فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۰۸۱ تا ۲۶٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
شاهنامه برای ایرانیان، تاریخ است نه افسانه
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۵
حوزههای تخصصی:
شطرنج به روایت شاهنامه فردوسی
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۵
حوزههای تخصصی:
همینگوی و سانسور آنگلوساکسونی (برگرفته از مجله نیویورکر)
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۴
حوزههای تخصصی:
اختلاط فرهنگی، نو شدن مضامین داستانی (مدخلی بر ادبیات داستانی افغانستان)
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
نظام فرهنگی متزلزل
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
حوزههای تخصصی:
رئالیسم جادویی
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری: استعاره نو و تعلیق معنی
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
حوزههای تخصصی:
مقاله: جهان داستانی ولادیمیر ناباکف
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۸
حوزههای تخصصی:
ادبیات در روزگار ما (2) (گزارشی از احساسات انسان در سراشیبی عمر، کوششی برای درک چیستی ادبیات)
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۹
حوزههای تخصصی:
تحلیل اسطوره گرایی در ادبیات دراماتیک
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۲۰
حوزههای تخصصی:
بررسی عقده حقارت در شخصیت بوسهل زوزنی بر اساس روایت بیهقی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
ادبیّات به دلیل ماهیّت و حوزه گسترده اش با سایر رشته های علوم انسانی ـ از جمله روان شناسی ـ تناسب موضوعی دارد و قابلیّت انجام پژوهشهای مشترک با این گونه رشته ها را داراست. تاریخ بیهقی از آثار مهمّ ادبیّات فارسی است که به دلیل دقّت و صداقت بیهقی در توصیف شخصیّتهای دربار غزنوی قابل اعتماد است. در میان شخصیّتهای این دربار بوسهل زوزنی به عنوان منفی ترین شخصیّت مطرح می باشد که در این مقاله علّت روان شناختی آن در عقده حقارت وی فرض شده است. همسانی ویژگیهای افراد دارای عقده حقارت همچون تکبّر، حسادت و رشک، تنفّر و جاه طلبی، انتقام جویی، تناقض رفتاری، خوفناکی، انعطاف و نرمش موضعی، کاربرد ابزاری از دین و عقاید و ... با صفتها و حالتهای روانی بوسهل فرض تحقیق را به اثبات می رساند.
دور هرمنوتیکی و نقش آن در مطالعات ادبی، فهم و نقد متون
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
امروزه ، هرمنوتیک – چه آن را از سنخ دانش بدانیم یا از جنس روش، و چه از مقولة هنر و مهارت – به درخت تناوری تبدیل شده است که در خاک علوم و فنون ریشه دوانیده و بر حوزههای مختلف معرفت انسانی سایه گسترانیده است . هرمنوتیک در حرکت تاریخیاش ادوار و مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و چهرههای گوناگونی به خود گرفته است، اما همواره وجه مشترک همة این گرایشها و شاخهها، مسئلة فهم بوده است. ویژگی ساختاری و بنیادین فهم را که از آن به دَور هرمنوتیکی تعبیر کردهاند، دَوری بودن و حلقویت (Circularity) آن دانستهاند. اصل مهم دور هرمنوتیکی این است که فهم اساساً کنشی است ارجاعی و تردّدی. شناخت و فهم یک چیز در گروِ شناخت کلیّتی است که آن چیز در آن واقع شده است و پیوسته، دور میان اجزاء و کل در جریان است. اما این دور، از سنخ دور منطقی – دور باطل – نیست، و به دلیل باز بودن و ایستا نبودن و انعطافپذیری، عملاً ظرفیتها و امکانهای بسیاری را برای خواندن، فهم، و تأویل متن، پیش میکشد و مجال گفتگو وتعامل با انواع دانشهای زبانی، رویکردهای نقد و نظریة ادبی و جریانهای فلسفی را فراهم میکند . در این مقاله ضمن مروری فشرده به گرایشهای هرمنوتیک، به طرح تلقیهای مختلف از دور هرمنوتیکی و زمینه و پیشینة تاریخی، شیوهها و حوزههای کاربرد آن خواهیم پرداخت.
رمان پسامدرن چیست؟
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
از چند سال پیش به این سو که نخستین رمانهای پسامدرن در کشور ما منتشر شدند، شناخت ویژگیهای رمان پسامدرن به یکی از مسائل مهم در مطالعات ادبی تبدیل شدهاست. به سبب کاربردهای متعددی که اصطلاح «پسامدرنیسم» در حوزههای گوناگونِ علوم انسانی پیدا کردهاست، هیچگونه اجماعی دربارة تعریف رمان پسامدرن موجود ندارد. مقالة حاضر، با تأکید بر ماهیتِ متکثّر بحثهای نظری که دربارة پسامدرنیسم از منظرهای گوناگون صورت گرفته، صرفاً کوششی است برای تقرّب به یکی از نظریههای تأثیرگذار دربارة رمان پسامدرن که در دو مقالة مشهور به قلم جان بارت مطرح شدهاست. در بخشِ نخستِ مقالة حاضر، بحثی در خصوص زمینههای فکری و فرهنگی و اجتماعیِ پیدایش پسامدرنیسم ارائه میشود. بخش دوم این نوشتار، شرحی است بر تطوّر آراء جان بارت دربارة رمان پسامدرن. در سومین بخشِ مقاله ، بر مبنای دیدگاه جان بارت، بحثی دربارة شیوة روایت در رمان آزاده خانم و نویسندهاش، نوشتة رضا براهنی، ارائه خواهد شد که شالودة آن، تأکید بر ماهیت پسامدرنیستیِ نحوة روایت در این رمان است. بخش پایانیِ مقالة حاضر، به نتیجهگیری از بحثهای ارائهشده اختصاص دارد.
مقایسه اغتنام فرصت در اندیشههای حافظ و خیّام
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است که خوشباشی و دم غنیمت شمری حافـظ را در چشماندازی تطبیقی با خوشباشی خیام مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. فرضیة اصلی این تحقیق آن است که بین جهانبینی حافظ و جهان بینی خیام و نوع دم غنیمت شمری هر یک از آنان رابطة معنیداری وجود دارد. در این نوشتار دم غنیمت شمریِ حافـظ براساس اندیشههایی همچون تجلّی ازلی، نظام احسن و عنایت خداوندی تبیین شدهاست و نتیجه گرفته شدهاست که حافظ خود را با مراد و نامرادی سازگار میکند و دُرد و صاف را خوش در میکشد در حالی که خیام نه از نگاه یک ملحد یا منکر، بلکه از نگاه کسی که حقیقت را قبول دارد، امّا قدرت تحلیل آن را ندارد، و یا تحلیلهای متعارف او را متقاعد نمیکند، با طرح سؤالاتی درباره مرگ و زندگی، در نقطه مرگ به بن بست میرسد و چارهای جز پناه بردن به خوشباشی و دم غنیمت شمری نمیبیند. بنابراین خوشباشی حافظ یک کنش فعّال است و خوشباشی خیام یک واکنش منفعل که ناشی از دو نوع منطق ریاضی (خیام) و منطق شهودی (حافظ) و دو نوع مواجهه با زندگی و مرگ است.
نگاهی انتقادی به طبقهبندی سبکهای نثر فارسی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
سبکشناسی در حوزههای گوناگون تحقیقات ادبی بهویژه در نقد ادبی متون نقش مهمّی دارد و طبقهبندی علمی آن میتواند کار آموزش سبک را آسان کند. هدف از این نوشتار نگاهی انتقادی به کتابهای سبکشناسی از جهت تقسیمبندی شیوه های نثرنویسی است. برای رسیدن به این هدف ابتدا دیدگاههای تعدادی از محقّقان در تقسیمبندی شیوههای نثرنویسی بیان شده و سپس به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است. مهمترین آسیبهای این گونه تقسیمبندیها عبارتاند از: مشخّص نکردن مبانی تقسیمبندیها، نارسائی تعاریف، تناقض در تعیین مصداقها، چندگونگی تقسیمبندیها و اختلاف در نامگذاری، عدم تمایز نثر ادبی از نثر غیرادبی، کلّی بودن تقسیمبندیها و انعطافناپذیربودن آنها، کمتوجّهی به بعضی از گونههای سبکی بهویژه سبک فردی و خردهسبکها، درآمیختگی نوع نثر با سبک نثر، نگاه تک بُعدی به سبک نثر و کمتوجّهی به تعیین عناصر و شاخصههای سبکی و روشهای تحلیل سبک و....
طرح سه دیدگاه در منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید منطق الطیر عطار، دل انگیزترین منظومه عرفانی فارسی است. در این اثر، سلوک سالکان خداجو از طلب تا فنا با بیانی رمزوار در قالب سفر مرغان سیمرغ جو ترسیم شده است. عطار، پیش از آغاز داستان در مقدمه ای هنرمندانه به معرفی سیزده پرنده )سالک(: هدهد، موسیچه، طوطی، کبک، تنگ باز یا تند باز، دراج، بلبل، طاوس، تذرو، قمری، فاخته، باز ،مرغ زرین می پردازد. سه دیدگاه نگارنده به همین مقدمه نمادین مربوط است. نویسنده در دیدگاه نخست با عنوان «پرنده گمشده عطار»، مرغ پنجم را «کبوتر» می داند نه «تنگ باز». در دیدگاه دوم با عنوان «هدهد و دوازده پرنده»، نگاه سوال برانگیز به شمار این پرندگان سیزده گانه را به سوی شمار نمادین «یک و دوازده» جلب می کند و بالاخره در دیدگاه سوم با عنوان «مرغ زرین» به رمز گشایی از این مرغ شگفت و نا آشنا می پردازد.
فرایند دلالت نشانه بر معنا در فهم متن ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، این است که به یاری چهار مقوله نشانه، ساخت، نقش و ارزش به چهار معیار در شناخت معانی اولیه زبانشناختی فهم و تاویل متن دست یابیم که عبارت است از: معیارهای نشانه ای، ساختاری، نقش و ارزش. بر اساس این معیارها به این نتایج می توان اشاره کرد: 1- بر پایه معیار نشانه ای، نشانه های زبانی و دلالت اختیاری و ثابت لفظ بر معنا در انتقال پیام به مخاطب در اثر زبانی و نشانه های ادبی و دلالت انگیخته ای و ناپایدار و غیر ثابت در پیوند بین نشانه و معنا در اثر ادبی مطرح است. 2- بر پایه معیار ساختی، تاثیر ساخت و روابط دستوری در شکل گیری پیام در اثر زبانی و عدم تاثیر ساختها و روابط در شکل گیری پیام در زبان ادبی جلوه می کند. 3- بر پایه معیار نقشی، ابلاغ معنا در اثر زبانی و القای معنا در اثر ادبی صورت می پذیرد. 4- بر پایه معیار ارزشی، پیوند اثر زبانی با مصداقهای عینی و پیوند پیام اثر ادبی با جهان درون متنی مطرح می شود. همچنین در این مقاله این نتایج به دست آمده است: الف- به یاری پژوهشی علمی و جامع و به کمک مطالعات زبانی، دانش نشانه شناسی و معیارهای علمی یاد شده، می توان به اصول و مبانی فهم متن دست یافت. ب- آشنایی با مقتضیات ساختار دلالتی در فهم متن ایجاب می کند به ساختارهای زبانی، جنبه های زیبا شناختی متن و بافت موقعیتی اثر دست یابیم. ج- بدون توجه به مباحثی مانند نظریه ارتباطی زبان و معیارهای نشانه ای، ساختاری، نقشی و ارزشی، نقد و تحلیل متون ادبی و جنبه های تاویل پذیر آن تقریبا دشوار است. د- معنایی که به کمک روابط دستوری، نشانه های زبانی و ساختهای زبانی متنهای ادبی به دست می آید، پذیرفتنی نیست. ه- در اثر زبانی با «ابلاغ معنا» و در اثر ادبی با «القای معنا» سرو کار داریم. و- به نظر می رسد ابزار اصلی آفرینش شعر، هنجار گریزی معنایی است.