فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۲۸۱ تا ۱۳٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
بررسی دیدگاه گوته در باب رستگاری در فاوست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جستار پیش رو، بر اساس آراء هانس گئورگ گادامر، به بررسی دیدگاه گوته در باب رستگاری در شاهکارش فاوست پرداخته ایم. در این اثر، انسان ها به سه طیف، دسته بندی شده اند: جستجوگران، ساده دلان و بدطینتان. دسته نخست، دانشمندانی هستند که همواره در پی کشف حقیقتند؛ اینان بیش از سایرین در معرض وسوسه های شیطان قرار دارند. دسته دوم انسان های ساده و سنتی هستند که دنباله روی پیشینیان خویش اند و دسته سوم افرادی هستند بدطینت که با ظاهرسازی، فقط به منافع شخصی خویش و سوءاستفاده از دیگران می اندیشند. عواملی که زمینه را برای سقوط انسان در ورطه گناه فراهم می کنند و سد راه رستگاری هستند، فقر، ناامیدی، طلب کمک از غیر خدا در امور و فقدان عشق معرفی می شوند. البته همین انسان گناهکار قادر است روح خویش را نجات دهد و به سعادت و رستگاری ابدی دست یابد؛ برای نیل به این مقصود، عشق ورزی، پشیمانی و توبه از گناهان گذشته و هم چنین تلاش و کوشش مداوم و خدمت به خلق شروط لازمند.
واقعگرایی در جریان شعرنو (نیمایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
387 - 500
حوزههای تخصصی:
مکتب رئالیسم یکی از مکاتب ادبی اروپایی است که بر بیان واقعیات عینی و ملموس جهان بدون دخالت دادن ذهنیات انتزاعی نویسنده تاکیدمی کند.این مکتب درحوزه ی شعرمعاصر فارسی نفوذ و تأثیردرخوراعتنایی داشته که رد پای آن را می توان در اشعار شاعرانی همچون نیمایوشیج.مهدی اخوان ثالث.احمد شاملو.فروغ فرخ زاد مشاهده نمود.آنچه مسلم است؛شاعران این جریان شعری با نگرشی خردگرا و واقع بینانه در پی به تصویر کشیدن عینیات زندگی مردم و رخدادهای اجتماعی-سیاسی به منظور بالابردن سطح آگاهی و دست یافتن به مطالبات حقوق فردی واجتماعی افراد جامعه ی زمان خود هستند.زبان منطق شعری آنها غالباآمیخته با نمادوتمثیل است که با بیانی غیر مستقیم و تأویل بردار ازآن در جهت پرداختن به رسالت شعری به مفهوم برجسته ساختن واقعیات پنهان جامعه و بیدارگری افراد جامعه بهره می گیرند. لذا دراین مقاله برای روشن تر شدن مسأله و میزان تأثیر پذیری این مکتب در جریان شعرنیمایی در ابتدا کلیاتی در باره ی مفهوم ، اصول و ویژگی های مکتب رئالیسم بیان گردیده و سپس کلیاتی درباره ی شعر معاصر ایران (شعر نیمایی)، ظهور واقع گرایی در شعر معاصر ودر ادامه مقایسه ای میان اصول و ویژگی های جریان شعری نیمایی با مکتب رئالیسم اروپایی به عمل آمده و در نهایت یک جمع بندی و نتیجه گیری از ویژگی های این جریان صورت گرفته است.
بررسی تطبیقی درونمایه اعتراض در شعر احمد مطر و علیرضا قزوه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان شاعران معاصر عرب، احمد مطر از لحاظ شعرهای زیادی که با درونمایه اعتراض سروده به چهره ای شاخص و پیشرو بدل شده است. در میان شاعران ایرانی نیز علیرضا قزوه یکی از پیشروان اصلی جریان شعر اعتراض در ادبیات معاصر به شمار می رود. بررسی شعر این دو شاعر حاکی است که اشعار اعتراضی آنان عمدتاً در دو جهت سیاسی و اجتماعی است. البته لبه تیز تیغ اعتراضهای شعری احمد مطر علیه حاکمان عرب بوده، بیشتر اعتراضهایش سیاسی است حال اینکه اعتراضات قزوه بیشتر جنبه اجتماعی دارد. اعتراض نسبت به فقر و بی عدالتی، فراموش شدن مسأله فلسطین، غفلت و بی خبری جامعه، ظلم و ستم دولتهای استکباری، فراموش شدن ارزشهای دینی و ملی از درونمایه های اعتراضی مشترک بین دو شاعر است.
عوامل اوج گیری و افول تأثیرات نگارگری ایران بر مکتب نگارگری گورکانی هند(مقاله علمی وزارت علوم)
اﺳﺘﺪﻋﺎء الشخصیات النبویه وتطوّرها الدلالی فی الشعر الفلسطینی المقاوم المعاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال هشتم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۱
9 - 35
حوزههای تخصصی:
إنّ ظاهره استدعاء الشخصیّات التراثیّه من أهمّ الظواهر التی أثرت فی القصیده المعاصره ﻋﻠی ﻧﻄﺎﻕ ﻭﺍﺳﻊ وعمّقت دلالاتها المتنوّعه أکثر من عمقها الظاهر. إنّ الرافد الدینیّ من أغنی الروافد السخیه الخصبه فی حقل المصادر التراثیّه الّتی استمدّ منه الشاعر محمود درویش لیغترف من أغوار الماضی ویصل به حاضره معبّراً عن مشاعره البناءه المستشرفه للمستقبل المأمول الوصول إلیه. هذا المقال بالاعتماد علی المنهج الوصفی والتحلیلی یهدف إلی دراسه شخصیّات الأنبیاء(ع) المختاره المستدعاه عند محمود درویش والتعبیر عمّا تحمله هذه الشخصیّات الدینیّه من معان ودلالات رمزیّه.
الحذف فی القصه القصیره جداً من منظور نظریه تماسک النص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال هشتم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۱
91 - 106
حوزههای تخصصی:
یقع الحذف فی الجمله العربیه بقرینه لفظیه أو معنویه، والغرض منه تجنّب التکرار المملّ والکلام بالإیجاز الذی یزید النص جمالاً وغنیً. أما فی جنس القصه القصیره جداً، فتتبع هذه الآلیه الراقیه أغراضاً أخری أیضاً، حیث یلعب دوره الأساسی فی تقصیر القصه قدر الإمکان وتکثیفها أی تخصیبها بمضامین متعدده وراقیه رغم قصرها الشدید. ومن ناحیه أخری فإنّ منظّری نظریه تماسک النصّ قد اهتموا بعنصر الحذف فی النصوص من منظور مدی تأثیره فی ترابط مکوّنات النصّ ببعض والتلاحم بین أجزاءه، ونظروا إلیه من منظور لغوی حدیث.
مظاهر الحداثه فی شعر دنقل(شعریه العنونه والجمع بین الماضی والحال مثالا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال هشتم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۳۲
29 - 45
حوزههای تخصصی:
لقد حظی العنوان فی اطروحات السیمیائیین باهتمام خاص وهو نص وباقی المقاطع ما هی الاّ تفریعات نصیه تنبع من العنوان الاُم، والعلاقه بین هذا الدفق التفریعی والعنوان لیست علاقه اعتباطیه، علاقه انتماء دلائلی. العنوان تجمیع مکثف لدلالات النص، فتأتی تلک المقاطع تمطیطاً للعنوان وتقلیبا له فی صوره مختلفه والإهتمام بالتراث من أهم ما یلجأ إلیه الشاعر لتجسید رؤیته الشعریه، إنّه یزرع الحاضر فی أرض الماضی الخصبه المعطاه لأنّه التراث منجم طاقات ایحائیه لا ینفد عطاءه. فی هذا المقال تطرقنا إلی الدور السیمیائی للعنوان وتقنیه توظیف التراث فی شعر أمل دنقل لتبیین العلاقه بین العنوان والنص، ودور هذه الاستراتیجیه الأدبیه کخلیه حیه فی کشف عما فی باطن النص لنبیّن دور التراث فی الایحاء بمشاعر الشاعر وخوالجه النفسیه.
منظومه «ما یغنی عن المغنی» النحویه المعاصره وشارحها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال هشتم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۳۲
85 - 99
حوزههای تخصصی:
تعتبر منظومه «ما یغنی عن المغنی» من المنظومات النحویه التعلیمیه التی تنتمی إلی علی أکبر نهاوندی . إهتمّ الأدیب المعاصر، محمد فرید نهاوندی ، بشرحها وسمّاها «شرح الجمل» أو «مکمّل السیوطی». یرصد هذا البحث تسلیط الأضواء علی مبدع هذه المنظومه النحویه وشارحها. لم یستطع کتّاب السیر والتراجم التمییز بین الشارحین الذین اندرجا فی المنظومات النحویه ضمن مسمّی واحد. اعتمدت فی إعداد هذا البحث علی المنهج الوصفی- التحلیلی، ثمّ تقف الدراسه عند تعریف خالق المنظومه وشارحها موجزهً للکشف عن أهمّ المواضیع النحویه الوارده فی هذه المنظومه النحویه المعاصره.
نقش ادبیات تطبیقی در جهانی شدن ادبیات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳۸
89 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آن است که نقش ادبیات تطبیقی را در خدمت به ادبیات اسلامی و انتقال این ادبیات به همه سرزمین های جهان نشان دهد؛ زیرا ادبیات تطبیقی از زمان بوجودآمدنش، جهانی بودن ادبیات اسلامی و تأثیر آن را بر ادبیات جهانی، به ویژه بر ادبیات اروپایی، به رسمیت شناخته است و ما نیز بر اساس همین دیدگاه، می توانیم خطوط اصلی این پژوهش را به شکل زیر ترسیم نماییم: عواملی که به جهانی شدن ادبیات اسلامی کمک کرده و می کند. تأثیرگذاری بخش هایی از ادب عربی بر ادبیات ملت های دیگر که از آن جمله است: داستان «لیلی و مجنون»، قصه «حیّ بن یقظان»، کتاب «هزار و یک شب»، کتاب «کلیله و دمنه»، و در پایان به بررسی تأثیرات اندیشه اسلامی بر کتاب «کمدی الهی» می پردازیم. این بررسی به طور خلاصه، بیانگر آن است که ادبیات عربی و کتاب های عربی، تأثیر ژرفی بر ادبیات غربی داشته است.
نمادگرایی در دو رمان «جزیره سرگردانی» و «حبی الأول»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۹
83 - 106
حوزههای تخصصی:
سیمین دانشور و سحر خلیفه ، دو نویسنده مشهور ایرانی و فلسطینی از جمله افرادی هستند که در آثارشان از نماد استفاده کرده اند. در این مقاله سعی شده است تا جنبه های نمادین مضامین مشترکی که هر دو نویسنده در اثر خود «جزیره سرگردانی» و «حبی الأول» از آن ها به عنوان نماد استفاده کرده اند و برخی معانی آن ها استخراج گردد. اینگونه برمی آید که هر دو نویسنده در آثار خود، موضع گیری صریحی نسبت به قضایای سیاسی و اجتماعی کشورشان داشته اند که با واقعیت موجود در جامعه همخوانی دارد و این موضع گیری در گفت وگو و شخصیت های داستانی نمایانگر است. گفت وگو با توجه به فضای داستان، نقش اساسی در معرفی شخصیت ها و خصوصیت های روحی و خلقی آنان دارد و به پیشبرد داستان کمک شایانی کرده است.
مقایسه و بررسی دیدگاه های سیاسی- اجتماعی در اشعار ناظم حکمت و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۰
29 - 47
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بر آن ایم تا با استناد به کلام و دو گوینده از دو جامعه متفاوت یعنی ناظم حکمت از ترکیه و احمد شاملو از ایران دیدگاه های اجتماعی آنان را تحلیل و بررسی نماییم. از آنجا که تا کنون محتوای شعری دو گوینده از نظر سیاسی- اجتماعی مورد بررسی عمیق قرار نگرفته است و نیز با توجه به اینکه این موضوع در اندیشه هر دو از جایگاه ویژهای برخوردار است، بنابراین پرداختن به آن یکی از ضروریات موجود در انتخاب این امر و تحلیل آن است. در حقیقت بر آن ایم تا از این رهگذر مشترکات فرهنگی و اجتماعی را در باورها و ایدئولوژی هر دو بیان نموده و آن را به محک نقد و داوری بگذاریم.
بررسی و تحلیل تطبیقی مضامین زهد در دیوان منسوب به امام حسین(ع) و دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۰
97 - 112
حوزههای تخصصی:
امام حسین(ع) سرور زاهدان و یکی از بزرگ ترین شخصیت های دینی است که اشعارش از جهت محتوایی بسیار ارزشمند بوده و بیش تر مضامین زهدیات ایشان، در دیوان حافظ نیز به چشم می خورد. از جمله این مضامین نکوهش دنیا و دنیاپرستی، پرهیز از ثروت اندوزی، نکوهش غرور، مرگ اندیشی، دوری از فساد و گناه، خضوع و افتادگی، توبه، قناعت و سرکوب هوای نفس است. گفتنی است که زهدیات امام(ع) و حافظ ، زبانی ساده داشته و ممتاز به ویژگی هایی چون کاربرد الفاظ و مضامین قرآنی، الفاظ ساده و روان و موسیقی دلنشین است. امام(ع) در اشعارشان کم تر از صور خیال بهره برده اند اما این تصاویر بیانی در شعر حافظ به وفور مشاهده می شود. بنابراین به خاطر ارزش محتوایی اشعار امام(ع) و حضور مضامین زاهدانه ایشان در دیوان حافظ و عدم تحقیق در این خصوص، این پژوهش، تلاش می کند که با روش توصیفی- تحلیلی، مضامین زهدیات ایشان را در دیوان حافظ مورد بررسی قرار دهد.
سیری در ادبیات تعلیمی کودکان ایران و برخی شباهت ها و تفاوت های آن با آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۷
101 - 121
حوزههای تخصصی:
گرچه ادبیات تعلیمی کودکان واژه ای متأخر به حساب می آید و به طریق اولی نزد پیشینیان نیز جایگاهی نداشته است، اما ردّ پای کودکان و نوجوانان در مباحث مربوط به ایشان چه در دوران کهن و چه در دوران نو کاملاً مشهود است. آرای تربیتیِ حاکم بر ادبیات امروزین ایران و دیگر کشورها وامدار عقاید بزرگانی در عرصه های عقلی و ادبی می باشد. هدف ما بررسی شکل گیری و نشو و نمای نظام تربیتی از دوران کهن تا کنون، و نیز بررسی برخی مایه های مشترک در ادبیات کودکان ایران و آلمان می باشد.
عقل و جایگاه آن در فلسفه هگل و اندیشه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۷
169 - 191
حوزههای تخصصی:
«عقل» قوه ای است که از دیرباز فیلسوفان، عارفان و اندیشمندان در شناخت و درک ماهیت آن کوشیده اند. این جستار کوشیده است به شیوه ای تحلیلی- مقایسه ای به بررسی جایگاه عقل در فلسفه هگل و اندیشه مولانا بپردازد. هدف در این کار تبیین دیدگاه ها و یافتن وجوه اشتراک و افتراق آن ها در خصوص عقل کلی و چگونگی برقراری ارتباط انسان با طبیعت و خدا و سیر دیالکتیک در رسیدن به نامتناهی است. هگل در مباحث فلسفی خود به طور گسترده به مفاهیم کاربردی عقل پرداخته است. به عقیده او عقل نزدیک ترین پیوند را با حیات دارد؛ چراکه عقل در وجود انسان، یک بخش در کنار سایر بخش ها نیست بلکه عنصری است که در همه بخش ها سریان دارد. مولوی هم به توانایی ها و ضعف های عقل در جای جای «مثنوی» اشاره کرده است و مرز بین عقل ممدوح و ایمانی و عقل مذموم و دنیوی را مشخص کرده است.
می عرفان در ساغر بیان (بلاغت)
حوزههای تخصصی:
ا
از دیرباز شاعران و نویسندگان برای اثرگذاری بیشتر بر ذهن و جان خوانندگان و نیز نشان دادن هنر کلامی خود به بیان اندیشه های خود با بهره گیری از تخیّلات شاعرانه پرداخته اند. در میان شاعران عارف مولانا جلال الدین در این راه توفیق نمایانی داشته است که راز ماندگاری آثارش – به ویژه مثنوی - در این زمینه است. در این نوشتار به نحوه بیان شاعرانه مولانا در یکی از داستان های مثنوی یعنی قصه دقوقی و کراماتش پرداخته ایم و نشان داده ایم که مولانا چگونه اندیشه های ناب عرفانی را در ظرف صور خیال به خوانندگان مثنوی ارائه کرده است و از تشبیه تمثیل و دیگر تشبیهات و کنایات با موفقیّت بهره برده است. در این مقاله موارد متعدد صور خیال در داستان دقوقی آمده و نشان داده شده است که چرا مثنوی در بیان داستان ها با زبان شاعرانه ممتاز است و با هیچ اثر دیگری قابل مقایسه نیست.
تحلیل رساله عقل سرخ سهروردی براساس نقد کهن الگویی
حوزههای تخصصی:
کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. در این مقاله «عقل سرخ »از دیدگاه نقد کهن الگویی بررسی شده و بر اساس کهن الگوهای سفرقهرمان، مرگ و تولد دوباره و پیر خردمند؛ و نمادهای کهن الگویی «نقد کهن الگویی» یکی از رویکرد های نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیت و ویژگی اسطوره ها و همچون: باز ،چاه، صحرا، کوه قاف، گوهرشب افروز، درخت طوبی، سیمرغ و چشمه زندگانی تحلیل شده است. اساس کهن الگویی این داستان بر کهن الگوی پیر خردمند و سفر قهرمان است و بقیه کهن الگوها و نمادها در ارتباط با آن ها معنا یافته اند. کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. در این مقاله «عقل سرخ »از دیدگاه نقد کهن الگویی بررسی شده و بر اساس کهن الگوهای سفرقهرمان، مرگ و تولد دوباره و پیر خردمند؛ و نمادهای کهن الگویی «نقد کهن الگویی» یکی از رویکرد های نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیت و ویژگی اسطوره ها و همچون: باز ،چاه، صحرا، کوه قاف، گوهرشب افروز، درخت طوبی، سیمرغ و چشمه زندگانی تحلیل شده است. اساس کهن الگویی این داستان بر کهن الگوی پیر خردمند و سفر قهرمان است و بقیه کهن الگوها و نمادها در ارتباط با آن ها معنا یافته اند.
تحلیل روانکاوانه از مرگِ «انسانِ کیهانی» در اساطیر
حوزههای تخصصی:
انسان کیهانی، اولین آفریده نیمه بشری است، با بذل تن و جان، جهان را از نیستی رهایی میبخشد. مرگ بزرگ مرد، که خلاصه و عصاره هستی است، آغاز آفرینشی دوباره است که با تجزیه عناصر وجود او آغاز می گردد. مرگ برای وی تنها تغییر هیأتی است برای ورود دوباره به جهان. گاه این ورود در قالب گیاه، جانور یا یکی از پدیده های طبیعت نظیر رود و کوه و آسمان صورت میگیرد و گاه حیات جاودانه ای است در قالب تمام هستی. در این مقاله به اساطیری که خاستگاه آفرینش جهان و انسان را «جسد انسان کیهانی» می دانند، پرداخته شده است. بررسی روانکاوانه این اساطیر نشان می دهد کهن الگوی بزرگ مرد، قدرت بالقوه مادرزاد و پیش آگاهانه ای است که در زمینه برقراری ارتباط فردی با سایر افراد و با نوع بشر از آن برخورداریم. در داستان آفرینش انسان، این الگوی اولیه بشر، گاه به اعماق تاریکی ها سقوط می کند و تجزیه می شود. سپس تکه ها جمع آوری می شوند تا به خاستگاه اصلی رهنمون گردند. یونگ این فرایند بالندگی را «تَفَرّد» می نامد. تلاشی که طی آن بشر سعی دارد از حالت پیشین (هویت باستانی) خارج شود و از کلیت و انتزاع به جزئیت و عینت دست یابد و در مقابل شخصیت گروهی، به شخصیت فردی برسد. در عین حال، قصد دارد، فارغ از قیود جنسیت یا طبقه اجتماعی، طبق اندیشه ای وحدت وجودی، برای نیل به مقصود نهایی که خدایی شدن یا یکی شدن با طبیعت است، گام بردارد.
رشیدالدّین میبدی؛ اهل حدیث یا اشعری؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشیدالدین ابوالفضل میبدی عارف بنام سده ششم، و صاحب تفسیر کشف الاسرار است. در مواردی مفاهیم و تعالیم عرفانی میبدی از آراء کلامی او متمایز است اما در بیشتر موارد اعتقادات میبدی با مفاهیم عرفانی او در هم آمیخته است. این آمیختگی و پیوند، و همچنین پراکندگی اعتقادات کلامی میبدی در سراسر متن کشف الاسرار موجب شده تا از یک سو، مذهب کلامی او در بررسی های گذرا آشکار نشود و از سوی دیگر دیدگاهها و مشرب عرفانی او به درستی تحلیل نشود. در این مقاله ابتدا اعتقادات کلامی میبدی از کشف الاسرار استخراج شد و سپس این اعتقادات تحلیل شد و با آراء اشعریان مقایسه گردید. با توجه به شواهد و قرائن فراوان معلوم شد که میبدی اهل حدیث است و تشابه اعتقادات او با اشعریان بدان دلیل است که مکتب اشعری از آراء اهل حدیث نشأت گرفته است. واژگان کلیدی: میبدی، کشف الاسرار، اعتقادات کلامی، اهل حدیث، اشاعره.