در عرصه داستان نویسی و روایت پردازی، هر نویسنده می تواند از مضامین متعدّد در حوزه های مختلف اجتماعی، تاریخی، ادبی و...کارکردی داستانی بسازد و بافت درون مایه های قصّه خود را با آنها پیوند دهد. پیمان اسماعیلی یکی از نویسندگان جوان، خلاق و موفق امروز کشور ما محسوب می شود که آثارش با اقبال خوانندگان و تحسین منتقدان روبه رو شده است. آخرین اثر وی رمان نگهبان است که در آن داستانی پر حادثه با دو بُعد خشونت و عاطفه، به مدد یکی از اسطوره های قدیمی (اسطوره کیومرث)، در بستری گوتیکی و وحشت انگیز روایت می شود. در مقاله حاضر، رمان نگهبان از طریق تحلیل محتوا، طبقه بندی موضوعی، ارائه شواهدی از متن داستان، ارجاع به نقدها و مصاحبه های منتشرشده پیرامون این رمان مورد بررسی قرار می گیرد. در این پژوهش نشان داده می شود که پیمان اسماعیلی در این اثر، درون مایه های متعدّد و تأثیرگذاری را در بافتی از عشق و اسطوره ارائه می دهد. درون مایه هایی از جنس اضطراب، وهم و هراس که گاه در عین تخیّلی بودن، بسیار واقعی و باورپذیر جلوه می کنند و اگرچه ظاهری داستانی دارند، اما حقایق تلخ، وحشتناک و غیرقابل انکار زندگی انسان امروز را در عمق خود به تصویر می کشند.
سنّت حسنه داستان نویسی در شکل «داستان حیوانات» از دیرباز در میان انسان ها توانسته است به عنوان «میراث اندیشه بشری» درخشش خاصی در میان انواع ادبی داشته باشد. فابل (Fable) و شکل متعالی آن الگوری (Allegory) یا همان داستان های تمثیلی از کلیله و دمنه، منطق الطیرها، موش وگربه تا ماهی سیاه کوچولو بر روی یک زنجیره، ادامه این نوع ادبی ارزشمند بوده اند. این مقاله سعی بر این دارد ضمن تبیین تفاوت های فابل و الگوری با نمایاندن تبارشناسی ماهی سیاه کوچولو، از نمادهای آن به عنوان آخرین و فاخرترین الگوری (داستان تمثیلی حیوانات) ایرانی، تحلیل فشرده ای ارائه دهد و ضمن ردّ انتساب این داستان به «جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ، نویسنده آمریکایی» ریشه های آن را در کلیله و دمنه، مرزبان نامه و منطق الطیر عطار نمایان سازد.
روان شناسی مثبت گرا، جنبش جدیدی در روان شناسی است که بر بنا نهادن و گسترش هیجان های مثبت، به منظور ایجاد سپر و مانع در برابر اختلالات روانی و افزایش شادکامی تاکید می کند.این رویکرد بر شناسایی سازه ها و پرورش توانمندی هایی تأکید دارد که ارتقاء سلامت و شادکامی انسان را فراهم می آورد.زیر بنای نظری روان شناسی مثبت گرا متعلق به مارتین است.او معتقد است که شادی شامل زندگی لذتمند،متعهدانه و معنادار است.هیجان های مثبتی که روان شناسی مثبت گرا بر آن تأکید دارد،اغلب توانایی بهتری برای سازگاری و تاب آوری در مواجهه با مشکلات زندگی ایجاد می کند.آراءجلالدین محمد بلخی ،به عنوان یکی از بزرگترین عارفان و شاعران ادب فارسی،حاوی برجسته ترین آموزه های روان شناختی است این شاعر عارف در مثنوی معنوی خویش،به طور عملیاتی، متنوع ترین روش های روان درمانی را ارائه کرده است در پژوهش پیش رو سعی برآن است تا در یکی از داستان های مندرج در این اثر شگرف با عنوان "اعرابی و همسر درویش او"،روش روان درمانی توانمند-مدار که یکی از شیوه های روان درمانی مثبت گراست تحلیل و بررسی شود تا در نهایت مشخص گردد که آراء و اندیشه های مولوی علاوه بر ظرفیت های ادبی و زیبایی شناختی حائز ظرفیت های روان شناختی بسیاری ست.
یکی از بهترین شیوه های شناخت انعکاس جامعه در ادبیات، مقایسه یک موضوع اجتماعی در آثار جوامع مختلف است. مقاله حاضر با همین رویکرد به بررسی بازتاب واقعیت های جامعه در سه داستان « تائیس»، «درد دل ملا قربا ن علی» و «پیوند مقدس» می پردازد. تائیس، اثر آناتول فرانس، رمانی با مضمون عشق یک راهب به زنی زیباروی، توجه بسیاری از ادیبان و منتقدان را به خود جلب نموده است. محمد علی جمال زاده تحت تاثیر این رمان، داستان کوتاه درد دل ملا قربان علی را با همین مضمون نوشته است. توفیق الحکیم، نمایش نامه نویس و داستان نویس معاصر مصری نیز رمان پیوند مقدس را با اثرپذیری از رمان تائیس خلق نموده است. پژوهش پیش-رو ابتدا اثرپذیری دو اثر فارسی و عربی یاد شده از رمان فرانسوی تائیس را از نظر می گذراند و سپس با تکیه بر نظریه لوکاچ به بررسی مانندگی های این سه داستان از منظر جامعه شناختی ادبیات می پردازد که از مهم ترین آن ها می توان"دینمرد" و "زن" را نام برد. در پایان، به چگونگی روند اجتماعی شدن ادبیات در این سه داستان پرداخته می شود و نقش پر رنگ جامعه نویسندگان در بروز تفاوت های موجود در این داستان ها نشان داده می شود.