فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۲۱ تا ۳۰٬۵۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
قلعه بابک و آتش های فروزان
عالم جان خواجه مراد اف
تحلیل درون مایه های طنز حالت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طنز، انتقاد غیرمستقیم از پلیدی ها و کجروی های جامعه با بیانی خنده آور است و هدف آن اصلاح کاستی ها و پلشتی ها. ابوالقاسم حالت در وادی طنز شاعری است موفق و پرآوازه، با نگاهی منتقدانه و زبانی ساده. وی هم چون طبیبی حاذق زخم ها را می شکافد و ریم ها را بیرون می ریزد تا بیمار را بهبود بخشد. این مقاله به تحلیل درون مایه های طنز حالت در چهار محور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخته است. در محور اجتماعی، تحلیل مسائل اداری، شهری، قضایی، بهداشتی و درمانی و مفاسد اجتماعی را مدنظر قرار داده و در محور سیاسی، حوادث و احزاب سیاسی، استبداد داخلی و دخالت بیگانگان را. در محور اقتصادی، بحران نفت، کمبود کالا، کشاورزی ناکار آمد، وضعیت مالی مردم، مالیات ناعادلانه و اختلاس مورد کنکاش قرار گرفته و در محور فرهنگی، مسائل مربوط به آموزش و فرهنگ وارداتی.
طنز در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طنز در شعر حافظ، به منزله یک صناعت بلاغی است، نه یک نوع ادبی. شیوههای طنز آفرینی حافظ بسیار متنوع، پیچیده و در نهایت ایجاز است. عدم درک اسلوبهای طنز در شعر او، گاه سبب تفسیرهای نادرست و خلاف مقصود شاعر شده است. در این مقاله، طنزهای حافظ در 12 اسلوب دستهبندی شده است؛ از جمله طنز از طریق ابهام، متناقضنمایی، تأویلهای تازه و استهزاءآمیز از مسائل مهم، مغالطه منطقی، نسبت دادن رفتارهای مخالفان به خود. شخصیتهای مورد نقد حافظ، همگی بدون نام و نوعی (typical) هستند و بر دو دستهاند: کومتی و دینی. وی این شخصیتها را از دو نظرگاه، نقد میکند: 1ـ اصول اخلاقی و ارزشهای فردی 2ـ آسیبهای اجتماعی. طنز حافظ غالباً زبانی عفیف و خالی از کلمات توهینآمیز دارد. موضوعات طنز حافظ، عمدتاً نقد اندیشههای مخالفان عشق و عرفان؛ و اخلاق حاکمان ستمگر و روحانیان ریاکار است. «صورت» طنزهای حافظ، غالباً حاصل گرد آمدن عناصر ناسازگار، جانبداری از باطل و مغالطه عمدی، به گونهای کاملاً ظریف و پنهان است؛ و این امر، با «محتوا»ی انتقادهای او از جامعهای که ساختارهای بنیادین آن با ساختارهای قانونیاش تضادی عمیق دارد، کاملاً هماهنگ است.
تصویر و جایگاه زن در داستان های عامیانه «سمک عیار» و «داراب نامه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در پژوهش حاضر کوشش شده، تصویر و جایگاه زن در داستانهای عامیانه«سمک عیار»و «دارابنامه»بررسی و تحلیل شود.این پژوهش تأکید دارد:زن در داستانهای عامیانه، برخلاف اشعار و آثار کلاسیک، حضوری مؤثر و سازنده دارد و در عین این که در اندیشهورزی، حکومت، پهلوانی، عیاری و عشق، حضوری تأثیرگذار دارد، گاه در پارهای موارد، مورد توهین قرار میگیرد و حضورش نادیده انگاشته میشود.چون داستانهای عامیانه، متعلق به عامه مردم هستند، زنان این داستانها مانند زنان در طبقات فرودین جامعه، حضوری گستردهتر از زنان اشراف دارند.به طور کلی حضور زن در این داستانها به واقعیت نزدیک است و تصویری به نسبت واقعبینانه از چهره وی نمایانده میشود.به عبارت دیگر نه چهره کاملا مثبت دارد و نه کاملا منفی.
"
حیرت دمیده ام شرح بیتی از بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"عبدالقادر بیدل دهلوی از نازک خیال ترین شاعران سبک هندی است. یکی از مهمترین عوامل ابهام در شعر وی وجود استعمارهای سیال و بعید است. دکتر شفیعی کدکنی مطلع یکی از غزل های بیدل را بی معنی دانسته و دکتر حسن حسینی و علی معلم هر کدام جداگانه به شرح آن پرداخته اند. مقاله حاضر ضمن ارائه معنی جدیدی از بیت، از دیدگاه واژگانی، ساختاری و زیباشناسی بیت را مورد بررسی قرار داده و علت ابهام آن را در استعماره های سیال و ایهامی و بعید دانسته و ...
"
پیوند عمودی و انسجام معنایی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ساختار گسسته تمام شعر حافظ، از همان ابتدا نوآشنایان شعر او را واداشته تا ادبیات و دیگر عنصرهای سازنده ی این زیباترین غزل های فارسی، را جداگانه و بدون پیوند با یکدیگر، بررسی کنند و به این ترتیب، افزون بر آن که خود را از ادراک جان تپنده و معماری ظریف و در عین حال مستحکم این اشعلار محروم ساخته، با گستراندن چندگانگی معنایی و پراکندگیش شعر حافظ، به بخشی از روح و ادبیت آن لطمه وارد کرده اند، زیرا پیام شاعرانه در ادراک انسجام درونی شعر و ارتباط عناصر ادبی آن با یکدیگر عینیت می یابد...
"
مطابقت فعل با نهاد ، متمم ، مضاف الیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبانهایی که فعل دارای شناسنامه است مثل فارسی و عربی و آلمانی، منطقا نهاد از نظر شمار باید با فعل مطابقت کند (مفرد با مفرد، جمع با جمع)؛ اما زبانها تابع چنین منطقی نیستند بلکه تابع کاربرد اهل زبان اند، به عبارت دیگر، تابع منطق سخن گویان هر زبان اند. لذا، در زبانهایی که فعل دارای شناسه است در مواردی این مطابقت را نمی بینیم. حتی، در زبان پهلوی، فعل ماضی متعدی به جای مطابقت با نهاد با مفعول مطابقت دارد. مثلا معادل جمله فارسی تو مردان را دیدی در زبان پهلوی چنین است:
t? mard?n d?d h?nd
(برگردان تحت اللفظی آن: «تو مردان [را] دیدند»).
همچنین معادل جمله فارسی او را دیدم می شود:
man ?y did
(معادل تحت اللفظی: «من او را دید.»)
در بعضی از گویشهای ایرانی امروز نیز همین پدیده دستوری دیده می شود. در نگاهی سطحی و غیرتوصیفی شاید به نظر برسد که در فارسی امروز نهاد با فعل مطابقت دارد؛ حال آنکه، در بسیاری از موارد، چنین مطابقتی وجود ندارد. آنچه دستورنویسان، اعم از ایرانی و غیرایرانی، درباره مطابقت نهاد با فعل در زبان فارسی آورده اند بیشتر بر اساس استقراری ناقص است نه توصیف دقیق. مثلا در دستور زبان فارسی معروف به دستور پنج استاد چنین آمده است: اگر نهاد جمع و جاندار باشد، با فعل جمع می آید؛ اما، اگر نهاد جمع و جاندار نباشد، فعل می تواند مفرد بیاید یا جمع. اگر به اسم بی جان شخصیت انسانی داده شود، در حکم جاندار قرار می گیرد. گیاهان و اعضای زوج بدن و بعضی از کلمات که در آنها تغییر واقع گردد و زمان را برساند به ها و – ان جمع بسته می شود ...
اصطلاحات تخصصی در مطالعات زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ما، در ارتباطات روزمره خود با دیگران، از زبان و اشارات و حرکات بدنی استفاده می کنیم؛ مثلا موافقت خود را در زبان فارسی گفتاری، با بله، آره، معلومه و نظایر آنها؛ یا با پایین آوردن سر و به هم زدن پلکها اعلام می کنیم. گویشوران هر جامعه زبانی نشانه های برقراری ارتباط با دیگر افراد را می شناسند و به هنگام نیاز آنها را به کار می برند. هر چند گاهی در استفاده از این نشانه ها اشتباه رخ می دهد که منجر به بروز بدفهمی و اختلاف می گردد، چه بسا این سو تفاهم و اختلاف به کمک کسی و با درک صحیح موقعیت رفع گردد.
در حوزه علوم، برقراری ارتباط حکم دیگری دارد. در اینجا، هدف از برقراری ارتباط، منتقل ساختن اطلاعات دقیق و صریح است و هر گونه ابهام یا بدفهمی مانع کسب نتایج مورد نظر می شود. بنابراین، بر خلاف آنچه در ارتباط عادی گفتاری رخ می دهد، از کوتاه سازی و حذف آنچه میان طرفین معهود و شناخته شده است اجتناب می شود و، با بیان دقیق و کامل کلیه اطلاعات مورد نیاز، امکان درک درست مطلب فراهم می آید. همچنین، از کاربرد صنایع لفظی و بدیعی خودداری می شود؛ زیرا هدف از نوشته علمی زیبایی آفرینی نیست و تنها انتقال دقیق و روشن مطالب مد نظر است. از این رو، در هر یک از حوزه های علوم، اصطلاحاتی خاص با تعاریف دقیق کاربرد دارند که گاه کاملا با معانی آنها در حوزه های دیگر متفاوت است. مثلا کلمه توان به معنی «قدرت» و «قوه» به کار می رود؛ اما، در ریاضیات، به حاصل ضرب یک یا چند بار عدد در خود تعریف می شود. واژگان تخصصی هر حوزه به مقتضای موضوع آن حوزه با دیگر حوزه ها فرق دارد، هر چند اصطلاحات مشترک چند حوزه نیز وجود دارد.
در حوزه مطالعات زبانی نیز، مقصود پژوهشگران انتقال دقیق مفاهیم است تا بتوان به درستی عملکرد بخشهای متعدد آن را توصیف کرد. از این رو، زبان شناسان نیز سعی می کنند تا اصطلاحات مورد نیاز خود را به دقت تعریف کنند تا از بروز هرگونه بدفهمی پرهیز شود. در این مقاله، برآنیم تا چند اصطلاح زبان شناسی مربوط به ساختمان واژه را بررسی و توصیف کنیم...
دانش حساب جمل حقیقتی انکار ناپذیر در پهنه تاریخ و ادب فارسی
حوزههای تخصصی:
استعاره،نمادوقیاس
حوزههای تخصصی:
دگردیسی اسطوره ورهرام در حکایت های بهرام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بحث و پژوهشی دیگر در سه مطلب بیانی استعاره کنایی، تبعیه و تشبیه تمثیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شهید و شهادت در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"موضوع شهید و شهادت، در عرفان اسلامی، موضوعی است تازه و هنوز به طور مستقل و جامع، درباره آن، تحقیقی صورت نگرفته است.با آن که در شریعت مقدس اسلام، جایگاه شهادت و شهید، به خوبی روشن و آشکار است و آیه و حدیث فراوانی در این زمینه وجود دارد؛اما در عرفان اسلامی تنها جملههایی کوتاه، به صورت جسته و گریخته، در لابهلای متون عرفانی و کتابهای صوفیه یافت میشود که به مفهوم شهادت باز میگردد.در این مقاله، سعی بر آن است که پس از روشن کردن جایگاه شهادت و شهید در نگاه شریعت، به شناسایی و بررسی شهادت و شهید، در عرفان پرداخته شود و عاملهای مؤثر در پدید آمدن شهادت در نگاه عرفان، مورد بررسی قرار گیرد."
نکوهش نفس اماره در عرفان اسلامی
حوزههای تخصصی:
در مکتب عرفان اسلامی از بدو تالیف وپیدایش آثار عرفانی، همواره نکوهشِ نفس اماره مورد نظر شاعران ونویسندگان عارف بوده است، به گونه ای که در کمتر کتاب عرفانی است که نفس اماره از دیدگاه عرفان مورد نکوهش قرار نگرفته باشد. برای اطلاع بیشتر، در این مقاله مساله مورد بحث را از دیدگاه صوفیانِ صاحبدل وعارفان دلسوخته کامل بررسی می کنیم.
مبانی عرفان و اندیشه خیام
حوزههای تخصصی:
ویرایش مکانیکی، ویرایش دینامیکی
حوزههای تخصصی: