همه ادیبان و شعر شناسان در ترکیب سازی نظامی متفقند و براین باورند که بیش از سی درصد از ترکیبات وی در ادب قبل از اوبی سابقه است.در این مقاله کوشیده ایم که بانگاهی به دو منظومه هفت پیکر و خسرو شیرین ،این نو آوری را درعرصه ساخت فعل ها و استفاده از آنها در معنایی جدید بررسی کنیم.
در این مقاله درخت به عنوان نماد انسان و آرزوهاى انسانى مورد تحقیق و بررسى قرارگرفته است. وگونه هاى مختلف قداست درخت با برخى از اساطیر و ادیان ملل، مانند اساطیر ایران، هند، یونان، ژاپن... و نیز برخى از ادیان مطابقت داده شده است و این موارد در بعضى از متون ادب فارسى هم چون شاهنامهء فردوسى، کلیات خمسا نظامى و منطق الطیر عطار مورد بررسى قرارگرفته و نمایانده شده است که درخت در میان سمبل هاى ادبى ما از جایگاه ویژه اى برخو ردار است.
این مقاله به بررسی سیر تحوّل تاریخی تصویرگری بازنویسی ها و بازآفرینی های داستان خاله سوسکه می پردازد. در این پژوهش، تمام نسخه های مصور در دسترس خاله سوسکه از چاپ های سنگی سده ی پیشین تا نسخه های اخیر بررسی می شوند. این پژوهش کیفی از شیوه ی تحلیل محتوا بهره می گیرد، و در آن قاب تصویر به عنوان واحد تحلیل برگزیده می شود. در تحلیل تصویرگری کتاب ها، از مفهوم «بیننده ی نهفته» تصاویر که خود اقتباسی است از مفهوم «خواننده ی نهفته» بهره گرفته می شود. پس از تحلیل محتوا و بیان ویژگی های تصاویر هر کتاب، بیینده ی نهفته آن مشخص می شود. نتیجه روشن می کند که رابطه ی بین بیننده ی نهفته و بیننده ی واقعی رابطه ای ثابت و یک سویه نیست. به دیگر بیان، هر چند بیننده ی نهفته، سوژه ی نهفته ای است که تصاویرْ پیش فرض قرار می دهند، اما این بدین معنا نیست که چنین سوژه ای پیش ساخته، کامل و تثبیت شده است. بر عکس، این خودِ تصاویر هستند که با القای ایدئولوژی، موقعیت سوژه ای ویژه ای را به بیننده تحمیل می کنند. به دیگر بیان، تصاویر نیز به نوبه ی خود سوژه ی بیننده را فراخوانده و می سازند.
تمثیل، یکی از فنون بلاغی است که کارکردهای معنایی آن مورد توجه بسیاری از ادیبان قرار گرفته است. از میان انواع تمثیل، نوع داستانی آن که ساختاری روایی دارد، کاربردی وسیع در متون ادبی کلاسیک و معاصر فارسی داشته است. داستان معاصر نیز همانند شعر در موارد بسیاری از کارکردهای معنایی تمثیل بهره برده است. بررسی تمثیلهای داستانی به کار رفته در داستان های کوتاه مدرن نشان میدهد که برخی از نویسندگان، این آرایه را در کارکردی متفاوت از نوع معنایی آن به کار برده و در بخش ساختاری داستان نیز از آن بهره گرفته-اند. به هدف بررسی این کارکرد، پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن آرای «برایان ریچاردسون» درباره تأثیر ساختاری ابزار بلاغی در داستان مدرن، به تحلیل سه داستان کوتاه فارسی («مهدی»، «دوزیستان» و «قصه و غصه») پرداخته و نشان داده است که تمثیل داستانی می تواند علاوه بر کارکرد محتوایی، در ساختار پیرنگ داستان کوتاه مدرن نیز مؤثر واقع شود.
