی را که در نسخه ها و دست نوشته های دیوان او دیده می شود، از پی داشته است. از این روی ویراستاران دیوان او ناگزیر باید بکوشند بر پایه هنجارهایی پسندیده، دیگر نویسه هایی را که پی آمد این بازنگری ها و دست کاری ها می نمایند باز شناسند و در متن بیاورند. در این گفتار پس از بازنمایی این نکته ها با آوردن پارهای از دیگر نویسه ها و نسخه بدل ها کوشیده ایم برخی از دست کاری های او در سروده های خویش را برای رسیدن به هندسه ای چنین سخته و سنجیده باز نماییم.
یکی از خصوصیات روح آدمی اندیشیدن درباره مرگ است. انسان از مرگ می ترسد و در جستجوی راه های غلبه بر آن است. حتی گفته شده است که پیدا آمدن جاودانان اساطیر ـ ایرانی و غیر ایرانی ـ نتیجه ترس از مرگ است. ظهور جادوگران و کاهنان و غیب گویان و فال بینان در پاسخ به این نیاز بوده است. و نیز می توان گفت که ساده ترین واکنش در برابر مرگ توسل به تعویذ و حرز و تمیمه است. این مقاله بر آن است که از انواع تعویذها در شعر خاقانی، به ویژه در اشعاری که خاقانی در رثای فرزند بیست ساله اش سروده است، سخن بگوید و چندی و چونی تعویذها را مطرح کند.