فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۷۰۱ تا ۲۳٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
مقایسه ناسیونالیسم در اشعار ملی عارف قزوینی (شاعر ملی ایران) و ابراهیم طوقان (شاعر ملی فلسطین) (عنوان عربی: دراسة القومیة فی أشعار عارف قزوینی، وإبراهیم طوقان الشاعرین القومیین الإیرانی والفلسطینی)
حوزههای تخصصی:
ناسیونالیسم یا ملی گرایی، یکی از ویژگی های بارز ادبیات مقاومت بوده که توانسته است جایگاه ویژه ای را در سروده های شاعرانی که در این عرصه فعالیت کرده اند، به خود اختصاص دهد.اما در این میان، شاعرانی وجود دارند که به شدت تحت تاثیر این ویژگی قرار گرفته اند، به طوری که به «شاعر ملی» ملقب شده اند. در ایران، عارف قزوینی و در فلسطین، ابراهیم طوقان، دو شاعر بزرگ در این زمینه بوده اند که توانسته اند این عنوان را کسب کنند.آنچه مشخص است، این است که این دو شاعر متاثر از ادبیات مقاومت اند، ادبیاتی که در ایران و فلسطین وجوه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند، چرا که این دو کشور در طول تاریخ مبارزاتی خود همواره دربرابر استبداد داخلی و خارجی ایستادگی کرده اند. لذا ادبیات مقاومت، زمینه ساز ظهور شباهت هایی در گرایش های ناسیونالیستی و ابزار بیان و معانی و مضامین موجود در اشعار این دو شاعر شده که در تحقیق حاض بررسی شده است.چکیده عربی:إن القومیة سمة من السمات البارزة لأدب المقاومة، واستطاعت أن تحتل مکانة متمیزة فی أدب الشعراء الناشطین فی هذا المجال. وهناک شعراء تأثروا بهذه الظاهرة تأثرا کثیرا، بحیث لُقِّبوا بالشعراء القومیین.استطاع عارف قزوینی فی إیران أن یُلقّب بهذا اللقب، کما ظفر بهذا اللقب إبراهیم طوقان الشاعر العربی فی فلسطین. ومما لاشک فیه هو أن الشاعرین تأثرا بأدب المقاومة. ولهذا الأدب فی إیران وفلسطین مشترکات کثیرة، لأن البلدین، وقفا طوال التاریخ أمام الاستبداد الداخلی والخارجی. فنری أن أدب المقاومة أدی إلی ظهور مشترکات بین النزعات القومیة للشاعرین، وأسلوب التعبیر عنها، والمضامین المشترکة فی نتاجاتهما، وهذا ما یعالجه هذا المقال.
تشبیه و تنزیه از دیدگاه سنایی و ابن عربی (عنوان عربی: التشبیه والتنزیه عن منظار سنایی وابن عربی)
حوزههای تخصصی:
غالبا اندیشمندان دیدگاه هایی درباره انسان، خدا و جهان داشته اند.ممکن است نقاط و نکات مشترکی در این تفکرات بیابیم که برخی از متفکران تحت تاثیر یکدیگر و برخی برحسب توارد، دارای این اشتراکات بوده اند. بحث ما در مقایسه و مطابقه تشبیه و تنزیه صفات الهی از موضوعات کلامی میان دو اندیشمند است: که یکی شاعرِ عارف که در غزنه قلمرو ایران می زیسته و دیگری عارفی شاعر که در اندلس پرورش یافته است. سخن از سنایی شاعر قرن پنجم و ابن عربی متفکر سده هفتم است. با آنکه این دو اندیشمند در دو حوزه و زمان متفاوت می زیسته اند، درباره مقولات تشبیه و تنزیه صفات الهی، نظرهای یکسانی ارایه کرده اند. تحقیق حاضر در پی اثبات این همسانی است.چکیده عربی:قدّم المفکرون آراء معینة حول الله، والکون، والإنسان. ویمکن للمتتبع أن یلاحظ نقاط مشترکة فی هذه الآراء؛ منها ناتجة عن تأثر بعض المفکرین ببعض، ومنها ناتجة عن توارد الخواطر. یدرس هذا المقال موضوع التشبیه، والتنزیه بین الصفات الإلهیةـ من الموضوعات الکلامیة ـ فی رأی هذین المفکرین دراسة مقارنة؛ إذ کان أحدهما شاعرا عارفا عاش فی غزنة، بینما ترعرع الآخر بوصفه عارفا شاعرا فی الأندلس. ویشیر المقال إلی أن سنایی شاعر القرن الخامس، وابن عربی مفکر القرن السابع، بالرغم من أنهما عاشا فی بیئتین متباینتین، وعصرین مختلفین، فإنهما قدّما آراء مماثلة فی التشبیه والتنزیه بین الصفات الإلهیه، ویحاول المقال أخیرا إثبات هذه المشترکات.
تحلیل و بررسی تطبیقی زندگی و مرگ از دیدگاه رودکی و متنبی (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین نظرتی رودکی، والمتنبی إلی الموت، والحیاة)
حوزههای تخصصی:
زندگی چیست؟ ما از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟ اینها دو پرسش اساسی زندگی آدمیان است. پاسخی که هر فرد برای این پرسش ها می یابد، جهان بینی وی را شکل می دهد و بر آن اساس چگونه زیستن را می آموزد.در این جستار، تلاش کرده ایم دیدگاه رودکی -شاعر بزرگ پارسی گوی- را با دیدگاه متنبی -یکی از شاعران بزرگ تازی- درباره مرگ و زندگی مقایسه کنیم؛ نیز هریک از این دیدگاه ها را بررسی و تحلیل کنیم.چکیده عربی:ما الحیاة؟ من أین جئنا، وإلی أین سنعود؟ هذان سؤالان أساسیان فی الحیاة البشریة. والإجابة التی یجدها الناس لهذین السؤالین، تعبّر عن نظرتهم إلی الحیاة، وهم یتعلمون کیفیة العیش وفقا لتلک الإجابة.حاولنا فی هذا المقال أن نقوم بدراسة مقارنة بین نظرتی رودکی، والمتنبی، الشاعرین الکبیرین الفارسی، والعربی، إلی الموت والحیاة. هذا وإننا قمنا بدراسة کلّ من هاتین النظرتین وتحلیلهما، علی حدة.
فراهنجاری یا ناهنجاری های گفتمان صوفیانه و علل آن و داوری موافقان و مخالفان در این باره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فراهنجاری گفتاری یا شطح های صوفیانه از مهم ترین عوامل عرفان ستیزی در تصوف و عرفان اسلامی است. در این مقاله ابتدا به تعریف شطح و معرفی شطامان پرداخته شده و دلایل پیدایش این پدیده در تصوف و نیز نمونه هایی از شطح و طامات صوفیانه آمده است. آیا آن چه به عنوان شطح گفته می شد جهان بینی و باور گویندگان بود و یا در حالت غلیان و جذبه چنین دعاوی شگفتی بر زبان آنان جاری می شد. داوری حکیمان عارف و نیز متشرعان عرفان ستیز نیز در طی این نگارش آمده است.
رستم اژدهاکش و درفش اژدها پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اژدهاکشی از جمله مواردی است که تنی چند از پهلوانان نامی ایران از جمله رستم، بدان دست یازیده اند؛ چرا که در گستره اساطیر ایران، اژدها، نماد خشکسالی است و در واقع، کشتن اژدها نماد پیروزی ترسالی بر خشکسالی است. اما موردی که در ایران با نماد خشکسالی بودن اژدها تناقض دارد، رستم دستان است. او اگر چه در خوان سوم، خود نیز به کشتن اژدها موفق می شود، هم درفش او اژدها پیکر است و هم به نیای خود ضحاک (اژی دهاک اوستا) نیک می بالد که این امر با اژدهاکشی او و نماد خشکسالی بودن اژدها در اساطیر ایران تناقض دارد. نگارنده در این جستار به این نتیجه رسیده است که درفش اژدها پیکر رستم و تقدس اژدها در دیدگاه او احتمالا تحت تاثیر اساطیر چین به ایران راه یافته است؛ از این رو اژدهایی که توتم رستم است و سخت آن را گرامی می دارد برخلاف اساطیر ایران، نماد باران و طراوت و ترسالی است
مبانی معرفت شناسی زبان شناختی و تبیین علم تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای زبان شناسی نظریه های نقد زبان شناختی
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی تفسیر و ترجمه قرآن
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی روش شناسی های حوزه علوم انسانی در مقایسه با دیگر منابع تولید داده
موضوع مقاله تبیین مبانی معرفت شناسی و بر آن اساس، بررسی نظام مند فرآیند فهمیدن و تفسیر متن است. تغییر مبانی معرفت شناسی دانشگاهی در قرن بیستم تحت عنوان چرخش زبان شناختی معرفی شده که به معنای دور شدن از معرفت شناسی سنتی فلسفی و شروع معرفت شناسی زبان شناختی است. در معرفت شناسی زبان شناختی، که با آثاری همچون هستی و زمان مارتین هایدگر و دوره زبان شناسی عمومی فردینان دو سوسور به صورت دانشگاهی شروع می شود، شناخته شدن نقش زبان همواره جنبه محوری داشته است. علاوه بر آن، مفهوم معنا نیز بررسی می شود و مسألة تعلق معنا به نویسنده، متن و یا خواننده مورد بحث قرار می گیرد و معنا منطقاً به زبان نسبت داده می شود. حوزه معنا و تفسیر حوزه ای کاملاً زبان شناختی است که تنها در حیطه شبکه زبان رخ می دهد. زمینه تحقیقاتی علم ارائه شده متد شناسی مطالعات ادبی است که خود تابعی از معرفت شناسی دانشگاهی دانسته میشود. آگاهی از این مباحث به فهم متدهای رایج مطالعات ادبی در چند دهه اخیر کمک می کند.
جنسیت، قدرت و کاربرد زبان از دیدگاه تاریخگرایی نوین در گلنگری گلن راس اثر دیوید ممت
حوزههای تخصصی:
در بین نمایشنامه نویسان، فیلمنامه نویسان و کارگردانان معاصر دنیا و به خصوص آمریکا، نام دیوید مَمِت بی تردید در زمرهء بهترین و مشهورترین آنان قرار می گیرد. این مقاله به تحلیل و بررسی نمایشنامهء گلنگری گلن راس، معروفترین اثر مَمِت و برندهء جایزهء پولیتزر می پردازد. اسلوب و رویکرد ادبی به کار گرفته شده در این مقاله، تاریخ گرایی نوین و تمرکز بر تئوریها و نظریات میشل فوکو می باشد. در تحلیل مباحث درونی نمایشنامه، به بررسی ردپای نظام سرمایه داری آمریکا و چگونگی اعمال قدرت این نظام بر اقشار مختلف جامعه خواهیم پرداخت. همچنین نقش قدرت و گفتمان غالبی که در اختیار صاحبان قدرت در هر نهاد قرار دارد را مورد مداقه قرار می دهیم. از طرف دیگر، جایگاه جنسیت و ریشه یابی مفهوم آن و گفتمان رایج مربوط به اعتقاد و گرایش دیوید مَمِت در این رابطه تشریح می گردد. بعلاوه بررسی دلایل عدم حضور زن در این نمایشنامه به عنوان یک کاراکتر مؤثر و پررنگ، تحلیل ارتباط مستقیم قدرت و جنسیت و چگونگی آشکار شدن این ارتباط در درگیریها و کنش و واکنش های اجتماعی و شغلی هدف دیگر این مقاله می باشد. و در آخر، به تشریح کاربرد و نحوهء استفادهء دیوید مَمِت از زبان به عنوان ابزاری جهت بسط و نمایش هنرمندانهء موارد مذکور خواهیم پرداخت
بحران نقد: تصادف نظریه و متن
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، انبوهی از مقالات نقد ادبی در نشریه های پژوهشی کشور منتشر می شود که ساختاری دوپاره دارند؛ در بخش اول به معرفی یک نظریه می پردازند و در بخش دوم نظریه را بر یک متن ادبی اعمال می کنند. برای مثال در پاره نخست نظریه هایی چون فرمالیسم، ساختارگرایی، روایت شناسی، سخن کاوی انتقادی و ... معرفی می شوند و در پاره دوم متنی اغلب بدون توجه به قابلیت ها و تناسب آن با نظریه معرفی شده مورد بررسی قرار می گیرد. در حقیقت، آنچه بیش از هرچیز به بیمارگونگی این روش منجر شده.
مخاطب شناسی حافظ در سده های هشتم و نهم هجری بر اساس رویکرد تاریخ ادبی هرمنوتیک
حوزههای تخصصی:
نظریه تاریخ ادبی هرمنوتیکی به جای سرگذشت مؤلف و متن، «تاریخ خوانندگان متن» یا «تاریخ ادبیات مخاطبان» را پیشنهاد می¬دهد. از این دیدگاه، عیار ادبیت یک متن مثلاً دیوان حافظ بر اساس میزان سرزندگی، پویایی و قابلیت مکالمه اش با نسل های روزگاران مختلف سنجیده می شود. پس مورخ ادبی، باید «تاریخ تأثیر» حافظ در مخاطبان پس از خود را به نگارش درآورد. او با این کار در حقیقت تاریخ «حیات دیوان حافظ» و «تاریخ معانی شعر حافظ» یعنی سرگذشت یک متن پس از تولد، و حرکت آن در تاریخ را می نویسد. این مقاله از رهگذر بازشناسی خوانندگان حافظ در سده نهم به بررسی پژواک صدای این شاعر در حدود یک سده پس از مرگ وی می پردازد و بر اساس اطلاعات به دست آمده از منابع سده های هشتم و نهم، خوانندگان را بر مبنای نوع خوانشی که از کلام حافظ دارند رده بندی می کند. همچنین پایگاه اجتماعی حافظ را بر اساس اطلاعات زندگی نامه ای و نیز القاب و عناوینی که به حافظ می دهند نشان می دهد و در نهایت سیر تطوّر موقعیت و معنای شعر حافظ را از سادگی به پیچیدگی و از گفتمان ادبی به درون گفتمان قدسی به تصویر می کشد.
تأثیرپذیری شاعران معاصر از شعر کهن از دید تصویرسازی
حوزههای تخصصی:
تصویرسازی و تخیل از بن مایه های بنیادین شعر بشمار می آید؛ به گونه ای که می توان آن ها را عامل جداکنندة شعر از نثر انگاشت. به سخن دیگر، تخیّل، جان مایة شعر است. در این مقاله نگارنده کوشیده است تا پیوندهای آشکار شعر کهن فارسی و شعر معاصر را از دیدگاه های شاعرانه بررسی کند. شاید کسانی باشند که این دو شیوة شاعری را یک سره از هم گسسته معرفی کنند، اما به یاری سنجش هایی از این دست می توان داوری کرد که آیا پیوندی میان این دو سبک وجود دارد یا یک سره از هم بیگانه است. یکی از زمینه هایی که در بررسی سنجش بکار می آید، همانندی هایی است که در تصویرسازی دیده می شود یا کارکرد عناصری است که در تخیل دخالت دارد. این عناصر یا از طبیعت گرفته شده است که در همة زمان ها و مکان ها وجود دارد و پای دار است، اما از دید اقلیمی و جغرافیایی متفاوت است، یا پدیده های پیرامونی و محیطی است که با گذر زمان و دگرگونی در شیوة زندگی تحول می یابد. از این رو بیش ترین پیوند در میان این دو سبک می تواند برپایة عناصر طبیعت و کارکرد آن ها در تصویرسازی پدید آمده باشد.
النقد الأدبی بین المفاضله والموازنه والمقارنه
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال اول تابستان ۱۳۸۸ شماره ۲
75 - 86
حوزههای تخصصی:
إن النقد الأدبی (litratary criticism) نوع من أنواع النشاطات النظریه فی الأدب یبتغی الناقد من خلاله (critic) تحلیل (explication) الآثار الأدبیه و تقییمها لیُبدی رأیه فیها استنادا إلی مقاییس النقد و معاییره و إنه الیوم یُعَدّ فنا من الفنون الأدبیه. و بما أن هذه المعاییر تختلف من عصر إلی عصر و من ناقد إلی ناقد آخر فنری أن النقاد قد نهجوا فیه مناهج مختلفه و سلکوا مسالک متبانیه. فالنقد و إن طرأت علیه فی طریقه نحو التقدم و الرقیّ مناهج مختلفه و نزعات متباینه، إلا أننا اخترنا من تلک المناهج الکثیره منهجا واحدا لندرسه عبرالتاریخ و نعالج فی مقالنا هذا خط سیر هذا المنهج النقدی فی الأدب العربی و مدی إسهامه فی توسیع آفاق النقد الأدبی، و هوالأسلوب النقدی الذی یمکن لنا أن نسمیّه فی عصرٍ «المفاضله» و فی عصرٍ «الموازنه» و فی عصرٍ آخر «المقارنه» فإنه قد خلّف للأدب العربی ثروه نقدیه عظیمه رغم ما کان یتأثر أحیانا بالعصبیات والأهواء.
زاویه ی دید و روایت داستانی
حوزههای تخصصی:
دایرة المعارف کتابفروشی در ایران (کتابفروشی - یادنمای بابک افشار)
حوزههای تخصصی:
فهرست کتاب های چاپ سنگی حافظ شیرازی در ماورالنهر - ازبکستان
حوزههای تخصصی: