فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۸۰۱ تا ۳۹٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
من شعر را مسلمان می دانم
منبع:
شعر خرداد ۱۳۸۷ شماره ۵۷
حوزههای تخصصی:
منظومه ابوالعلای معری
حوزههای تخصصی:
تصویرگران سوررئالیست در ادبیات کودک
حوزههای تخصصی:
بررسی اسناد و زمینه های زبانی و گویشیِ فارسی نو در خوزستان، در نخستین سده های هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوزستان از جمله مناطق ایران است که هنوز گویش هایی از فارسی در آنجا تکلم می شود. اسناد باستان شناختی و تاریخی نشان می دهد که نفوذ فارسی به خوزستان از دوره ی باستان آغاز شده و در دوره ی میانه نیز ادامه یافته است. مرکزیت سیاسی شوش و جندیشاپور به ترتیب در سلسله های هخامنشی و ساسانی، مجاورت با فارس، نزدیکی به دربار ساسانیِ تیسفون، و وجود دانشگاه جندیشاپور، از عوامل گسترش فارسی به خوزستان، پیش از دوره ی اسلامی بوده اند. مورّخان، جغرافی دانان و نویسندگان سده های نخستین اسلامی، مانند جاحظ، اصطخری، مقدسی و دیگران، به تداول فارسی در خوزستانِ آن روزگار اشاره کرده، و برخی مانند جاحظ، دری اهواز را یکی از فصیح ترین لهجات دری دانسته اند. این اسناد به علاوه ی متون فارسی ِ یهودی و فارسیات برخی عربی نویسانِ خوزستانی تبار، مانند ابونواس اهوازی، سهل بن عبدالله تستری و ابوهلال عسکری، ثابت می کند که پیش از ظهور ادبیات دری در قرون سوم و چهارم هجری، فارسی نو در خوزستان، به عنوان زبان مادری، تکلم می شده است.
هجده بیت نویافته از شیخ نجم الدّین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتابخانه مجلس شورای اسلامی، سفینه ای متعلّق به سده دهم هجری وجود دارد که آن را می توان سومین بیاضی دانست که به دو سفینه یحیی توفیق (مورّخ 754 ق.) – گردآورده سعدالدّین الهی/ آلهی - و جُنگ 14456 کتابخانه گنج بخش (به احتمال بسیار متعلّق به اواخر قرن هشتم هجری) شباهت بسیار دارد. گرچه میرافضلی در نوشتار اخیر خود، «پنجاه و نه» بیت نویافته از نجم دایه را از این سه سفینه فراهم آورده و به ویژه اشعار شناخته شده و نویافته نجم رازی در جُنگ 14456 کتابخانه گنج بخش را به تمامی شناسانده، امّا در این نوشتار، «هجده» بیت نویافته دیگر از مجموع «صد و پانزده» بیت موجود در این سه سفینه، که با بررسی دو سفینه یحیی توفیق و جُنگ 534 کتابخانه مجلس به دست آمده، ارائه گردیده است. از این مجموع، به احتمال «سی و هشت» بیت از نجم رازی است، چراکه در منابع دیگر نیز به نام او آمده است؛ «پنجاه و نه» بیت نویافته نیز پیشتر توسّط میرافضلی شناسانده شده و «هجده» بیت نیز در شمار ابیات نویافته است (در متن با حروف درشت/ پر برجسته شده) که در این نوشتار ارائه شده و تا امروز در دیگر منابع و به نام او نیامده است.
