ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۸۱ تا ۷٬۷۰۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۷۶۸۱.

چارچوب مفهومی تعاملات اجتماعی در فضاهای باز شهری: تحلیل فراترکیب مفاهیم حضورپذیری، اجتماع پذیری و کیفیت محیط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۶۲
فضاهای باز شهری نقش حیاتی در تسهیل و تقویت تعاملات اجتماعی میان افراد دارند. این فضاها نه تنها به عنوان مکان هایی برای فعالیت های تفریحی و استراحت عمل می کنند، بلکه بسترهایی مؤثر برای تقویت روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم می آورند. بررسی پیشینه پژوهش های داخلی نشان می دهد تعاملات اجتماعی در حوزه معماری و شهرسازی عمدتاً با سه مفهوم کلیدی «حضورپذیری»، «اجتماع پذیری» و «کیفیت محیط» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بررسی شده اند، بی آن که رابطه مفهومی و ساختاری این مفاهیم با یکدیگر و با چارچوب های نظری جهانی به روشنی تبیین شده باشد. این پژوهش با هدف بازخوانی و تبیین این مفاهیم در بستری مفهومی، ابتدا با بهره گیری از تحلیل واژگان کلیدی و مرور نظریات جهانی، مؤلفه های تعاملات اجتماعی را در پنج دسته کالبدی_محیطی، فعالیتی_رفتاری، ادراکی_روانی، زمینه ای_فرهنگی و فناورانه_دیجیتال طبقه بندی کرده و آنها را در چارچوب مدل مکان دیوید کانتر سامان داده است. در مرحله بعد، به منظور یافتن ارتباط میان مفاهیم اصلی تحقیقات داخلی و نظریات جهانی، با استفاده از دستورالعمل PRISMA و روش فراترکیب، ۳۲ مقاله داخلی منتخب، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تحلیل و کدگذاری شده اند. یافته ها نشان می دهد حضورپذیری ، بیشتر تحت تأثیر عوامل کالبدی_محیطی مانند تسهیلات محیطی و سازماندهی فضایی قرار دارد. اجتماع پذیری به عوامل فعالیتی_رفتاری وابسته است که شامل فعالیت های گروهی و فضاهای جمعی می شود. کیفیت محیط نیز به عوامل ادراکی_روانی مانند جذابیت، احساس راحتی و معنای محیط مرتبط است. مؤلفه های زمینه ای و فناورانه نیز نقش تعدیل گر دارند. این سه مفهوم نه تنها به صورت مستقل، بلکه به شکل متقابل بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تعاملات اجتماعی را در فضاهای باز شهری تقویت می کنند. یافته های این تحقیق، چارچوبی کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری ارائه می دهد و به توسعه محیط هایی اجتماعی تر و جذاب تر کمک می کند.
۷۶۸۲.

جایگاه آموزش شهروندی در طرح های توسعه شهری؛ نمونه مورد مطالعه: طرح های توسعه محله هرندی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
در عصر انقلاب شهری و همزمان با رشد روزافزون شهرنشینی، چالش های جدیدی پیش روی شهرنشینان قرار می گیرد که مواجهه صحیح با آنها نیازمند اتخاذ تدابیر نوین است. آموزش شهروندی یکی از پایدارترین و به صرفه ترین اقدامات به منظور مواجهه مؤثر با این چالش ها در آینده است. کارشناسان بر این باورند، حرکت در جهت توسعه پایدار و استمرار روندهای توسعه ای در شهرها و محلات مستلزم وجود شهروندان آگاه، آموزش دیده و مسئول است. از این رو، در بسیاری از کشورها ارائه آموزش های شهروندی را از کودکستان ها و مدارس آغاز نموده و از طریق تدوین و اجرای طرح های توسعه ای به ویژه در سطح محلات، این نوع آموزش ها را به صورت فراگیر پیگیری می نمایند. محله هرندی تهران واقع در منطقه 12 شهرداری، با وجود برخورداری از سابقه تاریخی و نیز ارائه خدمات ویژه در شبکه فعالیت های اقتصادی شهر، یکی از نقاط کانونی آسیب های اجتماعی در تهران قلمداد می شود. به منظور کاهش این آسیب ها تاکنون  بیش از 18 طرح توسعه ای به اجرا گذارده شده است. بررسی این طرح ها نشان می دهد، برغم اهمیت و نقش آموزش شهروندی در کاهش آسیب ها و مشکلات زندگی شهری، تمامی ابعاد و جوانب آن مطمح نظر برنامه ریزان  قرار نگرفته است. حال در این پژوهش تلاش شده است تا مقوله آموزش شهروندی در طرح های محله از منظر موجودیت و اثربخشی مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. این تحقیق از نوع کیفی بوده و ضمن انجام تحلیل محتوای اسن ادی،  مص احبه های نیمه ساختمند با 15 نفر از مدیران شهرداری، کارکنان سمن های فعال در محله و کارشناسان حوزه شهری انجام شده و تمامی داده ها با استفاده از نرم افزار maxqda مورد تحلیل قرار گرفته اند تا تصویر دقیق تری از جایگاه آموزش شهروندی در طرح های توسعه محله هرندی ارائه شود. خروجی تحقیق حاضر نشان می دهد، ضمن ضرورت توجه به تفاوت های ساختاری محله هرندی با دیگر محلات شهر تهران، توسعه این محله و تخفیف آسیب های آن نیازمند یک بازنگری ویژه در طرح های توسعه محلی بر اساس شاخص های آموزش شهروندی است.
۷۶۸۳.

واکاوی ویژگی های تئوری های پیچیدگی در طرح جامع (راهبردی-ساختاری) شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
امروزه، شهرها، به عنوان یک سیستم باز، پویا و همراه با تغییرات مداوم پذیرفته شده اند. برنامه ریزی برای چنین پدیده ای نیازمند نگرشی است که توانایی رویارویی با این تغییر و تحول دائمی را داشته باشد. محوریت تئوری پیچیدگی بحث درباره این فرایند تغییر و دگرگونی دائمی است. در این تحقیق، با استفاده از ویژگی های سیستم های پیچیده، ماهیت شهر، مورد بررسی و شناسایی قرار می گیرد. با استفاده از بررسی و مرور نظرات صاحبنظران تئوری های پیچیدگی شهری، هشت مفهوم «مشارکت»، « پیش بینی کیفی»، «تکامل تدریجی»، «ارتباط کنشگر و مکان»، «خودسازماندهی»، « قوانین بازدارنده»، «بازنگری و اصلاح» و « تکامل تدریجی» به عنوان ویژگی های طرح های توسعه شهری برای رویارویی با عدم قطعیت وتغییرات دائمی شهر معرفی شده اند. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تلخیصی، این مفاهیم در طرح جامع (ساختاری_راهبردی) شهر تهران مصوب ۱۳۸۶ مورد بررسی قرار گرفته اند.
۷۶۸۴.

شناسایی محرک ها و پیامدهای الگوی شهرخلاق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
الگوی شهرخلاق به عنوان رویکردی نوین در سیاست گذاری توسعه شهری، زمینه ساز ارتقای کیفیت زندگی، افزایش رقابت پذیری شهری و توسعه پایدار است. مطالعات متعددی به شناسایی شاخص های این الگو پرداخته اند، اما تفکیک این شاخص ها در دو دسته ی «محرک های شکل گیری الگو» و «پیامدهای ناشی از اجرای الگو»، نه تنها موجب درک عمیق تری از مفهوم شهر خلاق می شود، بلکه دستاوردهای نظری این حوزه را به راهبردهای اجرایی نزدیک تر می کند. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل روابط علی و معلولی میان شاخص های کلیدی شهر خلاق در ایران انجام شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات جهانی، مؤلفه های کلیدی این الگو استخراج شدند و در گام بعد، با استفاده از شیوه DEMATEL فازی، میزان تأثیرگذاری این شاخص ها تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که «صنایع فرهنگی و خلاق بومی»، «نگرش پذیرا و تنوع» و «حکمرانی دموکراتیک و فرهنگی»، نقشی اساسی در شکل گیری شهر خلاق در ایران دارند. درمقابل، شاخص های «درآمد خلاق شهری»، «برندسازی خلاق» و «اشتغال زایی خلاق» از پیامدهای اجرای این الگو محسوب می شوند. تفکیک شاخص های تأثیرگذار از موارد تأثیرپذیر، به مدیران شهری امکان می دهد تا به جای تمرکز بر حجم انبوهی از شاخص ها، بر عوامل اولویت دار در تحقق شهر خلاق تمرکز کنند. چنین رویکردی، ضمن بهینه سازی فرآیند تصمیم گیری، می تواند به تدوین راهبردهای عملیاتی هدفمند و کارآمدتر در راستای توسعه شهرهای خلاق منجر شود.
۷۶۸۵.

بررسی اثر غلظت هوا ( CO2) معماری فضاهای درمانی بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
کیفیت پایین هوا و سطوح بالای CO₂ در فضاهای درمانی به دلیل تهویه ناکافی و شرایط نامناسب، آسایش حرارتی و سلامت کارکنان را تهدید می کند. معماری مناسب این فضاها با طراحی بهینه تهویه، نورگیری و چیدمان، می تواند از تجمع CO₂ جلوگیری کرده و خستگی و کاهش عملکرد کارکنان را کاهش دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش غلظت بالای CO2 بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است. مطالعه حاضر به روش آزمایشگاهی در یک درمانگاه تخصصی در شهر ایلام انجام گرفت، جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان فضاهای درمانی است که در یک آزمایشگاه در زیرزمین فعالیت داشتند. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی در معرض دو سطح CO2 با مقادیر 1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند، هم زمان مقادیر ضربان قلب، وضعیت آسایش حرارتی (بر اساس پرسشنامه استانداردهای ASHRAE آمریکا)، احساس خستگی (بر اساس پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت گردید. سپس داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد غلظت بالای CO2 (1800 PPM بدون تهویه در مقابل 1100 PPM با تهویه) بر احساس خستگی عمومی، جسمی و ذهنی و کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین عدم سازگاری حرارتی کارکنان حین فعالیت کاری، بر بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی تأثیری معنی داری دارد تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). افزایش میزان ضربان قلب کارکنان بر خستگی عمومی کاهش فعالیت و انگیزه تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین اثر متقابل این فاکتورها معنادار نیست (05/0< p)؛ بنابراین مهم ترین عامل بین سطوح خستگی متغیر خستگی عمومی است و پس از آن خستگی جسمی و ذهنی هستند. با استناد به مقادیر CO2 در استاندارد اشری امریکا و نتایج حاصل از این پژوهش، غلظت بالای CO2 (1800 PPM در مقابل 1100 PPM) در محیط های درمانی می تواند بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی افراد اثرگذار باشد و در بلند مدت سبب بروز آسیب جدی به سلامت افراد در فضاهای درمانی گردد، همچنین نتایج نشان داد غلظت بالای CO2 سبب عدم سازگاری حرارتی، افزایش ضربان قلب و بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی است و باعث کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان می شود. ایجاد تهویه مطبوع و کنترل مداوم کیفیت هوا در محل کار افراد جهت ارتقاء عملکرد افراد و حفظ سلامت کارکنان فضاهای درمانی ضروری است.
۷۶۸۶.

راهکارهای مصون سازی مخازن مایع در برابر تهدیدات انفجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
در این مقاله، تهدیدات انفجاری به عنوان یکی از چالش های مهم در حفاظت از مخازن مایع زنجیره تأمین انرژی، موردبررسی قرار گرفته است. مخازن مایع به دلیل آسیب پذیری بالا در برابر تهدیدات انفجاری، در صورت عدم حفاظت مؤثر، می توانند منشأ اثرات زنجیره ای و خسارات گسترده در زنجیره تأمین انرژی باشند. این پژوهش با رویکردی آمیخته از روش های کمی و کیفی، به ارائه نقشه راهی برای مصون سازی مخازن مایع در برابر این تهدیدات می پردازد. نتایج نشان می دهد که توجه به اصول تاب آوری نظیر جذب، آمادگی، سازگاری و بازیابی و همچنین الگوهای تاب آوری زنجیره تأمین از جمله آموزش و توانمندسازی کارکنان، افزایش ظرفیت ذخیره سازی و مراکز توزیع، سرمایه گذاری در زیرساخت های مقاوم، پراکنده سازی زنجیره تأمین و توزیع مراکز، بهره گیری از روش های متنوع حمل ونقل و تدوین برنامه های پاسخ اضطراری و دستورالعمل ها، نقشی مؤثر در کاهش آسیب ها و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین انرژی دارد و چهارچوب علمی جامعی برای مصون سازی مخازن ارائه می کند. راهکارهای پیشنهادی در این پژوهش در سه قسمت طبقه بندی شده اند: مقاوم سازی مکان استقرار مخازن، مقاوم سازی سازه مخازن و راهبردهای مقابله و بازیابی از حوادث انفجاری. به عنوان نمونه، پراکنده سازی مخازن، مکان یابی، استفاده از سخت کننده های دیواره، دیوارهای محافظ و تدوین دستورالعمل های مدیریت بحران از جمله راهکارهای کلیدی پیشنهادی این تحقیق محسوب می شوند. در این مطالعه، روش های مدل سازی ریاضی نظیر لاگرانژی دلخواه-اویلری (ALE)، اویلری و هیدرودینامیک ذرات نرم (SPH) به عنوان ابزارهایی برای شبیه سازی انفجار و به کارگیری نقشه راه پیشنهادشده اند. نقشه راه پیشنهادی به مهندسان این امکان را می دهد تا با حرکت در مسیر آن مصون سازی مخازن مایع را به ارمغان آورند.
۷۶۸۷.

گونه شناسی فضاهای نیمه باز در خانه های تاریخی اردکان (بررسی تطبیقی دوره های صفویه و قاجاریه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
بیان مسئله: معماری بومی در هر منطقه در پاسخ به نیاز مخاطبان و در هماهنگی با شرایط اقلیم، جغرافیا و فرهنگ آن جامعه شکل می گیرد. اردکان یکی از شهرهای تاریخی ایران است که واجد ویژگی های معماری خاص در پاسخ به شرایط بومی بوده است. وجود حیاط مرکزی در هم نشینی مناسب با فضاهای نیمه باز و بسته از ویژگی های معماری این منطقه در هماهنگی با شرایط اقلیمی و جغرافیایی منطقه کویری است. فضاهای نیمه باز یکی از فضاهای مهم در معماری این منطقه است که هویت خانه های تاریخی به واسطه آن معنا می یابد. با توجه به اهمیت فضاهای نیمه باز در خانه های تاریخی اردکان، تاکنون پژوهش مستقلی در خصوص شناسایی این فضاها و گونه شناسی آنها جهت به کارگیری در معماری معاصر این منطقه انجام نشده است.هدف پژوهش: هدف این مقاله گونه شناسی فضاهای نیمه باز در خانه های تاریخی اردکان در گذار از دوره صفویه به دوره قاجاریه است. روش پژوهش: روش انجام پژوهش در این مقاله از نظر ماهیت و تحلیل داده، توصیفی – تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به دو صورت میدانی و اسنادی بوده است. حجم نمونه انتخابی به عنوان نمونه مورد مطالعه شش خانه از دوره صفوی و شش خانه از دوره قاجاری بوده که علت گزینش این تعداد براساس نوع دسترسی، امکان بازدید و پژوهش میدانی، تأیید کارشناسان میراث، تغییر و تحول کمتر و حفظ اصالت در نظر گرفته شده است. بنابراین روش نمونه گیری هدفمند بوده است و در نهایت داده ها به روش کیفی تحلیل شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد فضاهای نیمه باز در این خانه ها در سه گونه، فضاهای نیمه باز زیستی (تالار)، فضاهای نیمه باز زیستی- حرکتی با عمق کم (ایوان) و فضاهای نیمه باز حرکتی شناسایی شدند. هریک از گونه های فضایی در درون خود واجد گونه های فرعی بوده است. تحلیل های انجام شده بیان گر آن است که در گذار این دو دوره سطح حیاط کاهش و سطح فضاهای نیمه باز افزایش یافته است. ازسویی فضاهای نیمه باز در این خانه ها، فضاهای نیمه باز زیستی است که تقریباً پنج درصد از فضای خانه های صفوی و تقریباً شش درصد از سطح خانه های قاجار را به خود اختصاص داده و این در حالی است که هویت اصلی خانه های اردکان به واسطه این گونه از فضاهای نیمه باز معنا می یابد. 
۷۶۸۸.

بازخوانی انتقادی آرای متفکران دربارهٔ «زمان و معماری» از آغاز دورهٔ روشنگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
مفهوم زمان از دوره روشنگری وارد گفتمان معماری مغرب زمین شده و کاربرد آن از قرن بیستم تا به اکنون به اوج خود رسیده است. تاریخ معماری، نشان می دهد که لایه های مختلفی از مفهوم زمان در معماری وجود دارد و هر تصوری از زمان نیز به فهمی از معماری می انجامد. به رغم این نقش مهم، آرای مختلف درباره «زمان و معماری» تا اندازه ای مبهم و متناقض می نمایند. هدف این پژوهش به دید آوردن آرای موجود است، به گونه ای که ساحت های مختلف «زمان و معماری» به نحوی به سامان آشکار شود. بدین منظور آرای موجود به روش «تحلیل مضمون» خوانش و تحلیل شده است. براساس این آراء که با مراجعه به منابع مکتوب جمع آوری شده اند، آنچه نتیجه می شود سه نحو تلقی از زمان در معماری، در قالب زمان به مثابه «حال مستمر»، «روزمرگی» و «نسبت حضور و غیاب» است. این سه، همراه با تصورات مختلفی از معماری اند: 1- معماری «برآمده از روح دوران» و «برآمده از امری الوهی»؛ 2- معماری «هماهنگ با امر رایج» و «قابل انطباق با متغیرهای روزمره»؛ و 3- معماری به مثابه «آشکارگی پیوند پوشیدگی ناپوشیدگی»، «بهبود امر حاضر» و «ساختن و نمایش «تفاوت» حضور و غیاب». پس از پرداختن به خاستگاه فکریِ رویکردها و مسائل موجود در آن ها و تبیین وجوه افتراق و اشتراک میانشان روشن می شود که آنچه باعث بروز مسائلی در آن ها شده است برآمده از نگاه سلطه گرانه انسان در مقام معمار و یا  صاحب نظر معماری به زمان است.
۷۶۸۹.

شناسایی و تحلیل راهبردهای تأثیر گذار بر احیای بافت های تاریخی بازارچه محله شتربان تبریز با رویکرد جذب گردشگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
این تحقیق به شناسایی راهبردهای مؤثر بر احیا و ساماندهی بازارچه تاریخی شتربان تبریز با هدف ارتقاء قابلیت های گردشگری آن پرداخته است. بازارهای تاریخی با ارزش فرهنگی و تاریخی خود، می توانند با برنامه ریزی مناسب به مقاصد جذاب گردشگری و منابع اقتصادی مهمی تبدیل شوند. بازارچه شتربان تبریز به عنوان نمونه ای از این فضاهای تاریخی با ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی و معماری، پتانسیل تبدیل شدن به قطب جذب گردشگر را دارا است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده های اولیه از طریق مصاحبه با بازاریان، گردشگران، مطالعات کتابخانه ای و میدانی شناسایی گردید، سپس با استفاده از ماتریسSWOT، (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها) دسته بندی گردید و به صورت پرسشنامه در اختیار گردشگران با حجم نمونه 48 نفر قرار گرفت، سپس نتایج پرسشنامه از کیفی به کمی تبدیل شد و وزن دهی آن با استفاده از تکنیکAHP، انجام پذیرفت. در نهایت ضریب نهایی بعد ها نیز مشخص شدند که بیشترین رتبه مختص تهدید ها با رتبه2/81 و کم ترین رتبه مختص نقاط ضعف با رتبه 2/57 می باشد. در نتیجه راهبردهایی تعیین گردید که نتایج نشان می دهند اجرای راهبردهای مناسب می تواند بازارچه شتربان را به جاذبه ای تاریخی و فرهنگی تبدیل کند که علاوه بر فروش کالا، تجربه ای فرهنگی و اجتماعی برای گردشگران فراهم آورد. به روزرسانی مداوم راهبردها نیز برای حفظ پایداری گردشگری بازارچه ضروری است.
۷۶۹۰.

تبیین شاخص های فضاهای شهری رویداد مدار با رویکرد رویدادهای فرهنگی - آیینی (مطالعه ای در بستر ایران، شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
بیان مسئله: فضاهای شهری در طی سالیان در معرض تغییرات و دگردیسی ناشی از نیروهای متعارض قرار داشته اند. این فضاها درگذشته بستر رویدادهای گوناگون و واجد ارزش های هویتی در خاطره جمعی بوده اند. امروزه توجه به برنامه ریزی برای مدیریت وقوع رویدادها در فضاهای شهری مغفول مانده است. همچنین باتوجه به طرح های توسعه شهری بزرگ مقیاس در کشورهای درحال توسعه و ازبین رفتن بافت در مداخلات گسترده، فضاهای شهری علاوه بر فقدان ساختار مناسب برای جذب پایدار مخاطب، فاقد رویدادهای لازم برای ایجاد تجربه مناسب برای مخاطب و توسعه بستر زندگی اجتماعی در شهر هستند. از این رو غالباً رویدادهای فرهنگی - آیینی مردمی در فضاهایی فاقد مؤلفه های مطلوب فضاهای شهری برگزار می شوند. پرسش اساسی که در این راستا وجود دارد این است که فضاهای شهری مطلوب برای میزبانی رویدادهای فرهنگی و آیینی در ایران باید دارای چه شاخص ها و ویژگی هایی باشند تا بتوانند به عنوان بستری پویا برای افزایش کیفیت زندگی شهری ایفای نقش کند؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین یک مدل مفهومی برای ارتقا کیفیت فضاهای شهری رویداد مدار مبتنی بر رویدادهای مختلف فرهنگی- آیینی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی از روش کیفی تحلیل مضامین یا تحلیل تماتیک صورت می پذیرد. از مطالعه اسنادی، مشاهده، پرسش نامه، مصاحبه عمیق در بستر شهر فرهنگی - آیینی مشهد و تحلیل های نرم افزاری به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات بهره گرفته می شود. نتیجه گیری: پس از تحلیل یافته ها، مدل مفهومی پژوهش در راستا تبیین شاخص های فضاهای شهری رویدادمدار ارائه شده است. فضاهای شهری رویدادمدار با رویکرد فرهنگی-آیینی، زمانی به بلوغ عملکردی و معنایی می رسند که طراحی آنها از سطح کالبدی فراتر رفته و به سطح ادراک، تجربه و مشارکت شهروندان ارتقا یابد و این امر از رهگذر درک عمیق نیازهای فرهنگی-آیینی جامعه، ترجمه آن به شاخص های طراحی، و به کارگیری آن در ساختار فضا ممکن خواهد بود؛ لذا، این پژوهش چارچوبی برای سنجش و هدایت این فرایند در اختیار طراحان شهری، مدیران فرهنگی، و برنامه ریزان قرار می دهد.
۷۶۹۱.

ارائه شیوه ای برای انتقال گره های ایرانی بر روی پوسته های فرم آزاد (نمونه مورد مطالعه: گره دَه تند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
هندسه شاخصه ی اصلی معماری و هنر سنتی ایرانی اسلامی است. می توان گفت تمامی تزییناتی که در معماری سنتی در گچ بری ها، آجرکاری ها یا کاشی کاری ها به چشم می خورد بر اساس قواعدی هندسی است. این هندسه تماماً بر اساس قواعد ترسیمی دوبعدی است و نیز با خط کشی ساده و پرگار قابل پیاده سازی است. درحالی که این هندسه ها با ابزاری ساده ترسیم می شوند از چنان پیچیدگی و خلاقیتی برخوردارند که مجموعه ای ارزشمند از ترسیمات هندسی را تشکیل داده اند. یکی از این مجموعه ها انواع گره سازی های اسلامی است. در بسیاری از کتیبه ها و آرایه های معماری ردپایی از گره سازی وجود دارد. برخلاف توسعه ابزار و روش های ترسیمی در عصر حاضر، کمتر روشی برای ترسیم یا انتقال این گره در سطحی غیرمسطح و بخصوص سطوح و صفحات با فرم آزاد ارائه شده است. حال سوال اینجاست که با چه روشی می توان به ترسیم و انتقال گره ها بر روی صفحات فرم آزاد پرداخت؟ با مبنا قرار دادن این سوال؛ این پژوهش بر آن است تا با تبدیل منطق ترسیمی گره ده تند به زبان الگوریتم ها، شیوه ای را برای انتقال مدول یک گره به صفحات فرم آزاد ارائه کند. این شیوه با ایجاد تناظر بین دامنه ی دوبعدی صفحه ی مدول گره و صفحه ی فرم آزاد، موقعیت نقاط را بر روی صفحه مبدأ مشخص کرده و نقطه ی متناظر آن را بر روی صفحه مقصد جانمایی می کند. در نهایت مدول گره ده تند به صفحه فرم آزاد منتقل شده و قابلیت تکثیر یا تغییر را نیز به صورت هم زمان دارا خواهد بود. از طرفی هر مدول منتقل شده بر روی صفحه فرم آزاد می تواند به صورت جداگانه عمل کرده با تعریف متغیر جداگانه برای هرکدام، هندسه هر مدول گره قابلیت کنترل و تغییر را دارد.
۷۶۹۲.

مجموعه های معماری ساخته شده بر اساس الگوی جلوخان در دوران تیموریان، شیبانیان و اشترخانیان ازبک (نمونه های موردی: سلطان سعادت، آنو و چهاربکر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
جلوخان به محوطه ای گشاده در مقابل سردر ابنیه گفته می شود که استفاده از آن از عهد صفوی تا دوره معاصر بسیار فراگیر بوده است. با وجود این، شکل گیری و تحول الگوی جلوخان را نمی توان تنها منحصر به این دوران زمانی دانست. شواهد و نمونه های برجای مانده از عهد تیموری، گویای حضور این الگو در معماری این دوره است. پیروی از الگوی جلوخان در ساخت مجموعه های معماری در منطقه ماوراءالنهر و خراسان بزرگ، پس از دوره تیموریان و در عصر شیبانیان و اشترخانیان نیز تداوم یافته که گویای اهمیت الگوی فوق در طراحی مجموعه های معماری در این منطقه جغرافیایی و این دوران تاریخی است. این پژوهش قصد دارد تا با بررسی نمونه های اولیه و همچنین دو نمونه شاخص متعلق به عصر تیموری (مجموعه سلطان سعادت و آنو) و یک نمونه متعلق به دوره شیبانیان (مجموعه چهاربکر) و همچنین نمونه های متاخر دیگر در این منطقه جغرافیایی، ریشه های شکل گیری این فرم از مجموعه سازی که در معماری ایران حضوری موثر داشته را تبیین نماید. سوالات اصلی که این پژوهش در پی پاسخ به آن بوده این است که، ریشه های شکل گیری مجموعه جلوخان دار در منطقه ماوراءالنهر و خراسان بزرگ در طول دوران تیموری و ازبکان شیبانی و اشترخانی چه بوده است؟ بر اساس تحولات مجموعه های جلوخان دار در سه عصر تیموریان، شیبانیان و اشترخانیان، این مجموعه ها را در چند دسته از لحاظ ساختار قرارگیری ابنیه می توان دسته بندی کرد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی انجام گرفته و نتایج آن گویای آن است که مجموعه های جلوخان دار را می توان به دو دسته اصلی جلوخان دار سبک قاش و سبک جفت از لحاظ نحوه استقرار ابنیه تقسیم کرد. ریشه های جلوخان های سبک قاش را می توان در قاش سازی دو بنا که قدمتی طولانی در منطقه ماوراءالنهر داشته نسبت داد و ریشه جلوخان های جفت را نیز می توان حاصل عقب نشینی ابنیه از ردیف سایر بناها در کنار گذرها به منظور تقویت حس دعوت کنندگی دانست.
۷۶۹۳.

مرور نظام مند سامانه های سایه انداز در اقلیم های گوناگون چارچوبی چندمعیاره برای بهینه سازی انرژی و آسایش کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
۷۶۹۴.

رهیافت فراترکیب در حوزه مطالعات مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و  نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به  سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله  فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری  و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
۷۶۹۵.

تبیین معیارهای توسعه فضایی شهر در راستای هم پیوندی شهر و نواحی منفصل شهری با تأکید بر رهیافت رشد هوشمند (مطالعه موردی: شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
نواحی منفصل شهری که جمعیت قابل توجهی را دارند، چالش های قابل توجهی را به وجود آورده اند؛ بنابراین اقدام به موقع ضروری بوده و فرصت بی سابقه ای را در اختیار ما قرار می دهد. ساکنان این مناطق با مشکلات جدی ترافیکی و حمل ونقل توزیع عادلانه خدمات مواجه هستند. نواحی منفصل در مجاورت شهر همدان، از این قاعده مستثنی نیستند؛ بنابراین این پژوهش دو عملکرد دسترسی و توزیع خدمات را در سه ناحیه منفصل مورد بررسی قرارداد، تحقیق جز تحقیقات کیفی کمی است، ۲۸ شاخص در دو بعد عملکردی و دسترسی در قالب ۲۰ عدد پرسشنامه بصورت طیف ۵ گانه لیکرت بین متخصصین شهری توزیع شد و جهت تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS جهت داده های عملکردی و نرم افزار Depth map جهت داده های دسترسی استفاده شد، سپس ۹ معیار و ۳ آلترناتیو مطرح و با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی توسط نرم افزار Expert choice بهترین و کارآمدترین روش انتخاب گردید.
۷۶۹۶.

بررسی تأثیر دیوارهای سبز بر خرداقلیم پیرامونی در فصل پاییز در اقلیم گرم و نیمه خشک شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر به ارزیابی دقیق تأثیر دیوارهای سبز بر پارامترهای محیطی و شاخص های حرارتی در مقیاس واقعی می پردازد. علی رغم تمرکز تحقیقات پیشین بر تأثیر این سیستم ها در فصل های تابستان و زمستان، تحقیقات کمتری به تأثیر این سیستم ها در فصل پاییز پرداخته اند. این پژوهش، به تحلیل اثرات دیوارهای سبز بر خرداقلیم پیرامونی در فصل پاییز و مقایسه اثرات آن در فواصل مختلف از دیوار می پردازد. اندازه گیری های میدانی طی 10 روز، به صورت 24 ساعته و در فواصل مختلف از دیوارها، شامل یک دیوار سبز و یک دیوار عاری، به منزله نمونه کنترل، در فصل پاییز انجام شد. از شاخص های مرتبط با احساس حرارتی (شاخص گرما، شاخص رطوبت و شاخص احساس گرمای تابستانی) و استرس حرارتی (شاخص استرس گرمایی کشنده) با استفاده از زبان برنامه نویسی پایتون بهره گرفته شد. یافته ها نشان دادند که دیوار سبز در طول شبانه روز، به طور میانگین بیشترین اثرگذاری را در فاصله 0.5 متری بر کاهش شاخص های حرارتی تا °C2.1 داشته است. همچنین با تجزیه وتحلیل داده هایِ حاصل از محاسبه شاخص ها در ساعات اوج گرمای روز، مشخص گردید که دیوار سبز به طور میانگین، شاخص های حرارتی را تا °C3.9 بلافاصله بعداز دیوار کاهش می دهد. نتایج حاکی از آن است که دیوارهای سبز در فصل پاییز به طور مؤثری به بهبود شرایط خرداقلیم پیرامونی، به ویژه در ساعات اوج گرمای روز، در محیط های شهری واقع در اقلیم گرم و نیمه خشک کمک می کنند.
۷۶۹۷.

تحلیل سطح برخورداری بناهای تاریخی ایران بر اساس توسعۀ پایدار با تأکیدبر شاخصه های استانداردهای جهانی DGNB (نمونۀ مطالعاتی: خانۀ زینت الملک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
بیان مسئله: افزایش روز افزون جمعیت و به دنبال آن نیاز به مسکن و افزایش ساخت و ساز و در نهایت بزرگ شدن شهرها می تواند صدمات غیر قابل برگشت به محیط و نسل های آینده را به دنبال داشته باشد. پیشگامان این عرصه در امر پژوهش با مطرح کردن معماری پایدار و شکل گیری سامانه های ارزیابی پایداری سعی در مرتفع کردن این معضل کرده اند. در همین راستا کشور ایران با قدمت طولانی و آثار معماری فاخر که از گذشتگان در این سرزمین به جای مانده است، حاکی از توجه خاص معماران از دیرباز به امر ساخت و ساز بوده است. هدف پژوهش: بررسی تطبیق پذیری مؤلفه های محیط زیستی خانه تاریخی شیراز با مدل ارزیابی DGNB آلمان برای دستیابی به یک راهبرد کارآمد در طراحی است.روش پژوهش: ابتدا از روش مقایسه تطبیقی مابین سامانه ارزیابی  DGNB  آلمان و اصول معماری ایرانی بهره گرفته شد، و زمینه های مشترک و متفاوت آن ها شناسایی، تا کمکی در جهت تکامل بنیان های ساخت و ساز شود. همچنین، داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و مصاحبه با ساکنین خانه زینت الملک، افراد متخصص و مسئول فنی تأسیسات جمع آوری شده است. و برای مقایسه بین آنها، چک لیستی از معیارهای مشترک تهیه و ارزیابی شد.نتیجه گیری: نمونه مطالعه شده، حداقل امتیاز ممکن را در کیفیت های اجتماعی و عملکردی به دست آورد؛ در حالی که با در نظر گرفتن محدودیت های موجود، می توانست امتیاز بالاتری کسب کند. با این حال، معیارهایی در زمینه طراحی برای همه افراد مورد بی توجهی قرار گرفته بود، همچنین محدودیت هایی مانند: دشواری در اندازه گیری برخی معیارها به دلیل دخالت انسان امروزی و بازدیدکنندگان، و نیز استفاده بسیار کم از سیستم های هوشمند جهت کنترل کاربر وجود داشت. با این حال، سیستم طراحی هوشمند از طریق خلاقیت معمار خود را نشان داد.
۷۶۹۸.

تبیین مفهوم «صمیمیت فضا» و مؤلفه های آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۶
بیان مسئله: جهان امروز جهان تحول و دگرگونی ها است و یکی از دگرگونی های عصر حاضر در مفاهیمی چون جامعه اطلاعاتی، ارتباطی و فعالیت های مشارکتی و جمعی رخ داده است. که این موضوع در زمینه طراحی و شهرسازی گاهی موجب سردرگمی در تعیین راه حل ها می شود. لذا توجه به مقوله رضایتمندی و دوام حضور شهروندان از عناصر اصلی همبستگی اجتماعی است. بر این اساس، توجه به تحولات دنیای طراحی، دیدگاه های امروز و دستاوردهای جدید و به دنبال آن یافتن مفاهیم و رویکردهای مؤثر و پایدار موجود در فضای معماری برای رهایی از پیچیدگی ها می تواند راه حلی منطقی باشد. هدف: هدف اصلی پژوهش یافتن معیاری برای حل سردرگمی ها در طراحی فضاهای جمعی، در جهت ارتقاء کیفیت فضا و افزایش تعاملات است و"صمیمیت فضا" به عنوان معیاری جدید در مطلوبیت فضاهای جمعی تبیین می گردد.سؤال: بنابراین سؤال اصلی پژوهش این است که صمیمیت فضا و عوامل مؤثر برآن چیست و چگونه می تواند بر ایجاد تعاملات در فضاهای جمعی مؤثر باشد؟ روش تحقیق: روش پژوهش به صورت کیفی، با تحلیل مفهوم صمیمیت در حوزه روانشناسی و تعمیم آن به حوزه فضا و معماری انجام شده است. بر این اساس، مفهوم صمیمیت فضا بر مبنای نظریات روان شناسی و معماری، تعریف و طبقه بندی می شود و رابطه آن با انسان، روش زندگی جمعی و نحوه تعامل با محیط معماری و خصیصه های فرهنگی پیرامونش تبیین می شود.نتیجه گیری: نتایج اصلی این پژوهش نشان می دهد که مفهوم صمیمیت فضا به واسطه توانایی در ارائه راهکارهای مؤثر در زنده سازی فضای شهری و افزایش تعاملات اجتماعی، نقش مهمی در شکل گیری و افزایش کیفیت فضاهای جمعی دارد. صمیمیت فضا حاصل ارتباطی عمیق است که میان فضا با انسان شکل می گیرد و به عنوان ویژگی در فضا به واسطه تعلق پذیری، خوانایی و راحتی (دنجی)، در مخاطبان ایجاد می گردد و منجر به ارتقاء تعاملات میان افراد و فضا می شود.
۷۶۹۹.

ارزیابی نقش پارک های محلی بر بهبود آسایش حرارتی فضای باز در اقلیم گرم وخشک؛ بررسی موردی پارک امیرآباد شهرضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
پارک های محله ای به عنوان یکی از عناصر کلیدی فضای شهری، نقش مهمّی در ارتقای کیفیت زندگی و بهبود آسایش حرارتی دارند. بااین حال، تأثیر گونه های گیاهی بومی و مصالح محلی در تنظیم شرایط خرداقلیم شهری، به ویژه در مناطق گرم وخشک، به طور جامع بررسی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی شرایط آسایش حرارتی در پارک های محلی و فضاهای باز کوچک مقیاس، با تأکید بر نقش گونه های گیاهی و مصالح بومی، در بهبود خرداقلیم محله امیرآباد شهرضا طی دو فصل تابستان و زمستان انجام شده است. روش تحقیق شامل مطالعات کتابخانه ای، پایش های میدانی و شبیه سازی رایانه ای با نرم افزار ENVI-met  است. در بخش میدانی، داده های اقلیمی (دما، رطوبت نسبی و سرعت باد) جمع آوری و پرسشنامه های ترجیحات حرارتی کاربران تحلیل شد. همچنین، از مدل «ارزش ها و عوامل سازنده منظر» (FVFL) برای ارزیابی ویژگی های منظر استفاده شد. نتایج نشان داد که انتخاب مصالح و گونه های گیاهی مناسب تأثیر بسزایی در تعدیل شرایط حرارتی دارد. مصالحی مانند گرانیت خردشده با آلبدوی بالا موجب کاهش دمای سطح شده و گونه های درختی بومی مانند زبان گنجشک و نارون با ایجاد سایه مؤثر، آسایش حرارتی کاربران را بهبود می بخشند. همچنین، گنجاندن بدنه های آبی سبب کاهش دما و افزایش رطوبت در تابستان می شوند. این یافته ها می توانند به تدوین راهنماهای طراحی اقلیمی و برنامه ریزی منظر در مناطق گرم وخشک کمک کنند.
۷۷۰۰.

تحلیل عوامل موثر در بروز سوانح جاده ای بین شهری (مطالعه موردی: مسیر تهران-رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
بیان مسئله:   تصادفات جاده ای به عنوان یک بحران حمل ونقل، سالانه منجر به تلفات انسانی و خسارات اقتصادی گسترده می شود. محور تهران-رشت، به دلیل حجم بالای تردد و شرایط پیچیده محیطی، از جمله نقاط پرریسک کشور محسوب می شود. با وجود تحقیقات متعدد، بررسی جامع عوامل انسانی، محیطی، حاکمیتی و فنی در وقوع سوانح این محور ضروری است. این پژوهش با رویکرد داده محور تلاش دارد تا ارتباط این عوامل را شناسایی و راهکارهای نوین برای کاهش تصادفات ارائه دهد. هدف: هدف اصلی این مطالعه، تحلیل چندبعدی عوامل مؤثر در تصادفات جاده ای بین شهری در مسیر تهران-رشت و ارائه راهبردهای عملیاتی برای بهبود ایمنی ترافیک است. روش: پژوهش با رویکرد آمیخته شامل مطالعات کمی (توصیفی-استنباطی) و کیفی (پدیدارشناسی) انجام شده است. جامعه آماری شامل ۲۵۰ راننده و ۱۵۰ پلیس راهور در محور مذکور و ۱۷ مدیر راهداری و ۵ استاد دانشگاه است. داده های بخش کمی با نرم افزار SPSS تحلیل شده و آزمون های همبستگی، رگرسیونی و عاملی تأییدی برای ارزیابی روابط متغیرها اجرا شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که سطح تحصیلات و سابقه رانندگی با میزان آشنایی به قوانین رابطه معنادار دارند، اما سایر متغیرهای جمعیت شناختی تأثیری نشان نداده اند. در تحلیل رگرسیونی گام به گام، عوامل فیزیکی، حاکمیتی و اجتماعی-فرهنگی باقی مانده و عوامل اقتصادی حذف شده اند. نتیجه گیری: پژوهش بر اهمیت اجرای دقیق قوانین توسط پلیس راهور، تقویت نظارت فیزیکی و برخورد با متخلفان تأکید دارد. بهره گیری از رسانه ها برای ارتقای فرهنگ ترافیکی و آگاهی بخشی به رانندگان در خصوص بررسی وضعیت فنی خودرو پیش از سفر نیز از راهکارهای کلیدی کاهش تصادفات محسوب می شود .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان