در این نوشته سعیبر آن بوده که تاثیر شعر جاهلیعرب بر شعر منوچهریمورد بررسیقرار گیرد. از آن جا که بسیاریاز مضامین شعر منوچهریبرگرفته از شعر شاعران جاهلیاست، پرسشیکه مطرح میشود این است که اگر شعر جاهلیدر اختیار منوچهرینمیبود، آیا بازهم شاهد چنین تعابیریدر شعر منوچهریبودیم یا نه. در ضمن پاسخ به این پرسش، شواهد تاثیر مضامین شعرایعرب بر شعر منوچهریآورده میشود.
قلمرو شعر و شاعریدرکشور امارات بسیار گسترده و پهناور است. شعر، نه تنها در این کشور، بلکه در دیگر کشورهایعرب زبان به دو گونه نبطی(عامیانه) و فصیح تقسیم میگردد. هم اکنون در کشور امارات گروه هایمختلف مردم به ادبیات، مخصوصا به دو گونه شعر مذکور توجه بسیار دارند و روزنامه ها و مجله هاییبسیار به بررسیو نقد شعر شاعران این کشور میپردازد. به دلیل توجه ویژه گروه فرهیخته و ادب دوست کشور امارات به شعر فصیح، در این گفتار به بررسیخط سیر این گونه شعر، در این کشور از آغاز تا کنون پرداخته میشود و خواننده در این رهگذر با سه نسل: شاعران پیشاهنگ، شاعران مخضرم و شاعران جوان روبه رو میگردد.
بی شک سعدی از جمله شاعران ایرانی است که تاثیر بسیار زیادی در شعر و ادب سایر ملل گذاشته است. این تاثیر در کشور فرانسه و بر نویسندگان و شعرای این کشور بسیار محرزتر به نظر می رسد. وجود مضامین مشترک و شباهت های کلامی بین سعدی شیراز و بسیاری از این شعراء و نویسندگان نشانگر این امر است که بعد از ترجمه گلستان سعدی و مراودات فرهنگی بین دو ملل تاثیرپذیری این دو ادبیات از هم بسیار زیاد است به خصوص از ناحیه فرانسویان و نویسندگان بزرگ این کشور. سعدی و آثار وی از قرن هفده تا قرن بیست به ترتیب در جریان های فکری فرانسه تاثیرگذار بوده است. در این مقاله، سعی شده است به طور مختصر این تاثیرپذیری از سوی نویسندگان فرانسوی از ولتر گرفته تا ژان کبس به تصویر کشیده شود و جنبه های مشترک بین آنان برای خواننده مشخص گردد.
مکتب اعتزال از فرقه های کلامی عقل گرایی است که دیدگاه های متکلمانش به آرای شیعه و از جمله اسماعیله بسیار نزدیک است. از سوی دیگر آثار حکیم ناصرخسرو، متکلم برجسته اسماعیلی، عرصه بیان اندیشه های اسماعیلی است که از رهگذر مقایسه آثار او و معتزله می توان به شباهت ها و اختلاف های این دو نحله فکری دست یافت. بحث های مشترک میان اکثر متکلمان عبارت است از: صفات حق، رؤیت خداوند، کلام خدا، آفرینش، عدل، جبر و اختیار. در این مقاله سعی می شود ضمن بررسی دیدگاه های ناصرخسرو و معتزله نقاط اختلاف و اشتراک دو مکتب اعتزال و اسماعیلی نمایانده شود.
آن چه در نگاه اول و در بررسی تاریخ جهان گشای جوینی به نظر می آید این است که نویسنده کتاب به مدح و ستایش قوم مغول و در راس آ ن ها چنگیزخان پرداخته و این قوم وحشی را هم چون آیهای از آیات الهی و نشانه ای از جباریت و قدرت نمایی پرورگار نسبت به مردمانی دانسته است که از راه حق و حقیقت به دور افتاده اند و نیاز به هدایتی دوباره دارند. اما پس از غور و بررسی عمیق تر به این نتیجه بهدست می آید که نویسنده نه تنها حامی مغول و اندیشه و کنش آن ها نیست، بلکه در مخالفت و دشمنی با آن هاست و در جای جای کتاب خود و به مناسبت، به افشای جنایت های این قوم بی فرهنگ می پردازد و پرده از چهره خونخوار آن ها بر می دارد. در این مقاله کوشش شده است ضمن ارائه نمونه هایی از متن کتاب تاریخ جهان گشای جوینی، به گزاره های ناسازگار(paradox) پرداخته که به سان ابزاری کارآمد در دست نویسنده قرارداشته و این امکان را به او داده است تا در عین حفظ جان و موقعیت، به انتقاد از واقعیات جامعه بپردازد و ستم و جور مغولان را آشکار سازد که از این دیدگاه جوینی بسیار هوشمندانه و هنرمندانه عمل کرده است.
مجلس گویی از شیوه های کهن تعلیم و تبلیغ موضوعات دینی و عرفانی در میان مردم عامه است. متصوفه نیز این شیوه را در خانقاه ها به کار می بسته اند. از آن جا که بسیاری از صوفیان بزرگ اهل وعظ و منبر بوده و کتاب هایی نیز تالیف کرده اند، بی شک این شیوه در تدوین آثارشان تاثیر داشته است. در این مقاله، شیوه مجلس گویی در مجالس سبعه مولوی بررسی شده است. خطابی بودن نثر، به کار بردن شیوه گفتگو، ترجمه آیات و احادیث، آوردن دعا و مناجات در جای هایی از سخن، استناد به داستان و حکایت و مثال و تمثیل در توضیح و تبیین مطلب، استناد به شعر، توصیف صحنه ها و حالات به شیوه داستان نویسان و استفاده از سجع از ویژگی های مجالس است. آن چه مطالب را در مجالس به هم پیوند می دهد، اصل تداعی ذهنی است. در مجالس مولوی از شیوه های بلاغی مانند تکرار و تاکید و پرسش و امثال آ ن ها نیز در القای مطلب به مخاطب استفاده شده است. به کار بستن بیشتر شیوه های مذکور براساس رعایت مقتضای حال است
مهدی اخوان ثالث از شاعران برجسته معاصر است که در زمینه شعر، تئوری های ادبی و داستان، آثاری ماندگار به یادگار گذاشته است. آگاهی و تسلط او به پیشینه ادب فارسی، از جای جای اشعار و آثار او آشکار است و یقیناً یکی از مهم ترین عوامل ماندگاری او نیز، همین ویژگی است. دلبستگی اخوان به سنت های ادب فارسی در حد ادب رسمی، متوقف نمانده بلکه او از منبع غنی فرهنگ توده نیز جهت خلق شاهکارهایش بهره گرفته است که نمونهءبارز این گونه آثار، شعر معروف «قصه شهر سنگستان» است. این شعر اگرچه با الهام از قصه های عامیانه سروده شده است اما استفاده از برخی شگردهای بلاغی و همچنین بهره گیری از زبانی ادیبانه در کنار زبانی عامیانه و برخی دیگر از ویژگی ها، از این قصه ها متمایز می شود و نشان می دهد که اخوان در عین بهره گیری از فرهنگ و ادب فارسی، شاعری خلاق و نوآور است.