تاکنون شرحهای متعددی بر بوستان و گلستان سعدی نگاشته شده که اغلب سودمند افتاده و هر یک از شارحان به فراخور حال و مجال گوشههای فراوانی از مسایل مربوط به متن و غیره را بیان کردهاند. نویسنده در این مقاله چند نکتهای در رابطه با نقص و مشکلات این شروح بیان فرموده و نظریاتی ابراز داشته است.
چنانچه پژوهشگری با حوصله دیوان خاقانی را بررسی کند دیری نپاید که متوجه این مسائل در شعر وی شود: الف- بهره گیری از اصطلاحات علمی در زمینه های مختلف در سطح گسترده. ب- اشتیاق به صورت گریها و نقاشیهای غریب و تازه، وتلاش در شکار آنها. ج- حرص و ولع به موسیقی کلام، و فریفتگی بدان در ترکیبات، کلمات وحروف. د- استفاده از برخی واژه های مشکوک. ه- خودستایی و خود محوری، و موارد دیگر. گفتاری که اکنون در پیش رو است به نقد و بررسی این مسائل می پردازد، و جنبه های ضعف و قوت آنها را می نمایاند.
نبوغ شاعری و فرهنگ عمومی و عمیق حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی، شاهنامه را در جایگاهی چنان ارجمند قرار داده است که به آسانی نمی توان نقشی را که حکیم فردوسی با حضور رستم دستان در پهنه ادب پارسی با جهان بینی خویش به ظهور رسانیده است به تمام معنی دریافت.شاهنامه، سند قومیت و نسب نامه ایرانیان است و چکیده افکار و قرابح و علائق و عواطف آنان که در طی اعصار تنها برای بیان وجوه عظمت ایشان به وجود آمده است، و مشحون است به ذکر جنگ ها و پهلوانی ها و جانفشانی ها و فداکاری های آنان.(صفا، ذبیح ا...،????،ص ???)قهرمانان منظومه حکیم فردوسی انسان هایی هستند آرمانی که آرزوهای بر آورده نشده ایرانیان را بگونه یی دلپذیر شکل می دهند. این پهلوانان هر چند به دوران های دور تعلق دارند؛ اما آنان از چنان حرکت و حیاتی برخوردارند که مردم اعمال و دلاوری های ایشان را تبلوری از آرزوها و خواسته های خویش می بینند و در سیمای آشنایشان فاصله سالیان دراز را احساس نمی کنند.حکیم فردوسی بزرگ، در شاهنامه، اثر گرانقدر خود هرگاه ایرانیان را گرفتار سختی می بیند و پهلوانان را خسته و دل افکار می نگرد و در کار پیروزی ناتوان می یابد، روزنه امیدی به رویشان می گشاید
مولانا همه اشعار خود را بعد از آشنایی با شمس سروده است. غزلیات را بعد از نخستین روزهای آشنایی تا آخرین شب زندگی و مثنوی را در ده پانزده سال آخر عمر و در اوج سالهای پختگی و کمال روحی و معنوی.اگر چه این هر دو کتاب در تبیین و توضیح جهان بینی و دیدگاههای عرفانی و اخلاقی خاص مولانا و حسب حال وسر دلدادگی اوست، مثنوی از وضوح و دقت و صراحت بیشتری برخوردار است؛ چرا که حاصل تفکر و تامل و هوشیاری است. بعضی از ابیات مثنوی که می توان آنها را غزلهای مثنوی نامید و اغلب ابیات غزلیات و ترجیعات، به لحاظ حال سراینده در موقع پدید آوردن غزلها و ماهیت و نفس مسایل و مباحث مطرح شده در آن ابهام بیشتری دارند تا جایی که فهم مقصود او را با دشواری همراه می سازند. برای درک این ابهامها، خواننده باید به حالات روحی و تجارب عرفانی و هیجانهای عاشقانه شاعر نزدیک شود و با او همدلی کند و مشکلات متن را که غالبا به بیان رمزی آن مربوط می شود به ابیات صریحتر و آثار دیگر او عرضه کند تا به کمک آنها، ابهام غزلیات را تا حد ممکن بر طرف سازد.
دو شاخه اصلی معرفت بشری را می توان معرفت فلسفی و معرفت شهودی نامید. معرفت شهودی یا اشراقی که مبتنی بر مشاهده قلبی است، سابقه دیرین دارد و به خصوص در میان شرقیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عرفا این شاخه را اصلی ترین شاخه معرفت می دانند.در این مقاله نخست معرفت شهودی یا تجربه دینی تحلیل شده و سپس نظرات مولوی در این باره تبیین شده است. نویسنده پس از تحلیل تجلی خداوند بر دل اولیا و انبیا و انسانهای پاک و تجلی او برجهان به بحث عشق و کشف و ادراک جهان غیب و کشف اسرار نهان پرداخته است.
شاعران و نویسندگان برجسته صاحب سبک خاصی هستند که در تاریخ ادبیات به نام آنها ثبت است. در این مقاله سبک شاعر ایرانی، طالب آملی (ف 1036 ه ق) مورد تحلیل قرار گرفته است. سبک طالب در حد وسط دو جریان عمده شعر فارسی عصر صفوی، یعنی شاخه هندوستانی و شاخه ایرانی آن قرار دارد. در این نوشتار مشخصه های سبکی شعر طالب در دو بخش زبان (واژگان و نحو) و بیان (عناصر بلاغی) شناسایی و با ذکر نمونه هایی معرفی شده است.