شادروان استاد محیط طباطبایی نمونه انسانی وارسته است که به عزّ درویشی و خرسندی توانگری و به موهبت دانش و معرفت والایی و برتری یافته است . دیدگاه های تاریخی و جغرافیایی استاد و آثار ارجمند وی‘ مستند مورخان و پژوهشگران است. در عرصة شعر و ادب گوینده ای است سخن سنج و نادره گو در نویسندگی معیار نثر دری و مفتاح مضایق سخندانی و سخنوری. در پایان این مقالت منظومه ای است در توصیف شخصیت استاد‘مقام استادی و اهتمام در نگاهداشت حرمت دانش و دانشگاه و منزلت دانشگاهیان.
هدف از این مقاله چگونگی تولید و زایش معنا در بیگانه اثر آلبرکاموست. با بررسی ساختار و نظام روائی این روایت تلاش می شود که از سطح متن عبور کرده تا به لایه های عمیق متن رسید تا بتوان علاوه بر ساختارهای سطحی معنادار، ساختارهایی را که در عمق متن واقع شده اند پیدا .
بر این باوریم که بین اندیشه گفته پرداز و ساختار روائی این روایت رابطه ای مستقیم برقرار است، بدین معنا که اندیشة گفته پرداز ساختار روائی این روایت را تعیین کرده است. از آنجائیکه مرگ در فلسفة پوچی کامو دارای اهمیت بسیار زیادی است، و اساساً، حس پوچی زمانی رخ می دهد که انسان فاصله ای را بین خود و خود ، بین خود و دیگران و بین خود و جهان حس می کند. پس بر این اساس، فاصله و جدائی علت این حس پوچی است و بدترین نوع فاصله مرگ است، لذا می خواهیم بدانیم که چرا ابتدا، میانه و انتهای روایت بیگانه با کنش مرگ آغاز، ادامه و پایان می یابد؟
اگر چه قاضی بیضاوی رحمه الله تعالی علیه‘أنوار التنزیل و اسرارالتأویل را از اشارات عرفانی کاملاً به یکسو ننهاده است و خطبه آغازین نیز بشاراتی را دربردارد لیک چون تفسیر قاضی اصلاً عرفانی نیست و در آن به شرح عرفانی حروف بسم الله الرحمن الرحیم نپرداخته ‘ لذا چون تفاسیر عرفانی نیز مطمح نظر نگارنده بوده است ‘ در این مقاله از معانی و تعبیرات عرفانی حروف باء و سین و میم بسم الله‘در تفاسیری همانند تفسیر میبدی و محیی الدین بن عربی و فیض کاشانی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین سخن رفته و شرح منظوم آن بهمراه نکته هایی تفسیری‘اثر طبع نگارنده مقاله آمده است .
در بررسی دیوان شاعران و تذکرههای شعری گاه با ابیات و اشعاری مواجه میشویم که به دو یا چند شاعر منتسب شدهاند. به عنوان مثال در متنهای مختلفی چون عرفاتالعاشقین و مجمعالفصحا، اشعاری را که صحّت انتساب آن ها به انوری قطعیتر به نظر میآید، به تاجالدّین نسبت دادهاند.
سعی ما در این نوشتار بر این است که با استناد به تذکره ی خطّی بتخانه، اشعاری را که به انوری منتسب شده و در متون دیگر به نام تاج الدّین فارسی یا دهلوی - معروف به ریزه - به ثبت رسیده است بررسی کرده و صحّت انتساب آن اشعار را به هر یک از دو شاعر به اثبات برسانیم.
در این مقاله با بررسی دو شعر که در بتخانه به نام انوری ثبت شده و در دیوان او نیز موجود است و به نام تاج الدّین نیز به ثبت رسیده است و نیز بررسی هفت شعر که در بتخانه به نام انوری ثبت شده است؛ امّا در دیوان او موجود نیست و بعضی از آن ها به نام تاج الدّین نیز آمده است و اشعاری که به نام انوری و ریزه هر دو ثبت شده است و همچنین به معرّفی اشعاری نویافته از انوری در بتخانه می پردازیم.
در این پژوهش، شعر دو شاعر برجستة ادب معاصر فارسی و عربی، سیمین بهبهانی و غادة السّمّان، از منظر ادبیّات تطبیقی و کهن الگوهای آنیما و آنیموس که یونگ توجّه خاصّی به آن ها داشته، بررسی شده است. در این مقاله، ابتدا به تحلیل نظری موضوع پرداخته شده و سپس کهن الگوهای آنیما و آنیموس در اشعار ایشان مورد مطالعه قرار گرفته است؛ افزون بر این، میزان بسامد هر کدام، با توجّه به شرایط فرهنگی، زمانی و شخصیّتی در اشعار آنان بررسی شد. یافته ها بیانگر این است که جنبه های مثبت و منفی این دو کهن الگو، در شعر هر دو شاعر ملاحظه میشود؛ هرچند با توجّه به نوع زندگی و تفکّراتشان، جنبه منفی آنیموس در شعر ایشان از بسامد بیشتری برخوردار است. شیوه بررسی در این پژوهش، از نوع توصیفی - تحلیلی بوده است.