در ادبیات مربوط به خود- زندگی نامه نویسی ، بازگشت به گذشته به شدت با دلتنگی و نگاه حسرت بار نویسندگان به گذشته، به این لحظات شادی، همراه است. لحظاتی که با گذشت انکار ناپذیر زمان ناپدید شده اند. با این حال ، گلی ترقی ، یکی از معدود چهره های حال حاضر ادبیات معاصر ایران که به نگارش زندگی نامه خود پرداخته ، توانسته با ورود به دنیای گذشته وبر قراری ارتباط میان گذشته و حال ، احساسات و عواطف دوران کودکی و نوجوانی خود را دوباره تجربه کند.
هدف از این مقاله بررسی چارچوب زمانی و پدیده های سبک شناسی در خود- زندگی نامه این نویسنده ، تجزیه و تحلیل لحظاتی که حال و آینده در هم میامیزند و این « من » که همراهی خواننده را طلب میکند، می باشد. فرایندی که به نویسنده اجازه می دهد که میان لحظات مختلف حرکت کند، احساسات خود را بیان کند و این احساسات را نزد خواننده ایجاد نماید.
سابقه تحقیق درباره بازشناسی ممدوحان حافظ در غزل های مدحی این شاعر و تلاش برای تطابق آن بر شخصیت های تاریخی، به روزگار شرح و تفسیر غزل های وی در قرن دهم بازمی گردد. این مقاله می کوشد سیمای محبوب حافظ را در غزلی از دیوان وی با مطلع زیر بازشناسی کند:
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم می گون، لب خندان، دل خرم با اوست
مسئله اصلی این پژوهش، این است که آیا می توان از طریق نشانه های برشمرده شده محبوب حافظ در این غزل، آن را منطبق بر ویژگی های مهدی موعود دانست. نتایج این تحقیق که بر دست آوردهای اصول و روش های علم تفسیر و تاویل متن با رویکرد هرمنوتیک ادبی مفسر محور استوار است، نشان می دهد هرچند به دلیل ماهیت تاویل پذیری و ابهام و ایهام ذاتی بسیاری از غزل های حافظ، انطباق ممدوحان مورد اشاره وی بر شخصیت های تاریخی در بسیاری از موارد غیر ممکن است. از آن جا که نشانه ها و اشارات انکارناپذیر در این غزل از یک سو و همسویی و همسانی اندیشه مرکزی طرح شده در آن با اندیشه محوری حافظ در دیوان وی در باره مهدویت از سوی دیگر مطابقت دارد، ترسیم سیمای واقعی محبوب حافظ و انطباق آن با یک شخصیت تاریخی، دور از دسترس نمی نماید.
مولانا مطابق اسلوب قرآنی با دسته بندی مکر و نیرنگ به دو نوع کلی ممدوح و مذموم، ضمن تبیین پیامدها و تاثیرات آن در جامعه، رفتار و افکار شخصیتهای داستانی خویش را به عنوان الگوهای رفتاری هر جامعه در حوزه های فردی، اجتماعی و سیاسی به نمایش می گذارد. بررسی این موضوع در مثنوی به ما در اثبات این نکته نیزکمک می کند که مثنوی معنوی را درکنار عقیده مشهور - که آن را از «بزرگترین حماسه های روحانی بشر» می داند - می توان یکی از « بزرگترین آثار جامعه شناسی و روان شناسی بشر» به شمار آورد.
اهمیت اجتماعی و روانشناسانه این موضوع و بسامد فراوان مضمون «مکر و نیرنگ» در داستانهای مثنوی و کم توجهی محققان به نقد و بررسی آن در مثنوی به عنوان موضوعی مستقل، سبب شد، نگارندگان این مقاله با استفاده از نظریه های برخی رفتارشناسان و روانشناسان اجتماعی با روش توصیفی – تحلیلی به تبیین و تحلیل این موضوع در مثنوی بپردازند و ضمن اشاره به داستانهای مکر محور مثنوی و استفاده از آنها اختصاصا بر داستان «موسی و فرعون» تاکید ورزند.
هند در زمان تیموریان آبادان شد و به بالاترین سطح فعالیتهای فرهنگی و ادبی خود رسید. دربار تیموریان محلی برای گردآمدن نویسندگان و شاعران از سراسر شبه قاره و خارج از هند شد. در خلال دوران فرمانروایان شایسته این سلسله، مانند همایون، اکبر، جهانگیر و شاه جهان، هند گسترش یافت و بسیار قدرتمند و با عظمت شد بگونه یی که اکثر شهرهای آن محلی امن برای رشد و فرهنگ و ادب شد. بزودی این مکانها هنرمندان و نویسندگان و شاعران و معماران و دانشمندان و نیز عارفان و عالمان هر دیار را به خود جلب کرد و آنها از ایران و سایر کشورهای همسایه به هند مهاجرت کردند. آنها در سرزمین جدید به گرمی پذیرفته و به مشاغل عالی گماشته شدند. بخصوص در دوران آخرین و بزرگترین امپراتور این سلسله یعنی اورنگ زیب، که به عنوان حامی هنر و ادب شناخته شده است، هند به بالاترین شکوه خود رسید.
یکی از فنون برجسته در زمان تیموریان، فن تاریخنگاری بود که در عین حال از سرگرمیهای دربار و شاهزادگان محسوب می شد. زبان و ادب فارسی در شبه قاره بخاطر توجه دربار گسترش یافت و اندک اندک پیشرفت کرد. شاهان و وزیران آنها علاقه مند به شعر فارسی و به همان اندازه به تاریخنگاری فارسی بودند و به این هنرها عشق می ورزیدند. بنابراین تاریخنگاران کارهای بزرگ و با ارزشی انجام دادند.
از طرف دیگر، بخش جنوب غربی هند به نام سند تاریخی بود که در طی سده های میانه در تاریخنویسی فارسی دنباله رو تیموریان بود و آثار بزرگی در آنجا نیز پدید آمد. اینها همه منابع مهم تاریخ این منطقه هستند که نه تنها برای درک بهتر تاریخ شبه قاره در دوران اسلامی اهمیت دارند بلکه برای درک شرایط اجتماعی و فرهنگی آن دوره بسیار مهم هستند. از این جهت این مقاله تلاش دارد تا با بحث و بررسی 17 متن از این منابع مهم و موثق، امتیاز و برتری آنها را برجسته تر نماید.
خوشبختانه در سال های اخیر توجهی خاص به ادبیات تطبیقی در جهان به ویژه در ایران شده است. این امر به خودی خود باعث می گردد تا اندیشه های دو شاعر یا دو نویسنده، و یا احیاناَ سبک نگارش و شعر آنان مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. لذا در مقاله مورد نظر، دو شاعر توانا«ابن المعتز» از جهان عرب و « منوچهری دامغانی» از ایران مورد توجه قرار گرفته واشعار وصفی آنان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.ابتدا به زندگی نامه دو شاعر پرداخته می شود و چنانچه وجوه تشابهی در آن دیده شود، ارائه می گردد؛ سپس، به اشعار وصفی این دو شاعر پرداخته و نکات لازم وقابل توجهی که از مقایسه اشعار آنان به دست می آید، ارائه خواهد گردید.
مانی در اواخر حکومت پارتیان، در سرزمین بابل به دنیا آمد. هنگامی که دوازده ساله بود، فرشته ای بر او نازل شد و به او فرمان داد به تبلیغ دین خود بپردازد؛ اما این کار را تا مدت ها به تعویق بیندازد. او نخست پدر و اطرافیانش را به دین خود دعوت کرد ولی بعدها نتوانست در میان همشهریهای خویش توفیق چندانی به دستآورد. پس از چندی به سفرهای تبلیغی خود در حدود آسیای میانه دست زد. در همین سفرها بود که با آیین بودایی نیز آشنا گردید و بعدها دین جدید خود را با دین های زردشتی، عیسوی و بودایی تلفیق کرد. پس از مدتی به ایران بازگشت و به دربار شاپور اول ساسانی بار یافت و در جایگاه پزشک، در شمار ملازمان شاه قرارگرفت. او در مدت پادشاهی شاپور، آزادانه به گسترش مانویت پرداخت. ولی چندی پس از مرگ شاپور، با مخالفت های فراوانی روبه رو گردید و سرانجام با تحریک موبدان زردشتی، به دستور بهرام اول به قتل رسید.
در قسمت تاریخی شاهنامه، روایت پیدایش مانی و آمدن او به دربار ساسانیان، تفاوت های چشم گیری با پژوهش های تاریخی دارد که در این مقاله، وجوه تشابه و تمایز روایت فردوسی را با تحقیقات تاریخی بررسی کردهایم.