متناقض نما یا پارادوکس در شعر، هم در حوزه زبان و هم در حوزه معنا باعث آشنایی زدایی و برجستگی کلام می شود. این شگرد ادبی از دیرباز مورد توجه شاعران بوده است؛ در شعر معاصر، به تبع پیشینه آن در ادبیات کلاسیک فارسی و نیز با آشنایی و توجه به ادبیات غرب، مورد استقبال شاعران معاصر قرار گرفت. فروغ فرخزاد در دو مجموعه واپسین شعر خود از متناقض نمایی برای برجسته سازی و ایجاد ابهام هنری که جلب توجه مخاطب را در پی دارد، استفاده ی زیادی می کند فروغ این شگرد شعری را برای اهدافی هم چون معناگریزی، ایجاد بار عاطفی، بیان طنز، ریشخند و ... به کار می گیرد. این شیوه تاثیر زیادی بر خواننده دارد و زیبایی خاصی را می آفریند. در این مقاله متناقض نمایی در شعر فروغ در دو بافت مورد بررسی قرار گرفته است: 1) بافت زبانی که بیشتر باعث اختلال در زبان می شود، 2) بافت موقعیت که علاوه بر زبان، باعث آشنایی زدایی در معنا و پیش فرض های قراردادی ذهن جمعی می شود. نمونه هایی از شعر فروغ که با این شیوه بیانی به کار رفته، آورده شده است. این جنبه از شعر فروغ علاوه بر معناگریزی و ایجاد ابهام نشانگر یکی از وجوه زیبایی شعر اوست.
ایران کشوری کهنسال با سابقه دیرینه فرهنگی با 6 هزار سال تمدن و 2500 سال تاریخ مدون است و صاحب ادبیاتی غنی و پربار هم در شکل شفاهی و هم به صورت نوشتاری آن است که کودکان این مرز و بوم از این میراث بی نصیب نمانده اند. با توجه به اینکه سیر تحول ادبیات در هر کشوری تحت تاثیر فرهنگ، اجتماع و اوضاع سیاسی و اقتصادی آن جامعه است، ادبیات کودکان و نوجوانان نیز در ایران از این مساله مستثنی نیست و می توان آن را به 4 دوره تقسیم کرد که در هر دوره ای با سیر نزولی یا صعودی با درونمایه های متفاوت و سبک ها و انواع ادبیات از قبیل آثار ترجمه شده -آثار کهن و آثار کلاسیک- همراه بوده است .همچنین در هر دوره ای با برگزاری سمینارها و نمایشگاه ها در حوزه های شعر، تصویر، نقدهای ادبی و انواع مجلات و روزنامه ها در قالب کودکان و نوجوانان همراه بوده است. در نهایت با ورود فناوری های جدید در عرصه زندگی کودکان و نوجوانان و تاثیر آنها در ادبیات مکتوب و جایگاه ادبیات کودکان ایران در شرایط فعلی، یعنی؛ ورود به مرحله چهارم یعنی خلق مستقل ادبی را می توان شاهد بود.