ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۱۸۱ تا ۴۰٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۰۱۸۴.

Философская ментальность Востока в русской поэзии XIX века (ذهنیت فلسفی شرق در شعر روسی سده نوزده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۵۰۰
از دیرباز شاعران و نثرنویسان روسی نگرش های گوناگونی نسبت به شرق، به ویژه ایران داشته اند. انگیزه های آنها برای نگریستن به این جهان کاملاً متفاوت و میزان جذب شدنشان به این فرهنگ ناآشنا یکسان نبوده است. تاریخچه روابط ایران و روسیه ریشه در اعماق تاریخ دارد. متون تاریخی ای که به دست ما رسیده است، اسناد دیپلماتیک روس ها در ایران و نیز یادداشت های به جامانده از کسانی که در روسیه و ایران اقامت داشته اند، همه گواهی بر این ادعا هستند. باید اذعان داشت پیشرفت فرهنگ روسیه با پیشرفت فرهنگ جهانی همزمان بوده است. این مسأله موجب می شود به ضرورت توجه به روابط دوجانبه فرهنگی ِروسیه و ایران از دید ادبی و هنری آن پی ببریم. تأثیر ادبیات روسیه بر شرق، در دوران اخیر افزایش یافته است. اگر در گذشته، ایران تنها یک کشور شرقی مسلمان بود که در سده نوزدهم روابط تجاری و سیاسی پیچیده ای با روسیه داشت، امروز به عنوان سرزمینی با غنای عظیم و منحصر به فرد ادبیات ملی و فرهنگی نادر و ناآشنا برای اروپائیان معرفی شده است.
۴۰۱۸۵.

آسیب شناسی کاربرد استعاره در فرایند نظریه پردازی فرمالیسم مکانیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۹۴۲
ارمغان نظریه های ادبی تحلیل نظام مند ماهیّت ادبیات است. نخستین مرحله از تکامل فرمالیسم روسی «فرمالیسم مکانیکی» یا «فرمالیسم تقلیل گرایی» نام دارد. این نظریه در ژرف ساخت اندیشگانی خود برای تبیین ماهیت ادبیات از اسم انگاشت «ادبیات ماشین است» بهره می برد. هر چندتبیین ماهیّت ادبیات از طریق استعارهماشین زمینه بروز خلاقیت و تسهیل در توضیح و تبیین نظریه را برای نظریه پرداز فراهم می کند ولی پژوهش های معاصر نشان می دهد که استعاره ها فرایند ادارکی نظریه پرداز و در نتیجه فرایند مطالعه موضوع و فرمول بندی نهایی نظریه را نیز تحت تأثیر قرار می دهند و به نوبه خود در بحث انتقال نظریه ادبی به سایر فرهنگ ها، کژکارکردهایی نیز خواهند داشت. چرا که ادراک هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی همه فرهنگ ها از حوزه مفهومی استعاره «ماشین» یکسان نیست. ازین رو، شاهد ظهور نوعی مطالعات فرمالیستی در زبان های مقصد، مانندزبان فارسی هستیم که تلقی خاصی از روش شناسی فرمالیستی دارند. بنابراین این نوشتار در صدد است با رویکرد توصیفی تحلیلی کارکردها و کژکارکردهای استعاره ماشین را در تبیین ماهیت اثر ادبی در فرایندنظریه پردازی فرمالیسم مکانیکی و نیز انتقال آن بررسی کند. برای این منظور ضمن بررسی ریشه های فکری و اندیشگانی اندیشه جهان ماشینی به نقش تقلیل گرایی دکارتی در شکل گیری سطوح مختلف نظریه فرمالیستی می پردازیم و سپس بر پایه علل اربعه ارستویی به مقایسه ماشین و ادبیات می پردازیم و تفاوت های ادراکی «ماشین» را در زبان های روسی، انگلیسی و فارسی به شکل مختصر بررسی می کنیم. بررسی ها نشان می دهد که تبیین ماهیت ادبیات بر مبنای استعاره مکانیکی، در مرحله نظریه پردازی موجب شده است نظریه پرداز در فرمول بندی نظریه برای رسیدن به یک روش شناسی خلاق و سازگار با اثر ادبی ناکام بماند، و در مرحله انتقال نیز تفسیر و کاربست آن با نوعی بدفهمی مواجه شود.
۴۰۱۹۱.

تصویرکودک در نمایشنامه های دهه چهل بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۷۶۳
مفهوم کودکی و نمایشنامه نویسی در ایران، به مفهوم غربی آن، محصول شرایط نوین اجتماعی است که از عصر مشروطه آغاز شد. این روند، در دهه چهل به اوج بالندگی و شکوفایی و تغییر رسید. پیوستگی و دگرگونی انگاره کودکی و نمایشنامه را در آثار نمایشنامه نویسان جریان سازی همچون بهرام بیضایی می توان مشاهده کرد. در این نوشتار، تصویر و انگاره کودکی، در نمایشنامه های دهه چهل وی، که کودک در آن حضور دارد، به روش تحلیل کیفی محتوا، با رویکردی مبتنی بر نظریه های جامعه شناسی کودکی بررسی شد. از میان این آثار، فقط در شش نمایشنامه، حضور و تصویر کودک دیده شد. این نمایشنامه ها عبارتند از: عروسک ها، غروب در دیاری غریب، قصه ماه پنهان (یا سه نمایشنامه عروسکی )، سلطان مار، ساحل نجات و گمشدگان. بر اساس نتایج به دست آمده، در سه نمایشنامه عروسکی؛ عروسک ها، غروب در دیاری غریب، قصه ماه پنهان ، سیر تدریجی هویت بخشی به کودک را می توان مشاهده کرد. در نمایشنامه سلطان مار ، بیضایی، فارغ از نگاهی متأثر از دوآلیته اساطیری و پیش جامعه شناختی، کودک را آمیخته ای از نیکی و شر می داند. در ساحل نجات او، دختر - طبیعت را همزاد و همسان می داند و نشان می دهد چگونه کودک و طبیعت در نقطه ای یگانه می شوند. روند تغییر و به گونه ای تکاملِ تصویر کودک را، در نمایشنامه گمشدگان می توان دید. کودک در این نمایشنامه، در سیری تدریجی، به شورش گر و عصیان گری تبدیل می شود که در برابر استیلاء بزرگسالان می ایستد و چرخه ستم پذیری را می شکند. به جز این تصاویر اصلی، درآثار نمایشی بیضایی، گاه کودک همچون شیء است و حضوری تزئینی دارد.
۴۰۱۹۲.

The Commodification of Women in a Comparative Study of Pinter's Betrayal and Stoppard's The Coast of Utopia(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۴۴۶
The purpose of the present study is to discuss Girard’s imitative desire in Pinter’s Betrayal, and Stoppard’s The Coast of Utopia. René Noël Théophile Girard (1923-2015), a French literary critic and philosopher, has elaborated on the idea of imitative desire. He discusses that our desires are not autonomous, but we borrow our desires from others. Since human beings think their drives do belong to them, the object of desire or the desired love becomes an issue of rivalry among the rivals. If such a dissention is not resolved, chaos will result. To solve it, an object, namely a human being is to be sacrificed to restore the unity of a nation. Since women characters are marginalized in patriarchal societies, they are mostly sacrificed in the selected plays. Sometimes, double mediation occurs for those who imitate others’ desires. That is, their desires are copied by others at the same time. In other words, man sacrifices out of his imitative desire to engender power and attraction. Therefore, the male characters in the selected plays covet objects/other human beings belonging to others. This act might cost other people’s lives and metamorphosing female characters to mere objects prone to sacrifice and commodification.
۴۰۱۹۶.

التناص القرآنی فی شعر أحمد مطر ومهدی أخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۲۵۴۸
هذه الدراسة تسعى لبحث الشعر العربی والفارسی فی العصر الحدیث، وذلک من خلال دراسة التناص عند شاعرین متقاربین فی الزمن وفی الأدبین العربی والفارسی، وهما الشاعر العربی المعاصر أحمد مطر، والشاعر الإیرانی مهدی أخوان ثالث، فقد تشابهت ظروفهما المعیشیة والمؤثّرات على حیاة کلّ منهما، وکان لذلک انعکاسات وآثار بدت واضحة فی الإنتاج الفنی لکل منهما. وقد هدفت هذه الدراسة لمعرفة التناص، والعلاقة بین بنیة اللغة الشعریة والمواضیع فی شعر أحمد مطر ومهدی أخوان ثالث. وقد تبیّن أنّهما یکّونان التناص عن طریق توظیف الإمکانات الفنیة کافّة، وبذلک فإن شعرهما یسعى إلى بناء عالم بدیل، یتجه مباشرة إلى التناص القرآنی، دون الاتکاء على عناصر أخرى. ورصدت الدراسة التناص الذی انطلق منها الشاعران، لتشکل هذه الدراسة محاولة نقدیة ووقفة للأدب المقارن على تحولات الرؤیا فی شعر أحمد مطر ومهدی أخوان ثالث وأثر هذه التحولات فی التناص، ویعتبر التناص القرآنی من الجوانب المهمة فی دراسة الشعر ونقده، وتشکل عنصراً کبیراً للوقوف على التجربة الشعریة التی تتجاوز مظاهر الحیاة فی مجتمعنا العربی والإسلامی إلى روح الذات الإنسانیة وواقعها، الواقع الذی یستمد الشاعران منه مادتهما ویعدّ النص القرآنی مصدراً غنیا للتناص وللإلهام الشعری على مستوى الدلالة والرؤیة لدى الشاعرین وذلک أنّ استحضار الخطاب الدینی فی الخطاب الشعری المعاصر؛ یعنی إعطاء مصداقیة وتمیز لدلالات النصوص الشعریة، انطلاقاً من مصداقیة القرآن، وقداسته وإعجازه. وحاولت الدراسة للکشف عن معالم البنیات للتناص ومظاهر التعبیر الشعری، وانشاء تعبیر جمالی للتراکیب وتشکیلاتها اللغویة على حد سواء فی شعر أحمد مطر ومهدی أخوان ثالث.
۴۰۱۹۷.

مضامین، آیین ها و باورهای مردمی در رباعیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۶۶۷
بررسی فرهنگ عامه در آثار ادبی، از جمله رویکردهایی است که می تواند در مطالعات میان رشته ای، همچون علوم اجتماعی، قوم شناسی، پژوهش های فرهنگی و... سودمند افتد. این قبیل پژوهش ها، افزون بر بازنمایی فرهنگ پیشین هر سرزمین، تفاوت ها و فاصله های جامعه امروز را با گذشته نیز آشکار می سازد. بازتاب آداب و سنن، دانش ها و باورهای مردمی را در متون ادبی نیز می توان دید. شاعران و نویسندگان که برآمده از فرهنگِ پایه سرزمین خویش اند، فرهنگ غالب اجتماع خود را در آثارشان بازتاب می دهند. از این رو، متون ادبی می توانند این گزاره های فرهنگی و اجتماعی را به خوانندگان نسل های بعد منتقل کنند. در این پژوهش تلاش بر آن بوده است تا رباعیات مولوی، از منظر غلبه و نفوذ باورهای عامیانه در آن، بررسی شود. هدف، تعیین بسامد و نیز چگونگی به کارگیری این قبیل عقاید در رباعیات مولوی بوده است. پژوهش در دو حوزه «بازتاب آداب و رسوم و باورهای اجتماعی در رباعیات مولوی» و «بازتاب باورها و عقاید مردمی در رباعیات مولوی» سامان یافته است. حاصل بررسی، بیانگر بسامد بالای این آیین ها و باورها در رباعیات مولوی است. همچنین، پژوهش حاضر نشان می دهد شاعر تنها روایتگر برخی آداب و آیین ها و باورهای عصر خویش نبوده و عمدتاً با دست مایه قرار دادن این اندیشه ها و رسوم و آداب و عقاید، به مضمون پردازی هنری یا ملموس ساختن اندیشه های عرفانی، مذهبی و انسان شناسانه خویش، برای مخاطب پرداخته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان