صاحب نظران و منتقدان ادب عربى در بررسى زمینه هاى پیدایى جمعیت هاى ادبى در ادب معاصر عرب کمتر به نقش شاعران کلاسیک جدید در تجدد و نوآورى توجه نموده اند. اما به نظر مى رسد اختلاف نظر منتقدان در مورد سبکهاى ادبى آنها تحولات و دستارردهاى عظیمى را به ارمغان آورده است به طوریکه شاید با جرأت بتوان گفت که اگر این اختلاف نظرها در عرصه ى ادبى عصر حاضر بروز نمى کرد برخى از جمعیتهاى ادبى اثرگذار معاصر هرگز پا به عرصه ى وجود نمى گذاشت. در این مقاله ما سعى نموده ایم تا ریشه ها، علائم و نشانه هاى نوآورى را در آثار و اندیشه هاى سه تن از شاعران کلاسیک جدید یعنى محمود سامى بارودى،- افظ ابراهیم و به ویژه احمد شوقى نقد و بررسى کنیم. صاحب نظران و منتقدان ادب عربى در بررسى زمینه هاى پیدایى جمعیت هاى ادبى در ادب معاصر عرب کمتر به نقش شاعران کلاسیک جدید در تجدد و نوآورى توجه نموده اند. اما به نظر مى رسد اختلاف نظر منتقدان در مورد سبکهاى ادبى آنها تحولات و دستارردهاى عظیمى را به ارمغان آورده است به طوریکه شاید با جرأت بتوان گفت که اگر این اختلاف نظرها در عرصه ى ادبى عصر حاضر بروز نمى کرد برخى از جمعیتهاى ادبى اثرگذار معاصر هرگز پا به عرصه ى وجود نمى گذاشت. در این مقاله ما سعى نموده ایم تا ریشه ها، علائم و نشانه هاى نوآورى را در آثار و اندیشه هاى سه تن از شاعران کلاسیک جدید یعنى محمود سامى بارودى،- افظ ابراهیم و به ویژه احمد شوقى نقد و بررسى کنیم.
این مقاله به بررسی ساختار داستانی "زال و رودابه" (در جلد 1 شاهنامه فردوسی) می پردازد. به این منظور، ابتدا تعریفی از داستان و ساختار داستـان ارائه می کنـد و سپـس، ضـمن بـررسی عناصر این ساختار و تعیین مناسبات بین این عناصر به جستجوی این ویژگیـها در متن "زال و رودابه" می پردازد و با ارائه شواهدی به این نتیجه دست می یابد که متـن مـورد نظر، روایی - نمایشی است و در آن، عناصر داستانی بخوبی در خدمت پیشبرد داسـتان به کار گرفته شده است و طرحی مبتنی بر روابط علیّ، آن را از آغاز تا پایان، استحکام و انسـجام می بخشد.
شاهنامه حکیم فردوسى، کتاب هویت فرهنگى ما ایرانیان با زبان استوار و سخن دلپذیر آنچنان در ادب فارسى ریشه دوانده که گو یى رکن اساسى در تجدید حیات آثار مى باشد. شاهنامه اگر چه داعیه عرفانى بودن ندارد اما در متون مهم عرفانى ما حضورى زنده و پویا دارد. نگاه عرفا همچون شعرا به شاهکار ادبى فردوسى به گونه اى است که تصور یک لحظه جدایى فرهنگ و سنن ایرانى را از دین و مذهب اسلامى به ذهن راه نمى دهد مولوى در بهره گیرى از پهلوانان و اسامى و رسوم شاهنامه جاى ویژه اى را در میان عارفان براى خود بدست آورده است.
گفتار حاضر به بررسی دو نظریه در باره شعر عرفانی فارسی میپردازد: یکی نظریه "تکاملگرایانه" که پیدایش این نوع شعر را نتیجه تکامل شعر زهدی میداند و دیگری نظریه "انسجامگرایانه" که پیدایش آن را تابع پیوستاری از زمینهها و پیشینهها میشمارد. مطالعه پیشینه شعر عرفانی فارسی در شعر غیرعرفانی، نثر عرفانی عربی و فارسی، شعر عرفانی عربی و شعر عرفانی فارسی، این گفتار را به عرصهای برای عرضه هرچه روشنتر نظریه انسجامگرایانه تبدیل کردهاست. این بحث با معرفی چند تن از آغازگران این نوع شعر خاتمه مییابد. بررسی