ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۸۲۱ تا ۴۲٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۲۸۲۱.

پویش مدلی برای ترجمه ی کتاب های مصور کودکان گروه های سنی «ب» و «ج» با رویکرد بینانشانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۳۷۸
پژوهش پیشِ رو یک پژوهش کیفیِ بینارشته ای است که به منظور بررسی چگونگی همراهی تصاویر در انتقال پیام آثار مصور برای گروه های سنی «ب» و «ج» صورت گرفته است. این تحقیق بر آن بوده است تا دریابد آیا مترجمان طی فرایند ترجمه به تصاویر توجه می کنند یا خیر و در صورت توجه، چه راهبردهایی را برمی گزینند. بدین منظور سه کتاب مصور برای گروه های سنی «ب» و «ج» ( هرکدام در دو نسخه ی اصلی و ترجمه شده) انتخاب شده و با شیوه ی تحلیل محتوا با رویکرد مدل ترجمه ی بینانشانه ای آگیار و کییِرُز بررسی شده اند. مصاحبه هایی هم با متخصصان و دست اندرکاران تولید کتاب مصور (تصویرگر، مترجم، ناشر، ...) صورت گرفت. براساس یافته ها، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که مترجمان راهبرد های متفاوتی را به صورت شخصی و سلیقه ای در ترجمه هایشان برگزیده و به کار برده اند و همگی به یک اندازه به تصاویر توجه نداشته اند. به علاوه گرچه مترجم تنها عامل اصلی و تعیین کننده در کارهای ترجمه شده به نظر می رسد، عوامل تأثیرگذار دیگری هم وجود دارند که به صورت ضمنی اما به شدت روی کار مترجم اثرگذارند. در پایان براساس یافته ها، مدلی ارائه شد که می تواند برای دست اندرکاران حوزه ی کتاب کودک مفید واقع شود.  
۴۲۸۲۲.

From Hegelian Ethical Substance to Lacanian Impossible Thing: An Ethical-Psychoanalytic Study of Sophocles’ Antigone(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۵۹۷
Hegel’s approach to tragedy is innovative and impressive, putting such a tremendous impact on the ethical canons that has been unprecedented since Aristotle. Hegel studies both the modern and the Greek classic tragedies, concluding that the Greek tragedy, in particular, Sophocles’ Antigone is superior to all the masterpieces of the classical and modern world… the most magnificent and satisfying (Aesthetics II 1218). Resorting to his dialectics, he declares that Antigone is a brilliant demonstration of what he names the ethical substances, the universal pathos or divine wills of the Greek mythological gods incarnated in the particulars, that’s is, the human beings that consciously choose to actualize them. Hegel thus illustrates that in Antigone the characters’ wills and actions are counterpoised by the unseen and intangible ethical substances just to confirm the triad of the Dialectal method where the thesis and anti-thesis’s dispute will subside down at the reconciling synthesis. Jacques Lacan, despite the incontrovertible impacts he takes from Hegel, argues that the essence of tragedy has to be sought in the very private world the subject internalizes in itself in interaction with the object-cause of its desire. Lacan adds that the object-cause of desire, unlike Hegel’s dynamic and lively external stimuli, is a common object that the subject elevates to the level of sublimity. Lacan also proposes that the very incomprehensibility of the Thing causes the subject to encounter the blinding Real, as an essentially-internal part of the subject’s symbolic world.
۴۲۸۲۴.

وصف و جایگاه آن در شعر بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۵۸۶
وصف در آثار ادبی اهمیّت ویژه ای دارد چرا که یکی از ملاک ها و معیارهای اصلی پذیرش یا عدم پذیرش یک شعر است و هنری بودن یک شعر را می تواند رقم بزند. ملک الشعرای بهار، یکی از شاعران سنّت گرای معاصر است که در اشعار خود هم به قدما نظر داشته و هم نگاه معاصر خود را نیز به پدیده های اطراف خود حفظ کرده است. در این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل جایگاه توصیف در اشعار بهار پرداخته شده است. این بررسی و تحلیل هم جایگاه شعری بهار را از منظر چگونگی وصف برای ما نشان می دهد و هم تفاوت و شباهت توصیف را در شعر بهار با قدما روشن می سازد. نتایج حاکی از آن است که بهار در وصف هم به قدما توجّه داشته است و هم به معاصرین. او در اشعار تقلیدی خود بیشتر توصیفات به سبک خراسانی (توصیفات بیرونی) و توصیفات به سبک آذربایجانی (توصیفات چندباره از یک پدیده) را اساس کار خود قرار داده است. این اشعار هرچند از نظر هنری، والایی و اعتبار خود را دارند؛ اما عموماً تشخّص سبکی بهار را نشان نمی دهند. در اشعار غیرتقلیدی بهار، وصف با دامنه ای فراخ تر (البتّه با حفظ و غلبه همان توصیفات بیرونی و حسی) و با کارکردهایی دیگر مطرح است. او هم به جنبه هنری توصیفات خود توجّه داشته و هم اهداف و کارکردهایی برای آن ها متصوّر بوده است.
۴۲۸۲۵.

دراسه سیمیائیه فی قصیده "کلمات للوطن" لتوفیق زیاد علی ضوء نظریه بیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۶۰۲
تزخر قصائد توفیق زیاد بالعلامات والرموز الّتی أسهمت کثیراً فی مستوى إیحاء شعر المقاومه لتترک فی المتلقّی تأثیرها العاطفی البالغ، فتجد العلامات فی قصائد توفیق زیاد مرافقه لصور شعره الحافله بحبّ الوطن، وهی تعکس الرساله الرئیسه لذلک الشعر. إنّ استخدام نظریه بیرس فی حقل السیمیائیه التطبیقیه فی نقد نصوص شعر المقاومه لها أثرها الفعّال فی تقدیم قراءه أفضل لرؤیه هذا الشاعر الکبیر، فضلاً عن قدرتها على تفسیر تلک النصوص وکشف رموزها. ومن هذا المنطلق، نحاول من خلال هذا البحث تقدیم تحلیل وصفی لخصائص قصیده توفیق زیاد المعنونه ب (کلمات للوطن) من خلال الرؤیه السیمیائیه معتمدین علی نظریه بیرس القائمه على ثلاثیاته الشهیره وهی الإشاره والأیقونه والرمز. هذا البحث یمثل محاوله لتوضیح هذه المسأله وهی أنّه کیف أراد الشاعر الفلسطینی المعاصر، توفیق زیاد أن یجعل شعره مؤثراً وأن یطبع قصیدته بطابع الجمال، إضافه إلى تبیین العلامات التی استعان بها لإسباغ الجمالیه على شعره، وکیف یمکننا السیر فی الأغوار الخفیه من أفکاره ورؤاه وأن نبیّن کیفیه توظیفه للعلامات والرموز. ومن النتائج المستخصله من البحث هو أنّ الاستعانه برؤیه بیرس السیمیائیه للعلامات تعدّ منهجاً مناسباً للبحث فی الشعر العربی الحدیث؛ لأنها تمتاز بقدره تحلیلیه وتفسیریه أکبر من البلاغه التقلیدیه، علاوه علی ذلک إنّ هویّه شعر المقاومه الذی تفرزه ظروف القمع، تظهر فیه العلامات بصوره خفیه ورمزیه؛ فلذلک إننا نجد أنّ العلامات الرمزیه، تتصدر العلامات السیمیائیه فی  هذه القصیده.
۴۲۸۲۶.

نقالی های مکتوب به عنوان یک ژانر ادبی در نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۷۱۳
«نقالی های مکتوب»، داستان های بلند عامیانه ای هستند که در طی سنّت نقالی و داستان گزاری از شکل شفاهی - با حفظ برخی ویژگی های زبان مردم- به شکل مکتوب درآمده اند. سنّت داستان گزاری، سنّتی دیرپا در ایران بزرگ است که همواره منابع لازم برای آفرینش آثار ادبی ارزشمند را فراهم نموده است. داستان-هایی که از قلمرو ادبیات شفاهی به قلمرو ادبیات مکتوب وارد شده اند، دارای ویژگی ها و خصلت های منحصر به فرد محتوایی و ساختاری، تاریخی و فرهنگی هستند و هویت جداگانه ای دارند. این هویت جداگانه ما را ترغیب می کند تا این داستان ها را ذیل یک نوع یا ژانر ادبی خاص قرار دهیم. دانش انواع ادبی، زمینه را برای پژوهشگران فراهم می کند تا در یک چارچوب منظم، آثار ادبی را مطالعه کنند. پیش تر برخی محققان، «نقالی های مکتوب» را زیر انواع ادبی «رمانس»، «حماسه منثور»، «رمان شهسواری- قهرمانی» و «افسانه» قرار داده اند. در این مقاله سعی شده است با استفاده از سه متغیر درون متنی «محتوا، فرم و وجه» و چهار متغیر برون متنی «کارکرد، بافت، مخاطب، روابط بینامتنی»، «نقالی های مکتوب» به عنوان یک ژانر ادبی جداگانه با ویژگی های خاص معرفی شود.
۴۲۸۲۷.

بررسي و مقایسه ی رابطة متقابل جهان نگري و صنايع بديعي در اشعار سهراب سپهری و محمدرضا شفیعی کدکنی ( با استفاده از نظريّة ساختارگرايي تكويني لوسین گلدمن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۷۱
با مطالعه و بررسي آثاري كه پيرامون نقد ادبي نگاشته شده اند، مي توان دو رويكرد عمده را از يكديگر متمايز كرد: در رويكرد اوّل، اثر و متن ادبي، تنها انعكاس دهنده ی ذهنيّت مؤلّف خويش دانسته شده و متن، تابعي از عوامل تعيين كننده ی بيروني است. رويكرد دوم امّا بر خلاف رويكرد اوّل، محوريّت را به متن و اثر ادبي می دهد و ادبيات را تنها يك مسأله ی زباني مي داند. با این وجود، برخی از صاحب نظران مانند آلبر كامو و لوسين گلدمن در ادبیات غربی و صائب تبریزی و دكتر شفيعي كدكني در ادب فارسی، اعتقادي به جدايي لفظ (متن) و محتوا (درون مايه) ندارند. این گروه برآنند که زبان و اندیشه دو روی یک سکه اند و نمی توان آن ها را جدای از هم انگاشت. در مقاله ی حاضر با استفاده از نظريّه ی ساختارگرايي تكويني لوسين گلدمن، متفكّر و جامعه شناس مجارستاني، رابطه ی متقابل صنايع بديعي (به عنوان يكي از عناصر لفظي متن) در شعر سهراب سپهری و محمدرضا شفیعی کدکنی با جهان نگری (درون مايه هاي فكري) آن ها مورد بررسي و مقایسه قرار گرفت. شیوه ی پژوهش، تحلیل محتوا بر اساس مطالعات کتابخانه ای و هدف اصلی مقاله نشان دادن میزان تأثیر متقابل زبان و معنا در شعر این دو شاعر معاصر است.
۴۲۸۳۰.

تحلیل تطبیقی ویژگی های انسان کامل در نگاه مولانا و عطار از منظر تناقض نمایی و اشارات عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۴۸۰
در برخی از آثار ادبی به گزینشی خاص از لغات، اصطلاحات فنی ، عبارات و شیوه های بیان بر می خوریم که از قراردادهای زبانی و سنن ادبی متمایزند، این گزینش خاص از دید و دریافتی نو نسبت به هستی و حیات ناشی می شود، شاعر یا نویسنده ای که به چنین دریافتی نو دست یافته باشد و بتواند این دریافت را در قالب گزینشی نو از زبان و شیوه های ادبی ارائه دهد در حقیقت به سبکی شخصی دست یافته است. تنها معدودی از شاعران در تاریخ شعر فارسی این توفیق را یافته اند که به این سبک شخصی دست بیابند که بی گمان مولانا و عطّار از ممتازترین و سرآمدترین آن ها هستند. این سبک شخصی را می توان از سه نظرگاه و ساحت مورد بررسی قرار داد.ساحت فکری،ساحت زبانی و ساحت ادبی. متناقض نمایی یا تصاویر متناقض نما شیوه ای بیانی است از ساحت ادبی که با برجسته کردن معنی در قالب الفاظ کم معانی فراوان و غالباً توصیفات غیر قابل بیان را که ناشی از تجربیات شهودی عارف شاعر است بیان می کند.مولانا و عطار به عنوان دو تن از سرآمدان عرصه عرفان اسلامی از این شیوه بیانی و ادبی برای بیان تجربیات شهودی و عرفانی خود در جهت بیان ویژیگی های انسان کامل بهره برده اند. در این مقاله برآنیم تا بعدازآوردن تعریفی اجمالی از متناقض نماو علل به کارگیری آن به مصادیق عینی به کارگیری این شیوه بیانی در معرفی انسان کامل درکلام مولانا و عطار پرداخته شودونشان داده شود که این شیوه بیانی چرا و چگونه وبا چه هدفی برای بیان ویژگیهای انسان کامل به کار می رود .
۴۲۸۳۳.

رائیه ناقصه لبیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۵۲۰
سید الشعرا لبیبی از شاعران آخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری، قصیده ای دارد با مطلع «چو دل برکندم از دیدار دلبر/ نهادم مهر خرسندی به دل بر» این قصیده اولین قصیده شناخته شده از لبیبی است که محل بحث های فراوان توسط عوفی، رضاقلی خان هدایت، ملک الشعرا بهار، دبیرسیاقی و ابراهیم قیصری بوده است. در مقالاتی که رشحه قلم هریک از این افراد بوده زوایایی از حیات و شاعری لبیبی نمایانده شده است، این محققان و در صدر ایشان بهار دریافته اند که انتساب این قصیده به فرخی و منوچهری به خطا بوده است و هریک تلاش کرده اند تا ریشه این خطا را بیابند، اما همگی در شناساندن منبع اصلی این قصیده و منبع انتساب آن به فرخی و منوچهری به خطا رفته اند. در این مقال به بررسی منبع اصلی قصیده لبیبی و صورت کامل این قصیده خواهیم پرداخت، صورتی که بیش از یافته ها و اشاره های نگارندگان و یادکنندگان شناخته شده از این قصیده است.
۴۲۸۳۵.

بررسی و تحلیل شخصیت چندگانه در رمان مدرن و پسامدرن فارسی (مطالعه موردی: سرخی تو از من و آزاده خانم و نویسنده اش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۶۴۵
شخصیت چندگانه شخصیتی است ازهم گسیخته، که از کنارهم قرارگرفتن چند شخصیت فرعی تشکیل شده و یک شخصیت واحد را ساخته است. در این پژوهش، چگونگی بروز شخصیت چندگانه، ویژگی ها و هدف از بروز آن در رمان مدرن سرخی تو از من و رمان پسامدرن آزاده خانم و نویسنده اش مورد مطالعه قرار گرفته است. برای نیل بدین مقصود شخصیت های اصلی این دو رمان که عنوان شخصیت چندگانه را می توان بر آن ها اطلاق کرد، مورد توجه قرار گرفته و شخصیت های فرعی که مکمل شخصیت اصلی بوده اند تحلیل شده اند. نتایج به دست آمده بیانگر این است که شخصیت چندگانه در رمان مدرن مذکور معطوف به ذهن است و پاره های مختلف شخصیت، ذهنی هستند. شخصیت چندگانه در رمان پسامدرن مذکور معطوف به مسائل هستی شناسی و تداخل واقعیت و خیال است و پاره های مختلف شخصیت مربوط به سایر متون هستند و از طریق رابطه بینامتنی با یکدیگر پیوند می خورند. شخصیت چندگانه علاوه براینکه حائز سایر ویژگی های شخصیت در رمان های مدرن و پسامدرن است، در تقویت عنصرغالب معرفت شناسی، در رمان مدرن مذکور، و عنصرغالب هستی شناسی، در رمان پسامدرن مذکور، مؤثر است. همچنین شخصیت چندگانه می تواند نوع جدیدی از شیوه های شخصیت پردازی به شمار رود و به عنوان یک ویژگی، در کنار سایر ویژگی های رمان مدرن و پسامدرن قرار بگیرد.
۴۲۸۳۶.

مقایسه تحلیلی– تطبیقی مجموعه داستانی «کان ماکان» میخائیل نعیمه و «یکی بودیکی نبود» جمال زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۷۲۶
مجموعه «کان ماکان» نعیمه در ادبیات داستانی عربی و مجموعه «یکی بودیکی نبود» جمال زاده در ادبیات فارسی، نقطه عزیمت داستان کوتاه عربی و فارسی است که با تغییر در نوع داستان و پیدایش گونه های جدید، زبان، شکل و ساختار محتوایی داستان، تازه می شود. نعیمه و جما ل زاده، پیشرو داستان نویسی لبنان و ایران، با پیوند دو تکنیک شرقی و غربی در دو مجموعه خود، سبک «داستان کوتاه»را بنا نهادند.در این نوشتار با مقایسه تحلیلی و تطبیقی دو مجموعه نعیمه و جمال زاده به خوانش شکلی، ساختاری،محتوایی، تحلیل عناوین دو مجموعه از منظر شکل و محتوا، تطابق و عدم تطابق عنوان و متن پرداخته شده است و سبک نگارش نعیمه و جمال زاده و وجوه اشتراک و افتراق آن ها در دو مجموعه، مورد بررسی قرارگرفته است. شیوه پژوهش به صورت کتابخانه ای با روش تحلیلی و مقایسه ای در ادبیات تطبیقی، به مقایسه دو مجموعه این دو ادیب پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان، با وجود تفاوت در زبان، شباهت هایی در مضمون و اسلوب، نشانه شناسی عناوین داشته و با زبانی عامیانه به بیان مشکلات جامعه خود پرداخته اند و بررسی مقایسه ای درون مایه دو مجموعه، منبع معتبری برای شناخت آداب و سنن جامعه و محیط اجتماعی عصر نویسندگان است
۴۲۸۳۷.

نقد کتاب درسی زبده گلستان (ترجمه و شرح ترکی گزیده ای از گلستان)، نوشته عثمان فایق (1307 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۷۹۱
در این مقاله سعی شده است با نگاهی اجمالی به کتاب زبده گلستان، از شرح و ترجمه های گلستان به زبان ترکی عثمانی، افزون بر مطالعه و بررسی شیوه و محتوای ویژه کتاب، میزان تطابق آن با هدف های ترجمه ای، یعنی آموزش زبان نیز سنجیده شود. این اثر جزو کتاب های درسی بوده و به همین سبب در اوایل قرن چهاردهم اهمیت داشته است. در این پژوهش از میان ترجمه های اندکِ درخور توجه برای کتاب گلستان، کتاب زبده گلستان نوشته عثمان فائق (1307 ق) به سبب هدفمندی و دیدگاه ویژه اش به گلستان و جایگاه تاریخی آن، انتخاب و نقد شده است. این پژوهش دربردارنده سه مبحث اصلی است: 1) معرفی و بیان ویژگی های برجسته کتاب در آموزش زبان و ادب فارسی؛ 2) بررسی کوتاه تحلیل های دستوری که در حاشیه گزیده گلستان نوشته شده است. این بررسی برای دریافت و توصیف الگوهای دستوری منظور نویسنده و برخی ویژگی ها و قوّت و ضعف آن است؛ 3) ارزیابی کیفیت و دقت ترجمه ادبی ازنظر صورت و معنا. در مبحث سوم پس از مطالعه چند نظریه پرکاربرد در ترجمه متون، نظریه آنتوان برمن در ترجمه متون کلاسیک به سبب نزدیکی به هدف انتخاب شد و متن برپایه هفت شناسه از شناسه های دوازده گانه در تحریف متن  غنازدایی کیفی، غنازدایی کمی، شفاف سازی، فخیم سازی، تخریب الگوهای زبانی، تخریب سیستم مفهومی متن، اطناب کلام  نقد شد. نتایج بیانگر آن است که این کتاب با وجود نقص های گریزناپذیر اندک در ترجمه متون ادبی و کاستی هایی در شرح دستوری و زبانشناختی، ایده های جالبی برای شناساندن هر دو زبان ترکی و فارسی و به ویژه جنبه های آشکار و پنهان گلستان سعدی در بر دارد.
۴۲۸۳۹.

روایت خرد محور و قدرت محور بازپیوند قهرمان در قصّه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۳۴۴
این پژوهش به خوانش کهن الگویی قصّه های ایرانی و بررسی فرآیند فردیّت و چگونگی رخدادهای شکل دهنده به این فرآیند پرداخته است. پرسش این است که؛ در طی فرآیند فردیّت، روند پیوند قهرمان با آنیما و آنیموس چگونه است؟ با تحلیل محتوای متن قصّه های ایرانی ابتدا نمود کهن الگوها را یافتیم و سپس دو مرحله ای بودن فرآیند فردیّت آشکارشد که دوگونه تحقّق خردمحور و قدرت محور داشت. یافته ها نشان می دهند؛ من (قهرمان) یا بخش آگاه و دیگر اجزای ناخودآگاه روان چون؛ آنیما، آنیموس، پیرخرد و سایه، پیوندهای پیچیده ای دارند. سایه همجنس قهرمان و جزء ناشناخته، سرکوب شده و چالش آفرین روان است. رخدادهای پروسه فردیّت بر بنیاد چالش آفرینی های سایه برای قهرمان رخ می دهد و قصّه ها هم با ساختار دو بخشی و گاه قصّه درقصّه و همانند فرآیند فردیّت هم دو مرحله پیوند و بازپیوند دارند که در جستار پیشِرو به آن پرداختیم. افزون بر آن، دو روایت زنانه و مردانه از روند تحقق فردیّت داریم؛ در روایت خردمحور زنانه؛ قهرمان با راهنمایی و یاریگری پیرخرد و تکیه بر خردورزی بر سایه پیروز می شود و به آنیموس می پیوندد و اغلب پس از شکست سایه، او را می بخشد و می پذیرد. در روایت قدرت محور مردانه؛ قهرمان همچنان از راهنمایی و یاریگری پیرخرد برخوردار است، ولی با تکیه بر قدرت و جنگیدن رویاروی بر سایه غلبه می کند و اغلب سایه را می کُشد و گاه می راند.
۴۲۸۴۰.

سیمای شبلی در منطق الطیر و دیگر آثار عطار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۶۹۱
موضوع این مقاله «سیمای شبلی در منطق الطیر عطّار و دیگر آثار وی» می باشد. عطّار برای بیان افکار و اندیشه های عرفانی خود، از عرفا و شیوخ در قالب داستان و حکایت بهره می گیرد و همگان به خصوص سالکان راه را به پیروی از احوال و اقوال آنها تشویق می کند. در این مقاله به معرفی شبلی، صوفی و عارف قرن سوم و چهارم، که مورد توجه و احترام بزرگان تصوف بود پرداخته شده است. وی عاشق مجنون و عارف بلند مرتبه ای است که در حال و علم بی همتا بود. نکته ها و اشارات و رموز و عبارات و ریاضات و کرامات فراوانی از وی نقل شده است. عطار در منطق الطیر و دیگر آثار خود به ذکر حکایاتی از زبان وی می پردازد و بدین ترتیب اندیشه ها و باورهای عرفانی خود را گاه به زبانی ساده و گاه رمزی بیان می کند. در این مقاله کوشش شده تا به تفسیر، تحلیل و شرح داستان ها که هرکدام تقریباً یک تمثیل رمزی می باشند توجه شده و به رمزها و نمادهای  نهفته در آنها  اشاره شود. هرکدام از این حکایت ها به گونه ای با اصول و سیر و سلوک عرفان  گره می خورند و عطار با شگردی خاص از زبان شبلی برای بیان مسایل خود استفاده می کند که در این مقاله به آنها اشاره شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان