یکی از جنبه های غالب در آثاری نظیر سیرالعباد و رساله الغفران، که مبنای روایی در آن ها سفر روح است، فرجام شناسی است. در این جستار مطالعه این موضوع، با گذری بر مفهوم فرجام شناسی و نگاهی مختصر به انعکاس آن در باورهای ملل و ادیان مختلف آغاز گردیده و با بررسی تطبیقی سیرالعباد و رساله الغفران در سه قطب فرجام شناسی یعنی فرجام شناسی در ساختار کلی روایت، استفاده از رمزهای عالم ماده و بهره گیری از مبانی عقیدتی، جهت نیل به اهداف تحقیق ادامه یافته است. مقایسه این دو اثر بر اساس مکتب آمریکایی در حوزه مطالعات تطبیقی صورت گرفته است.
از زمان آغاز پژوهشهای مربوط به شعر حافظ تا حال، درباره شناخت وجوه جمال شناسی شعر حافظ، تحقیقات و پژوهشهای ارزندهای صورت گرفته است؛ اما اغلب این پژوهشها از آفت عادت و آشنایی به دور نبودهاند. حقیقت این است که نگاه ناآشنا به شعر حافظ، دنیایی دیگر با چشماندازهای دلانگیز پیش چشم می گشاید. در این مقاله جنبههای آوایی، موسیقایی، دیداری و بصری، رقص کلمات و حروف و روابط پنهان اجزای شعر حافظ با نگاهی تازه و غیرمعتاد تحلیل و بررسی شده است. رسالتی که بعد آوایی و دیداری شعر حافظ به دوش میکشد، آن است که میخواهد با اجرای موزیکال کلمات و نمایش حروف، ضمن متلذذ ساختن مخاطب از موسیقی و تصویر، او را در رسیدن به مقصود غایی معنی، یاری کند و بحث درباره روابط پنهان اجزای کلام، برای آن است که چند بعدی بودن سخن و معنی آن برای خواننده توضیح داده شود و روابط پیچیده شعر روشن گردد.
در مباحث بیانی«تشبیه» به عنوان اولین عامل تصویر آفرین مورد توجه قرار گرفته است. شاید بتوان آن را ابتدایی ترین و ساده ترین نوع صور خیال شمرد، زیرا فهم آن برای ذهن از دیگر صُور خیال راحت تر انجام می گیرد. تشبیه به عنوان پایه و جان مایه اصلی برخی دیگر از صُوَر خیال شناخته میشود که قطعاً فهم آنها مستلزم فهم و دریافت تشبیه می باشد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی و شناخت «تشبیه»، ارکان و فروع آن به عنوان یکی از صور خیال پایه و مطرح در علم بیان، بر اساس تقسیمات تشبیه در حوزه علم بیان سنتی و دیدگاه های دانشمندان این علم صورت گرفته است.
از آنجایی که مخاطبان، با شعر معاصر به لحاظ زبانی و زمانی اُنس بیشتری دارند، «مجموعه شعر سفرنامهی گردباد» از شاعر معاصر، زنده یاد سید حسن حسینی اتخاب گردید و به روش تحلیلی- توصیفی همراه با ذکر مثال، جدول و نمودار آماری، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
نتیجهی تحقیق نشان می دهد، در 267 مورد تشبیه ِ موجود در این مجموعه، حسینی به زیبایی از تشبیه در بیان هنری خود سود برده، تصاویری ساده، عینی، ملموس و قابل درک آفریده است.
در این مقاله پس از بررسی فرایند شکل گیری فن معارضه و سیر تحول و تطور آن در ادبیات عربی و فارسی، به مقایسة تطبیقی معارضات عربی و معادل های آن در ادبیات فارسی می پردازیم. فرضیة مقاله این است که معارضات در ادب فارسی مثل بسیاری از قالب های شعری از ادبیات عربی نشئت گرفته اند و مسئلة بنیادی این مقاله، چگونگی و میزان شباهت های این دو فن در ادبیات عربی و فارسی است. در این راستا ابتدا اصل فن معارضه را از منظر معانی لغوی و اصطلاحی بررسی و به دنبال آن معادل های این فن در شعر و نثر عربی و فارسی را معرفی می کنیم. در این قسمت مباحثی نظیر اقتفا، استقبال، نقیضه، نظیره، تخمیس و تضمین را به عنوان مشترکات ادبی دو زبان عربی و فارسی همراه با شواهد هریک می آوریم و در پایان با نگاهی تحلیلی به ارزیابی این گونه سروده ها و پیامدهای آن ها می پردازیم.
از جمله دیدگاه های مهم درباره اسطوره دی دگاهِ امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، است. دورکیم معتقد است که اسطوره ها ازلی نیستند، بلکه تابع عوامل تاریخی و به تبعِ آن، عوامل اجتماعی و جغرافیایی هستند. این دیدگاه درباره اسطوره های ایرانی نیز درست به نظر می رسد؛ از این رو، در این جستار اسطوره های ایرانی از این منظر بررسی شده اند. بر این اساس، باور به نخست از خاک بودن وجود انسان و آسمان در اسطوره های ایرانی ممکن است روایتی بازمانده از عصر حجر، از فلز بودن آن دو، اسطوره ای به جا مانده از دوره آهن، و باور به روییدن دو شاخه ریواس از نطفه گیومرت، اسطوره ای باقیمانده از زندگی کشاورزی اقوام هندواروپایی باشد. نظام مردسالارانه نیز اسطوره های خود را ساخته است؛ به این معنی که ایزد نرینه ای چون زروان، زاینده اورمزد و اهریمن است و این خویشکاری زنان را از آنان گرفته است؛ همچنین از آنجا که سرمای شدیدی بر سرزمین نخست آریاییان حاکم بوده است، به باور ایرانیان، برخلاف اورمزد که آتشین مزاج و مقدّس است، اهریمن برخاسته از آنجا و خود از جنس سرما است. کوچ آریایی ها و گریز آنان از سرما در وندیداد در داستان جمشید تجلّی یافته است. اسطوره تیشتر و ستیز او با دیو اپوش، دیو زندانی کننده آب ها، برآیندِ خشک سالی در ایران است. وضعیت ایزدان نیز ناشی از اوضاع سیاسی بوده است؛ چنان که اورمزد در هنگام تمرکز قدرت سیاسی در دوره ساسانی، تبدیل به خدای برتر مطلق می شود، درحالی که در حکومت ملوک الطّوایفی پارتی که پادشاه قدرت مطلق نیست، اورمزد چنین جایگاهی ندارد.
ظرفیت معنایی گوناگون یک شعر در نتیجة نظام زبان، توانش ها و نقش های مختلف آن شکل می گیرد و هر دریافتی از متن باید در چهارچوب نظام معنایی آن متن صورت گیرد. به همان میزان که خواننده در کشف معناهای شعر نقشی فعال دارد، به همان میزان نیز شعر، خوانش خواننده را محدود می کند. خوانش شعر بر مبنای هر نظریة ادبی، تمام ابعاد آن را تفسیر نمی کند. ازاین رو، روشی کاربردی تر لازم است تا بتواند با توجه به قراین درون متنی و برون متنی (بافت زبانی و فرازبانی) ابعاد بیشتری از شعر را آشکار نماید. الگوی پیشنهادی شرح و تحلیل شعر، شعر را در پنج سطح توصیفی، زبانی، فکری، زیبایی شناختی و تفسیری بررسی میکند. شاخصة مهم این الگو، بررسی و تحلیل تمام اجزای سازندة شعر در نسبت با کلیّت آن است. این الگو، متن محور است و در فرایند تحلیل، به آن میزان از فرامتن استفاده می کند که بتواند در تحلیل آن نقش و کارکردی معناشناختی داشته باشد. برای خوانش و تحلیل شعر در هر سطح، پرسش هایی بنیادین متناسب با آن سطح در نظر گرفته ایم. این پرسش ها به گونه ای طرح شده اند که در نهایت، پاسخ بدان ها موجب دست یافتن به فهم و درکی منسجم از شعر می شود. تفسیری که با کاربست این الگو حاصل می شود، در نتیجة قرائت دقیق شعر و تحلیل تمام عناصر سازندة آن، یعنی گزینش های زبانی، بلاغی زیبایی شناختی و اندیشگانی است که در پایان، به فهم و تفسیر منسجمی از شعر منجر می شود.
بهرام بیضایی ازجمله نویسندگان تأثیرگذار در ادبیات نمایشی ایران است. اعم کوشش این نویسنده از ابتدا بر روی سه محور اسطوره، حماسه و تاریخ بوده است که با تلفیق این عناصر با درام، خالق آثار متنوعی در ادب معاصر فارسی است. سه بَرخوانی بهرام بیضایی از اولین آثار این نویسنده، شامل سه روایت اساطیری از آرش، اژدهاک و جم است. برخوانی اصطلاحی برساخته از زبان این نویسنده است. این آثار به عنوان اولین تجربیات نویسنده در اواخر دهه سی به دلیل به کارگیری زبان ویژه خود در بازسازیِ اسطوره اهمیت ویژه ای در حوزه روایت دارد. هویت و قدرت این سه شخصیت اساطیری با توجه به زمان نگارش آن، در بعد از کودتای 28 مرداد 1332، به طور ناخودآگاه برای خواننده تولید گفتمان می کند. این مقاله به مسأله هویت و قدرت و دانش در سه برخوانی می پردازد، تا نقش متن را بر مسائل اجتماعی بررسی کند و قدرت و هویت سه شخصیت اساطیری آرش، اژدهاک، جم و در کنار آنان وزیر جم یعنی بندار بیدخش را به شکلی نوین و امروزی برجسته نماید.