اگرچه مطالعة منظم طرح داستان توسط صورت گرایان و به خصوص با بررسی پراپ وارد دنیای ادبیات گردید، پس از پراپ روایت شناسان ساختارگرا از جمله گریماس در تلاش بودند تا ضمن رفع ایرادات مطالعة پراپ، به الگویی جامع برای مطالعة روایت ها دست یابند. پژوهش حاضر ضمن بررسی داستان حضرت یوسف (ع) برمبنای دیدگاه پراپ و گریماس در متن قرآن تلاش دارد به این سؤالات پاسخ دهد که: آیا یافته های پراپ با داستان های قرآن مطابقت دارد؟ آیا می توان زنجیره های سه گانة گریماس را در داستان های قرآن هم یافت؟ آیا پس از تحلیل داستان حضرت یوسف (ع) به عنوان نمونه ای از قصص قرآن می توان گفت میزان کارایی کدام دیدگاه در تحلیل قصص قرآن بیشتر است؟ داده ها از ترجمة محمدرضا صفوی از قرآن جمع آوری و سپس به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی گرفته است. نتایج حاکی از این است که: 1. دیدگاه پراپ اگرچه قابلیت زیادی در تحلیل داستان ها دارد، ولی تحلیل داستان های قرآن برمبنای آن مستلزم ایجاد تغییراتی اساسی در آن است؛ 2. زنجیره های گریماس با توجه به این که وابسته به نوعی خاص از متون روایی نیستند، در داستان های قرآن کریم هم یافت می شوند؛ 3. با توجه به تحلیل داستان حضرت یوسف (ع) به عنوان نمونه ای از قصص قرآن می توان گفت میزان کارایی دیدگاه گریماس نسبت به دیدگاه پراپ در تحلیل قصص قرآن بیشتر است.
پرسش اساسی مقاله حاضر آن است که چرا در متون تغزّلی و یا در متون عارفانه بهره مند از نمادپردازیهای ادبِ عاشقانه، گاهی با مضامین مبتنی بر ترک ادب شرعی روبروییم؟ منشاء پیدایش اینگونه مضامین چیست؟ و آیا می توان چگونگی شکل گیری اینگونه مضامین در ذهن هنرمند را توضیح داد؟ خاصه در سروده هایی تغزلی که توانش تفسیر و تأویل به مضامین عارفانه را نیز دارند گاهی با مضامینی روبروییم که در آن ها دلدار جایگاهی فرا انسانی و خداگونه یافته است و در بدو امر می توانند خارج از دایره ادب شرعی ادراک و دریافت شوند. در این مقاله، نخست به مفهوم «ترک ادب شرعی» پرداخته و پس از تعریف آن، با ذکر نمونه هایی از متون منظوم پارسی، از متون آغازین شعر کهن گرفته تا متون معاصر، تقسیم بندی ای دهگانه از زمینه های شکل گیری آن ارائه خواهد شد. چنانکه به تفصیل گفته خواهد شد، در سبک عراقی، که توأمان از درونمایه های عاشقانه و عارفانه بهره می برد، یکی از پرجلوه ترین فضاهای بروز ترک ادب شرعی ظاهری، «مضامین تغزّلی» است. و اما در بخش اصلی این نگاشته، با نگاهی به سروده-هایی از سعدی، و نیز ابیاتی منسوب به قیس بن مُلَوَّح (مجنون عامری)-که به عقیده نگارندگان، سعدی در برخی مضامین از وی متأثر بوده است- این مسأله واکاویده و رابطه مضامینی که بنا به ظاهر ممکن است برخی حکم به خروج آنها از دایره ادب شرعی کنند با مقوله «خیال» تبیین شده و منشاء پیدایش و چگونگی شکل گیری اینگونه مضامین در ذهن هنرمند، با یاری گرفتن از توصیف خاص ابن عربی از «خیال» و عشق عارفانه توضیح داده خواهد شد.