تعریف رمان و علل پیدایش آن از مباحث عمده در ادبیات جهان است. از دیرباز انواع ادبی با توجه به طبقه بندی خستین ارسطویی که ادبیات را به دو نوع روایتی و نمایشی تقسیم می کند و آثاری چون حماسه را از نوع اول، و تراژدی و کمدی را از نوع دوم می داند، گرایش طبقه بندی نوعی، ظاهرا گام نخستین در راه شناخت هر اثر ادبی نو پیدا بوده است. در مورد رمان، به نظر می رسد که از قرن هجدهم تا پایان دهه هفتاد قرن بیستم، تعریف این نوع ادبی و تاریخچه پیدایی و تکامل آن، اموری شناخته شده و معلوم فرض شده اند. در دو دهه اخیر، با توجه به اشکالات عمده ای که بر اصل طبقه بندی ارسطویی، از سوی اندیشمندانی چون میشل فوکو وارد شده است، تعریف رایج رمان و در نتیجه تاریخچه آن مورد شک و تردید قرار گرفته و مطالعات رمان شناسی و در نتیجه تدریس آن را در محافل دانشگاهی دنیا دگرگون ساخته است. مطالعات و پژوهشهای جدید تا به آنجا پیش رفته که رمان را روایتی گفتمانی و ساختگی می داند که کارش نه به تصویر کشیدن واقعیت زندگی انسانی، بلکه آفریننده و شکل دهنده عالم واقع است. نگاهی اجمالی به دیدگاه های پیش از دهه هشتاد قرن بیستم، که دیگر امروزه نگاه سنتی به رمان شمرده می شود و مباحث و مسائلی که در دو دهه اخیر مطرح شده اند، برای پژوهندگان رمان شناسی راهگشا است.
ژیلبر دیوران، شاگرد گاستون باشلار، برای بنا کردن «نقد اسطوره شناختی»، «نقد تخیل مادی» را که الهام گرفته از باشلار است رها می کند. در واقع، بین افکار گاستون باشلار و ژیلبر دیوران هم تداوم فکری و هم گسستگی فکری وجود دارد. این اختلاف فکری برای بهتر شناختن کار بدیع ژیلبر دیوران دارای اهمیت بسیار است زیرا به لطف تحقیقات و پیشرفت های علمی اواخر قرن گذشته، ژِیلبر دیوران توانست انقلاب و تحول باشلاری در نقد ادبی را به انتهای مسیر برساند. یکی از ویژگی های اصلی تفکر دیوران تداوم همیشگی افکارش می باشد. خواننده آثار ژیلبر دیوران، برخلاف گاستون باشلار، از میان نوشته ها با یک «تغییر» مواجه نمی شود. بلکه، می توانیم در کارهای ژیلبر دیوران یک پیوستگی و تداوم همیشگی را در روش های نقد ادبی مشاهده کنیم؛ برای مثال، اسطوره ویژگی مشترک و همیشگی در مطالعات و بررسی های گوناگون او می باشد؛ در واقع، اسطوره موضوع (تم) اصلی در تحقیقات اوست. با این حال، می توان در عمق این پیوستگی و تداوم همیشگی چندین شاخه روشمند را از دل آن بیرون کشید و آن را شاخه شاخه کرد
در سده هفدهم و هجدهم جنبشی فلسفی - اجتماعی تمامی اروپا را فرا گرفت ، این جنبش که همچون موجی عظیم به نظر می رسید ، آگاهی افراد جامعه و همچنین ساختارهای سیاسی را تغییر داد . مهمترین دوره در تکامل عصر جدید دوره روشنگری است ، این دوره ادبی که آلمانی ها به ادامه تکامل آن یاری فراوان رساندند ، در کشور آلمان با تقلید از فرهنگ فرانسه آغاز گردید . گرچه انگلیسی ها نیز در این دوره تأثیری به سزا داشته اند ، اما آلمانیها به خصوص فیلسوفانی همجون امانوئل کانت اثبات کردند که بهتر از دیگران این دوره را دریافته اند . در مقاله حاضر این تأثیرات بر ادبیات آلمان شرح داده خواهد شد.
الگوهای فشار حاکم بر ایران و سرزمین های مجاور (۲۰ تا 5/47 درجه شمالی و ۳۵ تا 5/67 درجه شرقی) با استفاده از آمار فشار بازسازی شده NCEP در ساعت 12، روزانه با فاصله 5/2درجه جغرافیایی واقع در محدوده مطالعه و در دوره نوامبر تا مارس سالهای 1966 تا ۱9۹۵ طبقه بندی و شناسایی گردید. برای طبقه بندی داده های فشار، از روش تحلیل عاملی با ماتریس همبستگی آرایه S و چرخش واریماکس استفاده شد. در نتیجه، تعداد 168 متغیر (تلاقی) به ۶ عامل اصلی تبدیل شدند. نقشه های فشار روزهای دوره مطالعه براساس نمرات عاملی هرکدام از شش مؤلفه اصلی، به سه گروه نمرات بالا، نمرات میانی، و نمرات پایین تقسیم شدند. براین اساس، ۱۸ نقشه مرکبه تهیه شد. براساس شباهت های بین نقشه های مرکب، ۹ نقشه متمایز یا تیپ هوا، شناسایی شد. هرکدام از تیپ های نهایی براساس محل استقرار نامگذاری شد. نقشه های مرکب سطح ۵۰۰ هکتو پاسکال این تیپ هم ترسیم گردید. فراوانی ماهانه و سالانه و اهمیت تیپ ها در بارش ایران محاسبه شد.
نتایج این تحقیق نشان داد که داده های بازسازی شده NCEP از دقت و صحت بالایی برخوردار و برای مطالعه پراکندگی فشار ایران مناسب هستند. در بین تیپ های هوا، تیپ مداری فراوان ترین و مداوم ترین تیپ است و تیپ های پرفشار شمالی و کم فشار غربی به ترتیب، در درجه دوم قرار دارند. شدیدترین بارش های روزانه را در همه جای ایران در جنوب البرز تیپ کم فشار غربی تولید می کند. سواحل دریای خزر، تیپ پرفشار غربی شدیدترین بارش ها را پدید می آورد. هر تیپ هوا در یک ماه معین بیشترین فراوانی را دارد و در هر ماه هم تیپ هوایی خاصی فراوان تر است.
ساخت هر شهر، نحوه قرارگیری عناصر و فضاهای شهری و روابط متقابل آنهاست. ساخت و توسعه فیزیکی شهرها در ادوار مختلف تاریخی تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله شرایط محیط طبیعی به عنوان بستر شهر عوامل سیاسی، مذهبی-ایدئولوژیکی و خلاصه فرهنگ هر جامعه در بستر محیط طبیعی شکل گرفته و دستخوش تغییر و تحولات می گردد.
در تحقیق حاضر به بررسی و تحلیل عوامل مؤثر در توسعه فیزیکی و ساخت اکولوژی شهر یزد در ادوار مختلف تاریخی پرداخته، الگوی توسعه فیزیکی-کالبدی و ساخت اکولوژی شهری یزد تبیین گردیده است. در این راستا از روش های تحقیق تاریخی، توصیفی تحلیلی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که الگوی توسعه فیزیکی شهر بعد از سال 1340 (ه.ش) به بعد تحت تأثیر تحولات شرایط اقتصادی و اجتماعی ناموزون حاکم در کشور و به تبع آن در استان یزد، سازمان فضایی موزون شهری دچار از هم گسیختگی و عدم تعادل گردیده است. در نهایت الگوی ساخت اکولوژی اجتماعی شهر به ساخت قطاعی نامتعادل تبدیل شده است.