شرح حال متنبی
حوزههای تخصصی:
دو یادگار ادبی
حوزههای تخصصی:
بررسی دلایل همبافتی زمان و مکان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان به عنوان یک پدیده، از دغدغه های همیشگی ذهن بشر بوده است. در همه جنبه های حیات بشری، نمودی از زمان را می توان مشاهده کرد؛ از جمله در حماسه ها جلوه های متنوعی از زمان قابل مشاهده است. حماسه هایی چون شاهنامه به دلیل دربرداشتن ابعاد مختلف از جمله ابعاد اسطوره ای، تاریخی، طبیعی و فلسفی نمودگاه جلوه های مختلفی از زمان است. مطالعه مفهوم زمان در شاهنامه به عنوان اثری که مشحون از تاریخ و باورهای متنوع ملت متمدن و باسابقه ایران است، می تواند بخشی از روند باوری و تحولات و تنوع مفهوم زمان را نشان دهد. از جمله نکات قابل تأمل درباره مفهوم زمان در شاهنامه فردوسی، کاربرد فراوان آن با واژه مکان است که اگر این هم بافتی را اتفاقی ندانیم و قصد توجیه آن را با آرایه های ادبی نداشته باشیم، می تواند پرسش های اساسی و مهمی را برانگیزد. برای یافتن این دلایل هم بافتی زمان با مکان در شاهنامه، ابتدا به روش تحلیل متن، انواع زمان در شاهنامه مورد تأمل قرار گرفته و پس از بررسی های دقیق مشاهده می شود که زمان در شاهنامه به چهار نوع «نجومی، اسطوره ای، فلسفی و تاریخی» تقسیم گردیده و در نهایت با روش تحلیل بافت مشخص می شود که زمان در مفهوم فلسفی خویش با مکان دارای مفهومی مشترک و یگانه است که همین امر سبب هم بافتی این دو واژه شده است.
بررسی مضامین مقاومت و پایداری در رجزهای عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
203 - 227
حوزههای تخصصی:
حادثه عاشورا از جنبه های گوناگون می تواند مورد بحث و بررسی قرار گیرد. یکی از این جنبه ها رجز هایی است که یاران امام حسین (ع) به هنگام نبرد بر زبان جاری کردند. رجز شعری است که در میدان جنگ برای مفاخره و تحقیر دشمن بر زبان می آید. مسئله مورد نظر در این پژوهش این است که مضامین مقاومت و پایداری به کار گرفته شده در رجزهای یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا چگونه است؟ بررسی ها نشان می دهد مؤلفه های پایداری و مقاومت همچون صبر و استقامت، شجاعت، وفای به عهد، ولایت پذیری و افتخار به نسب در رجزهای اصحاب وفادار امام حسین (ع) مانند عمرو بن خالد الأزدی، جناده بن حارث انصاری، نافع بن هلال، قاسم بن الحسن (ع)، علی بن الحسین (ع)، عباس بن علی (ع) و ... در روز عاشورا تجلی یافته است. با توجه به اینکه قیام امام حسین (ع) و اصحاب باوفایشان به عنوان مهم ترین قیام علیه حکومت جور در طول تاریخ مطرح است، پرداختن به ابعاد مختلف این قیام و به خصوص شناسایی مضامین پایداری و مقاومت در بطن این قیام، موضوعی ضروری است. این پژوهش درصدد است با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی، مضامین مقاومت و پایداری را در اشعار حماسی و رجزهای اصحاب امام حسین (ع) در روز عاشورا به تصویر بکشد.
تأثیر مبانی فکری ابوالعلاء معری و خیّام بر سبک زندگی متعارض آن ها (با رویکرد فلسفه و اسطوره شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
281 - 311
حوزههای تخصصی:
ابوالعلاء معری و عمر خیام از شاعران برجسته زبان و ادبیات عربی و فارسی هستند که زمینه های تشابه فکری این دو شاعر نامی، بستر پژوهش های بسیاری بوده است. در این مقاله از تأثیر فلسفه، شعر و اسطوره بر سبک زندگی و زیست متعارض ابوالعلاء معری و عمر خیام سخن رفته است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی تطبیقی ، در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به اشتراکات فراوان میان معری و خیام، چرا این دو شاعر سبک زیست کاملاً متفاوتی را برگزیده اند؟ علت و یا علل این تفاوت سبک زندگی در چیست؟ آیا می توان گفت این تفاوت برایند تغذیه تفکر این دو شاعر از خاستگاه و آبشخورهای متمایز فکری ایشان است؟ همچنین تلاش شده است تا با استناد به نظر افلاطون و کاسیرر، خاستگاه بدبینی های معری و خوش بینی های خیام بررسی شود. حاصل نتایج به دست آمده حاکی از آن است که به رغم اشتراکات فراوان میان معری و خیام، بدبینی و ناشاد زیستن معری، برخاسته از هویت شاعرانه و تفکر اسطوره ای این شاعر است؛ در حالی که منشأ خوش بینی، زندگی شاد و امیدوارانه عمر خیام نشأت گرفته از جهان بینی فلسفی و حکیمانه وی می باشد.
بررسی پیرنگ حکایت های بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۹)
153 - 174
حوزههای تخصصی:
سعدی در بوستان برای اندیشه های خود حکایتپردازی را در طرح این اثر به کار برده و آن را برای زمینه سازی آموزش عبرت و حکمت قرار داده است؛ به طوری که بوستان در میان آثار او از منظر داستاننویسی جایگاه ویژه دارد. بررسی ساختار پیرنگ حکایتهای بوستان در نشان دادن شیوه بیان سعدی دارای اهمّیّت است؛ هدف این پژوهش مشخّص کردن ساختار پیرنگ حکایات این اثر است که به روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، نگارش یافته است. بدین منظور، ابتدا کلّ حکایتهای موجود در بوستان مورد مطالعه قرار گرفت. سپس از بین آنها، حکایاتی که مصداق کامل حکایت را داشتند، استخراج شد و پیرنگ آنها تحلیل گردید. حاصل این بررسی نشان میدهد که اغلب حکایتهای موجود در بوستان با وجود کوتاهیشان از پیرنگ طبیعی برخوردار هستند و عناصر اساسی پیرنگ در آنها به شکل بارزتر خودنمایی کرده است. بنابراین پیرنگ حکایات این اثر، پیچیده نیست و میتوان آنها را جزء پیرنگهای ساده به حساب آورد؛ زیرا نظم طبیعی حوادث در حکایتها بر نظم ساختگی غلبه دارد و رخدادها همواره در روایت به گونه ای همبسته و زنجیروار اتّفاق افتاده است. از این-رو، حکایتهای بوستان سعدی از نظر عنصر پیرنگ در شمار پیرنگِ «باز» (Open Plot) قرار می گیرند. علاوه بر آن با تحلیل ساختار پیرنگ حکایات (42 حکایت پیرنگدار)، مشخّص گردید که حکایات بوستان از نظر شکل پیرنگ و ترتیب فراوانی در سه نوع: نرمال 38 حکایت (48/90 درصد)، ناقص 3 حکایت (14/7 درصد) و عالی 1 حکایت (38/2 درصد) طبقه بندی میشوند.
نگاهی زیبایی شناسانه به شعر سیدیعقوب ماهیدشتی کرمانشاهی از منظر بازتاب عشق به محبوب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
غزل از شورانگیزترین قالب های شعری است و عشق، لطیفه ای است که از عهد الست و بدو آفرینش در وجود انسان نهاده شده است. مفهوم عشق و تکرار آن در کلام و آثار شاعران و نویسندگان از آغاز حیات بشری، جاذبه ای وصف ناپذیر ایجاد کرده که جلوه های آن، تحت تأثیر رخدادهای فرهنگی و اجتماعی و شرایط روانی، فکری و اجتماعی فرد در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت بوده است. سیدیعقوب ماهیدشتی، یکی از شاعران توانمند کردی سراست که به لهجه های مختلف کردی، شعر سروده است. عشق، درون مایه اصلی سروده های اوست؛ عشق وی، عشقی زمینی است که به زنان ابراز می کند. توصیفات خاص او، متوجهِ زیبایی های ظاهری و مادی معشوق؛ مانند: چشم، ابرو، زلف، رخ و ... بوده و کمتر به صفات معنوی او توجه داشته است. شاعر، گاهی از سختی عشق، ناله سر می دهد و گاهی زبان به شکایت از محبوب می گشاید. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی سیمای معشوق در دیوان کم حجم سیدیعقوب پرداخته است.
حماسه دلیری
حوزههای تخصصی:
ترجمه و تحقیق مقاله«جغرافیای ادبیات تطبیقی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله سعی بر آن دارد که ارزشهای جغرافیایی ادبیات تطبیقی معاصر را در ارتباط با رشته های تاریخ و مطالعات منطقه ای مورد بررسی قرار دهد. گلچینهای ادبی رایج در این زمینه، مخصوصا تازه ترین نسخه ی ""گلچین تئوری و نقد نورتن"" (2010) در این راستا مورد بررسی قرار گرفته اند. سؤال تحقیق به این گونه است: چرا ادبیات تطبیقی که در جهت تثبیت موقعیتش با چارچوب های پسا استعماری عمل می کند؛ همواره نگاهی اروپا محور دارد. در حالیکه در روندی تاریخی و در قالب نهادی و تجربی نسبت به آرشیوهای غیر اروپایی دید بازتری داشته است. دستاوردهای منتقدان ادبی و نظریه پردازان عرب و ایرانی از عبدالقاهر جرجانی (و. 1078) تا محمد غنیمی هلال (و. 1968) در عرصه ی مطالعات ادبیات تطبیقی به دقت مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین مشارکتهایی که ممکن است در آینده ای نزدیک از این مناطق در قالب نویسندگان عربی و فارسی که میراث اروپایی را به نقد و چالش بگیرند؛ مورد توجه بوده است. بازتاب تفکرات فرانکو مورتی و دیوید دمروش در ارتباط با ادبیات جهانی گذشته و آینده در دیالوگ برنامه هایی برای ادبیات تطبیقی قرار گرفته است که به وسیله ی گایاتری سپیواک، امیلی اپتر و ستنلی کورنگولد پیشنهاد شده بود. مقاله ی پیشرو در این راستا این دو پیشنهاد را به تفصیل ارائه داده است: اولا، جغرافیای متفاوت رشته ها با منشا مکانی تئوریهای ادبی هماهنگ شود. دوما، توجه بیشتر به انعطافهای فرهنگی، زمانی و سیاسی ادبیاتهای مختلف که در برگیرنده آرشیو این رشته هستند؛ صورت گیرد. چالشهای خاص جهانی شدن ادبیات تطبیقی در ارتباط با موانع اساسی مدرنیته مورد بررسی قرار گرفته است.
میزگرد بررسی مسائل ایرانشناسی در جهان امروز
منبع:
بخارا مهر ۱۳۷۸ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
بررسی کارکرد شاعرانه ضمایر در «مثنوی معنوی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی مولانا به عنوان یکی از برجسته ترین متون عرفانی ادبیات فارسی، از منظر شاعرانگی نیز ارزش های بسیاری دارد. یکی از جنبه های شاعرانگی زبان در مثنوی، ضمایر و نقش آنها در زیبایی لفظی و معنایی این منظومة ارجمند است. در این مقاله بر اساس آرای فرمالیست های روسی درباره کارکرد شاعرانه زبان، ابتدا مفاهیم آشنایی زدایی و هنجارگریزی شرح داده شده و آنگاه به بررسی قاعده کاهی های معنایی، سبکی، نحوی و واژگانی و قاعده-افزایی ها در باب ضمایر موجود در شواهد شعری مثنوی معنوی و ارتباط آنها با اندیشه شاعر پرداخته شده است. نویسندگان در این پژوهش نشان داده اند که ضمایر در مثنوی معنوی، نقشی گسترده و مهم در شاعرانگی و خیال انگیزی اثر برعهده دارند و غیر از کارکردهای زیبایی شناختی، بار قابل توجهی از انتقال مفاهیم و معنای اثر را نیز بر دوش می کشند.
بررسی و تحلیل ساختار ردیف و قافیه در شعر حافظ از منظر بسامد نسبی ساخت و الگوی هجایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۲
139-160
حوزههای تخصصی:
استخراج مؤلفه هایی برای تعیین سبک فردی نویسنده، از جمله مواردی است که می تواند اضهارنظرها دربارۀ سبک نویسنده را دقیق تر و بیشتر بر اساس پارامترهای قابل اندازه گیری نشان دهد. یکی از این پارامترها می تواند بررسی بسامد نسبی ساختاری خاص باشد. در این باره بررسی ساختار هجایی ردیف و قافیه می تواند مؤثر باشد. به این منظور این پژوهش کوشیده است تا با بررسی بسامد ساخت و الگوی هجایی ردیف و قافیه در اشعار حافظ، میزان استفاده این شاعر بزرگ را از هر یک از ساخت های هجایی زبان فارسی در ردیف و قافیه و همچنین چینش این ساخت ها در هر یک از الگوهای هجایی بررسی کند. این پژوهش نشان می دهد که نسبت ساخت هجا در شعر حافظ با زبان طبیعی فارسی تاحدودی هماهنگی دارد. به لحاظ الگوی هجا، شاعر از الگوهای بسیار متنوعی استفاده کرده است. به لحاظ بسامد الگوهای به کار گرفته شده نیز الگوهای متفاوت از بسامدهای متفاوتی برخوردارند. هر چند شاعر در الگوی تک-هجایی رغبتی به استفاده از هجای باز نشان نداده است، در الگوهای چندهجایی به خوبی از این هجا استفاده کرده است. این پژوهش نشان می دهد که شاعر در استفاده از برخی از الگوها با محدودیت هایی مواجه است که از آن جمله می توان به استفاده نکردن از الگوهایی که با cvcc آغاز می شوند در الگوهای دو هجایی اشاره کرد. این پژوهش همچنین نشان می دهد که در کاربرد هر یک از ساخت ها در مجموع الگوها، ساخت cv بر دو ساخت cvc و cvcc برتری یافته است. به لحاظ میانگین کاربرد هر یک از ساخت های سه گانه در مجموع هجاهای ردیف و قافیه، هجای cv در رتبه اول و هجاهای cvc و cvcc در جایگاه های بعد قرار دارند که هم به لحاظ رتبه و هم بسامد نسبی با زبان گفتاری و نوشتاری همراهی می کند.
زبان
اشارات و مضامین دستار و دستاربندی در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۶
143-180
حوزههای تخصصی:
در ادب فارسی اقسام پوشاک نیز به مانند بسیاری از پدیده ها به صورت مکرر محل اشارات و مضمون سازی شده است. «دستار»، یکی از مصادیق بارز این امر است که شاعران به انحای مختلف به آن توجه نشان داده اند. بر این اساس این پژوهش مشخصاً در پی آن است تا ابتدا وجوهی از دستار که توجه ادبا را جلب کرده است، آشکار کند، سپس زمینه ها و دلایل اشارات متعدد به این سرپوش و علل کثرت مضامین مرتبط با آن را در آثار ادبی بنماید. این امر نه تنها جنبه های نهفته از فرهنگ البسه را می تواند آشکار کند بلکه دستاربندان، و احوال و منش آنها را نیز می تواند نمایان سازد. بنابراین، در این مقاله به روش کتابخانه و با توجه به دیوان شاعران و برخی متون دیگر، ابتدا اشارات دستار و مضمون های ساخته شده از آن استخراج، سپس هر یک، ذیل عناوین معین تقسیم بندی و به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. طبق بررسی های صورت گرفته، دستار از جنبه «نحوه بستن و قرار گرفتن در سر» و از حیثِ «ابعاد کمی و کیفی»، مکرر محل اشارات و مضمون آفرینی ها شده است. در نحوه بستن دستار و قرار گرفتن آن بر سر، اشارات و مضامین ناظر به دو نوع دستاربندیِ کلی، یعنی دستاربندی عام و دستاربندی خاص است. در دستاربندی عام و رایج، به پیچ و تاب های متعارف دستار و به نهادن اشیایی همچون مسواک، نامه و پول در میان آن پیچ و تاب ها توجه شده است. در حالت خاص دستاربندی نیز، اشارات و مضامین از اشکال بستن دستار، یعنی کج بستن، تَحت الحَنَکی بستن و آشفته بستن آن حاصل شده است. اما آنگاه که ابعاد کمی و کیفی دستار مورد توجه شاعران قرار گرفته، اشارات و مضامین بر آمده از اندازه، گرانی، جنس، رنگ، آرایش و دنباله های دستار بوده است. از آنجا که در ادب فارسی سخن از دستار عمدتاً ناظر به احوال و جایگاه اقسام دستاربندان، و نحوه مواجهه با آنهاست، می توان گفت زمینه اصلی توجه به وجوه مختلف دستار، و ایراد اشارات و ساختن مضامین از آن وجوه، در همین امر نهفته است. در واقع انتقادات گسترده به دستاربندان بویژه نفی و ردِ اهل صلاح و صاحب مناصبان آنها، عامل شکل گیری بخش عمده ای از توجهات به این سرپوش در پهنه ادب فارسی شده است.