فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۵۰۱ تا ۱۹٬۵۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
رنگ و تحلیل زمینه های تأویل رمزی آن در هفت پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنگ یکی از نشانه های مهم روایتگری نظامی برای بیان وجه تمثیلی نگرش هستی شناسانه اوست، به این دلیل رنگ ساحتی رمزگرایانه و تأویل پذیر دارد، فهم معنی رمزی آن مستلزم شناخت زمینه های تأویلی آن است. شناخت این زمینه ها، سبب فهم پیوند رمزی رنگ و منشأ آن، نور، می شود. ارتباط نور و رنگ در روایت پردازی نظامی کانون جذب عناصری دیگر، از قبیل هفت ستاره، هفت گنبد، هفت اقلیم، هفت بانو، هفت فلز، بهرام، زمان و... شده که با رنگ ارتباط صوری و محتوایی یافته اند. این ارتباط در تأویل رمزی آن سبب شده که «آفریننده» مرموزٌالیه نور و «انسان مثالی» با اطوار وجودش مرموزٌالیه رنگ گردد و نور و رنگ جلوه ای از «وحدت و کثرت» باشد. در این مقاله کوشش شده تا دیدگاه نظامی در این باره توضیح داده شود و پیوندهای آشکار و پنهان میان رنگ و صورت و محتوای حکایتی که در هر یک از گنبدهای هفتگانه روایت می شود و زمینه های تأویلی آنها بیان گردد.
بررسی و تحلیل چند واژه معرب از کتاب تکلمه الاصناف کرمینی
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار مناظره پروین اعتصامی
حوزههای تخصصی:
جنبه های تأویلی وتمثیلی داستانِ روز شنبه درگنبدِ سیاه (از هفت پیکر نظامی)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
105 - 128
حوزههای تخصصی:
هفت پیکر(هفت گنبد)، که چهارمین منظومه از پنج گنجِ حکیم نظامی است، حاوی داستانک های رمزی و به ظاهر مجزایی است که مهم ترین ویژگی و عنصر این داستان ها جنبه ی پندآموزی آن ها و تحول تدریجی خصوصیاتِ قهرمان اصلی داستان(بهرام گور) است. در این منظومه ی بدیع، دو جریان موضوعی به یکدیگر پیوند خورده اند، یکی زندگی «بهرام»که براساس ترتیب زمانِ حوادث آن است و دیگر داستان هایی که دربرابر قهرمانِ منظومه، ناپایداری و بی اعتباری این جهان را آشکار می سازند وخواننده را وا می دارند تا درباره ی معنای زندگی و نقش خود، در آن بیندیشد. در حقیقت این داستان ها بهانه ای است تا نظامی، به بیان حقایقی حکمت آمیز از شیوه ی درست زندگی بپردازد. داستانِ روز شنبه، یکی از این داستان های حکمت آمیز است که می تواند تمثیلی از سلوکِ عارفانه و ماجرای عبرت آمیز هبوط آدم از بهشت باشد.
مقایسه شخصیت های قصه های عامیانه ایرانی و داستان های هانس کریستین اندرسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۶ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴
5 - 20
حوزههای تخصصی:
نویسندگان این مقاله برانند تا تیپ های به کار رفته در قصه های عامیان? شفاهی ایرانی و داستان های هانس کریستین اندرسن را با یکدیگر مقایسه کنند. برای توضیح بهتر این موضوع در این داستان ها به مسائلی همچون، اخلاق، اراده شخصیت ها در برابر قضا و قدر الهی و سیمای شخصیت های زن نیز پرداخته می شود. مقاله پیش رو به نتایج زیر می رسد: اول، هم محتوا و هم شخصیت های داستان های هانس کریستین اندرسن بیشتر از داستان های ایرانی اخلاق مدارند. دوم، شخصیت های اندرسن بسیار بیشتر از تیپ های قصه های ایرانی با مسئل? مرگ روبرویند. سوم، چهر? منفی زن در داستان های ایرانی به مراتب نمود بیشتری دارد. چهارم، در داستان های اندرسن، خواننده افزون بر انسان، حیوان و عناصر طبیعی، واداشته می شود تا با طیف وسیعی از اشیاء نیز همزادپنداری کند. بر خلاف داستان های ایرانی که تاریخ دقیقی برای خلق آنان ذکر نشده است، اندرسن داستان های شفاهی مردم سرزمین خود را در قرن نوزده و زمانی مقارن با گسترش مکتب رمانتیسم به رشته تحریر درآورده؛ مسئله ای که در ایجاد این تفاوت ها بی تأثیر نبوده است.
بررسی دیدگاه های ناتورالیستی زولا و چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم پاییز ۱۳۹۰ شماره ۱۹
81 - 97
حوزههای تخصصی:
امیل زولا از نویسندگان برجسته سده 19 میلادی فرانسه و از چهره های مطرح عرصه ادبیات داستانی است که علاقه بسیاری به توصیف واقعیات جامعه خود و ارایه جلوه های مستندگونه و پلشت مفاسد اجتماعی، به ویژه در میان اقشار آسیب پذیر، دارد. صادق چوبک نیز در میان رمان نویسان ایرانی گرایش بیشتری به عریان نمایی زشتی ها دارد. در این پژوهش برآنیم تا به درونمایه های اصلی آثار این دو نویسنده، زبان انتخابی، سبک و سیاق نوشتار و نیز ویژگی های برجسته شخصیت های داستانی شان بپردازیم؛ تا از این رهگذار بتوانیم دیدگاه های ناتورالیستی هر دو نویسنده را، به ویژه در «آسوموار» و « پیراهن زرشکی »، بازنماییم.
نقد کهن الگویی الهی نامه عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد حاضر قرائتی اسطوره ای و یونگی از الهی نامه عطّار است. حوزه مطالعه در این پژوهش، داستان اصلی الهی نامه است و حکایت های فرعی را شامل نمی شود. مسأله پژوهش نیز بررسی شخصیّت ها، موقعیّت ها و نمادهای کهن الگویی است.
فرضیه مقاله حاضر این است که پیرنگ مرکزی داستان الهی نامه مطابق موقعیّت کهن الگویی طلب، و سفر است که در بسیاری از آثار داستانی می توان آنها را مشاهده کرد. اما آنچه متن را بیشتر به سمت داستانی کهن الگویی می کشاند، حضور نمادهای کهن الگویی چون جام جم، انگشتری سلیمان، آب حیات و کیمیاست که بر آرکی تایپی بودن داستان صحه می گذارد. شخصیت «پادشاه» و «پسران» و «دختر شاه پریان» نیز از منظر روانشناسی ناخودآگاه یونگ قابل مطالعه اند. «دختر شاه پریان» یا پری نمادی از آنیمای درونی قهرمان است و «پادشاه» قهرمانی است که راه دشوار طلب و سفر را در پیش دارد. عطار طلب «جادو» را راهی برای یافتن شیطان نفس و یا «سایه» می داند و ظرفی که حاوی معجون جاودانگی «آب حیات» است. «حلقه» ای که مهری بر خود دارد نماد قدرت است. نشانه استیلای روحانی یا مادی است. «کیمیاگری» رمزی برای دستیابی به فرایند فردیت است، کیمیاگری همچون مجرایی به سوی نوزایی است که در آن عارف توفیق تبدیل احوال و تصفیه و پاکسازی خود را می یابد.
« بازخوانی» ذکر خروج تارابی براساس رویکرد شالوده شکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شخصیت پردازی در دیوان حافظ
حوزههای تخصصی:
دکتر علی محمد حق شناس در مقاله ای با عنوان «رمان و عصر جدید» (1) عدم اقبال عامه ی مردم به مقوله ی شعر را تحولی می دانند که در ادبیات فارسی رخ داده و آن، گذار ادبیات فارسی از مرحله ی شعر محوری به رمان محوری است. آقای حق شناس علت این اتفاق را گذار جامعه ی فارسی زبان از جوامع سنتی به جوامع مدرن، و نزدیکی آن ها به جامعه های فرهنگی همگانی و جهانی می-دانند. امروزه عدم توجه مردم، تنها به شعر و شعرای کلاسیک و متقدم ما بر نمی گردد، که این امر حتی شاعران نو سرای صاحب نام و صاحب سبک را نیز شامل می شود. درست در چنین کساد بازار شعری، شاهد اقبال عامه ی مردم به رمان و داستان کوتاه هستیم که این هر دو قالب را از غرب به وام گرفته ایم.
بررسی تطبیقی قوم شناسی و زبانی مثل های بختیاری و تاجیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها بخشی از آفریده های مردمی در زندگی روزمرة همة انسان ها هستند که کاربرد متنوعی دارند. اقوام و ملّت های جهان وجوه مشترک بسیاری در اندیشه و تولیدات فرهنگی خود دارند، در این میان مردم فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان، که بیشترین ارتباط تاریخی – فرهنگی را با هم دارند؛ می توانند با این ویژگی های مشترک به بازشناسی فرهنگ خویش بپردازند. نمونه های این پیوند در گونه های فولکلور و فرهنگ عامّه (ادبیات شفاهی) نمایان تر است. در این مقاله ضمن ارائة ضرب المثل ها، این گونة ادب شفاهی بین اقوام تاجیکی و بختیاری مورد مقایسه قرار می گیرد. در این نوشتار رویکرد تطبیقی زبانی، ادبی و فکری متن ها در کنار پیوستگی های فرهنگی اقوام فارسی زبان مورد توجّه قرار گرفته است. هدف این نوشتار، یافتن پیوستگی و تطبیق متن های مثل در بین بختیاری ها و تاجیکان، از منظر زبان و قوم شناسی است.
مرگ اندیشی هدایت؛ نگرشی فلسفی یا روان شناسانه؟!
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه شماری از منتقدان، صادق هدایت در بیشتر داستان های خود، قهرمانانش را به مرگ سوق می دهد و این مسئله برآمده از ذهن مرگ اندیش و فلسفة بدبینانة وی دربارة زندگی است. از معضلات نقد داستانهای هدایت، یکی همین است که آثارش سرشار از یأس فلسفی دانسته شده و دیگر اینکه شخصیت های اصلی داستان پیش را، مثل راوی بوف کور، آیینة شخصیت خود نویسنده می دانند؛ اما با دقت در بنمایههای داستانی هدایت، باید در مرگ فلسفی این شخصیتها به سوءظن نگریست. هدایت از جمله نویسندگانی است که در ساختار روایت داستان های خود، رویکردی ویژه به نمایش جنبه های روانی شخصیتها دارد. بنا بر نظریة روان شناسانة فروید دربارة دو غریزة عشق و مرگ به عنوان دو غریزة اصلی انسان- غریزة عشق به زندگی در پی شکست و نرسیدن به آرزوها در وجود انسان افول کرده و به ناچار جای خود را به غریزة مرگ میدهد. در این مجال، ردپای این نظریة روان شناختی در بنمایة داستان های هدایت بررسی می شود.
مضمون سازی با برخی احجار کریمه در شعر شاعران سبک آذربایجانی
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی ها و اختصاصات مهم شعری سبک شاعران آذربایجانی و ارّان کاربرد اصطلاحات و مضامین علمی و کمک گرفتن از آن ها برای مضمون سازی است؛ چنان که بیشترین مضامین و اصطلاحات علومی، مانند نجوم، طبّ، گیاه شناسی، داروشناسی، در آثار شاعران این سبک دیده می شود. در این مقاله، اصطلاحات، تشبیهات، استعارات و مضامین ساخته شده با برخی احجار کریمه (شامل الماس، پیروزه، درّ، عقیق، لعل، و یاقوت) بررسی شده و مسائل علمی و ادبی مطرح شده دربارة این احجار کریمه در دیوان های خاقانی شروانی، فلکی شروانی، ذوالفقار شروانی، مجیرالدین بیلقانی و آثار نظامی گنجوی تحلیل شده و با کتب علمی کانی شناسی قدیم، ازجمله تنسوخ نامة ایلخانی و آثاری از این دست، تطبیق داده شده است.
صائب و بررسیِ طول و عرض زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفکر درباره ی مهلت چند روزه ی حیات، از دیرگاه دغدغه ی آدمی بوده است. اندیشمندان ایرانی نیز در قرون متمادی، درباره ی راز عمر، سخن ها گفته اند. صائب تبریزی، شاعر مضمون گرای قرن یازدهم هجری، نیز از این مضمون ناب، غافل نبوده و از زوایای گوناگون، چند و چون عمر آدمی را کاویده است. در این مقاله، نخست عواملی را که از دیدگاه صائب، سبب ساز عمر دراز تواند بود، در ده بند برشمرده ایم. سپس آن چه را که از نظرگاه او می تواند موجب کوتاهی عمر بشر باشد، در دوازده بند خلاصه کرده ایم. این که در غزلیات صائب و صور خیال او، عمر آدمی به چه چیزهایی تشبیه شده است و شاعر از هر مشبه به چه بهره هایی گرفته است، بخش دیگر این مقاله را شکل می دهد. هم چنین نگاه منتقدانه و طعنه خیز صائب به آرزوی عمر طولانی- که در حضرت خضر(ع) تمثل می یابد- او را به واکاوی عواقب طول عمر می کشاند و به خواننده، این آگاهی را می بخشد که باید به عرض حیات، بیش تر توجه کند و نه طول آن.
نگاهی تحلیلی به کارکرد رنگ در شعر «م. سرشک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنگ به عنوان یکی از عناصر برجسته حاضر در طبیعت، در عرصه های مختلف زندگی انسان موثر افتاده و علومی چون فلسفه، روان شناسی، علوم طبیعی، اسطوره، فرهنگ، ادبیات و هنر را تحت تاثیر قرار داده است. ادبیات و به ویژه شعر از رنگ بهره های فراوانی گرفته است؛ رنگ به شکل های مختلف در صور خیال شعر حضور یافته و شاعران از رنگ برای عینی تر کردن ایماژهای شاعرانه و کشف و توضیح روابط میان اجزای تصاویر شعری بهره برده اند.
حضور رنگ در شعر از دو منظر قابل بررسی است: 1- به عنوان یک «واژه» - یکی از سازه های کوچک تر متن- که شناخت آن، مهم ترین نقش را در شناخت و تفسیر شعر دارد 2- به عنوان یک عنصر روان پژوهانه که می تواند ما را در کشف بینش و جهان نگری یک شاعر یاری دهد. روانشناسان معتقدند از روی تنوع و بسامد یک واژه می توان گرایش ها و تمایلات فکری، عاطفی، اجتماعی و سیاسی و... او را تشخیص داد. از سوی دیگر تحقیقات به عمل آمده بیانگر آن است که مفاهم و معانی گوناگون رنگ ها، ما را به درک و دریافت بهتر و درست تر آثار هر شاعر نزدیک می کنند.
این مقاله بر آن است تا از طریق بررسی و طبقه بندی عنصر رنگ در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی به جهان نگری، اندیشه ها و گرایش های اجتماعی و سیاسی وی پی برده و هدف وی از کاربرد بعضی رنگ های خاص را بازنماید.
بررسی عنصر داستانی دسیسه در داستان سیاوش
حوزههای تخصصی:
شاهنامه به عنوان تاریخ منظوم ایرانیان باستان با هنر داستان پردازی حکیم ابوالقاسم فردوسی، هنوز از پس قرن ها ایرانیان را مسحور داستان هایش می کند. با وجود پژوهش های بسیاری که در زمینه داستان پردازی در شاهنامه صورت گرفته است؛ به دلیل گستره وسیع و برخورداری از نکات فنی داستان پردازی، یکی از جاذبه های پژوهش در شاهنامه، بررسی عناصر داستانی و قابلیت های نمایشی موجود در آن است. داستان سیاوش در شاهنامه، سرگذشت شاهزاده ای را به تصویر می کشد که در زندگانی کوتاهش، درگیر توطئه و دسیسه های اطرافیانش می شود و از این بحران جز با مرگ رهایی نمی-یابد. در این داستان نقش پر رنگ دسیسه در رخ دادن فرجام غم انگیز سیاوش به خوبی دیده می شود. مقاله حاضر با شیوه ای توصیفی- تحلیلی، در چارچوب اصول داستان پردازی نوین، نقش ویژه عنصر داستانی دسیسه، آنتریگ، را در داستان سیاوش بررسی می کند.
به سوی طراحی اطلس زبانی گویش گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلس زبانی مجموعه ای از نقشه است که تنوعات زبانی را در گستره ای جغرافیایی نشان می دهد. اطلس های زبانی از منظر گویش شناسی، برنامه ریزی زبانی و جامعه شناسی زبان اهمیت بسیار دارند. با توجه به فقدان چنین اطلسی برای گویش گیلکی، نگارندگان کوشیده اند ضمن تهیه اطلسی بر مبنای 100 واژه، به دو پرسش اساسی پاسخ دهند: 1- در گویش گیلکی چه فرایندهای آوایی رخ می دهد؟ 2- شهرستان های مرکزی استان با شهرستان های غیرمرکزی چه تفاوتی از نظر و قوع فرایندهای آوایی دارند؟ به کمک چنین اطلسی می توان مرز گویش های گیلکی، تالشی و ترکی را نیز در استان گیلان نمایش داد.
نویسندگان ابتدا 100 واژه پایه را انتخاب کردند و پس از مصاحبه و ضبط صدای گویشوران، برای هر واژه نقشه ای تهیه کردند و تنوعات آوایی یا واژگانی را روی آن نشان دادند. یافته های تحقیق نشان می دهد که 16 نوع فرایند آوایی در گویش گیلکی رخ می دهد که از این میان، مرکزی شدگی، افراشتگی، حذف و سایشی شدگی، به ترتیب، پربسامدترین فرایندها به شمار می آیند. همچنین مشاهده شد که در شهرستان های غیرمرکزی، به ویژه شهرستان رودسر، بسامد فرایندهای آوایی نسبت به شهرستان های مرکزیِ استان بیشتر است.