فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۱۴۱ تا ۱۱٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
واکاوی عنصر زبان در رمان شبی که جرواسک نخوانَد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبی که جرواسک نخوانَد، نوشته ی جمشید خانیان، یکی از آثار برجسته در حوزه ی رمان نوجوان است که توجه بسیاری از منتقدان و خوانندگان را برانگیخته است. ازآنجاکه زبان، اصلی ترین ابزار نویسنده برای آفرینش متن ادبی است، در پژوهش پیش ِرو، زبان این رمان در سه سطح واژگانی، نحوی و بلاغی بررسی شده تا ویژگی های بنیادی آن شناسایی شود. از مهم ترین ویژگی های زبانی این رمان می توان به موارد زیر اشاره کرد: فراوانی فعل هایی که بر حرکت دلالت می کنند، دگرگونی ناگهانی ساخت فعل ماضی، چیرگی ویژگی های صرفی زبان معیار بر گونه ی گفتاری آن، فراوانی جمله های کوتاه، جابه جایی ارکان جمله، تکرار برخی جمله ها، آهنگین بودن کلام، تقابل (برجسته ترین آرایه ی اثر)، توصیف و تصویر (پرشمارترین و آشکارترین آرایه)، نمادسازی و اقتباس. درنگ بر این ویژگی ها و جزئیات آن، نشان می دهد که بسیاری از آن ها در ساختار کلی رمان کارکردی مثبت دارند و در پرداخت عناصر گوناگون داستان (موضوع، درون مایه، شخصیت، فضا و...) اثرگذار بوده اند. این ویژگی ها گویای توجه نویسنده به اهمیت زبان در بهبود کیفیت اثر و انتقال بهتر اندیشه است و می تواند یکی از عوامل توجه منتقدان گوناگون به داستانی با موضوع تکراری جنگ و برگزیده شدن این رمان در چندین جشنواره های باشد. واژه های کلیدی: جمشید خانیان، جنگ، رمان نوجوان، شبی که جرواسک نخواند، زبان.
«خوانش واسوخت گرایانه غزلیات سنایی همراه با مقایسه آنها با غزلیات طرز واسوخت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۳
101-125
حوزههای تخصصی:
واسوخت سرایی در اصطلاح به اشعاری ساده و فارغ از پیچیدگی های حاصل از آرایه های ادبی معنوی اطلاق می شود که روی گردانی از معشوق درونمایه اصلی آنها را تشکیل می دهد. مقاله حاضر با بررسی توصیفی- تحلیلی غزلیات سنایی با پاسخ دادن به این سؤالات که آیا سنایی در غزلیات خویش به واسوخت سرایی گرایش داشته یا نه و در صورت اثبات این موضوع، واسوخت های او چقدر با موازین طرز مشهور واسوخت مطابقت دارد؟ تبیین می کند سنایی در قرن ششم بدون به کارگیری اصطلاح واسوخت در بسیاری از ابیات خود به طورضمنی و آشکارواسوخت سرایی کرده است؛ در این راستا نگارنده با ذکر شواهد متعددی از غزلیات وی ثابت می کند سنایی از یک سو به دلیل سرخوردگی از معشوق زمینی و از سوی دیگر به سبب دستیابی به عشق متعالی و ابداع قلندرانه سرایی به اعراض از معشوق و سرودن «واسوخت های تمام عیار» که از نظر ساختار و محتوا کاملاً با موازین طرز واسوخت مطابقت دارند، روی آورده است.
درباره دو واژه کمیاب شاهنامه (یادگار، سِند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باآنکه طی چند دهه اخیر در شرح دشواری ها و رفع مبهمات لغوی شاهنامه کوشش هایی شده است، هنوز کم نیستند بیت هایی که مبهم اند و یا واژه ها و ترکیباتی که معنای دقیق آنها روشن نیست؛ از آن جمله است واژه «یادگار» که در بیتی از شاهنامه کاربردی خاص دارد و «سِند» که دست کم سه بار در شاهنامه استعمال شده و به نظر نمی آید که فردوسی در همه موارد از این واژه همان معنایی را می خواسته که در فرهنگ ها ضبط شده است. در این جستار، یادگار را به کمک دو متن کهنسال عربی که در آنها به صورت ایاذکار/ ایادکار به کار رفته است وارسی کرده و نتیجه گرفته ایم که این واژه در آن بیت به معنی طومار است و چنانکه یکی از پژوهندگان نیز یادآور شده در یکی از گویش های محلی فارس به همین معنی رواج داشته است. سِند نیز در بیت مورد سخن به معنی شخصی است که نسبش را به کسی بازخوانند ولی از نسل او نباشد (فرزند خوانده/ پسرخوانده) و به این معنی در یکی از ترجمه های قدیم قرآن به کار رفته است.
آسیب شناسی درک و کاربست مبحث آشنایی زدایی در مقالات علمی-پژوهشی دانشگاهیان ایران در حوزه زبان فارسی تا بهار 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی انتقادی مقالات علمی-پژوهشی، کاستی ها و نقصان های بنیادین پژوهش هایی را، بررسی کند که در حوزه زبان فارسی، مدّعی کاربست یا شرح مبحث آشنایی زدایی اند. نتیجه بررسی 30 مقاله در این حوزه که در بازه زمانی 1375 تا 1395 (ه. ش) در نشریات معتبر دانشگاهی ایران، منتشر گردیده اند، روشن می کند که بسیاری از محققّان دانشگاهی ایران در درک مفهوم آشنایی زدایی دچار بدفهمی هایی جدّی هستند. تساهل و اشتباهات ایشان در فهم و کاربست اصطلاح آشنایی زدایی را می توان چنین طبقه بندی کرد: 1-عدم توجه به اصول روش شناختی فرمالیست های روس 2- ارائه تعاریف خلق السّاعه از مفهوم آشنایی زدایی 3-خلط و همانندپنداری مبحث آشنایی زدایی با دیگر مباحث نسبتاً مشابه و بالاخص تقلیل آن به مباحث ابتدایی بلاغت سنتّی. این کاستی ها از یک سو، به بداهت موضوع پژوهش و ازدیگرسو به تقلیل این مفهوم و تزیینی شدن این اصطلاح در پژوهش های دانشگاهی انجامیده است؛ در نتیجه این موارد، بستری برای محققّان، فراهم آمده تا به تولید انبوه مقالاتی بپردازند که اشتباهات مشابهی را، در این حوزه، بازنشر می کنند.
تحلیل زیباشناسی آرایه های ادبی بلاغی قرآن کریم (مطالعه موردی سوره مبارکه قمر)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی، از جنبه های گوناگونی معجزه است. گاهی این اعجاز در «معارف» قرآن است، گاهی در «مباحث علمی»، اعجاز را جستجو می کنند و زمانی آن را در «جلوه های زیباشناسی ادبی» می یابند. از آن جایی که قرآن کریم، در دوره ای نازل شد که دانش های «بلاغی و ادبی» در میان مردم عرب آن زمان، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده بود، لذا می توان ادعا کرد، اعجاز قرآن از زوایه «بلاغت» نقش بسزایی را در معرفی این کتاب آسمانی داشت. همه قرآن معجزه است، تک تک سوره ها و آیات آن، و حتّی واژگان و شیوه گزینش و چینش آنها در بین آیات، خود حکایت گرِ نوعی زیبایی در قرآن می باشد. در این نوشتار، بطور گذرا به بررسی جلوه های زیبای ادبی و بلاغی در سوره مبارکه «قم ر» پرداخته ایم، و بر این باوریم تمامِ این سوره همانند دیگر سوره های قرآن، از نوعی زیبایی ادبی بسیار شگفت، برخوردار است. تصویر کلی سوره قمر، فرجامِ «تکذیب کنندگان» را در چند مرحله به نمایش می گذارد، که در این بین آرایه های ادبی بلاغی در نقش «بازیگران» و نظم آهنگ بسیار دقیق سوره به عنوان «موسیقی متن»، نمایش هنرمندانه ای از درون مایه سوره قمر که بیشتر «انذار» و «هشدار» برای تکذیب کنندگان است را به مخاطب نشان می دهد. پیوند ادبی معناییِ سوره قمر، با سوره پیشین (نجم) و سوره پسین (الرحمن) نیز بر زیبایی این نمایش افزوده،که ما در این نوشتار به بررسی آن خواهیم پرداخت.
آشفتگی پارادایمی حافظ در برخورد با امر سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر انسانی در رابطه با موقعیت اجتماعی سبکی خاص از سیاست ورزی را در دو ساحت نظر و عمل درپیش می گیرد. حافظ نیز به عنوان متفکر، عارف و شاعر عهد خود، صاحب اندیشه و فعل سیاسی است و هدف این نوشتار بررسی موضع گیری حافظ نسبت به امر سیاسی، با این پیش فرض است که وی در زمانه ای می زید که هیچ گونه پیش فرض و الگوی پارادایمی تثبیت شده ای وجود ندارد که به کنش ورزی سیاسی وی جهت دهد. در این مقاله نخست مبانی نظری تحقیق بر اساس نظریه پارادایم کوهن تبیین و سپس با به کارگیری روشی تاریخی، داده های مربوط به زندگی حافظ و محیط سیاسی-اجتماعی عصر وی و همچنین شواهد شعری از دیوان که شامل نظریات وی است، جمع آوری و طبقه بندی شده، آنگاه با روش توصیفی-تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد برداشت حافظ از امر سیاسی و تعامل وی با نهاد حکومت در دوره های مختلف زندگی وی متفاوت بوده است. حافظ گاه خود را به نهاد حکومت نزدیک ساخته است؛ این نزدیکی گاه برای نصیحت و خیرخواهی حاکمان بوده و گاه ستایش و مدح آنان برای به دست آوردن صله و گاهی به سبب احتراز شغل دیوانی بوده است. گاهی نیز حافظ از نهاد قدرت فاصله گرفته و لب به اعتراض و انتقاد از عملکرد آنان پرداخته است. به هر حال این دوری و نزدیکی از سویی به تمایلات درونی او و از سوی دیگر به منش و طرز سلوک حاکمان زمانه وی بستگی دارد؛ بنابراین تعامل حافظ با صاحبان قدرت توجیهی بازاندیشانه دارد؛ زیرا مخالفت هایش باعث شادی همگان می شود و مدایح وی نیز به نحوی محبوبیت موقت و یا جنبه ای از جهات مثبت رجال حکومتی را نشان می دهد. به طور کلی موضع گیری های متفاوت حافظ در برابر سیاست، نشان گر ناهم خوانی های پیش فرض های ذهنی وی نسبت به امر سیاسی و همچنین الگوهای تثبیت شده در ذهنیت وی برای کنش سیاسی است که در چاچوب نظریه پاردایمی کوهن می تواند تبیین شود.
نقدی بر مقالۀ «قرآن درست کردن (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی)»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر، نقدی است بر مقاله «قرآن درست کردن» (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی) به قلم آقای دکتر مجتبی مجرد، که در مجلۀ جستارهای ادبی شمارۀ 201 تابستان 1397 به چاپ رسیده است.
طریقه فردوسیه و تأثّرات آن از سلسله کبرویه از رهگذر مکتوبات صدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از منابع کهن و متأخر، طریقه شرف الدین مَنیَری (661 ؟‑782 ق) به سلسله سهروردیه و گاه چشتیه منسوب شده؛ حال آنکه به گواه آثار شیخ منیری و نیز بیشترِ منابع هم روزگار او، شرف الدین به طریقه کبرویه فردوسیه منتسب بوده است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به این مسئله کانونی، نادرستی انتساب شیخ منیری به سهروردیه و گاه چشتیه، پرداخته شده است تا افزون بر تبیین ضرورتِ مشخص کردن طریقه شیخ منیری به این پرسش ها نیز پاسخ داده شود: انتساب شرف الدین به سلسله ها در منابع به چند دسته تقسیم می شود؟ احتمالات برای شکل گیری و رواج این انتساب ها در چند رده دسته بندی می شود؟ بنابراین نخست با رجوع به یکی از ملفوظات شرف الدین با نام معدن المعانی (تألیف: پیش از 15 شعبان 749 ق) و دیگر منابع کهن و معاصر، نادرستی انتساب شیخ منیری به سهروردیه و گاه چشتیه گوشزد و سپس سه احتمال برای شکل گیری و رواج این انتساب ارائه شده است. همچنین در بخش سوم مقاله، به هدف پژوهش یعنی ارائه برخی از مهم ترین تأثیرپذیری های شرف الدین منیری از آثار نجم الدین کبری (540‑618 ق) و دیگر مشایخ کبرویه، که در مکتوبات صدی نمود یافته، پرداخته شده است تا انتساب فردوسیه به سلسله کبرویه به عنوان دستاورد برجسته این نوشتار بیش از پیش نمایان شود.
جلوه های معنایی نماد «خضر» در اشعار حزین لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حزین لاهیجی، شاعر برجسته سبک هندی، از شعر برای بیان احساسات و باورهای صوفیانه خود بهره برده است. از شگردهای این شاعر عرفان مشرب، ابراز عواطف ناب عارفانه به پشتوانه شخصیت های صوفی مسلک بوده است که در تبیین جهان بینی او اهمیّت بسزایی دارد. از بن مایه های نمادین شعر لاهیجی در این حوزه، می توان به «خضر» اشاره کرد که به سبب برخورداری از ویژگی انعطاف معنایی یا تأویل پذیری مفهومی، کارکردهای متنوع و گاه متناقض به خود گرفته است. در این پژوهش، مبنای کار نگارندگانْ پردازش توصیفی تحلیلی آن بخش از سروده های حزین است که با دگردیسی شخصیت خضر، قاموس واژگانی این کهن الگوی نمادین را با متغیرهای معناییِ متنوع گسترش داده است. یافته های تحقیق گویای آن است که کاربردهای نمادین خضر ماهیت دینی خود را حفظ کرده است؛ اما وقتی با افکار عاشقانه حزین درمی آمیزد، با جهش محسوس، از حدود متعارفِ باورهای مخاطب درمی گذرد و جلوه های گریز از معانی عُرفی را به نمایش می گذارد.
انسان خودشکوفا و خودشکوفایی سعدی با رویکرد تطبیقی به نظریه مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
1 - 36
حوزههای تخصصی:
روان شناسی انسان گرا (Humanistic) از مکاتب روان شناختی نیمه دوم قرن بیستم است و سعی در کشف خودآگاهی، رشد و کمال، خودشکوفایی، خلاقیت و توان مندی های بالقوه و بالفعل انسانی دارد. پدر معنوی اندیشه های این مکتب، آبراهام مزلو است. مزلو بر آن بود که رفتار انسان توسط سلسله مراتب نیازها برانگیخته می شود که در قالب یک هِرَم ترسیم می گردد. در رأس هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو خودشکوفایی (self-actualization) قرار دارد. در واقع مزلو نخستین روان شناسی بود که مفهوم خودشکوفایی را مطرح کرد. سعدی شاعری کمال طلب و کمال گراست. دو کتاب گلستان و بوستان او بهترین تصویر واقع گرایی و ایدئال گرایی اندیشه های او را به نمایش می گذارد. سعدی یکی از بزرگ ترین شاعران ادب فارسی است که علاوه بر آنکه سخنش در فصاحت، بلاغت و زیبایی در اوج قرار دارد، محتوای سروده ها و نوشته هایش نیز مورد توجه بوده و به شیوه های گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از اندیشه های سعدی با مفاهیم روان شناختی امروز قابل تطبیق اند. در بسیاری از گفتار سعدی، مفهوم خودشکوفایی را مطابق آنچه مزلو بررسی کرده است، به طور کاملاً واضح می توان تشخیص داد. در این مجال، مفهوم خودشکوفایی و انسان خودشکوفا را در آثار و نوشته های سعدی به بحث می نشینیم.
بررسی مقایسه ای سیر اسماء جمالی خداوند در متون عرفانی قرن چهارم و ششم هجری (مطالعه موردی کشف المحجوب و روح الارواح)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
27 - 55
حوزههای تخصصی:
در متون صوفیانه و عارفانه و در آموزه های عارفان، مبحث اسماءالله جایگاه ویژه ای دارد که می توان گفت تقریباً از سایر مباحث عرفانی گسترده تر و بااهمیت تر است. به خصوص بحث در باب اسماء جمالی و جلالی پروردگار، چگونگی جلوه آن ها و آثار خاصی که هریک در روح انسان به جا می گذارند، بخش اعظمی از آثار عرفانی را به خود اختصاص داده است و نویسندگان صوفی مسلک به طرح نظریات خویش در این زمینه پرداخته اند. در این پژوهش، به روش توصیفی-تحلیلی و با جست وجو در منابع و آثار مربوط، پس از جست وجویی مختصر در تاریخچه مطالب مرتبط با اسماءالله و کاوشی در نظریات عارفان در این زمینه، در دو سطح اندیشگانی و ادبی دو اثر برجسته عرفانی قرن چهارم و ششم، یعنی کشف المحجوب و روح الارواح مطالعه می شود. می توان گفت که در قرن چهارم، آثار عرفانی به شکل متشرعانه و نگارش هایی تعلیمی و رسمی و به نثر مرسل نوشته شده اند، اما به موازات حرکت عرفان از زهد به سوی عشق، به تدریج به سمت انتزاعی ترشدن تصاویر و ساختار مجرد و ادبیت متن پیش می روند. در روح الارواح ، مبادرت آگاهانه سمعانی به بیان تجربه های عرفانی به وضوح در تمام اثر دیده می شود. این نکته با جایگاه جمال شناسی خاص و منسجم نثر روح الارواح نیز مرتبط است که از طریق بیان، ذوق و حس عاشقانه و تعبیرات و تجربه های عارفانه به خواننده منتقل می شود؛ نکته ای که در بیان تعلیمی و خشک کشف المحجوب دیده نمی شود.
خوانش نشانه شناسی لایه ای در فرایند معنایی منظومة خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی لایه ای با زیرساخت نشانه، لانگ، پارول، رمزگان، بافت و... در پی خوانشی دقیق از متن است. نشانه در این رویکرد در تعامل گفتمانی به متن تبدیل می شود. درواقع این فرایند نتیجة خوانش بافتاری نشانه ها در قالب رمزگان است که به لایه های متنی تبدیل می شود. البته خوانش بینامتنیتی و بیناگفتمانی مخاطب، به این لایه ها جهت می دهد. منظومة خسرو و شیرینتوانایی چنین خوانشی را دارد؛ بنابراین در این پژوهش به نشانه هایی مانند آب، شیر، خون، درخت، سنگ، خورشید و... در جایگاه کنشگران اصلی روایت، گرداگرد سه شخصیت فرهاد و خسرو و شیرین، توجه شد؛ به گونه ای که خوانش پدیدارشناختی، این نشانه ها را همگام با هر شخصیتی در فرایند معنایی، متناسب با دلالت های ضمنی دید. روش توصیفی تحلیلی لایه های نشانه ای نشان داد شاعر چگونه از شگرد اقتصاد داستانی در قالب نشانه ها برای افزونی ساختار معنایی محتوایی اثر استفاده کرده است؛ به طوری که با وجود نگرش ساختارگرایی برخی تحلیل گران، این پژوهش به سبب در نظرگرفتن پیرنگ برای همة نشانه ها در رمزگان های مختلف خوانشی، به افزونی معنایی داستان انجامید؛ برای مثال وقتی کنشگران همنشین شیرین، مانند آب و شیر و خون، برپایة عمل فراروی نشانه ها در رمزگان های مختلف عرفان و اسطوره و روانشناسی و... قرار می گیرند، پایان کار شیرین، در جایگاه دلالت های ضمنی متفاوتی قرار می گیرد؛ مانند فنای عارفانه و یا مرگ زودهنگامی که مجازات اوست.
بررسی و مقایسه سبک شناسی اسم های اشخاص در جلدهای اول تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشای جوینی با استفاده از بسامدهای آماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نثر تاریخ بیهقیو تاریخ جهانگشای جوینیاز دو دوره کاملاً متفاوت، مرسل و فنی، است. تاکنون پژوهش های متنوعی دربارة سبک شناسی بر روی این آثار انجام شده است؛ اما متأسفانه دربارة ویژگی های سبکی این دو اثر، تنها شواهد محدودی بررسی می شود. از مهم ترین اهداف این پژوهش، تهیه اسناد و اطلاعات قطعی باتوجه به کل متن است؛ منظور از اسناد و اطلاعات قطعی، اطلاعات آماری و مشخص شدة هریک از ویژگی ها و عناصر مهمی است که صاحب نظران بر اساس آن نظر خود را دربارة سبک یک اثر ارائه می کنند. تمرکز این روش بر اطلاعات به دست آمده از آثار ادبی و تحلیل آنها با نرم افزارهای پیشرفته رایانه ای است؛ به همین منظور جلد اول تاریخ بیهقیو تاریخ جهانگشای جوینیانتخاب شد. اسم های موجود در هر اثر با استفاده از رایانه، از هر دو متن استخراج گردید. با بررسی هر دو متن تفاوت ها و شباهت های ویژگی های مؤثر هر اثر در زمینة اسم های اشخاص، باتوجه به رویکرد سبک شناسی، تحلیل شد. ابوالفضل بیهقی به سبب سبک خاص و تلاش برای مستندکردن نوشته هایش، بیش از جوینی از اسم های اشخاص بهره برده است؛ البته این تفاوت تنها در تنوع اسامی نیست؛ بلکه تفاوت اصلی در میزان تکرار اسم هاست؛ به گونه ای که در تاریخ بیهقیتکرار اسم بیش از تاریخ جهانگشای جوینیاست.
متن شناسی و معرفی کتاب حماسی سالارنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالارنامهکتابی حماسی به شیوة شاهنامهفردوسی است. در این اثر تاریخ ایران از ابتدا تا زمان سرودن آن، دوران زمامداری مظفرالدین قاجار، به نظم درآمده است. این کتاب دو بخش دارد؛ بخش نخست به نام نامه باستاناز ابتدای تاریخ ایران تا پایان پادشاهی یزدگرد ساسانی را در بر می گیرد و سروده روشنفکر و آزادی خواه کرمانی، میرزا آقاخان است. پس از آنکه عوامل حکومتی قاجار او را کشتند، ملااحمد حافظ عقیلی کرمانی در اندک زمانی بعد از سرودن این اثر ادامه کار را تا دوره مظفرالدین شاه به انجام رساند. ملااحمد بن حافظ در خدمت عبدالحسین میرزا فرمانفرما، سالار لشکر ایران بود و به همین سبب نام کتاب را سالارنامهگذاشت. اکنون تنها سه نسخه از این اثر موجود است که نگارنده با سیری در آنها به معرفی و متن شناسی کتاب می پردازد. شاعر با بینشی نو به رخدادهای تاریخی گذشته می نگرد و آنها را به پیروی از فردوسی در سبک حماسی بیان می کند؛ باتوجه به به این نکته ها چهارچوب کلی ای از تاریخ ایران، از ابتدایی ترین دوران تا زمان قاجار به زبان شعر می توان ارائه داد. زبان شعری آقاخان روان و یکدست و از صنایع ادبی به دور است؛ اما ملا احمد حافظ همواره می کوشد از عناصر بلاغی به ویژه تشبیه و ایهام استفاده کند؛ همچنین در مقایسه با زبان نامه باستان، مطالب شاعر یکدست نیست. آقاخان از ابتدایی ترین زمان ایران برای تاریخ واقعی سخن گفته است. البته به سبب وجودنداشتن اسناد تاریخی تحت تأثیر کتاب های دساتیری بوده است؛ اما در دوره های بعد تاریخی، به ویژه مادیان و هخامنشیان و اشکانیان و سلوکیان و ساسانیان، با اسناد کشف شده باستان شناسان و ترجمه خطوط قدیمی، تاریخ صحیحی به زبان شعر ارائه می دهد. احمد بن ملاحافظ نیز با استفاده از تاریخ های گوناگون دوره اسلامی ایران، به ویژه روضه الصفاادامة دوره های تاریخی را به نظم درمی آورد و تاریخ درست و فشرده ای ارائه می کند.
کارکرد نظریة «ترامتنیت» ژنت در کشف و واکاوی تأثیرپذیری کوش نامه از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترامتنیت یک اصطلاح نقدی در نظریة ادبی معاصر است. این نظریه بر آن تأکید دارد که یک اثر ادبی تنها در ارتباط با سایر آثار ادبی تعریف و فهمیده می شود؛ زیرا خالق یک اثر ادبی با تصمیم آفرینش یک اثر، به دنیایی از ارتباط های میان متنی در ذهن خود وارد می شود؛ نویسنده یا شاعر از افکار بسیاری از آثار پیش از خود و یا معاصر با خود تأثیر می پذیرد و این افکار در آفرینش اثر او نقش دارند. یکی از حوزه های مهم در ادبیات ایران، ادب حماسی است که با رویکرد نوین ترامتنیت آن را می توان بررسی کرد و حرف های تازه ای برای مخاطب نسل جدید ارائه داد. شاهنامةفردوسی، بزرگ ترین اثر حماسی ایران است و الگوی ساختاری و محتوایی مناسبی برای آثار بعد از خود بوده است؛ به گونه ای که آثار حماسی بعد از شاهنامه، با بهره گیری خودآگاه یا ناخودآگاه از مضمون و سبک داستانی و روایی آن شکل گرفته اند و الگوی ساختاری آن را در درون خود دارند. کوش نامهاثری حماسی تاریخی است که در آن از جنگ های لشکر چین با سپاه ایرانیان سخن به میان می آید. این اثر روایتی دیگر از دشمنان ایرانیان در شاهنامهاست. منابع استفاده شدة کوش نامهبا شاهنامةفردوسی متفاوت است و محتوای متفاوتی را در بر دارد؛ اما بی شک، سرایندة آن به طور مستقیم و غیرمستقیم از شاهنامةفردوسی تأثیر پذیرفته است. در این پژوهش، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی بر این فرضیه تأکید می شود که شاهنامهو کوش نامهرا در فضای ترامتنیت می توان بررسی کرد و شعر کوش نامه،در جایگاه زبرمتن، از شعر شاهنامه، در جایگاه زیرمتن، تأثیر پذیرفته است.
شبدیز و گلگون، جلوه هایی از ایزد مهر و بهرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبدیز و گلگون، دو اسب زیبای دربار خسروپرویز، از دیرباز تاکنون زبانزد بسیاری از تاریخ نویسان بوده اند؛ به ویژه شبدیز که برخی منابع، این اسب را از شگفتی های دربار خسروپرویز برشمرده اند. آوازه و شکوه این اسب تاریخی آن را به دنیای اسطوره ها کشاند؛ به گونه ای که دست مایة بسیاری از آثار ادب فارسی گردید و شاعران بسیاری از آن برای آفرینش آثاری بی مانند بهره بردند. نام شبدیز در پیوند با شب و سیاهی است؛ به همین سبب درون مایه ای زیبا برای پرواز خیال شاعر در آسمان شب بوده است؛ البته خیال شاعر تنها به آسمان شب محدود نمی شد و آسمان روز نیز با همراهی گلگون در چیرة او بود. نظامی ازجمله شاعران توانمندی است که در این زمینه به زیباترین شکل، روایت این دو اسب زیبا را در قالبی از اسطوره غنا به تصویر کشیده است. داستان نمادین تول د شبدیز یادآور زایش میترا از سنگ است؛ هم چنین نشان دهنده پردازشی نو از اسطوره های کهنی است که بی تردید از باورهای آیینی گذشته در ترسیم روز و شب به صورت اسب سرچشمه گرفته است؛ گمان می رود نظامی شبدیز و گلگون را یادآور دو ایزد مهر و بهرام و نم اد روز و شب قرار داده است. گلگون، نماد روز و روشنایی و نقش آفرین و تجلی گر ایزد بهرام است؛ همتای او شبدیز نیز یکه تاز آسمان شب و نمادی از میترا، ایزد شب، است؛ گویی این دو مانند دو وجه یک گوی، مفهومی از زمان را در هاله ای از نمادها و تشبیهات بیان می کنند. جادوی کلام نظامی با حفظ چارچوب تاریخی و ساختار روایتی داستان، این دو اسب را به باورها و آیین ها و اسطوره های کهن گره می زند تا نام آن دو برای همیشه در ادب فارسی بدرخشد.
بررسی الگوی تحلیل گفتمان میشل فوکو و مباحث علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان برگرفته از گرایش های نوین زبان شناسی است و می کوشد روابط و احساسات نهفته در کلمات و درون متن را آشکار کند. این نظریه به طور مستقیم با تأثیرپذیرفتن از اندیشة میشل فوکو ایجاد شد و در متون ادبی به موضوعاتی فراتر مانند پیوند معنایی، نحو جملات، کنش های گفتاری، بافت، بسامد کنش ها و انواع جملات می پردازد. این پژوهش در پی آن است تا ثابت کند همة گزاره های تحلیل گفتمان با منشأ غربی در علم معانی فارسی نیز وجود دارد. به همین سبب در این پژوهش نامه های عاشقانة چهار منظومة غنایی برپایة الگوی تحلیل گفتمان بررسی و سپس با مباحث علم معانی تطبیق داده می شود. سبک نحوی جملات و کنش های گفتاری نامه های عاشقانه در هر چهار منظومه، رابطة مستقیمی با پیوست معنایی و بافت موقعیتی جملات دارد و با تغییر این بافت، سبک نحوی جملات و کنش های گفتاری نیز تغییر می کند. علم معانی بر اقتضای حال تأکید دارد و آن را شرط اصلی بلاغت می داند؛ با تطبیق کنش ها و سبک نحوی جملات با این علم روشن شد کنش های کلامی در نامه های عاشقانه کاملاً درست و بنابر اقتضای حال به کار رفته است.
بهجه الشعرا و رویکردی نو در تذکره نگاری دورة قاجار (با معرفی حدیقه الشعرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکره های فارسی از منابع اصلی تاریخ ادبیات است. نهضت تذکره نویسی فارسی در دورة قاجار و در آستانة مشروطه شتاب بیشتری گرفت؛ درون مایة انتقاد مانند انواع دیگر نثر به جریان تذکره نویسی این دوره وارد شد و در شکل تذکره های نقیضه ای و طنز نمود یافت. نظیره هایی نیز برای این آثار انتقادی مطایبه ای نوشته شد. یکی از مقلدین این رویکرد جدید، محمدکاظم تبریزی ملقب به اسرارعلی شاه است. او به تقلید از یخچالیةمذهب و با انتقاد از سطحی نگری و بی تدبیری عوام، گزینشی از یادداشت های خود را فراهم کرد و آن را با قلم هجو و مزاح و حکایات عجیب و افسانه های غریب آراست. او این اثر را بهجه الشعرا و رموز نجبانامید. نویسنده این تذکره را از اشعار سست و بی ارزش و هجوی و لفاظی را گرد آورد و بی قید و شرط این اشعار و سرایندگان آنها را ستود؛ البته نویسنده در نوشتن این اثر انگیزه ای ویژه داشت که از نظر پژوهشگران به دور مانده است! آشکار نشدن هدف این نوشتار، مخالفت ها و داوری هایی را نسبت به این اثر و نویسندة آن درپی داشته است. در این پژوهش، تذکرة بهجه الشعرایاسرارعلی شاه و انگیزة نوشتن آن بررسی می شود؛ همچنین با معرفی تذکرة حدیقه الشعرایاسرار و بررسیارتباط آن با بهجه الشعرا، هدف نگارش بهجه الشعرا،یعنی رویکرد انتقادی و مطایبه ای آن روشن تر می شود.
Traduction Classique et Sous-Titrage : Analyse Comparative(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le manque des cours d’enseignement de la traduction en sous-titrage dans le programme universitaire de licence, nous suscite à rédiger cet article. En effet en présence d’un tel programme dans nos universités, en Iran, comme dans beaucoup d’autres pays, suppose en toute logique une augmentation conséquente de traduction en sous-titrage, dites adaptation. L’explosion du multimédia va dans le même sens, avec notamment la commercialisation des productions cinématographiques en DVD sous-titrés multilingues. La présente recherche traite du sous-titrage linguistique (ou interlinguistique) qui correspond à la traduction d’un programme et non pas de sous-titrage télétexte pour les sourds et malentendants. Deux domaines y sont étudiés : la traduction et l’adaptation. Ces deux termes sont polysémiques et ambigus car ils peuvent tous deux référer à une activité écrite ou orale – pour la traduction, l’interprétariat et pour l’adaptation, le doublage. Nous avons travaillé sur la traduction, au sens de traduction classique écrite et sur l’adaptation, au sens de traduction en sous-titrage.