فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۸۱ تا ۱۸٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
جلوه های عشق در غزلیات وحشی بافقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عشق از اساسی ترین موضوعات شعر فارسی است و انواع زمینی و آسمانی آن در اشعار شاعران عامی و عالم و عابد و عارف، مضامین عالی و تعابیر زیبایی را به وجود آورده است. کمال الدین وحشی بافقی غزل سرای قرن دهم هجری، از جمله شعرای مهم و تأثیرگذار در مکتب واسوخت، با مهارتی که در به کارگیری الفاظ دارد سیمای عشق را به اشکال گوناگون به تصویر کشیده است. هدف این تحقیق این بوده که بشناسد که عشق مورد نظر وحشی چه ویژگی هایی دارد؟ نتیجه تحقیق حاضر نشان می دهد که ویژگیها و صفات عشق در غزلیات وحشی بافقی غالباً با مضامین راجع به مسأله عشق در آثار شاعران عاشق و عارف پیش از او همسانی های زیادی دارد. مقام "عشق" در شعر او والا بوده، نوع زمینی و مجازی آن نیز سایه یا واسطه عشق ملکوتی است. در این مقاله جلوه های گوناگون عشق در غزل های وحشی بررسی می شود.
تحلیل مدح و ستایش در دو حکایت مثنوی معنوی از منظر باورهای غیر منطقی آلبرت الیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مولانا جلال الدین بلخی شاعر و عارف بزرگ ایران، در قرن هایی پیش از پیدایش علم روانشناسی در آثار خود بویژه در مثنوی الگویی دقیق از منش و رفتار اصیل انسانی در برخورد با باورهای غیرمنطقی و منطقی ارائه داده است. او به عنوان انسان شناس مسلمان، آرا و نظراتش پیش از روانشناسان انسان گرای غرب، پرده از رفتارها و واکنش های آدمی در مسیر زندگی و در برخورد با مشکلات و نابسامانی ها برداشته است. مقاله حاضر برآن است که دو باور از دوازده باور غیر منطقی آلبرت الیس را با دو حکایت مثنوی مورد واکاوی قرار دهد که در این بررسی نقاط مشترک فراوانی در زمینه غیر منطقی بودن دغدغه تأیید از جانب دیگران به دست آمده و هردو، این خصلت آدمی را ناشی از عدم خودشناسی صحیح انسان می دانند.
تحلیل ابعاد معناشناختی رنگها در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی است که مولانا جلال الدین بلخی آن را به نظم کشیده است. یکی از عناصری که باعث افزایش زیبایی و جذّابیت اشعار این اثر نفیس گشته؛ استفاده از عنصر رنگ است که آمدن آن در لابلای ابیات مثنوی دارای دلالات معین و اغراض خاصی است. مولانا 2275 بار از رنگها در مثنوی به صورت مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرده است که آن رنگ ها عبارتند از: سیاه، سفید، سبز، قرمز، زرد و مشتقات اینها. پرکاربرد ترین رنگ در اشعار مولوی، رنگ زرد و کم کاربرد ترین آن رنگ سفید است. مولوی مرادش علاوه بر وصف طبیعت رنگها، تعبیر از حالات مختلف انسان و طبیعت پیرامون در موقعیت های مختلف است. و در این راه، گاه از تشبیه، استعاره، کنایه، و یا رمز بهره برده است.
بازسازی هویت در «ادبیات مهاجرت» ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱
55 - 72
حوزههای تخصصی:
«ادبیات مهاجرت» ایتالیا، نو پا و از بسیاری جهات هنوز ناپخته است که نسبت به دیگر کشورهای اروپایی، با تأخیر بسیار در دهه نود قرن گذشته شکل گرفت. این ادبیات به از میان برداشتن مرزها و روایت ناگفته ها می پردازد، از تولدی دوباره، واقعیت نیافتن یک رؤیا و از امیدی پایدار به تحقق آن سخن می گوید. نویسندگان این ادبیات، با بهره گیری از واقعیت، زندگینامه شخصی و تخیل، آثاری را میآفرینند که پیوند میان ایتالیای حال حاضر و گذشته مهاجر را به تصویر می کشد، تصویری رنگارنگ که در بسیاری از موارد، از چشم نویسندگان ایتالیایی پنهان مانده است. در این جستار، پس از بررسی چگونگی پیدایش «ادبیات مهاجرت»، می کوشیم دریابیم چگونه سرزمین میزبان می تواند به مکانی آبستن نبوغ بدل شود. چگونه تجربه ترک وطن می تواند سبک جدیدی از ادبیات را پایه گذارد. و در نهایت، چگونه روایت از دنیاهای دور، ناهمسانی ها وناسازگاری های ناشی از هجرت، خلایی را که در وجود مهاجر موج می زند و حسب یگانگی ای که با آن وجود پیوند خورده است، همراه با سایر موضوعاتی که «ادبیات مهاجرت» به آن ها می پردازد همه و همه به یک موضوع واحد یعنی همان هویت دو پاره و گم گشته مهاجر میانجامند.
«ادبیات مهاجرت» ایتالیا، بازتاب دنیای نوین زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲
93 - 110
حوزههای تخصصی:
جستاری بر سر آغاز رمان نویسی در ادبیات اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۳
157 - 176
حوزههای تخصصی:
سعدی و ابعاد عشق در زندگی انسانی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۴ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۱
169 - 186
حوزههای تخصصی:
عشق در وجود سعدی به گونه ای ریشه دوانده که تمامی ابعاد وجودش را تحت تأثیر قرار داده است. از نظر اوانسان با عشق، این ودیعه الهی، پا به عرصه جهان می گذارد و به واسطه ی آن از سایر موجودات ممتاز می گردد. این عشق با تجربه ازلی دیدار با زیبایی مطلق در جهان مادی به عشقی حسی بدل می شود. سعدی این عشق را پایگاه و تکیه گاه مسائل انسانی وبه تعبیر دیگر زندگی ساز می داند. امّا این عشق حسی با تمام ویژگی هایش انسان را راضی نمی کند و دغدغه جاودانگی و نامیرایی انسان از یک سو و قدسی و ازلی بودن عشق از سوی دیگر موجب می شود این دو باهم سیری رو به کمال را آغاز کنند و با پیوستن به کمال زیبایی و خیر محض، جاویدان و نامیرا شوند. تبیین و تحلیل و طبقه بندی این مقولات ، همراه نمونه هایی از آثار سعدی، هدفی است که نگارنده از ارائه این مقاله پی می گیرد.
تأملی در نقش تعلیمی داستان های شاه نامه
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۴ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۲
121 - 136
حوزههای تخصصی:
با وجود این که شاه نامه فردوسی سراسر رزم و بزم و جوشش است، اما اشارات تعلیمی فراوانی، پیرامون عبرت گرفتن از دنیا در آن وجود دارد. این شاه کار سترگ، در قالب توصیف زندگانی شهریاران و پهلوانان، زیباترین و آموزنده ترین وصف ها را درباره مرگ و زندگانی بیان نموده است. این کتاب، از سر تا به بُن، نفس گرم حکیمی را با خود دارد که با هنرمندی تمام، خردورزی ایرانیان را با باورهای اسلامی پیوند زده، ترکیبی متوازن از اندیشه های انسانی در امر تعلیم و تربیت خلق نموده است. در جای جای این اثر جاودان، شکوفایی و سپس پرپر شدن زندگی پادشاهان با دیده عبرت نگریسته شده است. حکیم توس، در لابلای شرح حال آنها، خوشی ها را با نا کامی ها در هم آمیخته است و از آنجا که نگرش او ملهم از بینش دینی است، مرگ برای او به منزله نردبان انتقال از جهان فانی به سرای باقی است. علاوه بر این، نگاه او به دنیا، به منزله دار مکافات، از ویژگی های بارز اندیشه حاکم بر شاه نامه است و غالب قهرمانان او، در همین دنیا به سزای کردار خویش می رسند.
دیدار سعدی از مولوی، در قونیّه و حاصل این دیدار
حوزههای تخصصی:
راه پیموده مولوی در زندگانی، با آنچه سعدی در حیات، پشتِ سر گذاشته، فرقِ فراوان دارد.
سعدی در همه عمر، درویشانه زیست و درویش از دنیا رفت، حتّی مراحلِ مسلّمِ هستیِ او: تولّد، زناشویی، فرزندان، و سرانجام تاریخِ مرگِ او، روشن و مسلّم نیست، همه با شاید و باید و ممکن است چنین باشد، گزارش شده است. امّا در زندگانی مولوی، گوشه تاری نیست. در میانِ خانواده خویش و مریدانِ مطیع و فرمانبرانِ فراوان، چنان که شایسته، شأن و مقامِ معنوی او بود، شاهانه زندگانی کرد و با عزّتی شایان و بدرقه چهل روز سوگ، در پایان، در جایگاهی مجلّل، آرام گرفت.
سعدی با روی آوردن به بارگاهِ مردی شناسا و رهرو (عارف و سالک) راهی دراز پیمود، تا از خوانِ همّتِ او توشه عزّت یابد و از خرمنِ عزّتِ او، خوشه همّت چیند، امّا چون به آن خوان و خرمن و بوستانِ گل و سوسن رسید، ناچیده گل، دامنش از دست برفت.
سعدی این رنجِ بُرده و گنجِ نایافته را، با کنایه و گلایه و پیدا و پنهان، در بوستان و در غزل های خود، نشان داده است. در این مقال ، عللِ این مَلال ، بررسی می شود.
بازنمود آموزه های تعلیمی در شکوائیه های طالب آملی
حوزههای تخصصی:
بررسی شکوه و آموزه های تعلیمی نهفته در اشعار طالب آملی به عنوان یک شاعر عارف، جدا از شناخت اوضاع سیاسی و اجتماعی، به شناخت افکار، عقاید و زبان خاص او وابسته است. بدین منظور در این گفتار ابتدا به توضیحی اجمالی پیرامون زبان خاص عرفا پرداخته می شود تا از زبان رمزی عرفانی اطلاعاتی به دست آوریم. سپس از میان اشعار مختلفی که طالب در آنها شکوه و شکایتی را مطرح ساخته است به شکوه او از مردم خواهیم پرداخت و تعلیم مورد نظر او را که به شکل شکوائیه بیان گردیده با ذکر شواهد جستجو خواهیم کرد. بررسی شکوائیه های طالب، ما را به این نتیجه می رساند که شکایت از مردم در حقیقت، شکایت از نابخردی، ظلم، نفاق، ریا و همه آن چیزی است که با نوع ایدئولوژی و جهان بینی عرفانی در تضاد است و بیان شکوه نوعی اعتراض و مبارزه است. از سوی دیگر طالب در بیان شکوه و شکایت، نه تنها مردمان عصر خویش بلکه همه انسان ها را از اندیشه ها، رفتارها و کردارهای ناشایست برحذر می دارد.
شرح احوال و اصول فکرى ابوعلی دقاق
حوزههای تخصصی:
در فایل اصلی مقاله موجود است
علم در نگاه ملک الشعرای بهار و حافط ابراهیم مصری
حوزههای تخصصی:
نگاهی به تشبیه و کنایه در کتاب نفثه المصدور
حوزههای تخصصی:
بررسی آغاز بندی 10 منظومه ی حماسی
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی دغدغههای اجتماعی جبران خلیل جبران و نیمایوشیج
حوزههای تخصصی:
ساختار روایت در داستان ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان ضحاک، یکی از داستانهای اساطیری شاهنامه فردوسی، است که به لحاظ ساختار ویژه ای که دارد، از منظر دیدگاههای جدید نقد ادبی شایسته بررسی است. بنابراین، داستان مذکور براساس دیدگاههای گریماس، نظریه پرداز ساختارگرا نقد و تحلیل شده است . بر طبق الگوی گریماس: شناسنده(ضد قهرمان): ضحاک است؛ موضوع شناسایی: پادشاهی؛ فرستنده: اهریمن؛ گیرنده: ضحاک؛ نیروهای یاریگر: اهریمن و...؛ نیروهای مخالف: فریدون، کاوه و... به شمار می روند زنجیره های روایی در این داستان عبارتنداز: زنجیره پیمانی که بیانگرپیمانی بین فرستنده و گیرنده است؛ اجرایی که شامل آزمونها و ماموریتهای شناسنده است و انفصالی: که حاکی از سیر داستان از وضعیت نامتعادل و منفی به وضعیت مثبت است. بنابراین کارکردهای ویژه روایت دراین داستان شامل پیمان، آزمون و داوری است. در روایت این داستان، ساختار «قرار داد (یا ممنوعیت، نقض، مجازات»، به کارگرفته شده است؛ یعنی شناسنده (ضحاک) قراردادها و ممنوعیت ها را نقض می کند و سرانجام مجازات می شود.
بلاغت نثر صوفیانه خطابی در تمهیدات عین القضات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمهیدات به مانند دیگر آثار عین القضات متأثّر از مشرب و مشی عرفانی اوست و در عین تعلیمی بودن تجربیّات عارفانه او را بیان می دارد. از اینرو عین القضات در آن زبانی با اصطلاحات خاص پدید می آورد که به یاری آن بتواند مقاصد و اندیشه های عارفانه و احساسات و هیجانات درونی خود را به گونه ای مؤثرتر ابراز نماید. عین القضاه، بخوبی می داند میزان اثرگذاری گفتار در مقایسه با نوشتار بیشتر است؛ دلایل این امر بروز احساسات و هیجانات گوینده، لحن و آهنگ ادای جملات، حالت های صورت و دست گوینده و از همه مهمتر حضور شنونده و مشاهده احوال و عکس العمل های او توسّط گوینده است، زیرا گفتار را نمی توان فقط مشغله گوینده قلمداد کرد. گفتار حاصل ارتباط متقابل گوینده با شنونده است و گوینده پیشاپیش، واکنش شنونده را در فعّالیّت کلامی خود دخالت می دهد، از اینرو از کلام خطابی بهره می گیرد تا شنوندگان را به صورت پویا به سمت جریان عمل پیش برد. به این ترتیب خوانش و تحلیل متن مبدّل به تجربه ای زیباشناسانه می شود که از رهگذر آن خواننده و متن، در ذهن خواننده به هم می پیوندند و معنی را خلق می کنند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی اقسام خطاب در نثر صوفیانه تمهیدات می پردازد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که عین القضات کوشیده به جای بیان مفاهیم و معانی عرفانی در کسوت جملات خبری از انواع جملات انشایی با معانی ثانوی بهره برگیرد تا به این وسیله بر تأثیر کلام خود بر خواننده بیفزاید.
فنّ الخطابه فی ضوء الحیاه الاجتماعیه فی العصر الأموی (الخطبه البتراء لزیاد بن أبیه نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۳
43 - 62
حوزههای تخصصی:
المجتمع هو مرجع الحق والباطل ومرجع الجمال والقبح، والأدب فی الحقیقه تعبیر عنه. حسب هذه العباره القصیره یمکن أن یفهم بأنّ الحیاه الأدبیه فی جمیع العصور، والعصر الأموی نموذجاً، تکون متأثره من المجتمع وتصطبغ الفنون الأدبیه بواقع مؤثراته الاجتماعیه. إنّ الحیاه فی بعض المدن الأمویه کانت علی جانب ملحوظ من الإغراق فی معطیات الثراء العریض والغنی الموفور، تجد مسرحها فی محافل الغناء وندوات اللهو والطرب، فتمتّع بکثیر من هبات الحاکمین وفاز بأسباب الرعایه والاستقرار. ولکنها فی بعضها الآخر کالعراق (البصره والکوفه) کانت الفتن دائمه فیها، والقلق مستمرّاً، والحیاه الاجتماعیه غیر محکمه الصلات؛ ففی مجتمع کهذا، نشأت الآفاق الأدبیه المختلفه، وکثر الأدباء الأفذاذ الذین بیّنوا آرائهم من خلال الشعر أو النثر أو الخطابه لأغراض یتطلبها المجتمع.
وکانت الخطابه - بوصفها فنٌّ لمشافهه الجمهور مع أسالیبها العدیده کالإقناع والاستماله - متأثّرهً من مؤثّرات اجتماعیه مختلفه فی نشوءها وتکوینها. أی بما أنّها تکون سلاح المجتمع الإنسانی فی سلمه وحربه، وفی ترقیته والإسراع به نحو المثل الأعلی، لذلک حاول هذا البحث المتواضع المناقشه حول دور الحیاه الاجتماعیه فی العصر الأموی، ومؤثراتها علی الخطابه مستمداً بتحلیل خطبه زیاد "البتراء"، متبعاً المنهج الوصفی والتحلیلی.
أمّا النتائج التی توصّلت إلیها هذه الدراسه فهی أنّ الخطابه کانت مولد المجتمع وأثّرت فیها مؤثرات مختلفه کانت مؤثّره فی خطبه زیاد البتراء، بحیث اعتبرناها خطبه اجتماعیهً إصلاحیهً.