ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۸۱ تا ۱۱٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۰۹۸۱.

بررسی نقل قول در گفتمان رواییِ داستان های جلال آل احمد با تکیه بر آراء «ژرار ژنت» و «دومینیک منگنو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۲۷
امروزه مطالعه گفتمان روایی در داستان ها و رمان ها، جایگاه خاصّی در نقد ادبی به خود اختصاص داده است. در این میان، مطالعه آن قسمت از روایت که نه توسّط خودِ راوی، بلکه از زبان شخصیّت های وی بیان می شود، اهمّیّت ویژه ای در مطالعات گفتمانی دارد. جلال آل احمد از جمله نویسندگانی است که ترجیح می دهند روایت خود را به صورت تناوبی از گفته های راوی و شخصیّت ها ساختاربندی کنند. به این منظور راویِ جلال از نقل قول بسیار معمولِ مستقیم و غیرمستقیم و همچنین از نقل قول غیرمستقیم آزاد، تک گوییِ درونی و گفتمان روایت شده بهره می جوید. امّا آیا وی در به کار بردن هر یک از انواع نقل قول به جای نقل قول دیگر توجیهی روایی یا ادبی دارد؟ پاسخ به این پرسش با مطالعه دقیق هر یک از انواع نقل قول با تکیه بر نظریّات منتقدانی چون «دومینیک منگنو» و «ژرار ژنت» در حوزه گفتمانی و روایی و نیز مطالعه کارکرد و نقش منحصربه فرد آنها در موقعیّت های خاصّ داستانی میسّر است. این مطالعه مؤیّد آن است که راویِ جلال بیش از آنکه خود رشته سخن را به دست بگیرد، این مهم را به شخصیّت های داستانی اش وا می گذارد. در واقع دیدگاه واقع گرایانه آل احمد به مسائل اجتماعی او را بر آن داشته است تا دو نوع نقل قول مستقیم و غیرمستقیم را بر دیگر انواع نقل قول ترجیح دهد، تا از این طریق نه قضاوت خود، که کلام شخصیّت را به خواننده انتقال دهد و او را در قضاوت آزاد بگذارد. از سوی دیگر، به نظر می آید راوی، نوع تک گویی را اغلب به داستان هایی اختصاص می دهد که بر پیچیدگی روحی و ذهنی شخصیّت ها متکّی هستند.  
۱۰۹۸۲.

ز مادر نبیره شمیران شهم (فرضیه ای درباره مادر و نیای بهرام گور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۰ تعداد دانلود : ۸۱۰
بهرام پنجم (گور) از خودش به عنوان نبیره شمیران شاه نام می برد و شمیران نام شناخته ای نیست. برخی منابع غربی و ایرانی از ازدواج یزدگرد، پدر بهرام، با دختری یهودی خبر داده اند. با هدف برانگیختن توجه شاهنامه پژوهان و ایران شناسان، این جستار یافتن پاسخ چند سوال را دنبال کرده است: آیا یزدگرد با دختری یهودی- شوشاندخت- ازدواج کرده و مادر بهرام همین همسر یهودی بوده است؟ شمیران شه که بهرام خود را از سوی مادر، نبیره او دانسته، کیست؟ در این جستار، پس از نگاهی گذرا به منابع و شیوه تاریخ نگاری در ایران، با استناد به اشارات تاریخی و جغرافیایی، به بررسی پادشاهی یزدگرد و بهرام گور و نظرهای مختلف در باب ازدواج یزدگرد با دختری یهودی و شمیران شاه پرداخته ایم. نتایج تحقیق بر آن است که شمیران مذکور نام شخص نیست، بلکه نام مکانی است کهن که می تواند با ایرانویج اسطوره ای منطبق باشد؛ در این صورت شمیران شاه، پادشاه ایرانیان در آن سرزمین سردسیر، یعنی جمشید بوده است. بهرام با اشاره به شمیران شه به عنوان جد مادری، بر ایرانی بودن و قدمت خاندانش تأکید می کند – شاید چون شایستگی اش برای شاهی از سوی بزرگان مورد تردید واقع شده بود- چنان که پیش از آن ایرانی بودنش را از سوی پدر نیز نشان داده بود.
۱۰۹۸۳.

بررسی قصه یوسف (ع) بر اساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۵ تعداد دانلود : ۹۵۸
بررسی معنا و یافتن مدلولات اثر ادبی به واسطه دال ها و نشانه های روساخت متنی، همواره یکی از دغدغه های اصلی ناقد ادبی از دیرباز تاکنون بوده است. تحلیل گفتمان با رویکردها و شاخه ها و نظرات متعدد و گوناگون خود در تلاش است روابط متقابل زبان و جامعه را گره گشایی کند؛ به بیانی دقیقتر تحلیل گفتمان با تکیه بر اشکال زبانی و نشانه ها، در ورای خود نوعی مفهوم ایدئولوژیک را با هدف عملکرد اجتماعی بازخوانی می کند و در واقع ایدئولوژی در پس متون را مورد واکاوی و کنکاش قرار می دهد؛ از این رو تحلیل گفتمان رویکردی متن بنیاد است که متن را از جهت ملاک های درونی و بیرونی بررسی می کند. نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف یکی از مشهورترین نظریات حوزه گفتمان کاوی به شمار می آید که در تلاش است ضمن بیان رابطه میان ملاک های درونی و برونی متن، قدرت مسلّط جامعه ای را که اثر ادبی در آن شکل گرفته از طریق سه محور توصیف، تبیین و تفسیر مورد واکاوی قرار دهد. بر این اساس پژوهش حاضر در صدد است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، داستان حضرت یوسف را بر پایه ی نظریه ی گفتمان انتقادی فرکلاف در سطوح سه گانه تحلیل نماید. دستاورد پژوهش حاضر نشان می دهد که میان زبان و بافت اجتماعی و بیرونی قصه حضرت یوسف در قرآن کریم انسجام و پیوند ناگسستنی وجود دارد و این قصه از جهت برجستگی های برهانی، عاطفی و گفتمانی در سطح زبان، متناسب با موقعیت آن در کنعان و سپس در قصر فراعنه مصر شکل گرفته است.  
۱۰۹۸۴.

گُرگسار یا کَرگسار؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۶۶۴
رسم الخط فارسی در دوره هایی به گونه ای بوده که در متن شناسی متون کهن در روزگار ما مشکلات و بدخوانی هایی برای متون فارسی پیش آورده است. از آن میان صامت گ در نسخه های خطی در بسیاری از دوره ها با یک سرکش به صورت ک نوشته شده است. همین امر هنگام چاپ متون حماسی در خواندن واژه هایی مانند کَرگ (کرگدن) مشکلاتی به وجود آورده است؛ به این معنی که در پاره ای موارد در متون چاپی ازجمله شاهنامه کلماتی مانند کَرگسار و کَرگساران به صورت گُرگسار و گُرگساران خوانده و معنا شده و درنتیجه گوشه ای از فرهنگ گذشته، یعنی وجود اقوامی که در آن سرزمین ها زندگی می کرده اند، مکتوم مانده است. در این پژوهش با قراین برون و درون متنی روشن و پیشنهاد شده است که کلمات گرگسار و گرگساران به عنوان نام شهر، قوم و فرد در شاهنامه باید کَرگسار و کَرگساران خوانده و ضبط شود.
۱۰۹۸۵.

پیشنهادی درباره تصحیح و قرائت دو واژه از کارنامه اردشیر بابکان بر پایه قرینه ای در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۶ تعداد دانلود : ۶۹۷
یکی از نمودهای عینی و تظاهر مادی فرّه شاهی در کارنامه اردشیر بابکان، تجلّی آن در قالب حیوانی فربه و نیکو است که لفظ دال بر آن در متن کارنامه (فصل 3 بندهای 11، 15-16 و 22-23) به صورت جی ضبط شده است. درباره معنی واژه محققان تقریباً اتفاق نظر دارند و آن را «قوچ» معنی می کنند؛ اما در قرائت آن هم داستان نیستند. اغلب پژوهشگران به پیروی از آنتیا آن را به صورت +اجی تصحیح کرده و warrag خوانده اند؛ اما این لفظ در متون پهلوی و در متن های فارسی در معنی «قوچ» استعمال نشده است. در شاهنامه فردوسی به هنگام ذکر اخبار اردشیر بابکان در برابر آن لفظ فارسی «غرم» آمده است که به معنی «قوچ کوهی» است؛ بنابراین به نظر می رسد املای مذکور پهلوی نیز باید لفظی به همین معنی باشد. با توجه به معادل واژه مورد بحث در شاهنامه و بر اساس شواهد و قراینی که در متن مقاله ارائه خواهد شد، احتمال می رود که واژه مذکور با اسقاط حرف ا که امری معمول در خط پهلوی است، تصحیفی از +جای باشد. املای پیشنهادی اخیر را می توان rang خواند و «بز کوهی، میش کوهی» معنی کرد. واژه «رنگ» به همین معنی در متون نظم و نثر فارسی، به ویژه در متون قرن های چهارم و پنجم هجری فراوان به کار رفته است. املای پهلوی غجاغ را که در کارنامه (فصل 9 بند 11) در بیان تجلی آذر فرنبغ به شکل پرنده، استعمال شده است، مصححان و گزارندگان کارنامه و اخیراً فرانتس گرنه در متن ویراسته خود xrōs خوانده اند. این قرائت گر چه غیر ممکن نیست، اما چندان متناسب با املای واژه به نظر نمی رسد. واژه را به سهولت می توان ʾlwh حرف نویسی کرد و āluh خواند که به معنی «عقاب» است و در فارسی نیز به صورت «آلُه» باقی مانده و از ایرانی باستان * ardifya- راست پرواز»، (اوستایی ərəzifiia-، سنسکریت ṛjipyá- ) مشتق شده است.
۱۰۹۸۶.

بررسی ظرفیت سه داستان از رساله ی دلگشای عبید زاکانی بر اساس مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۲ تعداد دانلود : ۷۹۵
هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل محتوای داستان های رساله ی دلگشا اثر عبید زاکانی بر پایه ی نظریه ی لیپمن درباره ی تفکر فلسفی است. برای دست یابی به این هدف، کوشش بر آن بوده است تا با مرور مختصری بر آراء لیپمن، مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه وی شناسایی و استنتاج گردند. پس از مطالعه و بررسی، مؤلفه ها به سه گروه مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم شدند. در بخش دوم، به کمک روش تحلیل محتوای قیاسی و با توجه به چهارچوب نظری فراهم شده در بخش نخست، مؤلفه های تفکر فلسفی در سه داستان منتخب از رساله ی دلگشا شناسایی و تحلیل گردیدند. یافته های پژوهش نشان داد که هر سه داستان به دلیل آن که حاوی مؤلفه هایی در زمینه ی ابعاد گوناگون تفکر فلسفی هستند، توانایی لازم را در پرورش این نوع تفکر داشته و با افزودن برخی تمرین ها و پرسش ها می توان ظرفیت آن ها را جهت استفاده در برنامه ی فلسفه برای کودکان به میزان قابل توجهی افزایش داد. پیشنهاد می گردد که مؤلفان ادبیات کودک و نوجوان داستان های این پژوهش را برای دو گروه سنی کودک و نوجوان بازنویسی کنند. این بازنویسی بهتر است به گونه ای صورت بگیرد که هیچ مؤلفه ای را در متن فرو نگذارد.
۱۰۹۸۷.

بررسی ارتباط پلورالیسم با فروپاشی سامان زمان و تعدد روایت در فراداستان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۷۳۸
فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت، خصیصه هایی هستند که در اکثر فراداستان های ایرانی به وضوح دیده می شوند و می توان گفت جزو ویژگی های غالب فراداستان فارسی هستند. در واقع فراداستان ویژگی های بسیار زیادی دارد، اما در فراداستان فارسی تنها چند ویژگی غالب است که فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت از آن ویژگی هایند. غلبه این دو ویژگی در فراداستان فارسی با توجه به پراکندگی ویژگی های فراداستان در آثار خارجی در ارتباط با مسئله پلورالیسم در جامعۀ ایران قابل بررسی است. به طورکلی می توان گفت در ایران، در دهه هفتاد با مطرح شدن مبحث نواندیشی دینی و سپس چندگانگی فرهنگی و پلورالیسم، نوعی نگرش نسبی اندیشی رواج پیدا کرد. این مباحث با مقاله های مجله کیان آغاز شد و به چاپ کتاب صراط های مستقیم و هویت چهل تکه منجر شد. آنچه بیش از همه از چالش مطرح شدن مبحث پلورالیسم برآمد نگرش نسبی اندیشی بود که با وجود مطلق اندیشی هایی که پیش ازاین در گفتمان دینی مردم وجود داشت به یک مسئله حساسیت برانگیز بدل شد و ازاین رو تأثیر این وضعیت در فراداستان فارسی به عنوان غلبه دو کنش فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت ظهور کرد که زاییده یک نگرش نسبی گراست. با نظر به آرای بوردیو می توان پیدایش مبحث پلورالیسم را موقعیت در نظر گرفت و فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت را کنش. طی بررسی موقعیت، ما به ویژگی ای از کنش رسیدیم که بوردیو آن را منش می نامد و بر این باور است که منش ها با موقعیت ها ارتباط دارند و این منش همان نگرش نسبی اندیشی است که منجر به خلق و غلبه چنین ویژگی هایی در فراداستان فارسی شده است.
۱۰۹۸۸.

الواقعیة السحریة فی خماسیة مدن الملح لعبدالرحمن منیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۶۴۰
إن الواقعیة السحریة تعنی فی أبسط تعاریفها الجمع والمزج بین الواقع والسحر والخیال أی اللاواقع والماوراء. فهی عملیة مزج وتداخل بین العالمین الواقعی واللاواقعی. وقد ظهر هذا الاتجاه فی روایات بعض الکتاب العرب منهم عبدالرحمن منیف حیث وظف هذا الاتجاه فی بعض روایاته منها خماسیة "مدن الملح" التی یتناولها هذا المقال بالدرس والتحلیل، وذلک باستخدام المنهج الوصفی – التحلیلی. فمن عناصر الواقعیة السحریة وملامحها فی خماسیة "مدن الملح" یمکن الإشارة إلی السحر، والوهم والخیال، والأسطورة والرمز، والازدواجیة، وصمت الکاتب، وعدم انحیازه تجاه الأحداث الخارقة للطبیعة والعادة. وهی القضایا ذاتها التی ستخضع للبحث فی هذه المقالة وکذلک کیفیة استخدام هذه العناصر فی الروایة ودور هذا التیار الروائی فی سرد أحداث الروایة "مدن الملح". ویمکن القول بأن الروائی عبدالرحمن منیف إلی جانب تصویر القضایا الواقعیة، استخدم العناصر السحریة والخیالیة فی خماسیة "مدن الملح" استخداماً ناجحاً بحیث أولاً لایفاجیء القاریء عندما یواجه الأحداث اللاواقعیة بل یقبلها ویصدقها لأن المؤلف یقف موقف الانحیاد تجاه الأحداث الخارقة للعادة، فلا یفاجیء ولا یتعجب، کما لا یبادر إلی تبریر أو شرح ما یقع من دقائق غیر طبیعیة. وهذا الموقف من قبل المؤلف یساعد القاریء فی قبول القصة وأحداثها الخارقة للطبیعة. وثانیاً ینجح الکاتب من خلال استخدام هذا التیار الروائی أن یعبر عن خلجات نفسه وینظر إلی القضایا السیاسیة والاجتماعیة والاقتصادیة للمجتمعات العربیة نظرة نقدیة عن طریق استخدام تقنیات مختلفة کمزج عناصر الواقع والسحر والخیال وخرق الحدود بین العالم الواقعی واللاواقعی، وکذلک وصف الأحداث والشخصیات وصفاً دقیقاً جزئیاً.
۱۰۹۸۹.

استعاره های مفهومی در شعر دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۲ تعداد دانلود : ۷۶۶
بررسی استعاره های مفهومی یا شناختی هر متن، می تواند ابزار مهمی درجهت کشف معنای متن باشد، به عبارت دیگر باعث آشکارشدن بعضی از امور و مفاهیم پوشیده گردد. از این رو در شناخت بیشترِ شعر دفاع مقدس، این ابزار را مورد استفاده قراردادیم تا به این سؤال پاسخ دهیم که کدام مفاهیم انتزاعی و عاطفی در این نوع شعر، مورد توجه شاعران قرارگرفته است و آنان از چه حوزه های منبعی برای عینی سازی و تجسم این امور انتزاعی بهره برده اند. برای نیل به این هدف، درمیان نمونه های متعددِ یافته شده از جُنگ ها و مجموعه های شعر جنگ، سه استعارة «شهادت»، «عشق» و «ایمان» بررسی گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که برای هریک از استعاره های یادشده سه الگوی انسان انگاری، جسم انگاری و گیاه انگاری، بسیار مورد توجه بوده است اما از الگوی جانور انگاری فقط در برخی از استعاره های فرعی مانند «شهید پرنده است» استفاده شده. اصل نظام مندی استعاره های مفهومی نیز سبب شده است که به جنبه های مثبت هر استعاره توجه گردد و جنبه هایی که با این استعاره ها ناسازگارند پنهان سازی شود.
۱۰۹۹۰.

نمادهای طبیعی در سروده های پایداری معین بسیسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۲۲
یکی از برجسته ترین شگردهای هنری در شعر پایداری، نمادگرایی است. شاعر برای بازتاب حقایق در سایه استفاده از واژگان نمادین اشعار خود را از حالت تک معنایی به سوی چندمعنایی سوق می دهد و زمینه خوانش های متفاوت از متن و تأمل در معنا و مفهوم شعری را ایجاد می کند. معین بسیسو از جمله شاعرانی است که اندیشه های پایداری در سروده هایش دامنه فراگیری داشته و با استفاده هنرمندانه از نمادهای طبیعی توانسته است به ترویج فرهنگ ظلم ستیزی بپردازد و نقش مهمی در بیداری و جهاد ملت مظلوم فلسطین ایفا کند. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی نمونه هایی از نمادهای طبیعی در سروده های پایداری معین بسیسو می پردازد و با تبیین دلالت های معنایی آن ها، از میزان ابتکار شاعر در نمادپردازی پرده برمی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در شعر بسیسو نمادهای برگرفته از طبیعت از جمله باد، خورشید، کبوتر و مانند آن بیانگر مؤلفه های پایداری نظیر استعمارستیزی، قهرمان پروری و امید به فردایی روشن برای سرزمین فلسطین اشغالی است.
۱۰۹۹۱.

بررسی معانی واژۀ «باز» بر پایۀ محور هم نشینی در تاریخ بلعمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۳۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی و نقش مؤثر پیشوند «باز» در تاریخ بلعمی به عنوان یکی از ذخایر گران بهای نثر کهن فارسی دری است تا با توجه به آن، بارهای مختلف معنایی هر واژه درون نظام معنایی و در رابطه با محور هم نشینی کلمات بر روی زنجیرۀ گفتار مشخص شود و ابهام معنایی جملات رفع گردد. تنوع به کارگیری پیشوند «باز» در تاریخ بلعمی افعالی تازه با معانی جدید به وجود آورده است. در تاریخ بلعمی، «باز» در حالت اسم یا مصدر، صفت، قید، حرف اضافه و پیشوند فعل مرکب کاربرد دارد. در مقام پیشوندی فعل مرکب به دو صورت نمود پیدا می کند؛ یکی با تغییر در معنای اصلی فعل و دیگری بدون تغییر در معنای آن. مهم تر آن که کاربرد یک فعل پیشوندی یکسان در جملات گوناگون باعث تنوع معنا و کاربردهای مختلف آن گردیده که نشان می دهد هدف بلعمی بیان دقیق معنای فعل در متن جمله بوده است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل و توصیف داده ها به معانی تازه ای از پیشوند «باز» در ترکیب با کلمات دست خواهیم یافت.
۱۰۹۹۲.

تحلیل ساختاری و گفتمانی تمثیل در مرصادالعباد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۷۴۵
در هر ژانر ادبی، متناسب با غایت آن ژانر، شگردهای زبانی و ادبی آفریده می شوند و موجب زیبایی و بلاغت آن متن می گردند. زمانی آرایه های ادبی و صور خیال در تحلیل متن نقشی برجسته ایفا می کنند که تبدیل به شگردی سبکی شده باشند. در متون تعلیمی عرفانی که غایت آن بیان اندیشه در قالب زبان و ساختاری زیباست، تمثیل بسامد بالایی دارد، به گونه ای که غالب ترین شگرد سبکی هنری در این متون، تمثیل و کارکرد بلاغی و اندیشگانی آن است. در این مقاله، با روشی توصیفی تحلیلی بلاغت تمثیل را در مرصادالعباد نجم الدین رازی بررسی کرده ایم و با تحلیل دو بعد ساختاری و گفتمانی این فرایند بلاغی نشان داده ایم که کارکرد و ساختار تمثیل در مرصادالعباد متفاوت از کارکرد آن در دیگر متون عرفانی است؛ زیرا از سطح یک شگرد هنری صرف تا حدی فرارفته است، به گونه ای که تمثیل پردازی تبدیل به شگردی سبکی در بیان آموزه های معرفتی شده است؛ آن گونه که می توان از آن در کشف گفتمان پنهان متن سود جست. استفاده نجم الدین رازی از تمثیل موجب استبداد فهم و تک صدایی شدن متن شده، از این رو، ابزاری در راستای کشف ایدیولوژی نویسنده است. یکی از عوامل اصلی محدودیت فهم معنایی متن و تک صدایی شدن آن را می توان در اجزای تمثیل های مرصادالعباد یافت که اغلب اضافه های تشبیهی هستند تا نماد.
۱۰۹۹۳.

بررسی استعاره های جهتی در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۶ تعداد دانلود : ۸۲۵
زبان از فرایندهایی است که خاصیت پیام رسانی و ارجاعی دارد و القاگر مضامین فرهنگی، آداب و رسوم، افکار و اندیشه یک قوم است. زبان از نظر زبان شناسی شناختی، علاوه بر انتقال مضامین ارجاعی، منعکس کننده مضامین شناختی، نظام ادراکی آدمی و القاگر مضامین انتزاعی موجود در ذهن است. بر این اساس، زبان شناسان شناختی بر معنا به عنوان عنصر قالب تکیه می کنند. از جمله نظریه پردازان حوزه معنی شناسی شناختی می توان به لیکاف و جانسون اشاره داشت که از استعاره به عنوان فرایند شناختی برای پیشبرد اهداف خود بهره می گیرند. از نظر لیکاف و جانسون، استعاره مفهومی امری است که سراسر زندگی روزمره را در حوزه شناخت و ادارک مبتنی بر تجربه احاطه می کند و از آنجا که زبان عرفان نیز انتقال دهنده مضامین شناختی و انتزاعی حاصل از تجربه شخصی عارفان است. بنابراین، بررسی استعاره مفهومی در الگوهای عرفانی مولوی به درک هرچه بهتر مفاهیم و مضامین ماورایی و متافیزیکی کمک خواهد کرد. با این توضیح، این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون، استعاره مفهومی جهتی را در نمادهای حیوانی (پرندگان) غزلیات شمس بررسی نماید. نتایج پژوهش نشان می دهد که نمادهای متضمن معنای تعالی، از جمله روح و جان و نمادهایی که بیانگر مضامین ضمنی جسم و نفسانیات هستند، به ترتیب با استعاره های جهتی رو به بالا و پایین تطابق معنایی پیدا می کنند و خوشه های استعاری این مضامین نیز با کارکرد سلبی یا ایجابی آن الگوها همنوایی معنایی دارند.
۱۰۹۹۴.

بررسی استعاره مفهومی «عرفان خرابات است» در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۲ تعداد دانلود : ۷۹۷
امروزه مطالعات زبان شناسی شناختی به این مهم دست یافته است که بشر بدون استعاره مفهومی توانایی اندیشیدن ندارد. با کمک گرفتن از استعاره مفهومی افزون بر راه یابی به ذهن اهل زبان، با افکار آنان نیز بیشتر می توان آشنا شد. باتوجه به شیوه تفکر بشر می توان دریافت انسان برای بیان امور معنوی و ماورای فیزیک، به امور مادی و برخی مصداق ها نیازمند است تا بتواند به آنها اشاره کند. ادبیات فارسی که در دوره ای گزارشگر حالات عرفانی عارفان بزرگ بوده است. در بسیاری از موارد، برای مفهومی کردن این حالات از حوزه های مادی استفاده کرده است. یکی از این حوزه ها، خرابات و میکده است. عرفان در ادب فارسی بسیار به خرابات تشبیه شده است. گویا خرابات و میکده ادامه سنتی آیینی به نام نوشیدن هوم (شیره سکرآور در مزدیسنا و پیش از آن) است که در شعر فارسی در دوره اسلامی به یک سنت ادبی تبدیل شد و مضامین عرفانی ماندگاری را نمایان کرد؛ به گونه ای که بدون استعاره مفهومی «عرفان، خرابات است»، درک مفاهیم ماورایی در عرفان آسان نخواهد بود. تلاش نگارندگان در این پژوهش بر آن است تا با استفاده از واژه ها و اصطلاحات حوزه خرابات نشان دهند استعاره نامبرده چگونه شکل گرفته است. شواهد شعری در این پژوهش از دیوان حافظ است. نتایج نشان می دهد با حذف این استعاره از شعر فارسی (به ویژه در شعر سبک عراقی)، متون عرفانی بسیار بی مایه خواهد شد.
۱۰۹۹۵.

بررسی عناصر غم غربت در شعر ایلیا ابوماضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۲ تعداد دانلود : ۸۳۰
نوستالژی یا غم غربت Nostalgia عبارت است از حس دلتنگی انسان ها نسبت به وطن و گذشته و حسرت خوردن بر شرایط پیشین که در حال حاضر شاعر، حالتی آرمانی به خود گرفته. روانشناسان، نوستالژی را یک حالت هیجانی انگیزشی پیچیده می دانند که گاهی در غمگینی و تمایل بازگشت به وطن و گاهی در درماندگی ناشی از تفکر در مورد آن (وطن یا منزل) نمود می یابد. اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فقر، مهاجرت و دوری از وطن در ایجاد این حس تأثیر به سزایی دارد. مقاله حاضر سعی بر آن داشت تا به روش توصیفی تحلیلی، و با مطالعه دیوان شاعر، به بررسی غم غربت در آثار ابوماضی پرداخته و ابعاد شخصیتی و افکار وی را در ارتباط با این موضوع مورد مطالعه قرار دهد. نتایج حاصله حاکی از آن بود که حس نوستالژی در آثار ایلیا ابوماضی شاعر معاصر لبنانی نمود بالایی دارد. دوری از وطن، خاطرات خوش دوران کودکی و جوانی، احساس تنهایی در جامعه، دوری از معشوقه و نفرت از استبداد داخلی و استعمار خارجی از مهمترین عوامل بروز احساس غربت در ابو ماضی به شمار می رود. غربت مکانی، غربت زمانی، غربت اجتماعی، غربت روحی، غربت عاطفی و در نهایت غربت سیاسی، از جمله نمودهای نوستالژیک بود که در اشعار شاعر مورد مطالعه قرار گرفت. تأثیر پذیری شاعر از شرایط محیطی و ویژگی های خاص شخصیتی در بروز عناصر نوستالژیک در شعر ابو ماضی، از مهم ترین نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر به شمار می رود.
۱۰۹۹۶.

نقد ترجمه احوال نامی و نقد مقایسه ای لیلی و مجنون او با لیلی و مجنون نظامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۴۵
داستان «لیلی و مجنون» یکی از نامه های «نامی» است که مربوط به عهد زندیه است. نامی که خود وقایع نگار کریم خان زند بوده است، علاوه بر «لیلی و مجنون»، صاحب نامه های «گنج گهر»، «خسرو و شیرین»، «وامق و عذرا» و همچنین اثر منثوری با عنوان «تاریخ گیتی گشا» است. البته «یوسف و زلیخایی» نیز بدو منسوب است که در این مقال به بررسی صحت و سقم این ادعا پرداخته می شود. اما حکایت «لیلی و مجنون» از زبان نامی، گونه ای پرداخت همان حکایت «لیلی و مجنون» با سوز و گداز عاشقانه نظامی است. البته به ظاهر «نامی» علاوه بر نظامی، از بین کسانی که صاحب لیلی و مجنون بوده اند، از «مکتبی» نیز تأثیر زیادی پذیرفته است. در این پژوهش ضمن نگاهی مجمل به زندگی نامی و آثارش، به بررسی و تحلیل داستان و عناصر آن و مقایسه آن با داستان لیلی و مجنون نظامی پرداخته شده است. علاوه بر این سعی شده است که تأثیر لیلی و مجنون سرایان دیگر مانند: مکتبی، جامی و امیر خسرو نیز بر منظومه «لیلی و مجنون» نامی بررسی شود.
۱۰۹۹۷.

مبانی رویکرد فروغ فرخ زاد به اخلاق بر پایه بازیابی هویت و عشق ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۴ تعداد دانلود : ۸۳۷
مجموعه های آغازین شعر فروغ فرخ زاد(1345 1313ش) به اعتقاد غالب منتقدان و صاحب نظران نشان دهنده ی ظهور شاعری سنت شکن در بازتاب احساسات صریح و عریان زنانه بود. اخلاق سنتی، این سه گانه های متقدم فروغ را برنتافت و انتقادات و اعتراضات در جامعه سنتی آن روز نشان از عدم پذیرش این سنت شکنی و عریان گویی بود. آن چه که فروغ در آن سه مجموعه بیان کرده بود لازمه ی هویت جویی و عشق ورزی صریح و زنانه او بود و بعدها با تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، «هویت جویی» و «عشق ورزی» مرتبط با جنسیت زنانه او را بهتر از هر مستند و دلیل دیگر تبیین کرد. این دو مولفه به عنوان دو مقوله ی اخلاقی مدرن در شعر او در این مقاله بحث و بررسی شده است. اخلاقی که تحت تأثیر مدرنیته مولفه های جدیدی را به خود دیده و در بستر شعر فروغ در مقام شاعری محتواگرا بخصوص در دو مجموعه اخیر موقعیتی ممتاز پیدا می کند. از رهگذر این مقاله متوجه می شویم که شعر فروغ شعری است محتواگرا و در آن به «اخلاق» به ویژه اخلاقی که در اثر رویارویی با مدرنیته، دگرگون شده ، توجهی خاص شده است. می توان گفت که در شعر فروغ با سه نوع «هویت» که دایره وار در یکدیگر جای گرفته اند، روبرو هستیم: هویت انسانی، هویت زنانه و هویت فردی.
۱۰۹۹۸.

پارادوکس محتوایی در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۹ تعداد دانلود : ۷۰۶
چکیده متناقض نمای محتوایی، کلامی است که در آن خود مفاهیم دارای تناقض بوده و با هر زبانی بیان شود، باز هم، تعجب انگیز و متناقض به نظر می رسد، مثلاً اگر به جای «آزادی را گرفتاری دانستن» «گرفتار رهایی» و به جای «بی گناهی را گناه شمردن» «جرم بی گناهی» آورده شود، باز هم متناقض نما می شوند. اینگونه متناقض نماها به خاطر زیبایی آفرینی گفته نشده، بلکه هدف سخنور در آن، بیان و ارایه واقعیت هاست، این واقعیت ها در نگاه نخست شگفت-انگیز و غیرمنطقی به نظر می رسد، اما در حوزه سنت های ادبی چنین سخنانی دارای توجیهات دل انگیزی هستند. در این جستار اقسام متناقض نماهای محتوایی و عوامل شکل گیری آنها مورد نقد و بررسی قرار گرفته و سعی شده است، روشن شود که کشف و تحلیل این هنرسازه، چه کمکی در روند عمل فهم، می تواند به خواننده بکند؟ شیوه پژوهش در این مقاله، براساس نحوه کاربرد مصداقهای این شگرد ادبی در آثار مهم عرفانی و سبک هندی و ملاحظه دیدگاه های صاحب نظران و دریافت شخصی نگارنده از این هنر بلاغی صورت گرفته است. واژه های کلیدی: متناقض نمایی محتوایی، پارادوکس، شعر فارسی. 1. مقدمه متناقض نمایی در بسیاری از آثار عرفانی منظوم، به کار رفته و در شعر فارسی از قرن ششم به بعد بسامد زیادی دارد و از جمله مختصات و ویژگی های سبکی سبک هندی محسوب می شود. شناختن این شگرد زیبایی شناختی، ما را یاری می کند که درک دقیق تری از زیبایی های نهفته در شعر فارسی داشته باشیم.
۱۰۹۹۹.

بررسی ساختار روایی الگوی لباو و والتسکی در داستان پیرچنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۹ تعداد دانلود : ۸۴۳
روایت نقل معنایی، طرحی است که رویداهای آن با نظم زمانی خاصی بیان می شوند. در روایت، جهت گیری حوادث داستان به وسیله روابط علت و معلولی به سمت خاصی پیش می رود و با بررسی ساختار روایت یک اثر می توان به مفاهیم و ژرف ساخت آن دست یافت. لباو و والتسکی از نظریه پردازان ساختار روایی، معتقدند که روایت های شفاهی دارای اصول و ضوابط خاصی هستند، و برای آن ها ساختار داستانی متناسبی را مطرح می کنند. طبق الگوی لباو، روایت از مراحلی چون چکیده، جهت گیری، رخداد، گره، ارزیابی، نتیجه و پایانه تشکیل می شود که تمام مراحل به غیر از ارزیابی در بندهای ثابت روایی قرار دارند. از آنجا که مثنوی متنی گسترده با داستان های متنوع است، در پژوهش حاضر نویسندگان برآن هستند تا بر اساس الگوی روایت شناسی لباو و والتسکی، داستان پیر چنگی را مورد بررسی قرار دهند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مثنوی با وجود کلاسیک بودن با نظریه های نوین از جمله الگوی لباو و والتسکی قابل تطبیق است و ارزیابی که مهم ترین بخش این الگو است در بندهای روایی آزاد، وجود دارد.
۱۱۰۰۰.

برگوش ها و بر چشم ها در شاهنامه و متون پهلوی و مقایسه آنها با یاجوج و ماجوج در روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۸ تعداد دانلود : ۶۰۷
دو واژه «برگوش» و «برچشم»، نام موجوداتی اسطوره ای است. بسیاری از پژوهشگران انها را به درستی نشناخته و درنتیجه به اشتباه معرفی کرده اند. نویسنده در این جستار می کوشد تا با واکاوی چند منبع پهلوی و فارسی مانند درخت اسوریک ، بندهش ، یادگار جاماسپ ، شاهنامه و برخی از فرهنگ ها، این موجودات را معرفی کند. درنتیجه این بررسی مشخص شد برگوش ها، همان گوش بستران، گوشوران یا گلیم گوشان هستند و کلمه «بزغوش» یا «بزگوش» دردست نویس ها و برخی از چاپ های شاهنامه فردوسی تصحیف کلمه برگوش است. با یک بررسی مقایسه ای میان مطالب منابع تاریخی و تفسیری فارسی در دوره اسلامی و مطالب روایت های پهلوی و شاهنامه اشکار شد این موجودات در صفت بزرگ گوشی و صفات دیگر با یاجوج و ماجوج یکسان اند و به گمان بسیار همان یاجوج و ماجوج در روایت های اسلامی هستند. در این نوشتار پس از یک بحث لغوی و پژوهش در متون فارسی و پهلوی، معنای کلمه برگوش معلوم شد و در مقایسه با ان برای برچشم نیز معنایی پیشنهاد می شود. همچنین ازنظر جغرافیایی به حوزه مشترک برگوش ها در روایت پهلوی و شاهنامه و یاجوج و ماجوج در روایات و منابع اسلامی اشاره خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان