ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۲۱ تا ۸٬۱۴۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۸۱۲۱.

حفاظت و توسعه جامعه مبنا؛ به سوی برنامه ریزی مشارکتی در مدیریت میراث شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
رویکرد حفاظت و توسعه یکپارچه هرچند مفهومی جامع را به خود اختصاص می‌دهد اما همچنان در معرض چالش‌های دوگانه "حفاظت" و "توسعه" قرار دارد که خود نشان‌دهنده ضعف‌های ساختاری در این رویکرد است. از مهم‌ترین این ضعف‌ها، نادیده انگاشتن جوامع در مدیریت تغییرات ناشی از حفاظت و توسعه و توانایی جامعه، به خصوص جامعه محلی در یکپارچه‌سازی حفاظت و توسعه است. این پژوهش سعی دارد با معرفی رویکرد نوین حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا، به تعادل‌بخشی حفاظت و توسعه میراث شهری با تاکید بر برنامه‌ریزی مشارکتی بپردازد. از این رو، هدف اصلی پژوهش دستیابی به چارچوب مفهومی حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا بوده و نیل به آن مستلزم پاسخ‌دهی به این سوال است که اصول و مولفه‌های تاثیرگذار در رویکردهای "حفاظت و توسعه یکپارچه" و "مشارکت اجتماعی" چیست؟ و همپیوندی آن‌ها چگونه می‌تواند مبنای ایجاد رویکردی واحد در مدیریت میراث شهری باشد؟ با توجه به سوالات مطرح شده، این مقاله روش کیفی را اتخاذ کرده و بر مبنای پژوهش‌ها و نظریات پیشین ساختار یافته است. سازماندهی مطالعات پیشین و ارائه آن در قالب چارچوب مفهومی، از طریق راهبرد استدلال منطقی و با هم‌پیوندی مولفه‌های شناسایی شده از سه متغیر "حفاظت و توسعه یکپارچه"، "برنامه‌ریزی مشارکتی" و "حفاظت مشارکتی" بوده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا بوده که در بر گیرنده معیارهای مشارکت جوامع در ذیل چهار اصل حفاظت و توسعه یکپارچه تدوین شده است. بر این اساس، اصول این چارچوب مستلزم 1- شناخت ارزش و اهمیت معنایی میراث از طریق بازتعریف ویژگی‌ها، توانمندسازی مردم محلی و با تاکید بر دانش غیر تخصصی؛ 2- پایبندی به اصول مدیریت شهرهای تاریخی از طریق اطمینان از تحقق‌پذیری، نظارت محلی و افزایش مسئولیت‌پذیری در مدیریت شهری؛ 3- پایبندی به اهداف توسعه پایدار از طریق کاهش نابرابری‌های توسعه اجتماعی، ارتقای تعاملات اجتماعی و بازگرداندن سرزندگی به بافت شهری تاریخی و در نهایت 4- برطرف‌سازی تعارضات حفاظت و توسعه از طریق ایجاد گفتمان میان ذی‌نفعان، متعادل‌سازی سیاست‌ها در چارچوب تصمیم‌گیری و یکپارچه‌سازی حفاظت و توسعه متناسب با نیازها، مسائل و مشکلات جامعه خواهد بود.
۸۱۲۲.

مدل یابی عوامل مؤثر بر یادگیری در آموزش معماری مبتنی بر قابلیت های محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف این مقاله بهبود فرآیند آموزش معماری، بر اساس بازنگری شیوه های تدریس، بکارگیری فناوری های اطلاعات در ارائه دروس و یادگیری چگونگی آموزش به فراگیران است. بر این اساس، تلاش می شود با توجه به اهمیت بررسی میزان اثرگذاری مولفه های موثر بر قابلیت های محیطی از دیدگاه متخصصان آموزش معماری و اثر بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری به بهبود آموزش معماری کمک کند. بنابراین مسأله پژوهش بررسی این سؤالات است که چگونه قابلیت های محیطی بر آموزش طراحی معماری اثرگذار است و مؤلفه های قابلیت محیطی شامل عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری، برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی چگونه با آموزش معماری مرتبط و بر آن اثرگذارند. در این راستا، این پژوهش به صورت کمّی-کیفی و به کمک تحلیل عاملی انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش مدرسان و خبرگان درباره آموزش معماری و روش نمونه گیری هدفمند است. به منظور کاربردی نمودن پژوهش روش نیمه آزمایشی با گروه شاهد و گواه در روش تدریس بر اساس قابلیت محیطی انجام و نتایج طرح های مستخرج مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس تحلیل واریانس چندگانه (مانوا) صورت پذیرفت. از دیدگاه متخصصان، سه مولفه اثرگذار آموزش معماری؛ تی پی سی کی و عوامل محیطی، عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری و هماهنگی برنامه ریزی آموزشی و عوامل موثر بر یادگیری استخراج شد. جامعه آماری استادان دانشکده های معماری دانشگاه های شهر تهران بودند. نتایج نشان داد قابلیت های محیطی بر آموزش معماری (به میزان 65%)؛ بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری(به میزان 77%) اثر گذار است که در حوزه برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی در بستر محیط-رفتار مورد تاکید قرار گرفت و منجر به تدوین مدلی مستخرج از مطالعات پژوهش و تحلیل آماری شد. همچنین عامل تی پی سی کی در حوزه فناوری آموزش در حیطه برقراری ارتباط یادگیرنده، یاددهنده و محیط؛ از عوامل مهم و قابلیت های آموزش معماری مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد مقوله هایی چون تحولات آموزشی، تغییر شیوه های تدریس، تأکید بر ساخت دانش و نگاه نو به آن توسط یاددهنده و یادگیرنده با تأکید بر شیوه های آموزش تعامل محور و انعطاف پذیر و متنوع با قابلیت خودآموزی باعث اهتمام دست اندرکاران آموزش نسبت به بهره گیری و رواج این ابزار نگرش در آموزش می گردد.
۸۱۲۳.

گسست در بنیان های نظری حمایت از معماری: تحلیلی تطبیقی بر گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
حمایت معماری، به مثابه فرآیندی که منطق، اهداف و منابع تولید فضا را تعیین می کند، عمیقاً با ساختارهای قدرت و نظام های ارزشی یک دوره تاریخی گره خورده است و مطالعه آن کلیدی برای فهم دگرگونی های کلان اجتماعی-سیاسی است. دوران گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰) شاهد یک دگرگونی بنیادین در سیمای کالبدی شهرها بود که از یک تحول سطحی در سلیقه زیباشناختی فراتر می رفت. این پژوهش با هدف تبیین منطق حاکم بر این دگرگونی چشمگیر، استدلال می کند که این گذار، یک گسست در الگوواره (Paradigm Shift) حاکم بر نظام حمایت معماری بوده است. برای دستیابی به این هدف، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، دو مدل مفهومی متضاد برای نظام حمایت معماری تدوین و مقایسه شده اند. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی و تحلیل های نظری گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که الگوواره کلاسیک عثمانی، سیستمی درون زا، عمودی و یکپارچه بود که با محوریت حامی کاریزماتیک (سلطان)، ایدئولوژی الهی و منبع مالی مستقل (وقف)، معماری را برای تحکیم نظم اجتماعی و برای مخاطبی داخلی تولید می کرد. در مقابل، الگوواره مدرن، یک سیستم برون گرا، افقی و وابسته را شکل داد که در آن حامی نهادی (بوروکراسی دولتی)، متأثر از فشارهای خارجی و با ایدئولوژی ابزاریِ نوسازی و منابع مالی شکننده (بودجه دولتی و وام های خارجی)، معماری را به ابزاری برای مدیریت تصویر بین المللی و برای مخاطبی خارجی بدل ساخت. بنیادی ترین نتیجه این پژوهش آن است که معماری در این گذار از جایگاه ابزاری برای نمایش قدرت الهی و خدمت به جامعه داخلی، به ابزاری برای نمایش تمدن و مدیریت بازنمایی در عرصه بین المللی تنزل یافت؛ این گسست در منطق حمایت، علت اصلی دگرگونی های بنیادین در هویت کالبدی این جامعه و جوامع مشابه در حال گذار است.
۸۱۲۴.

تحلیل ساختار فضایی تیمچه قم در قیاس با تیمچه های امین الدوله و بخشی کاشان با تمرکز بر شناخت ارزش های طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
این پژوهش باهدف بررسی و معرفی تیمچه قم به عنوان یک اثر معماری - اقتصادی عصر قاجار و باتوجه به خلأ نسبی مطالعاتی درباره آن، انجام شده است. درک عمیق تر از جایگاه این بنا مستلزم قرارگیری آن در بستر گسترده تر معماری تیمچه های این دوره و تحلیل وجوه تمایز و تشابه آن با نمونه های شاخص دیگر است. ازاین رو، مطالعه حاضر با پذیرش این نکته که اصطلاح تیمچه در میانه دوره قاجار و به طور خاص برای فضاهای تجاری با حیاط سرپوشیده تعریف شده، به مقایسه تطبیقی تیمچه قم با دو نمونه شناخته شده هم دوره در کاشان (امین الدوله و بخشی) می پردازد. انتخاب این نمونه ها بر پایه اشتراکات اقلیمی و دوره تاریخی و باهدف تمرکز اولیه بر شناخت الگوهای منطقه ای بوده است. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و تطبیقی است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی (برداشت از سه بنا) گردآوری شده اند. تحلیل ها در ابعادی چون سازه با تأکید بر الگوهای باربری و تفاوت های احتمالی، نحوه ارتباط با راسته بازار و نقش موقعیت شهری، فرم های هندسی، نظام های نورگیری و تهویه، و تزیینات متمرکز شده است. یافته های اولیه نشان دهنده اشتراک این سه بنا در اصول کلی چون کارکرد تجاری سرپوشیده، وجود فضای میانی کشیده و استفاده از سه گنبد است. بااین حال، تمایزهای معناداری نیز مشاهده می شود؛ از جمله تفاوت در الگوی دهانه ها. یکسان سازی نسبی دهانه ها در تیمچه قم در مقابل برجستگی واضح دهانه میانی در نمونه های کاشان، تفاوت در سازه و آرایه ها، و تفاوت در سازمان دسترسی و ارتباط با بافت پیرامون. این مطالعه، با آگاهی از وجود پژوهش های مفصل تر در برخی جنبه ها، درصدد است تا با رویکردی نظام مند و با تأکید بر تحلیل های کالبدی - فضایی، گامی در جهت تکمیل شناخت نسبت به این اثر کمتر مطالعه شده بردارد و زمینه ای برای مطالعات مقایسه ای گسترده تر در آینده فراهم کند.
۸۱۲۵.

راهبردهای طراحی در شهر رشت با استفاده از اصول معماری تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۲
بیان مسئله: پیوند میان گذشته و امروز می تواند موجب هویت بخشی، تداوم اصول معماری و زیبایی بناها و بافت های شهری گردد. عدم توجه به گذشته، علاوه بر ناهمگونی و از بین رفتن تدریجی هویت شهرها، عدم تطابق فرهنگی را نیز به دنبال خواهد داشت. معماری تاریخی و بومی هر محل، در یک تداوم تاریخی و در راستای یک سیاست مبتنی بر استمرار به تدریج و در طول سالیان متمادی با طبیعت و محیط اطراف شکل گرفته است. ساخت و سازهای جدید بدون برنامه در هر منطقه و به خصوص در بافت تاریخی می تواند به دلیل عدم هماهنگی به ارزش های معماری موجود صدمات شدیدی را وارد نماید. هدف: هدف از این پژوهش تدوین راهبردهای طراحی در شهر رشت با استفاده از اصول معماری تاریخی می باشد. روش: در بخش نخست، مبانی نظری پژوهش تشریح و فرآیند تدوین راهبردهای طراحی ارائه می شود. داده های این بخش با روش کتابخانه ای گردآوری شده و با رویکرد توصیفی-تحلیلی مورد واکاوی قرار می گیرند. در بخش دوم (استخراج اصول و قواعد معماری تاریخی)، 15 بنای تاریخی شهر رشت به عنوان نمونه موردی مطالعه و بررسی می شوند، روش تحقیق در این مرحله به صورت کمی و میزان کاربرد و فراوانی هرکدام از مؤلفه ها در بناهای معماری می باشد. در مرحله نهایی، راهبردهای طراحی بناهای معماری در شهر رشت با استفاده از ویژگی های به دست آمده در مرحله دوم پژوهش، تدوین و ارائه می گردد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بناهای تاریخی رشت دارای مؤلفه های کالبدی بخصوصی در اندازه، ارتفاع و محل قرارگیری می باشند. استفاده از فضاهای نیمه باز (ایوان) به عنوان یکی از مشخصه های اصلی بنا با اشکال و صورت های متنوع و عملکردهای متفاوت نقش مهمی در شکل گیری کالبد و نمای بیرونی بنا دارد. تنوع سطوح در جداره بیرونی برای ایجاد غنای بصری، بازشوهای متنوع و آرایه های تزئیناتی از ویژگی های بارز آن ها می باشد. نتیجه گیری: تدوین راهبردهای طراحی در شهر رشت با توجه به معماری تاریخی و استفاده از این راهبردها در طراحی و ساخت بناهای معماری امروز به شکل نوین می تواند منجر به انسجام و هماهنگی در بافت شهری شود و همچنین پیوستگی سیمای شهری را به دنبال داشته باشد، گردد.
۸۱۲۶.

تحلیل ابعاد تاب آوری شهری در برابر مخاطرات محیطی در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۱
بیان مسئله: مخاطرات طبیعی همه ساله خسارات زیادی را در سراسر جهان و از جمله ایران بوجود می آورد. استان لرستان به دلیل خصوصیات متنوع زمین شناسی نظیر لیتولوژی, تکتونیک و شرایط خاص آب و هوایی, از جمله مناطق دارای پتانسیل مخاطرات زیست محیطی است. برای کاهش خسارات ناشی از این مخاطرات، اولین و مهم ترین کار تعیین مناطق با پتانسیل بالای خطر است. هدف: این پژوهش ارزیابی ملاحظات ایمنی و پدافند غیرعامل در مخاطرات محیطی با رویکر آمایشی استان لرستان است. روش: براین اساس پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی-توسعه ای است و از لحاظ ماهیت و روش، توصیف- تحلیلی است. ابزار و روش های گردآوری اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و آمار و اطلاعات سازمان های شهری، سرشماری، مرکز آمار ایران و آیین نامه 2800 ساخت و ساز در کشور می باشد. به منظور تحلیل خطر زلزله خیزی در استان لرستان از لایه اطلاعاتی مربوط به پهنه بندی خطر زلزله، سیل، فرونشست و خشکسالی براساس آیین نامه 2800 مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در سطح کشور استفاده شده و وضعیت استان و مراکز جمعیتی آن از این منظر مورد تحلیل قرار گرفته است. پدیده مخاطرات محیطی از قبیل سیل، زلزله، خشکسالی و فرونشست در لرستان، پیامد موقعیت جغرافیایی و پویش های انسانی آن بوده است. لذا در این پژوهش مدیریت ریسک و بحران مخاطرات طبیعی و محیط زیست با نرم افزار ArcGIS تحلیل شده است. یافته ها: یافته های پژوهش مشخص کرد که پهنه بندی کلیه مخاطرات طبیعی 10 شهر، پلدختر، شول آباد، سپیددشت، بیرانشهر، چالاچولان، فیروزآباد، نورآباد، هفت چشمه، ونایی و برخوردار در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره واقع شده اند. همچنین در بین شهرک ها و نواحی صنعتی استان دو شهرک صنعتی خرم آباد3 و دورود1 و ناحیه صنعتی علی میرزایی نورآباد در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره واقع شده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که بیش از 600 آبادی در استان لرستان با جمعیتی بالغ بر 105 هزار نفر در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره واقع شده اند که در بین آنها سه روستای رباط (شهرستان خرم آباد)، پاچه لک غربی (شهرستان ازنا) و همت آباد (شهرستان بروجرد) با جمعیتی بیش از 200 نفر پرجمعیت ترین روستاهای واقع در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره بوده اند.
۸۱۲۷.

نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار با تأکید بر متاورس و مدل سازی معادلات ساختاری؛ نمونه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
رشد پرشتاب فناوری های نوین و ظهور متاورس به عنوان بستری نو برای تعاملات انسانی، افق های تازه ای در عرصه طراحی و برنامه ریزی شهری گشوده است. این محیط های مجازی تعاملی می توانند ضمن گسترش فضاهای اجتماعی دیجیتال، در ارتقای ابعاد اجتماعی پایداری شهری نیز مؤثر واقع شوند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار کلان شهر تبریز با تأکید بر شهر متاورس انجام گرفته است. از منظر هدف، پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، کمی و پیمایشی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه و از میان جامعه ای متشکل از خبرگان حوزه شهرسازی و فناوری جمع آوری شد و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تعامل متاورسی تأثیری مثبت و معنادار بر ابعاد مختلف پایداری اجتماعی دارد و بیشترین نقش آن در تقویت احساس امنیت ادراک شده و اعتمادنهادی مشاهده شد. همچنین ابعاد مشارکت شهروندی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و تعلق مکانی به عنوان مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی شناسایی شدند که در چهارچوب طراحی شهری مبتنی بر متاورس، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های متاورس می تواند رویکردی نو در جهت تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش عدالت فضایی و ارتقای پایداری اجتماعی در کلان شهرهای آینده، به ویژه تبریز فراهم آورد.
۸۱۲۸.

بررسی برازش مدل حکمروایی خوب شهری با رویکرد زمینه گرا و تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: در دهه های اخیر، ناکارآمدی مدیریت شهری سنتی و پیچیدگی جوامع، ضرورت بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی را آشکار کرده است. در این راستا حکمروایی خوب شهری، رویکردی کثرت گرا و زمینه مند است که با تأکید بر تعامل میان بخش های دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به دنبال تحقق توسعه انسانی پایدار است. بخش دولتی با ایجاد بسترهای حقوقی و قانونی، هدایت فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی را تضمین می کند. بخش خصوصی با همکاری جامعه مدنی، نقش مکمل و مؤثری در افزایش مشارکت، ارتقای پاسخگویی، بهبود شفافیت و کارآمدی مدیریت شهری دارند. هدف پژوهش: این پژوهش در ادامه مطالعه پیشین، که مؤلفه های حکمروایی خوب شهری در سنندج را احصا کرده بود، با هدف اعتبارسنجی همان مؤلفه ها و مدل حکمروایی خوب شهری در سنندج انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه به صورت همبستگی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. پرسشنامه ای محقق ساخته شامل ۸۱ شاخص در ۱۸ مؤلفه، براساس یافته های پژوهش پیشین، میان ۲۸۰ مدیر و کارشناس شهرسازی سنندج تکمیل شد. اعتبار و پایایی ابزار با شاخص هایی از جمله آلفای کرونباخ تأیید شد و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد مدل حکمروایی خوب شهری سنندج از اعتبار و کفایت پیش بینی مناسبی برخوردار است. توسعه خلاق، مشارکت شهروندان و یادگیرندگی بیشترین نقش را در تبیین حکمروایی خوب شهری داشتند. توانمندسازی سرمایه انسانی، ایجاد سامانه تعاملی هوشمند، به کارگیری تحلیل های پیشرفته و حرکت به سوی مدیریت یکپارچه شهری از عوامل اصلی ارتقای کارآمدی مدیریت و تحقق حکمروایی خوب هستند. نتیجه گیری: مدل حکمروایی خوب شهری سنندج علاوه بر اعتبار ساختاری و محتوایی، ظرفیت اجرایی لازم برای تحلیل و ارتقای فرآیندهای شهری را دارد و می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در تصمیم گیری های شهری باشد و تحقق حکمروایی خوب شهری در سنندج و شهرهای مشابه را تسهیل کند.
۸۱۲۹.

بازآفرینی پسااستعماری هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
بیان مسئله: در بستر گفتمان های پسااستعماری و جهانی شدن، طراحی صنعتی در کشورهای حاشیه ای نظیر ایران، به عرصه ای پیچیده برای بازتعریف هویت های فرهنگی، دینی و تاریخی بدل شده است. بنابراین در این پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران، در شرایطی که طراحی به مثابه امری خنثی تلقی نمی شود، بلکه خود محل نزاع گفتمانی و فرهنگی است، به عنوان هدف جامع در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش، تبیین چگونگی بازآفرینی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران از منظر مطالعات پسااستعماری و با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی است. این پژوهش می کوشد نقش طراح صنعتی را به مثابه کنشگری فرهنگی در میان دوگانه های بومی/ جهانی و سنت/ مدرنیته تحلیل کرده و ظرفیت ها و چالش های این موقعیت مرزی را در فرایند هویت سازی معاصر بررسی کند. روش پژوهش: این مطالعه با رویکردی نظری- تحلیلی، مفهوم «کنشگری مرزی» را به عنوان چهارچوبی برای تبیین وضعیت طراح در میانه دوگانه های بومی/ جهانی، سنت/ مدرنیته و مرکز/ پیرامون به کار می گیرد. نتیجه گیری: با تحلیل گفتمان آثار طراحی و اسناد نظری، این پژوهش نشان می دهد کنشگری مرزی، امکان و چالش است: از یک سو فرصت بازآفرینی معنا و عاملیت فرهنگی برای طراحان ایرانی فراهم می آورد و ازسوی دیگر، آن ها را در معرض دوگانگی ها، تنش های هویتی و فشارهای بازار جهانی قرار می دهد. نتایج تحلیل حاکی از آن است که بسیاری از محصولات طراحی شده در ایران حامل تلاش هایی برای تلفیق عناصر سنتی با زبان طراحی معاصر هستند اما این تلفیق همواره موفق یا بی تنش نیست؛ چراکه طراحان ناگزیرند در فضایی خاکستری میان بومی سازی، مدرن سازی و بازنمایی فرهنگی حرکت کنند. تحلیل ها همچنین نشان می دهد طراحی صنعتی در ایران، فراتر از عملکرد فنی و زیبایی شناسی، به عرصه ای برای مواجهه، مذاکره و حتی مقاومت فرهنگی تبدیل شده است؛ جایی که طراح به مثابه کنشگر مرزی، درگیر فرایند مستمر معناپردازی و هویت سازی در موقعیتی ناهم تراز است.
۸۱۳۰.

بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر معماری ایران از نگاه سفرنامه نویسان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: در دوره صفویان گروه های مختلفی از اروپا به ایران وارد شدند و برخی از خود سفرنامه هایی به جا گذاشتند که علاوه بر ستایش فرهنگ، خلقیات و آثار معماری ایرانیان، نکاتی از وضعیت نابسامان شهرها و ساختمان ها در آن ها دیده می شود که در کنار برخی توصیفات از روحیات و رفتارهای خارج از اخلاق پذیرفته شده، نشانه هایی از جامعه نابسامان، بی هنجار یا آنومیک و معماری برآمده از آن را به دست می دهد. چنین گزارش هایی از جنبه های پنهان معماری ایرانی، تصویری کمتر شناخته شده از حیات و نابودی ساختمان ها را به نمایش می گذارد که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه اَبَر-روایت شکوه و عظمت معماری ایران، کانون توجه و بررسی قرار داده نشده اند. این در حالی است که معماری هر سرزمینی، مانند سایر دستاوردهای آن نیاز به نقد و آسیب شناسی دارد. هدف پژوهش: برای حل این مسئله، با کمک علم جامعه شناسی و استفاده از نگرش «نقادانه» و از «بیرون» به «درون» سفرنامه های غیرایرانی به جامعه و معماری ایران، در جهت شناخت و تصویر ابعاد پنهان معماری آن در شرایط آنومیک، استفاده شده است. روش پژوهش: برای دستیابی به هدف فوق، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 27 عنوان سفرنامه منتخب از دوران صفویان پرداخته و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از رویکرد تفسیری-تاریخی به نتایج نهایی منتهی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، مواردی چون ساختن ابنیه جدید به جای مرمت آثار موجود، تخریب بناها به دلیل خرافات، سپردن ساختمان ها به دست تقدیر، عدم رسیدگی به ابنیه موجود، عدم مرمت ساختمان های دیگران، بناکردن بی کارکرد و بی دلیل بناها و عدم سرمایه گذاری روی ساختمان ها را آشکار می کند که برآمده از جامعه ای با اقلیمی خشن، حکومتی مستبد، دچار بی قانونی و متأثر از باورهای خرافی بوده که مردمان آن را به سوی رفتارهای آنومیک سوق داده است.
۸۱۳۱.

ظرفیت و کارکرد دیوارنگاری درتعامل و بهسازی فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
بیان مسئله: در زندگی شهری معاصر مهم ترین عناصر موجود در یک شهر، بناها و ساختمان های آن است که زیبایی، هماهنگی و موزون بودن آن ها می تواند علاوه بر زیبا سازی محیط و فضای شهری، آسایش و سلامت ذهنی و روحی شهروندان را در پی داشته باشد. یکی از اصول اصلی شهرسازی، پرداختن به جنبه های زیبایی شناسانه است که اقدامات مرتبط با آن در بستر برنامه های راهبردی و عملیاتی در شهرها صورت می گیرد. اما مسئله ناهنجاری های بصری و ناهمگونی های عناصر محیطی و المان های شهری در اختلاط و امتزاج با ساخت وسازهای معماری و شهرسازی، معضلی است که مسئولین شهری بسیاری از کلان شهرها امروزه با آن روبه رو هستند. هدف: با توجه به ارتباط بسیار نزدیک هنر و شهر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ظرفیت ها و قابلیت های دیوارنگاری شهری و تبیین کارکرد و نقش آن در کمک به سامان دهی عناصر بصری و زیبا سازی، هماهنگ سازی و هویت بخشی به محیط های شهری است. روش: روش این پژوهش بر اساس مشاهدات عینی و گردآوری اطلاعات و مستندات به صورت کتابخانه ای، با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. یافته ها: دیوارنگاری شهری به عنوان گونه ای از هنرهای تجسمی که عمدتاً بر روی دیوارها و بناهای معماری و فضا های شهری شکل می گیرد، بر اساس ماهیت وجودی اش و نوع ارتباط و وابستگی اش به دیوار و معماری و فضاهای شهری، دارای کارکردهای متنوع و گسترده ای است که در حوزه های مختلفی چون هنرهای تجسمی، معماری، شهرسازی و حتی علوم اجتماعی و ارتباطات قابل مشاهده و بررسی هستند. نتیجه گیری: دیوارنگاری شهری به موجب ماهیت عمومی و ظرفیت ارتباطی و استقرارش در محیط های شهری، امکان بیان و انتقال گسترده پیام در آثار و فضاهای شهری را فراهم می آورد و ضمن این که در امر هویت بخشی، به اشاعه، تحکیم و بازآفرینی هویت شهری نیز کمک می کند. همچنین دیوارنگاری، علاوه بر کارکرد تزئینی و زیباسازی فضاهای شهری، می تواند ضمن کنترل و کاستن ناهنجاری ها و آلودگی های بصری، به عنوان عامل مهمی به منظور تلطیف بناها و سازه ها، ایجاد حس آسایش و آرامش بصری، آفرینش زیبایی و هماهنگی شکل و ریتم در آثار معماری و زیباسازی شهری نقش ارزشمندی ایفا کند. از این رو دیوارنگاری را می توان نوعی هنر چندوجهی دانست که اساساً ماهیت مشارکتی دارد و هماهنگی با محیط فضایی که در آن قرار می گیرد خواهد داشت و با توجه به عملکرد و کارآیی آن در حوزه های زیباشناختی، هویت بخشی و ارتباطی، در زیباسازی محیط و توسعه زندگی شهری نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کند.
۸۱۳۲.

مطالعه CFD تاثیر فرم ساختمان بر کاهش ورود آلاینده های ترافیکی و افزایش سرعت تهویه درون ساختمان در بافت خطی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
یکی ازمهم ترین عوامل تاثیرگذار بر آلودگی هوا در شهرها، آلودگی ناشی از ترافیک شهری است. این در حالی است که تاثیر ذرات معلق ناشی از ترافیک بر کیفیت هوای داخلی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از سویی مورفولوژی ساختمان­ها تاثیر زیادی بر الگوی توزیع آلاینده­ها در یک بافت شهری دارد. بر همین اساس در این پژوهش به نقش مورفولوژی ساختمان­ها در یک بافت شهری بر نحوه توزیع آلاینده های ناشی از ترافیک در فضای داخلی ساختمان پرداخته می­شود. فرایند پژوهش به این صورت انجام گرفت که در ابتدا با استفاده از نرم افزار grasshopper و پلاگین wasp، و با کمک الگوریتم Aggregation، 100 نمونه فرم تولید شد که از میان آن ها 3 فرم اصلی که با فرم های ساختمانی موجود در بافت شهری منطقه یک شهر شیراز همخوانی داشتند انتخاب شد. سپس با چرخش هریک از فرم ها در چهار جهت به طور کلی 12 نمونه بافت شهری تولید شد. یک ساختمان در مرکز هرکدام از نمونه­های موردی به عنوان ساختمان هدف انتخاب و کیفیت هوا شامل سرعت هوا و غلظت آلاینده­ها درون آن مورد سنجش قرار گرفت. در این تحقیق نمونه ها با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) شبیه سازی شدند. جریان ثابت سه بعدی ( steady 3dimentional flow) با استفاده از مدل آشفتگی SST-Kω جهت شبیه سازی نمونه­ها استفاده شد که به صورت عددی بر اساس معادلات رینولدز میانگین ناویر استوکس (RANS) حل شده است. نرم افزار CFD مورد استفاده در این تحقیق در مقایسه با آزمایشات تونل باد، اعتبارسنجی شد که نتایج قابل قبولی به همراه داشت. نتایج نشان داد که فرم ساختمان­های موجود در بافت تاثیر قابل توجهی بر کیفیت هوای درون ساختمان­ها دارد. همچنین بر اساس نتایج روش تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس، بهترین و بدترین الگوی فرمی ساختمان به ترتیب مربوط به فرم L و فرم پلکانی شکل است.
۸۱۳۳.

روش های تشخیص دانه بندی و رطوبت بهینه خاک در ساختارهای خاکی به شیوه خاک کوبیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۷
خاک یکی از قابل دسترس­ترین مصالح طبیعی می باشد که به صورت بسیار ارزان در بسیاری از نقاط جهان استفاده می شود. در معماری عموما خاک به شیوه های متفاوتی در ترکیب با آب و دیگر مصالح مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مصالح خاکی عموما در سه سیستم ساختمانی متفاوت از جمله سیستم­های ماسونری، سیستم­های منولوتیک و سیستم­های پرکننده عمل می­کنند. یکی از سیستم­های مطرح در سازه­های خاکی؛ سیستم­های منولوتیک یا یکپارچه بوده است که عناصر معماری و ملات به صورت یک کل یکپارچه عمل نموده و به هم پیوند میخورند. روش اجرایی خاک کوبیده در میان شیوه های های متفاوت خاکی به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی منولولتیک می باشد که از طریق ریختن خاک در میان قالب های چوبی و یا فلزی و کوبیدن آنها، امکان ایجاد دیوارهای سازه ای قوی را فراهم می آورد. این روش ساخت و ساز در بسیاری از نقاط جهان و بخصوص در اروپا رواج داشته است. در فرآیند اجرای بناها با خاک­کوبیده یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی و تشخیص خاک مناسب از نظر دانه بندی و رطوبت بهینه جهت کوبیدن و شکل دادن به دیوار است. اگرچه بسیاری از پژوهش ها در تلاشند که به ارائه یک نسبت و درصد مشخص از دانه بندی و رطوبت بپردازند، اما از آنجا که ماهیت مصالح خاک با دیگر مصالح نوین متفاوت بوده و خاک هر منطقه واجد ویژگی های خاص و متفاوتی میباشد لذا ارائه درصدهای مشخص و تعریف شده نمی­تواند سازندگان در هر منطقه را به اجرای صحیحی از این شیوه ساختمانی راهنمایی کند و تنها مخاطبان را به یک شناخت نسبی از این ترکیبات می رساند. برای تشخیص خاک مناسب و رطوبت بهینه، آزمون­های مختلفی پیشنهاد می­شود که انجام این آزمونها بر روی خاک محل می­تواند سازندگان را در شناخت دقیق یاری رساند. این مقاله مبتنی بر یک پژوهش مروری است که نویسندگان می­کوشند با مطالعات و تحلیل­های کتابخانه­ای به ارائه راهکارهای مناسب جهت تشخیص دانه­بندی و رطوبت بهینه برای دیوارهای خاک­کوب دست یابند.
۸۱۳۴.

عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در معماری فضاهای دانشجو محور دانشگاهی (با تأکید بر نقش ویژگی های جمعیت شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۱
بسیاری از دانشجویان در سال های آغازین تحصیل در دانشگاه، دچار احساس بیگانگی، تنهایی و عدم پیوند با محیط آموزشی می شوند. شکل گیری حس تعلق به دانشگاه، به ویژه در قالب پیوند با گروه های اولیه، نقش مهمی در تجربه تحصیلی و اجتماعی دانشجویان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه و بررسی تأثیر ویژگی های جمعیت شناختی انجام شد. پس از مرور پیشینه، پنج شاخص «ریشه داشتن»، «تملک»، «تفریح و احیای تمرکز»، «آسودگی» و «یکدلی» به عنوان ابعاد اصلی حس تعلق به گروه های اولیه شناسایی شدند. برای شناسایی مؤلفه های معماری، داده ها ابتدا به صورت کیفی (مصاحبه و مشاهده) گردآوری و سپس با استفاده از روش های کمی، داده های حاصل از پرسش نامه محقق ساخته در پنج دانشگاه استان اصفهان اعتبارسنجی شدند. بر پایه نتایج به دست آمده، برای پدیداری تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در محیط دانشگاه لازم است که: 1) مکان هایی به عنوان کانون رفت وآمدهای روزانه دانشجویان تعریف شوند؛ 2) این مکان ها قابلیت آن را داشته باشند که دانشجویان در آن ها احساس مالکیت و کنترل داشته باشند و در مواقع لازم بتوانند خلوت خود را تأمین کنند؛ 3) عملکرد فضا امکان دور بودن از فعالیت های اصلی (مطالعه/ پژوهش) و استراحت را فراهم کند؛ 4) دانشجویان امکان حرکت و فعالیت آزاد در آن مکان ها را داشته باشند و آسایش محیطی آن ها فراهم شود؛ 5) این مکان ها پذیرای دانشجویان با الگوهای شخصیتی گوناگون باشند و به واسطه صرف زمان در آن، دانشجویان با مکان و افراد آن آشنا شوند. همچنین، ویژگی های جمعیت شناختی همچون جنسیت، بومی یا غیربومی بودن دانشجویان، مقطع تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل تأثیر معناداری بر اولویت های فضایی دانشجویان دارند. یافته های این پژوهش می تواند راهنمایی برای طراحی فضاهای آموزشی در جهت تقویت حس تعلق دانشجویان به دانشگاه باشد.
۸۱۳۵.

مطالعه نقش سرمایه فرهنگی در ادراک محیطی آثار هنری شهری؛ نمونه پژوهش: باغ هنر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
درک و تفسیر آثار هنر شهری وابسته به میزان آشنایی مخاطبان با مفاهیم فرهنگی و توانایی آن ها در خوانش نشانه های بصری است. در بسیاری از فضاهای شهری، شکافی میان پیام مدنظر هنرمند و برداشت مخاطب شکل می گیرد که این موضوع می تواند کارکرد فرهنگی و هویتی آثار را کاهش دهد. براساس نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، تفاوت در سطح دانش فرهنگی، تجربه های هنری و سلیقه زیبایی شناختی افراد نقش تعیین کننده ای در نحوه ادراک و تفسیر پدیده های هنری دارد؛ بنابراین بررسی میزان اثرگذاری سرمایه فرهنگی بر ادراک آثار هنر شهری ضرورتی پژوهشی به شمار می آید. هدف این مطالعه، سنجش نقش سرمایه فرهنگی در ادراک فرهنگی مخاطبان از آثار هنری شهری با تأکید بر نمونه باغ هنر شیراز است. پژوهش با رویکرد کاربردی و روش توصیفی تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد و پس از پالایش، ۱۲۰ پرسش نامه معتبر وارد تحلیل شد. در تحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی (PCA با چرخش Varimax)، آلفای کرونباخ، شاخص کفایت نمونه KMO، آزمون بارتلت و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. مقدار 0.635KMO و نتایج بارتلت با 0.001p < معنادار بود. سه عامل اصلی استخراج شد که حدود ۵۲.۵درصد واریانس را تبیین کردند. رابطه بین سرمایه فرهنگی و ادراک فرهنگی مثبت و معنادار بود ( 0.38 r =) و نتایج رگرسیون نشان داد سرمایه فرهنگی، پیش بینی کننده مؤثر ادراک فرهنگی است (0.256β = ، 0.0001p =). یافته ها نشان می دهد افزایش سطح سرمایه فرهنگی می تواند زمینه درک عمیق تر و دقیق تر پیام های هنر شهری را فراهم سازد.
۸۱۳۶.

قابلیت ادراک شده و جایگاه آن در فرایند حفاظت از میادین تاریخی در ایران (مطالعه موردی: میدان گنجلعی خان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۶
بیان مسئله: فضاهای عمومی مستقیماً با الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران در ارتباط هستند. قابلیت ادراک شده (افوردنس) از مفاهیم کلیدی و پرکاربرد در حوزه روان شناسی محیط است که در شناخت ارتباط الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران محیط به کار می رود. یکی از مسائل اصلی در حوزه حفاظت میراث شهری و به خصوص میادین تاریخی در ایران، تکیه بر طرح های بالادستی و نگاه بالابه پایین در فرایند های حفاظتی است. مشارکت ذی نفعان و رابطه متقابل آن ها با محیط، بخش مهمی از فرایند حفاظت در فضاهای شهری و میدان های تاریخی است. مفهوم افوردنس می تواند به شناخت بهتر ادراک ذی نفعان در میدان های تاریخی (گنجعلی خان) و در پی آن به تصمیم گیری های حفاظتی مرتبط با آن و رویکردهای پایین به بالا کمک کند. هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال ادراک ذی نقعان در میدان گنجعلی خان کرمان به عنوان یک فضای عمومی تاریخی از قابلیت های ادراک شده (افوردنس) در آن و تفسیر آن ها در جهت استفاده در فرایندهای حفاظت و مرمت است. روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، ابتدا ادراک ذی نفعان از ویژگی های میدان گنجعلی خان کرمان ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته باز دریافت شده و سپس براساس مدل «گیور» از دسته بندی قابلیت های ادراک شده (افوردنس) تقسیم بندی شده اند. سپس در یک فرایند استدلال منطقی و گذار از فیلتر گروه کانونی (فوکوس گروپ)، اولویت بندی شده و راهبرد های حفاظتی کلی برای آن ها جهت استفاده در طرح های حفاظت و باززنده سازی پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد فهم قابلیت های ادراک شده در میدان های تاریخی و چگونگی ادراک آن ها ازسوی ذی نفعان، به تصمیم گیری در روند های حفاظتی کمک می کند. تقسیم بندی قابلیت های حاصل از ویژگی های میدان به سه گروه قابلیت های ادراک پذیر، کاذب و پنهان، اطلاعاتی را در اختیار حفاظت گران قرار می دهد که می تواند برای تغییر روند های تصمیم گیری از پایین به بالا در فرایند های حفاظتی کمک کند.
۸۱۳۷.

نقش قومیت در تعیین موقعیت و بازتولید سازماندهی فضایی مسکن مهاجران (نمونه موردی: شهرک گلشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
قومیت یکی از ویژگی های فرهنگی مهاجران است که می تواند بر ساختار مسکن تاثیرگذار باشد. بطوری که؛ ساختار مسکن برای مهاجران به عنوان فضایی برای تقویت هویت جمعی و فردی، برآورده سازی نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با ریشه های قومیتی آنها است. این درحالیست که مسکن مهاجران با قومیت های متفاوت، اغلب براساس فرهنگ اقوام در شهر میزبان (مقصد) یا نیازهای فیزیکی آنها است و با نیازهای واقعی مهاجران مطابقت ندارد. بنابراین تحلیل ساختار مسکن مهاجران پاسخ مناسبی به انطباق این خانه ها با نیازهای قومیتی آنها است. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی تاثیر قومیت بر ساختار مسکن مهاجرین می باشد؛ و برای دستیابی به این هدف، محققان با انجام مطالعات میدانی در پی پاسخگویی به سوال « تاثیر قومیت مهاجران بر تعیین موقعیت و سازماندهی فضایی مسکن آنها چیست؟» هستند. جهت انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای و نتیجه گیری بر پایه استدلال منطقی، به شیوه استقرایی استفاده شده است. گردآوری داده ها به کمک دو تکنیک مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و برداشت میدانی از طریق ابزارهای مشاهده، مصاحبه هدفمند، عکسبرداری و بررسی پلان ها انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که قومیت مهاجران باعث تغییر در فرهنگ، هویت و نیازهای آنها شده و بیشترین تحولات را در ساختار و موقعیت مسکن مهاجران شهرک گلشهر ایجاد کرده است. بازتولید سازماندهی فضایی در خانه مهاجران گویای ساختارهای متفاوت پلان، تغییرات در نحوه چیدمان فضایی از عمومی تا خصوصی، سازماندهی متفاوت نشیمن و پذیرایی، میزان فضای باز و بسته، چگونگی ایجاد محرمیت بصری، تعیین متفاوت مکان ساخت فضاهای مسکن و جانمایی مکانی متفاوت فضای پذیرایی از مهمان است که بیشترین ارتباط را با قومیت آنها دارد. همچنین با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که میان قومیت و تعیین موقعیت مسکن رابطه مستقیم وجود دارد. چنانکه مهاجران، محله ای را برای سکونت برمی گزینند که بیشترین ارتباط را با هم قومی های خود داشته باشند.
۸۱۳۸.

راهکارهای افزایش تعاملات بینافرهنگی مبتنی بر پایداری اجتماعی در خوابگاه های دانشجویی (نمونه مطالعاتی: خوابگاه دخترانه هفت تیر دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
در 5 دهه اخیر با توجه به افزایش میل عمومی به اخذ مدارک تحصیلی عالیه، مراکز آموزش عالی به صورت چشمگیری توسعه یافته اند و این موضوع موجب افزایش تعداد دانشجویان غیر بومی شده است. یکی از ملزومات مورد نیاز این دانشجویان داشتن خوابگاه برای اسکان می باشد و خوابگاه های دانشجویی نقش بسزایی را در شکل گیری ارتباطات و تعاملات آن ها ایفا می نمایند. همچنین ساختار معماری هر جامعه، گویای نمادهای فرهنگی مردم آن سرزمین می باشد. بنابراین، از طریق معماری صحیح و کارآمد می توان فرهنگ و ارزش ها را انتقال و آموزش داد. معماری پایدار یکی از مفاهیم و رویکردهای فراگیری است که امروزه توجه ویژه ای به آن شده است و به معنای توانایی پاسخگویی فضاهای طراحی شده به نیازهای زمان خود است. با توجه به مطالب بیان شده، هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر شاخص های معماری پایدار از منظر اجتماعی و فرهنگی بر تعاملات بینافرهنگی و ارائه ی راهکارهایی در جهت افزایش آن در خوابگاه های دخترانه دانشجویی می باشد. ساختار این پژوهش بر پایه داده های کیفی و کمی استوار شده است و نحوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش در دو بخش مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. در بخش مطالعات کتابخانه ای، شاخص های متغیر مستقلِ معماری پایدار از منظر اجتماعی و فرهنگی، که عبارتند از «مشارکت»، «کالبدی»، «اقتصادی»، «مردم داری»، «تنوع»، «محیط زیستی» و «هویتمندی» و همچنین شاخص های متغیر وابسته تعاملات بینافرهنگی، شامل «همدلی»، «آگاهی بخشی»، «خودشناسی»، «گفتگو گستری»، «احترام متقابل»، «نوع دوستی» و «عدالت و مساوات» استخراج شده اند. در بخش مطالعات میدانی، با استفاده از شاخص های به دست آمده، پرسشنامه ای تهیه و میان دانشجویان ساکن در خوابگاه دخترانه هفت تیر دانشگاه صنعتی شاهرود به عنوان محدوده مورد مطالعه پژوهش حاضر توزیع گردید. در ادامه، با توجه به محاسبات آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده در نرم افزار SPSS 24 به ترتیب، چهار شاخص «تنوع»، «مردم داری»، «کالبدی» و «اقتصادی» دارای ارتباط معنادار با تعاملات بینافرهنگی تشخیص داده شدند و در پایان پیشنهاداتی جهت افزایش تعاملات بینافرهنگی بر پایه شاخص های استخراج شده ارائه گردیده است.
۸۱۳۹.

تدوین چهارچوب ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی معاصر با کاربست مدل معماری بیوفیلیک (مجتمع های منتخب شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۵
بیان مسئله: ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی به دلیل افزایش تراکم شهری و تغییرات محیطی یکی از چالش های مهم طراحی شهری شده است. معماری بیوفیلیک رویکردی نوین است که با ایجاد ارتباط میان انسان و طبیعت، زمینه ساز بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی ساکنان می شود. بنابراین به کارگیری مدل معماری بیوفیلیک می تواند نقش کلیدی در بهبود زیست پذیری مجتمع های مسکونی معاصر داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی کمی- کیفی مبتنی بر روش تحلیل نحو فضا به ارزیابی تطبیقی شیوه های طراحی مجتمع های مسکونی معاصر با اولویت دادن به راهبرد بیوفیلیک در ارتقای زیست پذیری مسکن می پردازد. روش پژوهش: روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب (شش مجتمع مسکونی شهر قزوین) در نرم افزار دپت مپ، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری مبتنی بر بیوفیلیا خوانش می کند. بررسی تطبیقی شامل شش گونه متمایز ترکیب فضایی ساختمان ها و محوطه به کمک شاخص های اتصال، هم پیوندی، هم پیوندی بصری و آنتروپی و نیز تطبیق دو نمونه از پلان های تیپ طبقات به کمک شاخص های اتصال، عمق و هم پیوندی است. نتیجه گیری: تحلیل نتایج در دو سطح پلان تیپ طبقات و سایت پلان نشان دهنده همبستگی مثبت این شاخص ها با مؤلفه های بیوفیلیایی شامل دسترسی به طبیعت، دیدهای سبز و کیفیت تعاملات اجتماعی است. دستاورد پژوهش تدوین راهکارهای ارتقای زیست پذیری برحسب وضعیت شاخص ها و شیوه طراحی در نمونه های مطالعه و ارائه چهارچوبی کاربردی برای معماران و برنامه ریزان شهری در طراحی فضاهای مسکونی زیست پذیر است.
۸۱۴۰.

ارزیابی اثرگذاری نقاشی دیواری در فرایند طراحی مبلمان شهری و نقش آن در ارتقاء کیفیت منظر شهری؛ مطالعه موردی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
بیان مسئله: هر رشت، مرکز استان گیلان، با دارا بودن سرمایه های غنی فرهنگی و طبیعی، ظرفیت تبدیل شدن به الگویی پیشرو در منظر شهری انسان محور را دارد. نقاشی های دیواری به عنوان عناصر پویای مبلمان شهری، می توانند با ایجاد پیوند میان حافظه جمعی و فضای معاصر، نقش کاتالیزوری در تقویت هویت مکانی ایفا کنند. هدف: سنجش تأثیر نقاشی های دیواری بر فرایند طراحی مبلمان شهری و ارتقای کیفیت منظر شهری رشت با محوریت چارچوب رلف (1976) و توان (1977) و تحلیل سه محور: هویت و حس تعلق، یکپارچگی بصری و ارائه راهکارهای طراحی مبتنی بر فرهنگ محلی و شرایط محیطی. روش: پژوهش توصیفی-تحلیلی و ترکیبی (کتابخانه ای و میدانی) است. ۲۸۳ پرسشنامه چهارگزینه ای میان ۶۴ شهروند در ۶ گروه سنی-اجتماعی توزیع شد. داده ها بر شاخص های هماهنگی فرهنگی، انطباق محیطی، کارکردهای هویتی، رسانه ای و زیبایی شناختی، و تعامل با مخاطب و محیط تحلیل شدند. یافته ها: آثار هم خوان با فرهنگ محلی (مانند نقاشی زنان برنجکار و میرزا کوچک خان) حس مکان و اصالت را تقویت کردند، اما آثار انتزاعی به دلیل گسست از زمینه تاریخی-فرهنگی توسط ۸۲٪ مخاطبان بی ارتباط ارزیابی شدند. نتیجه گیری: دیوارنگاره ها تنها با بازتاب زیست جهان محلی، انطباق محیطی و پاسخگویی به سلیقه مخاطبان می توانند نقش راهبردی در طراحی مبلمان و ارتقای منظر ایفا کنند. پیشنهاد اصلی، تبدیل آن ها به «کانون های تعامل اجتماعی» از طریق دستورالعمل مدیریتی مشارکتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان