فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۰۰۱ تا ۲۰٬۰۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ترجمه در دوران دفاع مقدّس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی وضعیت ترجمه در هر دوران دریچه ای است به اوضاع جامعه در آن برهه از تاریخ. آن چه در دوران دفاع مقدس در حوزه ادبیات ترجمه شده در ایران اسلامی گذشت با همین فرض در قالب یک طرح پژوهشی بررسی شد. نتایج نشان داد در این دوران در حوزه رمان، تعداد ترجمه های مجدد و چاپ مجدد ترجمه های قبلی بیشتر از ترجمه های تازه بوده، آثار کلاسیک همواره پُر ترجمه و پُر چاپ بوده اند ، یعنی ادبیات نو آن زمان به بازار راه نداشته، امّا در حوزه داستان کوتاه، نشریات ادبی در ارایه فرم های نو پیشگام بوده اند. نتایج همچنین نشان داد که مهم ترین شیوه ترجمه در این دوران بومی سازی بوده است، یعنی در دوران پر تلاطم دفاع مقدس ترجمه در خدمت دو نیروی متقابل به کار رفته است. هم در صدد مقابله با ورود ادبیات ، مفاهیم و ارزش های نو، بیگانه و نا ایمن بوده است و هم به واسطه خاصیت ذاتی خود محمل ورود این مفاهیم بوده است. نقش اول در ترجمه رمان ها پر رنگ است و نقش دوم در ترجمه داستان های کوتاه در نشریات ادبی که در پی معرفی آثار و سبک های نو بوده اند.
ملحمه "ثوره الجحیم" فی شعر جمیل صدقی الزهاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۲
22 - 40
حوزههای تخصصی:
تعبر الملحمه من أقدم الأنواع الشعریه عند الأمم القدیمه، ومن أغنی الآداب العالمیه. وکما نعلم إن الأدب العربی المعاصر من أغنی الآداب فی فن الملحمه، وأشهرها؛ وکثیر من الأدباء المعاصرین ومنهم الشعراء اهتموا بالشعر الملحمی. یعتبر جمیل صدقی الزهاوی أحد أکبر شعراء الشعر الملحمی، ومن أشهر الشعراء المعاصرین. إن لدراسه الشعر الملحمی الذی هو من أروع فنون الأدب، وأغناها، وأقدمها أهمیه کبیره. وحیث ندرس الشعر الملحمی، نری فیه قصه البطولات والأساطیر. لدراسه الملحمه فی دیوان جمیل صدقی الزهاوی أهمیه کبیره. وملحمه "ثوره الجحیم" من أحسن الملاحم الشعریه فی الأدب العربی المعاصر لأنها ملحمه تتناول المسائل الأدبیه، والتاریخیه، والدینیه، والسیاسیه، والأخلاقیه، والأساطیریه فی المجتمع. ویجعل أمام القاری والسامع قدوه أساطیریه، وبطلا خیالیا، أو واقعیا. وهی ملحمه لم یهتموا بها، ومن هذا المنطلق یتصدی هذا المقال لدراستها.
أهل البیت علیهم السلام فی شعر کشاجم حفید (السندی بن شاهک)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم بهار ۱۳۹۰ شماره ۹
121 - 152
حوزههای تخصصی:
یعتبر کشاجم محمود بن الحسین، من الشعراء المعروفین فی العصر العباسی الثانی.کان طباخاً، ثم برز شاعراً وأدیباً، عند أبی الهیجاء الحمدانی فی حلب، وبعده ابنه؛ الأمیر سیف الدوله الحمدانی. تنقل بین البلدان، وأعجب بمصر، وله عده کتب، أهمها: دیوان شعره، حیث أجاد فیه الوصف والمدح. والشاعر حفید السندی بن شاهک، قائد الحرس وصاحب السجن، والذی امتثل أمر الخلیفه العباسی الرشید بسجن الإمام موسی بن جعفر الکاظم (علیه السلام)، والتشدید علیه، وقتله بالسم. إلا أن حفیده الشاعر عبّر فی شعره عن حبه لأهل البیت (علیه السلام)، ووالاهم ودافع عن حقهم، وحَزِنَ لمصائبهم، مما دفع إلى دراسه هذا الجانب من شعره باعتباره من مظاهر التفاوت والاختلاف فی المواقف السیاسیه، والعقائدیه لأفراد الأسره الواحده.
بررسی ساختاری داستان رفتن کیکاووس به مازندران
حوزههای تخصصی:
داستان رفتن کیکاووس به مازندران ساختاری سه قسمتی شامل: شروع، میانه و پایان دارد. داستان با حادثه شروع می شود و شخصیت اصلی داستان (رستم) را به خواننده معرفی می کند. انتخاب راه کوتاه، که نقطه عطف داستان است، مقدمه را به میانه ربط می دهد و بعد از وقوع این حادثه، حوادث یکی پس از دیگری به صورت زنجیروار به وجود می آیند و براساس زمان خطی داستان گسترش می یابند. در میانه داستان شخصیت (رستم) آزمایش می شود (امتحان پس می دهد). داستان توالی زنجیره ای دارد و حوادث به نقطه اوج، که نقطه عطف دوم داستان است، ختم می شود. این نقطه داستان را وارد پایان می کند و سرنوشت شخصیت (رستم) را نیز مشخص می کند. رستم (قهرمان داستان) برای رسیدن به هدف خود (آزادکردن کیکاووس از بند دیو سپید) باید از سیستان به سمت مازندران سفر کند. نیروی اعزام کننده وی زال است. او با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، اسب، اولاد و میش فربه) سرانجام از مراحل دشوار سفر عبور می کند و میثاقش را به انجام می رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجه قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می کند.
نوستالژی در اشعار سنایی
حوزههای تخصصی:
سنایی شاعری صاحب سبک در ادبیات فارسی شناخته شده است. از آنجا که هر شاعری به فراخور حال و هوا و موقعیت خود به گذشته و لحظات پسِ پیش نهاده توجه دارد، با کندوکاو در اشعار این شاعر بزرگ می توان به بررسی چشم انداز دیرینه و پنهان او پرداخت. نوستالژی از اصطلاحات روان شناسی است که وارد حیطه ادبیات شده است. نوستالژی، یا حسرت سروده، حسرت های شاعران و نویسندگان را که با نگاهی به گذشته در آثار آنان نمود یافته است به مخاطبان عرضه می کند. این پژوهش ابتدا تعریفی از نوستالژی به دست داده و انواع مفاهیم نوستالژی را در زیر دو عنوان کلیِ فردی و جمعی معرفی کرده است؛ سپس به بررسی مفاهیم نوستالژی در دیوان سنایی و تحلیلِ کارکردهای زبان در نوستالژیک کردن فضای اشعار و ارتباط آن با نوستالژی فردی و همچنین بررسی مؤلفه هایی همچون اسطوره پردازی و گرایش به آرمان شهر و پیوند آن با نوستالژی جمعی می پردازد.
بررسی تطبیقی غدیریه های فارسی و عربی(مطالعه مورد پژوهانه: غدیریه های شهریار و بولس سلامه)
حوزههای تخصصی:
نظر به اهمیّت این واقعه ی مهم دینی و تاریخی غدیر و اهتمام شاعران پارسی و عرب به این قضیه، و نیز با توجه به کثرت آثار شاعران در این موضوع، این مقاله به بررسی تطبیقی غدیریه های دو شاعر معروف ایرانی و عرب، یعنی محمد حسین شهریار و بولس سلامه، و استخراج نقاط تشابه و تفاوت موجود در غدیریه های آنان می پردازد. شباهت این دو شعر از نظرنحوه پردازش موضوع و رویکرد ایشان به این قضیه تاریخی و نگاه ریزبینانه و توصیفات دقیق، و به کار گیری صنایع بیانی و بدیعی، در کنار تفاوتهای منحصر به فرد، از عمده نتایج این تحقیق می باشد. با توجه به اهمیّت این مسأله در تاریخ و ادبیات، شیوه های مختلف پرداختن دو شاعر به این موضوع و مقایسه غدیریه های فارسی و عربی، نیز مورد تحلیل قرار گرفته است.
رویکرد دوپهلوی داکتارو به دوره ترقی در رمان رگتایم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۶ تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲
43 - 55
حوزههای تخصصی:
داکتارو نویسنده سیاسی چپ گرایی است که نوشتار های خود را در مرز گنگ و تار تاریخ و داستان می آفریند. در این مقاله ، با تکیه بر دیدگاه فراداستان تاریخ نگارانه بر رمان رگتایم به واکاوی این انگیزه پرداخته شده است . در این رمان ، داکتارو نخست با نگرشی نقادانه، داعیه پیشرفت در دوره ترقی را زیر سؤال می برد ، سپس با واکاوی شخصیت های داستانی اش ، که برآمده از اقلیت های جامعه آمریکایی، به ویژه سیاهان و مهاجران اند، بی عدالتی ها را باز می تاباند. کالهاوس والکر و تاته بیانگر انسان هایی اند که در پی متبلور ساختن رؤیاها ی خویش اند. آنان، با این که هر دو از لایه های اقلیتند، اما برای رسیدن به هدف هایشان، هر یک راهی متفاوت اختیار می کند. سرانجام به نظر می رسد با وجود این که داکتارو وجود تغییر را در جامعه «دوران ترقی» خیلی پررنگ نمی بیند اما برای رسیدن به خوشبختی موعود در رؤیای آمریکایی، همواره رگه هایی از امید را باقی می گذارد.
حافظ و ابوسعید دو هم زبان ( ارتباط زبانی اسرارالتوحید و غزلیات حافظ )
حوزههای تخصصی:
همان گونه که هر هنری ماده ی خام خود را دارد، آثار مکتوب نیز از ماده ی خام زبان بهره می برند. زبان، بستر مشترک همه ی آثار ادبی و غیر ادبی است و به دو دسته ی علمی( حقیقی) و ادبی( مجازی) تقسیم می شود که وجه تمایز آن ها شکل و ساختار کلام است. در زبان علمی، بافت کلام به گونه ای است که فاصله ی زبان و معنا بسیار نزدیک باشد؛ اما در زبان ادبی، ساختار زبان به گونه ای است که مخاطب با درنگ به معنا پی می برد. از این روی می توان پدیده های زبانی را با توجه به هدف گوینده از به کار بردن عناصر زبانی، تقسیم بندی کرد. تودوروف در این باره می گوید: «اگر نویسنده عناصر زبانی را با هدفی کاملاً کاربردی جهت ارتباط به کار برد، با نظام زبان کاربردی رو به رو هستیم که در آن ها، نماهای زبانی ارزش مستقل ندارند و چیزی نیستند جز وسیله ی ارتباطی. اما می شود نظام های زبانی دیگری را تصور کرد که در آن ها هدف کاربردی در مرتبه ی دوم است و نماهای زبانی ارزشی مستقل به دست می آورد.» ( تودوروف، 1385: 39)
گیاه هوم و نقش آن در آیین ها و اساطیر هند و ایرانی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
203 - 226
حوزههای تخصصی:
هوم، گیاهی است که از آن عصاره ای گرفته می شود و بیش ترین کاربرد آن در آیین های دینی است. گیاه مذکور در هند سومه نامیده می شود و در ایران باستان نیز هئومه نام داشته است؛ به جهت شباهت در نام و کاربردهای این گیاهان، می توان به ریشه قدیمی تر آن، یعنی زمان هندوایرانی پی برد. به جهت اهمیت و رازآمیز بودن گیاه و خواص مختلفی که داشته است از جمله سکرآوری و نیروبخشی، با گذشت زمان، ویژگی های خاصی به این گیاه نسبت داده شد و حتی به صورت خدایی تجسم یافت. این گیاه و عصاره گرفته شده از آن اهمیت خاصی در شکل دهی به اندیشه های انسان اولیه ساکن سرزمین های هندی- اروپایی داشته است. لازم به ذکر است که مشابه این گیاه و نوشیدنی حاصل از آن، با کمی تفاوت در جزئیات و کاربردها، نزد تمامی اقوام کهن ساکن زمین دیده می شود.
هفت پیکر نظامی، ردیه ای بر افکار صابئین
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۹
221 - 252
حوزههای تخصصی:
بخش عظیمى از هفت پیکر، به انعکاس دانش هاى کهن، به ویژه دانش نجوم وفرهنگ صابئین، اختصاص دارد و فهم این منظومه بدون آشنایى با اصطلاحات نجوم احکامى وفرهنگ صابئین دشواراست، ستارگان و صفات منسوب به آن ها در هفت پیکر کار برد ویژه ای دارد، به نظر می رسد نظامى با اندیشه های صابئه در تضاد است، و درپی اثبات خرافه ای بودن کنش های عقیدتی آنان و بی پایه نشان دادن با ورها ی دینی آن ها ابتنای، داستان هاى هفتگانه را، برانگیزه ی، براندازی باورهای صابئین، قرار داده است.
او در طراحی عاقبت کار بهرام، مترصد بوده، غیرعلمى وخرافه بودن نظرات این گروه را، به اثبات بر ساند.
صابئین در قرون وسطى، نماینده ی شرک، بت پرستى و پرستش ستارگان،؛ بوده اند. آنان، در باور ظهورو تجلى روح الهى، از طریق سیارات، به آموزه هاى نو افلاطونی، نظرداشتند؛ درباور آنان ،جهان داراى روح تلقى مى شد، سرچشمه وجریان حیات و عقل را نیز، از علتی نخستین می دانستند، که واحد و ناشناختنى است.
«بررسی عنصر روایتگری در مرزبان نامه»
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که مرزبان نامه، یکی از امّهات آثار تعلیمی کهن پارسی است، به سبب شیوه ی روایت گری و بعد تعلیمی از جایگاه ویژه، برخوردار است. این مقاله سعی دارد به تحلیل جایگاه راوی در روایت و داستان های مرزبان نامه بپردازد. در این مبحث، نشان داده شده که روایت گری در مرزبان نامه با یک راوی صورت نگرفته است. راوی کسی است که قصّه از زبان او نقل می شود. این راوی می تواند به طور آشکار یا پنهان در قصّه حضور داشته باشد. راوی هر روایت در سطحی ویژه قرار می گیرد، در نتیجه برای روایت شنو نیز می توان سطوحی را در نظر گرفت (در حقیقت روایت شنوها در هر روایت متفاوت اند). زیرا هر روایت همان طور که راوی دارد، ناگزیر در مقابل روایت شنو (مخاطب) نیز دارد. روایت شنو با خواننده ی داستان متفاوت است. همچنین راوی نسبت به چگونگی حضور در داستان، می تواند درون داستانی یا برون داستانی باشد و از طرف دیگر راوی بر اساس نسبتی که با داستان دارد، دخیل در داستان یا جدا از داستان است.
خاتون حصاری (بررسی جایگاه اجتماعی و حقوق زنان) در مثنوی های لیلی و مجنون و خسرو و شیرین
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
129 - 152
حوزههای تخصصی:
زنان، همان خواهران و مادران و دختران و همسران ما هستند که از دیدگاه ما، مردان، پاک ترین و نجیب ترین و زیباترین و دوست داشتنی ترین انسان های روی زمین اند و هیچ گونه بد گمانی یا بد اندیشی درباره ی آنها را بر نمی تابیم، امااز زمان های باستان، دیدگاه های متفاوتی درباره ی برابری حقوق و آزادی زن ومرد مطرح است. متأسفانه، بنیاد این بحث ها وداوری ها بر نوعی کج اندیشی استوار است که همان تصور نادرست برتری مرد بر زن است وچون خشت اول کج نهاده شده است، حاصل تمام این مباحث هم نادرست بوده است و اگر این تصور باطل اصلاح نشود، سخن هم به جایگاه اصیل خود بر نمی گردد. خوشبختانه درآثار ادبی ما به این مهم توجه شده است، در شاه نامه ی فردوسی، بسیاری از چهره های حماسی زنان، بر مردان پیشی می گیرند و تدبیر و چاره اندیشی آنان، شگفت انگیز و کارساز است.
گروهی بی هیچ دلیلی مرد را مظهر کمال انسانیت می دانند وزنان را از لحاظ جنسی و فکری کمتر می بینند، بی آنکه به این نکته ی مهم بیندیشند: چه کسی گفته است، مرد انسان کامل است ؟! و زن نمی تواند با او برابر باشد!
نظامی در دو مثنوی معروف خود، جایگاه های اجتماعی متفاوت زنان را به تصویر کشیده است. لیلی که اسیر سنت های خانوادگی و قبیله ای عرب است و شیرین که در جامعه ی نسبتاً آزاد ایران و ارمن پرورش یافته است، هر یک اصالت و نجابت خود را به گونه ای دیگر به نمایش می گذارند.
بازتاب غم، رنج و ناامیدی در سبک هندی (با تکیه بر غزلیات طالب آملی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با تأمل در شعر سبک هندی، بویژه غزلسرایان این سبک در می یابیم که غم و ناامیدی و رنج از پر بسامدترین واژگان در غزلیات شعرای سبک هندی می باشد که علت آن را در عوامل گوناگونی چون جریانات اجتماعی و مسائل اقتصادی، فرهنگی و سیاسی عصر صفویه، و به دنبال آن فردگرایی شدید شعرای این دوره و مهاجرت و اندوه و غم ناشی از فراق و دوری از وطن،بازتاب اندوه، ستم و بیداد بر مردم روزگار خود و تأثیر اندیشهی غم و رنج های سه گانه در مکاتب فلسفی هند و ... می توان جستجو کرد. با تحلیل غزلیات شعرای این مکتب و بخصوص غزلیات طالب آملی -که این تحقیق با تأکید بر آن می باشد- می توان به شاخص های زیر در موضوع غم و رنج دست یافت: تفکر جبرگرایانه، ایجاد تصاویر پارادوکسی با موضوعات غم وشادی و یأس و امید، اصالت دادن به موضوع غم در هستی، همت بلند و غم جویی، استفاده از عناصر طبیعت برای توصیف غم و اندوه چون شاعران رمانتیسم و استفاده از کلمات عامیانه و بازاری در القای ملموس تر و بهتر غم و اندوه و ... اشاره کرد. هم چنین با تحلیل اشعار سبک هندی از این منظر می توان به برخی ازباورها و نکات دقیق و مبهم زندگی و عصر شاعر پی برد