رئالیسم، در مفهوم عام به معنی علاقه و تمایلی بنیادین به عین موضوع خارج از ذهن است و از دیرباز فکر بشر را به خود مشغول داشته است. ارسطو در هنر شاعری، آثار هنری را محاکات از طبیعت دانسته است و پس از او همواره این اندیشه با فراز و فرودهایی تداوم یافت، تا آنکه در سده نوزدهم، نخست در فرانسه و سپس در دیگر کشورها مکتب و جنبشی پدید آمد که در پی تثبیت اصول و مبانی رئالیسم بود. نویسنده رئالیست در قلمرو ادبیات داستانی همواره با ترفندهای روان شناختی مجاب کننده ای، انگیزه های درونی و بیرونی کنش شخصیت های داستان را در عرصه زندگی فردی و اجتماعی به تصویر می کشد. در این پژوهش پس از توضیح و تبیین رئالیسم، چه در مفهوم عام آن، و چه به مثابه مکتبی معروف در سده نوزدهم، مبانی و ساختار رئالیسم و انواع مهم آن در ادبیات داستانی نقد و بررسی شده است.
مساله اساسی این مقاله ، تصویر سوررئالیستی است . تصویر سوررئالیستی از نظر ماهیت معرفتی و زیباشناختی ، اساسا با تصویر کلاسیک ، رمانتیک ، نمادگرا و ایماژیستی متفاوت است . مقاله ، نخست با اشاره به پیشینه نگارش سوررئالیستی ، سابقه این شیوه نگارش را از کتاب مقدس و عصر افلاطون تا تصوف اسلامی نشان داده است . آنگاه به بررسی مبانی نظری تصویر سوررئال پرداخته و مبانی معرفت تصویر سوررئالیستی را کاویده و بر این اساس ، درباره ماهیت تصویر سوررئال و زیباشناسی آن بحث میکند ، سپس نقش و ارزش تصویر سوررئالیستی را مطرح و جایگاه تصویر را در بافت نوشتار سوررئالیستی بررسی کرده است ...
تامل در قالبهای شعری از چند دیدگاه اهمیت دارد . نخست اینکه جستاری است در شناخت خاستگاه هر قالب ادبی ؛ دوم رابطه قالب ادبی با درونمایههای آن را مینمایاند ؛ و سوم اینکه شناخت قالب ادبی را از دیدگاه ادبیات تطبیقی و تاثیرگذاری یا تاثیرپذیری آن ، ممکن میسازد . ضرورت این تحقیق از آن روی دو چندان است که سه پاره ریختی است که در روزگار ما بازیابی و بازسازی شده است . در این مقاله ، نگارنده میکوشد درباره علل و چند و چون عناصر و موضوعات پیشگفته شرح و توضیح دهد ...
شعر عربی در خراسان قرن چهارم و پنجم ، در میان طبقات برجسته اجتماع ، چون علما ، فقها ، متصوفه ، عرفا ، سیاسیون و ادبا ، از منزلتی بس نیکو برخوردار بود و بسیاری از اقشار یاد شده طبع خویش را در اغراضی چند آزمودهاند و آثاری را از خویشتن بر جای نهادهاند . نیشابور نیز ، به جهت وجود انبوه طبقات مذکور ، بازارش گرمتر و پررونقتر بود . گستردگی اشعار این ولایت و تنوع اغراض در آنها ، که خود نشان از تفکر ، فرهنگ و آداب و رسوم مردم آن می دهد ، سبب شد تا نگارنده پس از تقسیم بندی آنها در موضوعات گوناگون به «رثاء» ، که شایعترین ابواب شعری در میان همه ملل بوده است ، بپردازد و گوشهای از احساسات و عواطف این ملت را در اشعار مرثیه ایشان ، به جویندگان فرهنگ و ادب خراسان بنمایاند ...
کلام اشعری نه تنها دیرزمانی همچون نوعی راست کیشی اسلامی ، سلطه و تفوق خود را بر سایر نحله های کلامی تثبیت کرده بود ، بلکه از آغاز با تصوف و اندیشه های صوفیانه نیز پیوند یافته و بر آنها تاثیرات ژرفی نهاده است . آنچه به دنبال می آید ، کوششی است برای نشان دادن برخی از ابعاد این پیوند ، آن هم با توجه به کتاب مشهور تعلیمی صوفیان ، یعنی مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه عزالدین محمود کاشانی . ...
با اینکه کلمه فرنگ در شعر خاقانای و سعدی مطرح شده و در دوره صفوی هم می توان نشانه هایی از فتنه گری چشم فرنگی را در شعر فارسی ردیابی کرد و نشان داد، اما نقطه عطف تعامل ایران با غرب دوره مشروطه است. در این دوره، رود خروشان فرهنگ غربی – مسیحی با همه ظرفیت به طرف ایران سرازیر گردید و در نتیجه آن، (کتاب مقدس) در ادبیات مدرن ایران که شدیدا متاثر از فرهنگ غربی بود، به گونه ای گسترده مطرح شد. در این مقاله بازتاب و تاثیر (کتاب مقدس) در شعر نو در چند شکل بررسی شده است...
در این پژوهش به بررسی ساخت کلان یا چارچوب فکری حماسه رستم و اسفندیار شاهنامه فردوسی و روایت کشته شدن هکتور بر اساس الگوی لباو و والتسکی (1967) پرداخته شده است. از مقایسه و تطبیق روایت رستم و اسفندیار و کشته شدن هکتور بر بخشهای عمده الگوی فوق که شامل فضاسازی، روند و پایان بندی است مشاهده می شود که هر دو روایت بر الگو منطبق است. به عبارت دیگر، این دو روایت که از دو فرهنگ و زبان متفاوت هستند، جهانی بودن الگوی فوق را تایید می کند. در این مقاله، ابتدا به معرفی الگوی لباو و والتسکی...
امیر الشعرا، عمعق بخارایی - از شاعران پارسی گوی اوایل قرن ششم هجری است. مضامین اشعار او به مقتضای زمان، مدح و گاه هجو، تغزل و وصف طبیعت و توصیفات گوناگون است. دیوان او مشتمل بر قصاید، رباعیات و بعضی قطعات است. قسمت اعظم قصایدش در مدح شمس الملک – است؛ اما در عین مداحی، استغنای طبع و علوم روح و فکر را در زیر پای شهوت و حرص لگد کوب نمی کند. او در تشبیه مهارت دارد و حدود نیمی از ابیاتش حاوی تشبیه است و بنابراین، در بررسی سبک شناسانه می توان او را شاعر تشبیه گرا نامید. غالب تشبیهات او از نوع مفرد و محسوس است و پس از آن تشبیه مجمل. اما بسامد زیاد تبیهات مشروط، وهمی، خیالی مرکب جمع، تفضیل و محسوس به معقول در دیوان شاعر گواه این اسک که او با کمل استادی، کلام خود را ظاهرا و باطنا زینت داده است و همین دلایل است که انوری – او را استاد سخن نامیده است. از آنجا که عمعق به لحاظ آوردن وجوه شباهت های تازه در زمره شاعرانی است که در تغییر سبک خراسانی به عراقی سهیم بوده اند، در این مقاله بر آنیم تا به کمک جدول آماری تشبیهات شاعر، به بررسی ارکان تشبیه، انواع و اغراض آن، اقتران بتشبیه با زیورهای بلاغی و منابع الهام گرفته در دیوان و روش و سبک بپردازیم.