فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۸۴۱ تا ۲۹٬۸۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
درباره ی غلامحسین غریب: نوگرا و خروش
حوزههای تخصصی:
و اما نثر نوین فارسی
حوزههای تخصصی:
مضامین رایج در شعر برخی از شاعران قرن نهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله به بررسی«مضامین»رایج در شعر برخی از شاعران قرن نهم پرداخته ایم.از آنجا که مضامین شعر قرن نهم، از گستردگی و تنوع ویژهای برخوردارند؛از میان آنها ده مضمون رایجتر از جمله:منقبت، مدح، عرفان، عشق مجازی، خدا، غم، فراق، بیاعتباری دنیا اغتنام فرصت را انتخاب کرده و در باب آنها، به جستجو در دیوانهای شاعران برجسته قرن نهم، از قبیل:جامی، شاه نعمت اله ولی، هلالی جغتایی، اهلی شیرازی، بابا فغانی شیرازی، قاسم انوار، انسی و کاتبی پرداختهایم.
ترتیب ذکر مضامین براساس فراوانی و شیوع آنها میباشد و در هر مورد، به مقایسه و ذکر تفاوتهای ساختاری و معنایی این مضمونهای در قرن نهم با سایر دورهها پرداخته وقالبهای رایج هر مضمون را ذکر کرده و سپس به ذکر نمونههایی از شعرهایی که در آنها از این مضامین سخن رفته، مبادرت نمودهایم.
در پایان، به نتیجهگیری و ارائه نموداری از کمیت این مضامین، در شعر قرن نهم پرداختهایم.
"
خیام نیشابوری: نامه یی از سید محمد باقر سبزواری به سید حسن امین
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۴ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
نکته یابی از وقف نامه جامع الخیرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامع الخیرات از زمره وقف نامه های اواخر دوره ایلخانان است که نه تنها از نظر کیفیت و کمیت و نوع وقف و شرایط آن حایز اهمیت است، بلکه از محتوای آن می توان اطلاعات بسیار مفید فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی به دست آورددر این مقاله، سه برداشت یا به اصطلاح نکته یابی از متن وقف نامه صورت گرفته است.در برداشت نخست در پی آنیم که بدانیم واقفان، ثروت و سرمایه خویش را از کجا آورده بودند که توانسته اند بخشی از آن را که در معیارهای آن دوره بسیار زیاد بوده است، وقف کنند. همچنین با مقابله و مقایسه دو وقف نامه جامع الخیرات و ربع رشیدی نتیجه گرفته شده است که بخش اعظم آن از موقوفات خواجه رشیدالدین فضل اله همدانی بوده است.در برداشت دوم، با توجه به اینکه واقفان (سیدرکن الدین و سید شمس الدین)، یکی از موارد ده گانه موقوفات را «وقف بر بردگان آزادشده خودشان» قرار داده اند و بیشتر بردگان از مغولان بوده اند، ضمن ارایه نمونه منحصر به فرد نوع وقف، ثابت می شود که جامع الخیرات تنها منبعی است که در آن از برده بودن نژاد مغول در دوره حاکمیت آنان سخن به میان می آید. همچنین، شناسایی این گروه و علت برده شدن آنان بازگو می شود.در برداشت سوم،نگارنده قصد دارد اغراض و مقاصد واقفان را در زمینه ساخت رباط در اماکن مختلف و تعیین موقوفات برای آنها، که مورد دیگر وقف است، شناسایی کند. با توجه به محل ایجاد رباط های مذکور و اهمیت
صلح از دیدگاه مولوی
حوزههای تخصصی:
تازه ها و پاره های ایرانشناسی (50)
حوزههای تخصصی:
نامه نگاریهای نویسندگان
حوزههای تخصصی:
مضامین اجتماعی در شعر فارسی عهد مغول
منبع:
نامه پارسی ۱۳۸۴ شماره ۳۹
حوزههای تخصصی:
پروین اعتصامی در گذرگاه سنت و مدرنیت
حوزههای تخصصی:
پرسش های حیرت آلود خیام چگونه پدید آمد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" روزگار حکیم عمر خیام با رویدادهای رنگارنگ و پیشامدهای گوناگون روبه رو بوده است و این نوشته بر آن است تا با واکاوی و بازبینی رویدادها و پیشامدهای زمانه خیام، رنگ پذیری او را از آن شرایط بشناسد و بازنماید. نگاهاین نوشته بیشتر به سوی خیام شاعر است، سراینده ی اندیشه ورز و پرمایه ای که با همین سروده های اندک خود، این همه شور و شر در انداخته و این همه نام و آوازه برآورده است...
"
زبان در زبان مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا توجه ویژه ای به مساله زبان داشته است. گفته ها و نظرات وی ضمن آنکه مبتنی بر تجربه ای شخصی در حوزه زبان (شاعری) است، شامل اصول کلی و دریافتهای قابل توجهی است که با برخی تحلیلهای فلاسفه و زبانشناسان و پژوهندگان عرصه دین و عرفان، همانندیهایی دارد. مولانا لفظ را برای القای معنی، همیشه و در همه حال نارسا می داند (لفظ در معنی همیشه نارسان)؛ همچون برخی فلاسفه و متفکران امروز. ضمن آنکه او برای زبان کارکردی دو گانه قایل است: یکی کاشف اندیشه و جان و دیگری پرده پوش اسرار و حقایق درون؛ که این نظر متناقض نما ناشی از تجربه های خود مولاناست. مانند هر عارفی او نیز در جستجوی معنی است و از آنجا که معنی مورد نظر عارف چیزی نیست که در زبان بگنجد، در نهایت به سکوت یا گفتار و بیان تمثیلی و غیرمستقیم (من چو لب گویم لب دریا بود) رو می آورد؛ سکوت و خاموشی را هم گاهی ناشی از پر سخنی می داند (من ز بسیاری گفتارم خمش) و گاهی برای پرهیز از افشای راز (تا که در هر گوش ناید این سخن) و حتی گاهی خاموشی را پرده دری می شمارد (و به ترتیب شاعری خود را توجیه می کند: در خموشی گفت ما اظهر شود) و در مقابل گفتار را پرده پوشی می شمارد (عین اظهار سخن پوشیدن است). ناخرسندی مولانا از زبان و بی اعتمادی نسبت به آن باعث شده است که او در نهایت خواهان رسیدن به مرحله ای باشد که به تعبیر خودش «اندرو بی حرف می روید کلام» و نقطه کمال را در این بداند که سالک، گفتن و شنیدن و حتی بودن را از خود سلب و به «او» نسبت دهد (هم بگو تو، هم تو بشنو هم تو باش). عطف توجه مولانا به عرفان عملی نیز باعث شده هر جا از زبان و کم و کیف آن سخن به میان آمده است، سود و زیان و آثار آن را هم مطرح کند (ای زبان هم آتشی هم خرمنی).
بعضی شکسته خوانند، بعضی نشسته دانند
منبع:
حافظ تیر ۱۳۸۴ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
مانریسم فکری در قصاید خاقانی
حوزههای تخصصی:
(گزیده ی نقدی بر، گزیده یی) نقد کتاب: «گزیده ی قصاید خاقانی» دکتر منصور ثروت
حوزههای تخصصی:
شمس العرفاء
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۴ شماره ۱۹
حوزههای تخصصی: