فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۸۱ تا ۸٬۴۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
خراسان و ماورالنهر
خدمات و صدمات ویراستاران
حوزههای تخصصی:
فراز و فرود سخن در مثنوی مولوی بر اثر غلیان عشق و شور و جذبه تداعی ها
حوزههای تخصصی:
اگر مثنوی جلال الدین محمد مولوی با سایر مثنوی های عرفانی سنجیده شود‘ وجه تمایز مثنوی مولوی با آنها آشکار می گردد. به عنوان مثال در مثنوی منطق الطیر عطار‘ سبک و شیوه سخن تقریباً یکنواخت و یکدست ادامه می یابد‘ در حالی که در مثنوی معنوی مولوی در بسیاری از جاها سطح سخن و اندیشه به اوج می گراید و دیر یا زود به وضع معمولی باز می گردد. تداعی هایی که ویژه تفکر و اندیشه منحصر به فرد مولوی است‘ ناخودآگاه‘ افسار سخن را از تصرفش می گسلاند و طوفان شور و اندیشه وی‘ جزیره مثنوی را زیر امواج خود می گیرد.
حافظ شاملو
منبع:
الفبا سال ۱۳۵۶ جلد ششم
حوزههای تخصصی:
گفته های ناگفتنی در تاریخ بیهقی
حوزههای تخصصی:
بدون شک نوشتن تاریخ در میان انواع نوشته ها و مقوله های نویسندگی دشوارترین نوع آن است، به ویژه برای نویسنده ای آگاه و صدیق که تصمیم دارد حقایق تاریخی روزگار خویش را ثبت نماید، و همه چشمهای خودی و بیگانه و صاحبان قدرت به صورت مرئی و نامرئی او را می پایند و چشم نهاده اند که نویسنده در کجای پای کج می نهد، تا گریبانش را بگیرند و همه کوششهای او را بر باد دهند. یقینا ابوالفضل بیهقی، نویسنده توانای تاریخ غزنویان یکی از نادر نویسندگانی است که توانسته است در روزگار یکی از سلسله های ترک متعصب با آبرومندی از مضایق بگذرد و با جرات و جسارتی باورنکردنی، گفته های ناگفتنی را برای آیندگان ثبت نماید، و با وجود اینکه این تاریخ فقط در بردارنده تاریخ 11 ساله ایران، آن هم نه همه این سرزمین کهنسال، که حدود نیمی از آن در قلمرو این سلسله بوده است، اما توانسته چنان جایگاهی بلند به خویش اختصاص دهد که نتوان هیچیک از تاریخنامه ها را اعم از کوتاه یا بلندمدت همسنگ آن قرار داد...
مناظره در ادب پارسی
حوزههای تخصصی:
مقایسه روایت های شفاهی و کتبی داستان بهمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در ادبیات شفاهی، مقایسة روایت های شفاهی یک متن با روایت های کتبی همان متن است. در این مقاله، روایت های شفاهی و کتبی داستان بهمن مقایسه شده اند. از میان روایت های کتبی، داستان بهمن در شاهنامة فردوسی، داستان بهمن در تاریخ ثعالبی و منظومة بهمن نامه سرودة ایرانشاه بن ابی الخیر و از میان روایت های شفاهی، شانزده روایت انتخاب شده است. نگارنده کوشیده است تفاوت زبان و نوع روایت را در روایت های شفاهی و کتبی این داستان نشان دهد. در این زمینه تاکنون هیچ مقاله ای منتشر نشده است؛ ازاین رو مقالة حاضر نخستین پژوهش دربارة این موضوع است.
دیدگاه حکیم سنایی(حدیقه) و مولانا (مثنوی) در باب شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، ضمن بررسی دیدگاه معتزله و اشاعره و امامیه و بعضی فلاسفه درباره شرور، اندیشه های مولانا و سنایی کاویده و نموده می شود که آنان با توجه به ذهنیت نسبیت گرای خود به این موضوع پرداخته اصل «همبستگی و انداموارگی» و «کلیت نظام جهان» و «اجتماع اضداد» را در سمت و سوی «سودمندی ناملایمات و حکمت الهی» در وجود آن ها مطرح و سرانجام، ضمن موجّه دانستن نزاع های کلامی و فلسفی، راه حل نهایی مشکلات و از جمله معضلات کلامی و فلسفی مانند شرور را «عشق» می دانند. چون عاشق، همه چیز معشوق را نیکو می داند و در وجود او استحاله مییابد، دیگر دوگانگی وجود ندارد که بخواهد از نظام خلقت ایراد بگیرد؛ چه گیاه بدبینی در خاک دوگانگی می روید و این جاست که راه عارفان از اهل کلام و فلسفه تمایز می یابد. امّا تفاوت سنایی و مولوی یکی در شیوه بیان مطلب و دیگر قاعده «عوض» برای تسکین دردها و رنج ها در بیان مولاناست که سنایی چیزی در این باب نیاورده است. علاوه این که هر دو معتقدند، اگر تلاشی در خور، انجام پذیرد، اغلب رنج ها و مشکلات راه مقابله و چاره دارند. بنابراین، خوش بینانه ترین دیدگاه نسبت به هستی و شرور ظاهری را عارفان دارند که از جمله آن ها سنایی است و مولانا که در اوج عشق و وحدت سیر می کند، دیدگاهش بیشتر مبتنی بر عرفان است تا کلام؛ اما اگر گزیری از تحلیل کلامی نباشد، گرایش آنان به مبانی عقلگرایان مشهودتر است تا به اشعریت؛ اهل اعتزال هم که مورد طعن هر دو فرزانه هستند؛گرچه ممکن است، تشابه یا تواردی میان آراء آنان دیده شود.
تحلیل صورت های خیالیِ «خون نامه خاک» اثر«نصرالله مردانی» طبق نظریّة «ژیلبر دوران»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخیّل، در تمام نمودهای مذهبی، اسطوره ای و ادبی، دارای این قدرت متافیزیکی است که آثاری علیه زوال، مرگ و سرنوشت خلق کند. به اعتقاد «ژیلبر دوران» شورشعلیه مرگ از یک طرف، و کنترلِ آن از طرف دیگر، مانند پشت و روی یک سکّه اند. او اعتقاد دارد که در پشت این تصویرهای ذهنی، موضوعِ زماننهفته است. بر اساس این موضوع، وی تخیّلات را به دو منظومه روزانهو شبانهتقسیم کرده است. بی شک، شاعر بهترین کسی است که می تواند این مقوله ها را در قالب تصاویر ادبی به ما نشان دهد. از آن جا که خون نامة خاکدارای تصاویر دو قطبی (مثبت و منفی) است، لذا هدف این پژوهش آن است تا با نگاهی نو، صورت های خیالیِ این کتاب را طبق نظریّة ژیلبر دوران، بررسی کند و پاسخ این پرسش را بیابد که: بارزترین صورت های خیالی شعر نصرالله مردانی، متعلّق به کدام منظومة تخیّلی است؟ نتیجة کلّی بیان گر این نکته است که اندیشة این شاعر، بیشتر متمایل به منظومة روزانة تخیّلاتو با ارزش گذاریِ مثبت می باشد؛ این نشان دهندة آن است که مردانی، تصویر مرگ را در تخیّل خود تلطیف کرده و وحشت آن را گرفته است.
مقایسه مشرب عرفانی شیخ نجم الدین کبری و مشرب عرفانی – اخلاقی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این گفتار با مقایسه کتاب ((اصول العشره)) اثر شیخ نجم الدین کبری که کتاب ((اربعین حدیث)) اثر امام خمینی ‘ برخی از زوایای فکری و روحی این دو عارف سترگ بازگو شده است. با وجود واقعیت انکارناپذیر 7 قرن فاصله زمانی وتفاوت آشکار در شیوه آموزشی ‘ حوزه تحصیلی ومشرب سلوکی این دو بزرگ ‘ باز هم به نقاط مشترک و وجوه متشابه چشمگیری بین این دو پیر شیخ پرور و ولی تراش برمیخوریم. مهمترین اصول مشترک در مسلک عرفانی این دو عبارتند از: توبه‘توکل‘زهد‘قناعت‘عزلت‘ذکر‘توجه الی الله‘صبر‘مراقبه و رضا . نکته دیگر اینکه هردو برای اصول مورد نظر معتقد به مدارج و مراحل معین هستند. از میان اصول مذکور شیوه عملی و نظریه عرفانی در دو اصل توبه و صبر بسیار نزدیک است . شیخ نجم الدین کبری شرایط اساسی صبر را ‘ خروج از حظوظ نفس‘اختیاری بودن صبر‘قبول رنج ومشقت در منزل صبر و تداوم و استمرار صبر میداند.
تحلیل میتوس های روایی لشکرکشی کیکاوس به مازندران در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت های شاهنامه به ویژه در قسمت پهلوانی دارای ساختاری مشابه است که از اصلی اسطوره ای در شیوه ی روایت پیروی می کند. شخصیت ها، کنش ها و ترتیب وقایع در این روایات به طور فراوانی همساز و همگام با بخش های روایت آن ها است. در این مقاله کوشش شد خوانشی نو با تکیه بر کهن الگوها و نمادهای نظریّه ی یونگ و تلفیق آن با نظرِ نورتروپ فرای درباره ی میتوس های شکل دهنده ی اثر ادبی، در بافت روایت منظومِ ""حمله ی کیکاوس به مازندران"" در شاهنامه ی فردوسی ارائه شود. به همین سبب نمادهای اسطوره ای این حکایت بررسی و مفاهیم آن به استناد بیان شد، سپس نقش این نمادها در پیرفتِ بخش های مختلف حکایت در ارتباط با میتوس های فرای بیان شد. در پایان روشن شد روایت مذکور داری سه بخش ساختاری است که بیانگرِ میتوس های تابستان، زمستان و بهار در نظریه ی نورتروپ فرای است و نمادها و کهن الگوهای هر بخش در خدمت ساختار میتوس همان بخش هستند. چنین رویکردی در دیگر روایت های شاهنامه هم چون حمله ی کیکاوس به هاماوران هم به روشنی قابل مشاهده است.