فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۶۲۱ تا ۲۳٬۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی تطبیقی دیدگاه سعدی و اندیشمندان غربی (مدیریت درباره ظاهر و باطن افراد) (عنوان عربی: نظرة مقارنة إلی الشاهنامه لفردوسی والإلیاذة والأودیسة لهومیروس)
حوزههای تخصصی:
انسان ها همیشه تلاش می کنند تصویر مطلوبی از خود در ذهن دیگران ایجاد کنند. تصور و قضاوت دیگران برای فرد اهمیت دارد. در افراد تمایلی وجود دارد که حتی بی هیچ نفع خاصی، تصور مثبتی از خود ارایه دهند و سعی کنند که دیگران آنان را بپذیرند و درموردشان خوب فکر کنند. زندگی سرشار از موقعیت هایی است که فرد بدون استفاده از هنر مدیریت برداشت در تعاملات و ارتباطات خود با دیگران دچار مشکل می شود. برای برقراری ارتباطات موثر، لازم است افراد در انتخاب کلمات، لحن صدا، حرکات بدن و ظاهر خود تغییراتی به وجود آورند تا تصویر مطلوب تری از خود به نمایش گذارند. افراد بدون آنکه متوجه باشند، ازطریق طرز لباس پوشیدن، صحبت کردن، ... تصویری در ذهن فرد مقابل ایجاد می کنند که گاهی این تصویر، مثبت و گاهی منفی است.شاید تصور شود که خوب مطرح کردن، بیشتر به خوش اقبالی فرد بستگی دارد؛ اما چنین نیست. اندیشمندان غربی مدیریت اعتقاد دارند مدیریت برداشت یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری میتوان آن را آموخت و به کار بست. اما در دیدگاه سعدی -که برای باطن اهمیت بیشتری قایل است- اعتقاد بر آن است که هر فردی باید به باطن خود توجه کند و ظاهر خود را برای دیگران نیاراید. اگر فرد شایستگی های لازم را داشته باشد، آن شایستگی ها خودبه خود با مرور زمان برای دیگران آشکار خواهد شد.چکیده عربی:یعتبر فردوسی من أشهر الشعراء الملحمیین فی العالم وتفتخر اللغة الفارسیة بوجوده إذ استخدم فی أشعاره تاریخ إیران القدیمة معتمدا علی معتقدات الإیرانیین القدیمة وخلق أثرا سمّاه الشاهنامه (رسالة الملوک).یدرس هذا المقال النتاج الخالد لهذا الشاعر الفارسی الکبیر وملحمة هومیروس الشاعر الیونانی الضریر، دراسة مقارنة. وقد تتجلی ملحمیة الأثرین فی النظرة الأولی أکثر تجلیا، إلا أن هناک مفارقات عدیدة ومشابهات کثیرة بین الأثرین بعد دراسة متأنیة، وهذا الموضوع یبیّن خریطة هذه الدراسة.حاول هذا المقال بعد دراسة متقصیة الوصول إلی وجوه الاشتراک والاختلاف فی هذین الأثرین، لتقدیم نتائج معینة وحیادیة عن الجوانب الخُلقیة فی الشاعرین ومستوی أفکارهما ونظرتهما إلی الحیاة.
مقایسه ناسیونالیسم در اشعار ملی عارف قزوینی (شاعر ملی ایران) و ابراهیم طوقان (شاعر ملی فلسطین) (عنوان عربی: دراسة القومیة فی أشعار عارف قزوینی، وإبراهیم طوقان الشاعرین القومیین الإیرانی والفلسطینی)
حوزههای تخصصی:
ناسیونالیسم یا ملی گرایی، یکی از ویژگی های بارز ادبیات مقاومت بوده که توانسته است جایگاه ویژه ای را در سروده های شاعرانی که در این عرصه فعالیت کرده اند، به خود اختصاص دهد.اما در این میان، شاعرانی وجود دارند که به شدت تحت تاثیر این ویژگی قرار گرفته اند، به طوری که به «شاعر ملی» ملقب شده اند. در ایران، عارف قزوینی و در فلسطین، ابراهیم طوقان، دو شاعر بزرگ در این زمینه بوده اند که توانسته اند این عنوان را کسب کنند.آنچه مشخص است، این است که این دو شاعر متاثر از ادبیات مقاومت اند، ادبیاتی که در ایران و فلسطین وجوه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند، چرا که این دو کشور در طول تاریخ مبارزاتی خود همواره دربرابر استبداد داخلی و خارجی ایستادگی کرده اند. لذا ادبیات مقاومت، زمینه ساز ظهور شباهت هایی در گرایش های ناسیونالیستی و ابزار بیان و معانی و مضامین موجود در اشعار این دو شاعر شده که در تحقیق حاض بررسی شده است.چکیده عربی:إن القومیة سمة من السمات البارزة لأدب المقاومة، واستطاعت أن تحتل مکانة متمیزة فی أدب الشعراء الناشطین فی هذا المجال. وهناک شعراء تأثروا بهذه الظاهرة تأثرا کثیرا، بحیث لُقِّبوا بالشعراء القومیین.استطاع عارف قزوینی فی إیران أن یُلقّب بهذا اللقب، کما ظفر بهذا اللقب إبراهیم طوقان الشاعر العربی فی فلسطین. ومما لاشک فیه هو أن الشاعرین تأثرا بأدب المقاومة. ولهذا الأدب فی إیران وفلسطین مشترکات کثیرة، لأن البلدین، وقفا طوال التاریخ أمام الاستبداد الداخلی والخارجی. فنری أن أدب المقاومة أدی إلی ظهور مشترکات بین النزعات القومیة للشاعرین، وأسلوب التعبیر عنها، والمضامین المشترکة فی نتاجاتهما، وهذا ما یعالجه هذا المقال.
یادداشت: واژه های فارسی در ادب الکاتبِ ابن قتیبه
حوزههای تخصصی:
تحلیل شعر پروین بر اساس نظریه زیباشناسی انتقادی (مکتب فرانکفورت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک مهمترین عنصر معنایی شعر پروین، روح انتقادی آن است. شعر پروین متاثر از ساختار اجتماعی ایران پیش و پس از مشروطه است. او در حجم وسیعی از اشعار با نگرش سلبی، وضع موجود جامعه خود را در بوتهنقد و داوری قرار داده و در به جلوه درآوردن زیباشناختی و هنرمندانه اندیشه های انتقادی تلاش و کوشش کرده است.
در دیدگاه پروین صرفا هنری موجه و مقبول است که در خدمت کارکرد ارتقابخشیدن به آگاهی فرهنگی و انتقاد سازنده باشد. چنین دیدگاهی دقیقا همگرایی و همسانی نگرش پروین را با آموزه های نظریه پردازان زیباشناسی انتقادی(مکتب فرانکفورت) نشان می دهد.
مولفان این مقاله درنظر دارند ضمن طرح اجمالی دیدگاه نظریه زیبایی شناسی انتقادی، اشعار پروین را در ساحت آموزه های این رویکرد ادبی بررسی و تحلیل کنند.
کدام افضل است ؟ عشق یا محبت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه عشق چنان با ادب فارسی عجین شده است که اگر آن را از ادبیات این مرز و بوم و بویژه ادبیات عرفانی بگیرند، چیزی جز کالبدی بی روح باقی نمی ماند. اما بسیار عجیب است که عارفان قرون اولیه چندان از این واژه استفاده نمی کرده اند. ازاین گذشته این واژه در قرآن هم نیامده است و حتی در سخنان پیامبر (ص) و ائمه دین (ع) ارج و قرب چندانی ندارد و واژه های دیگر جایگزین عشق شده است، این موضوع، ناخودآگاه پرسشی را به ذهن متبادر می کند که «راز این کم توجهی و بی اعتنایی درچیست». این مقاله کوششی برای پاسخ به این پرسش مقدر است.
در این مقاله ابتدا «عشق» و «محبت» از نظر لغوی بررسی، و تفاوت آن دو با یکدیگر بیان شده است. سپس از دو دیدگاه لغوی و تاریخی، دلایل و علل پرسش یاد شده مطرح گردیده است.
پاسخی به نقد و معرفی فرهنگ توصیفی اصطلاحات / ادبی نوشته ام. اچ. ایبرمز (معرفی و نقد)
حوزههای تخصصی:
در شماره شش این فصلنامه مقاله ای به قلم آقای داوود عمارتی مقدم در نقد ترجمه این جانب از کتاب فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی منتشر شد. نگارنده سپاسگزار این منتقد است و دغدغه او را مستحق پاسخ می داند. در عین حال، برخی از استدلال های آن مقاله نیاز به اصلاح دارد. مقاله نام برده از واژه های مطلق مانند «کاستی های چشمگیر» و «ابرامز قادر نیست» استفاده می کند. اما به نحو تناقض آمیزی، استدلال ها، ترجمه این کتاب را از انتقادات مبرا می کند. به این دلایل مضاعف که پاره ای پیشنهاد ها سلیقه ای است و پاره ای به نگاه گسترده تری به ماهیت فرهنگ نویسی و ترجمه نیاز دارد.
بحران نقد: تصادف نظریه و متن
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، انبوهی از مقالات نقد ادبی در نشریه های پژوهشی کشور منتشر می شود که ساختاری دوپاره دارند؛ در بخش اول به معرفی یک نظریه می پردازند و در بخش دوم نظریه را بر یک متن ادبی اعمال می کنند. برای مثال در پاره نخست نظریه هایی چون فرمالیسم، ساختارگرایی، روایت شناسی، سخن کاوی انتقادی و ... معرفی می شوند و در پاره دوم متنی اغلب بدون توجه به قابلیت ها و تناسب آن با نظریه معرفی شده مورد بررسی قرار می گیرد. در حقیقت، آنچه بیش از هرچیز به بیمارگونگی این روش منجر شده.
پارسی را به جهان، رونق و آوازه از اوست نثرنویسان معاصر در مکتب سعدی
حوزههای تخصصی:
این مقاله با توجه به ویژگیهای زبانی هر قوم و نیز خصوصیات زبان فارسی دری و همچنین نقش سعدی در تحول این زبان به بیان مقدمهای در زمینه نثر سعدی و برخی از نثرنویسان معاصر و متأثر از سعدی میپردازد که در مکتب سعدی و از وی در امر نگارش خویش بهرهها یافتهاند. این نویسندگان و نوع نگارش آنان در طبقهبندیهای مختلفی چون ادیبان: محمدعلی فروغی، سعید نفیسی...، تاریخنگاران: اقبال آشتیانی، فریدون آدمیت...، دانشوران فرهنگی: محمود صناعی، ایرج افشار...، روزنامهنگاران: فرامرزی، محمود عنایت...، مترجمان: محمد قاضی، نجف دریابندری...، طنز نویسان: علیاکبر دهخدا، فریدون توللی...، خاطره نگاران: مستوفی... و داستان نویسان: جمالزاده، پرویزی... قرار گرفتهاند که در این مقاله بدان پرداختهایم.
به هر قیمتی شده باید بروم جبهه!
حوزههای تخصصی:
پایان افسانه 1300 و تنهایی بچه آدم، برای رفتن مهدی آذریزدی
حوزههای تخصصی:
یک سیب نه چندان شیرین!
حوزههای تخصصی: