ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۱۰۱.

مروری سیستماتیک بر فرآیندهای برهم کنش دانش و عمل برنامه ریزان شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
در پی بحران اعتماد به حرفه مبتنی بر عقلانیت فنی، در عرصه برنامه ریزی شهری، شکاف میان نظریه (دانش صریح) و عمل مطرح شده است. هدف این پژوهش، در چارچوب مرور سیستماتیک، شناسایی و قیاس رویکردهای رابطه میان دانش و عمل برنامه ریزان شهری و بسط آن ها در اندیشه و عمل برنامه ریزی است. بدین منظور، از طریق راهنمای عمل پریزما، 584 منبع از پایگاه های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و ایرانداک با جستجوی کلیدواژه ها در محدوده زمانی تا پایان سال 2022 میلادی به دست آمد و سپس با مرور به ترتیب عنوان، چکیده و تمام متن آن ها، 44 منبع برای سنتز انتخاب شد. در ادامه، با استفاده از ابزارهای VOSviewer، Scholar GPT و Excel، مطالعات منبع شناختی و تلفیقی روی این منابع انجام گرفت. در مطالعات تلفیقی، پس از کدگذاری، چهار رویکرد شناسایی شد. رویکرد عمل محور با تأکید بر دانش ضمنی، قائل به دانش صریح در عمل نیست و تقریباً در مقابل رویکرد پرکسیس محور است. در میان این دو، رویکردهای پیشایندی و تأملی با میزان معکوسی از اتکا به دانش صریح و ضمنی هستند. این رویکردها بازتابی از گفتمان ها و ساختارهای تصمیم گیری متکثر موقعیت مبنا در اندیشه و عمل برنامه ریزی هستند.
۱۰۲.

تبیین سازوکارهای بازتولید نابرابری در سیاست گذاری های مرتبط با سکونتگاه های غیررسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۹
سکونتگاه های غیررسمی یکی از نمادهای بارز نابرابری فضایی در شهرهای معاصر ایران اند. اغلب مطالعات موجود در حوزه سکونتگاه های غیررسمی به توصیف وضعیت موجود یا ارائه راهکارهای فنی محدودشده و کمتر به تحلیل گفتمان های پنهان در سیاست گذاری های مرتبط پرداخته اند. پارادایم حاکم بر پژوهش انتقادی و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی 9 سند سیاست گذاری شهری مرتبط جهت جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. هدف شناسایی سازوکارهای پنهانی که از طریق زبان، منجر به بازتولید نابرابری، حذف مشارکت مردمی و مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت موجود می شوند، می باشد. یافته ها نشان می دهد سه گفتمان اصلی بر این اسناد حاکم است. گفتمان تکنوکراتیک-نئولیبرال که ساکنان را به «داده آماری» یا «مصرف کننده خدمات» تقلیل داده و نابرابری فضایی را بازتولید می کند. گفتمان عدالت نمادین/مشارکت صوری که در آن مشارکت مردمی در سطحی نمایشی و غیرواقعی باقی می ماند و گفتمان مشارکتی-عدالت محور که گرچه کوشیده مفاهیمی چون «توانمندسازی»، «حق به شهر» و «مشارکت واقعی» را وارد ادبیات سیاست گذاری کنند، اما در عمل ساختارهای متمرکز مانع تحقق آن شده و مشارکت مردمی در سطحی نمایشی باقی مانده است. درمجموع، نتایج حاکی از آن است، تغییرات زبانی و گفتمانی سیاست ها به اصلاح ساختارهای نهادی و توزیع واقعی قدرت منجر نشده و عدالت فضایی همچنان در سطح شعار باقی مانده و سکونتگاه های غیررسمی در ایران محصول گفتمان ها و ساختارهای قدرتی اند که نابرابری فضایی و اجتماعی را بازتولید می کنند. این مطالعه با روشن ساختن سازوکارهای پنهان بازتولید نابرابری، چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در سیاست های شهری ایران و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی و عادلانه تر فراهم می آورد.
۱۰۳.

مبانی و مصادیق حریم در شهر ایرانی-اسلامی از منظر حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه: مفهوم حریم همواره در زندگی انسان ها چندبعدی بوده و درک صحیح آن به حفاظت از حقوق افراد و ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه اسلامی کمک می کند. احکام اسلامی نیز که بیانگر طریقه مناسب بروز حقوق اسلامی هستند، نقش مهمی برنامه ریزی شهرهای ایرانی-اسلامی دارند و ارتباط حریم ذهنی را با دنیای عینی برقرار می کنند. از همین حیث انتظار می رود شهر ایرانی-اسلامی به منظور فراهم کردن بسترِ کمالِ شهروندان، حریم را توامان در ابعاد فیزیکی و ذهنی آن مدنظر قرار دهد. بنابراین در مطالعه حاضر به تبیین جایگاه و الزامات حقوق اسلامی به عنوان یک اصل اساسی در مواجهه با مفهوم حریم در شهر ایرانی-اسلامی پرداخته می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین مبانی و مصادیق حریم در شهر، شناخت الزامات احکام اسلامی و قواعد حاکم بر حریم، در شهر اسلامی-ایرانی انجام می شود. روش شناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های موردِاستفاده از روش کتابخانه ای، اسنادی و عکس برداری حاصل شده اند. به منظور افزایش روایی و پایایی یافته ها، دسته بندی های انجام شده در ارتباط با حقوق چهارگانه و مؤلفه های شهرسازی، با بازبینی تعدادی از خبرگان حوزه فقه شهری و شهرسازی اسلامی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها و بحث: حقوق اسلامی حاکم بر مفهوم حریم در چهار دسته حق الله، حق النفس، حق الناس و حق به محیط زیست قابل مطالعه هستند. احکام اعتباری آن ها که تحت عنوان مولفه های شهرسازی نام برده می شوند، در ابعاد کالبدی، منظر، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی، کاربری، طبیعی، دسترسی و مدیریتی-سیاسی هستند. نتیجه گیری: الزامات احکام ثابت در مواجهه با مفهوم حریم در الزامات اجتماعی ((حرایم شخصی (فرد)، خانوادگی، همسایگی و محله ای))، کاربری (حرایم کاربری های مسکونی و مذهبی)، فرهنگی (حرایم فرهنگی از جمله سنن و ارزش های معنوی افراد)، کالبدی-فضایی (حرایم راه ها، معابر و...)، طبیعی (حرایم درختان، حیوانات و...)، منظر شهری (حرایم آسمان، زمین و...)، اقتصادی (اموال مسلمانان) و حرایم مدیریتی-حقوقی دسته بندی شده و در مطالعات شهر اسلامی-ایرانی به عنوان رویکرد کلی مطالعات قابل استفاده هستند.
۱۰۴.

نقش منظره شهری در تصویرگری کتاب های کودک معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۶
از آن جا که رشد ذهنی کودک در دنیای معاصر محور تمرکز مطالعات جهانی است و رشد و باروری وی مسیر شکوفایی شخصیتی وی را طی می کند. تصویرسازی همراه با رشد روزافزون تکنولوژی و تولید خلاقانه کتاب ها توسط تصویرگران صورت می پذیرد، یکی از روش های بالندگی ذهنی برای کودک است. دستیابی به احساسی عمیق از تصویرسازی و ادراکی سامان یافته از روابط و اصول حاکم بر تصویر همچون عناصر بصری و فضاسازی و در نهایت شناختی متعادل، الفبای ورود به تصویرسازی است که با تخیل امکان پذیر است. تصاویر در کتاب های کودک جنبه آموزشی را نیز در بردارند. یکی از آن آموزش ها آشنایی کودکان با فضاسازی برای مناظر شهری است. هدف پژوهش، قابلیت عملکرد منظره شهری در تصویرسازی و ارتباط آن با ادراک و رشد ذهنی کودک با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع مکتوب است. از این رو با ذکر نمونه های تصویری از تصویرگران معروف ایرانی ویژگی مناظر شهری در کتاب کودک مورد تحلیل قرار می گیرد. اطلاعات ضروری پژوهش، به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده و به روش تحلیل محتوا در جهت تبیین نقش مناظر شهری در رشد ذهنی کودک پژوهش پیش می رود. پژوهش در پی پاسخگویی به پرسش های مطرح شده ذیل است: تصویرسازی با ترسیم منظره شهری بر رشد ذهنی کودک چه تاثیری دارد؟ تخیل پردازی در تصویرسازی مناظر شهری چگونه نمود یافته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که مناظر شهری در کتاب های کودک ایرانی با هماهنگی بین متن و تصویر ترسیم شده اند و دارای ابعاد و قابلیت هایی هستند که اگر با تخیل و آشنایی با فرهنگ محیطی همراه باشد در جهت آموزش و رشد ذهنی کودک کاربرد دارند.
۱۰۵.

اثر شاخص های ناپایدار حرارتی جداره های ساختمانی بر میزان مصرف انرژی؛ بررسی موردی: خانه مسکونی در اقلیم گرم و خشک بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۴۷
انتقال حرارت ازطریق جداره های ساختمان ها سهم زیادی در میزان مصرف انرژی دارند و عملکرد حرارتی آن ها در برقراری آسایش حرارتی فضاها مؤثر است. انتقال حرارت جداره ها به طور مستقیم بر میزان بار حرارتی ساختمان تأثیرگذار است. در این پژوهش تلاش شده که بتوان با تشخیص رفتار حرارتی مصالح در کاهش مصرف انرژی ازطریق جداره های خارجی، به عملکرد مطلوبی دست یافت. در شرایط ناپایدار حرارتی شاخص های متعددی چون ضریب انتشار حرارت، گرمای ویژه حجمی و ضریب سطح وجود دارند که با محاسبات، اثر هرکدام بر میزان مصرف انرژی ساختمان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که ضخامت مؤثرتر از نوع مصالح به کار رفته در جداره است. پذیرش حرارتی، ضریب سطح و زمان انتقال حرارت به هوای داخل، با ضخامت جداره ارتباط محسوسی ندارند. همچنین، با طراحی واحد مسکونی در اقلیم بیرجند، اثرات هریک از شاخص های ناپایدار حرارتی در میزان مصرف انرژی شبیه سازی شد. نتایج نشان داد که شاخص های ضریب انتشار حرارت، پذیرش حرارتی و گرمای ویژه حجمی، اثرات مستقیم و ضریب سطح، زمان تأخیر تابشی آن و زمان انتقال حرارت به هوای داخل اثرات معکوسی بر میزان مصرف انرژی سرمایش و گرمایش دارند. شاخص های ضریب کاهش و زمان تأخیر آن، اثر محسوسی بر مصرف انرژی ساختمان نداشته اند.
۱۰۶.

آزمون گاه معماری؛ رویکردی نوین در بازآفرینی تصویری مکان های ناپیدا در شهرهای کهن (مطالعۀل موردی: بناهای مذهبی شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۹
بیان مسئله: شهرهای معاصر نیازمند هویت مندی و هویت یابی مکان های تاریخی شان هستند و در این راستا بازیابی مکان های ناپیدا حائز اهمیت است، مقصود از مکان های ناپیدا در این پژوهش، بناهای واجد ارزش تاریخی اند که اکنون نمودِ کالبدی یا وجود ندارند.هدف پژوهش: هدف پژوهش ارائه گونه ای متفاوت از تاریخ شفاهی ذیل مطالعات میدانی است که نه تنها شنیداری، بلکه واجد جنبه های دیداری است، رویکردی نوین که وابستگی بسیار به کنش و واکنشِ شاهد (مصاحبه شونده) و میدان پژوه (مصاحبه کننده) دارد؛ و حرکت فیزیکی/ ذهنی در فضا-زمان، بازشناسی پلان یا روندِ توسعه فرم ساختمان ها، و عناصر و جزئیات بناهای کهن را نشانه می گیرد، که پژوهش حاضر آن را «آزمون گاه معماری» می نامد. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و به روش کیفی صورت گرفته، و نمونه گیری به صورت مرحله به مرحله با ترکیب سه شیوه آسان، گلوله برفی و هدفمند انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش از بُعد کالبدی- فضایی، ابنیه مذهبیِ شهر رشت از دوره صفویه تا پهلوی دوم است؛ و از بُعد نیروی انسانی، شاهدان محلی و سالخوردگانی هستند که عامل اجرا و یا شاهد رویدادهای مرتبط با این بناها بوده اند.نتیجه گیری: تحلیل یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرایط آزمون گاه معماری، تجربیات زیست شده شاهدان با هدایت میدان پژوه، در گام هایی روشمند با ارائه و آزمون فرضیه هایی، از طریق مکان مند شدن فضای ذهنی شاهدان و معنادار شدن این مکان ها، منجر به انکشاف روند تغییرات و توسعه بناهای کهن در ادوار تاریخی در محدوده پژوهش شده، و چارچوبی علمی را عرضه داشته که چگونگی کارکرد آزمون گاه معماری برای رهیافت به بازآفرینیِ تصویری مکان های ناپیدا و شناسایی فضاهای گمشده ی در برگیرنده این مکان ها (مانند: خاطرات شاهدان و رویدادهای مرتبط با انها) در شهرهای کهن را نشان می دهد.
۱۰۷.

بررسی تأثیر تغییرات فصول بر قابلیت های ادراک بدنمند بر رفتار (مورد مطالعاتی: فضای درکه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۴۷
بیان مسئله: روانشناسی محیطی به عنوان یک حوزه علمی گسترده پیرامون یافتن نحوه و نوع ارتباطات انسان با محیط احاطه کننده اوست یا به زبان ساده تر نحوه رفتارهای انسان در فضا که تحت تأثیر قرارگیری در محیط رفتاری است را بررسی می کند. این بحث که انسان به عنوان بخشی از محیط نقش ایفا می کند و کلیه رفتارهای او بر فضای پیرامونی تأثیر می گذارد و از آن تأثیر می پذیرد یک حقیقت بلامنازع است اما این امر که چرخه مورد نظر، تحت تأثیر عوامل محرک حسی این تجارب را می آموزد یا تحت تأثیر کدام محرک ها تغییر رفتار می دهند، یک پرسش اساسی است. هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال ارتباطات میان ادراک ناشی از مناظر بصری فضا و نحوه تغییرات در الگوهای رفتاری فردی یا جمعی است. به همین دلیل نیز از فضای درکه، به عنوان یک فضا باوجود مناظر حسی متنوع و گسترده با جامعه مخاطبین مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده شده است.روش پژوهش: این پژوهش از دو روش کیفی مطالعات قوم نگاری (رفتارنگاری) و همچنین پیاده روی حسی برای بررسی مقرهای حسی- رفتاری استفاده کرده است که در بازه های زمانی مختلف در فصول بهار و تابستان، به بررسی تغییرات رفتاری و مناظر حسی پرداخته است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که تغییرات مناظر حسی در فصول بهار و تابستان به شکل محسوسی بر رفتارهای انسانی در فضای درکه تأثیرگذار است. در فصل بهار، حس بویایی و بینایی غالب بوده و با تقویت تعاملات دوستانه و رفتارهای لحظه ای، الگوهای جاری رفتاری را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل آن در تابستان، حس بساوایی به واسطه تغییرات اقلیمی فعال تر شده و تعاملات فردی با غریبه ها را پررنگ تر کرده است. این تغییرات حسی در ارتباط مستقیم با ویژگی های کالبدی محیط و چرخه های زمانی قرار داشته و نشان دهنده اهمیت برنامه ریزی محیطی برای ارتقای کیفیت فضاهای جمعی است. به طور کلی، تحریکات حسی مختلف در کنار عناصر کالبدی، بستری برای شکل گیری و تنوع الگوهای رفتاری فراهم می کنند.
۱۰۸.

A Comparative Study of Open Spaces in Mixed and Linear Residential Complexes and Their Impact on Elderly Mental Health in Isfahan(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۷
Open spaces play a crucial role in enhancing the quality of life and supporting the mental well-being of older adults. This study examines both physical and non-physical differences in the open spaces of residential complexes designed according to two distinct patterns—mixed and linear—and investigates how these differences relate to the mental health of elderly residents. A mixed-methods approach was used, combining qualitative interviews with quantitative surveys. The study focused on two case examples in Isfahan: the Moshtagh Farhangian Residential Complex (a mixed pattern) and the Aftab Twin Towers (a linear pattern). The results show that several physical factors—such as accessibility to pedestrian and bicycle paths, environmental quality, safety of open spaces, and the presence of natural elements like greenery and water features—and non-physical factors—such as social interaction, individual and group participation, physical activity, and perceived security—have a significant impact on the mental health of elderly residents. However, the importance and effect of these factors differ between the two design patterns. Mixed-layout complexes offer better access, stronger social ties, and superior environmental quality than linear designs, which often suffer from repetitive layouts and poor indoor-outdoor integration, despite their visual appeal. Effectiveness depends on open space placement. These insights can help architects and urban planners design residential complexes that are more functional and supportive of the well-being of older adults.
۱۰۹.

بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر معماری ایران از نگاه سفرنامه نویسان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
بیان مسئله: در دوره صفویان گروه های مختلفی از اروپا به ایران وارد شدند و برخی از خود سفرنامه هایی به جا گذاشتند که علاوه بر ستایش فرهنگ، خلقیات و آثار معماری ایرانیان، نکاتی از وضعیت نابسامان شهرها و ساختمان ها در آن ها دیده می شود که در کنار برخی توصیفات از روحیات و رفتارهای خارج از اخلاق پذیرفته شده، نشانه هایی از جامعه نابسامان، بی هنجار یا آنومیک و معماری برآمده از آن را به دست می دهد. چنین گزارش هایی از جنبه های پنهان معماری ایرانی، تصویری کمتر شناخته شده از حیات و نابودی ساختمان ها را به نمایش می گذارد که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه اَبَر-روایت شکوه و عظمت معماری ایران، کانون توجه و بررسی قرار داده نشده اند. این در حالی است که معماری هر سرزمینی، مانند سایر دستاوردهای آن نیاز به نقد و آسیب شناسی دارد. هدف پژوهش: برای حل این مسئله، با کمک علم جامعه شناسی و استفاده از نگرش «نقادانه» و از «بیرون» به «درون» سفرنامه های غیرایرانی به جامعه و معماری ایران، در جهت شناخت و تصویر ابعاد پنهان معماری آن در شرایط آنومیک، استفاده شده است. روش پژوهش: برای دستیابی به هدف فوق، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 27 عنوان سفرنامه منتخب از دوران صفویان پرداخته و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از رویکرد تفسیری-تاریخی به نتایج نهایی منتهی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، مواردی چون ساختن ابنیه جدید به جای مرمت آثار موجود، تخریب بناها به دلیل خرافات، سپردن ساختمان ها به دست تقدیر، عدم رسیدگی به ابنیه موجود، عدم مرمت ساختمان های دیگران، بناکردن بی کارکرد و بی دلیل بناها و عدم سرمایه گذاری روی ساختمان ها را آشکار می کند که برآمده از جامعه ای با اقلیمی خشن، حکومتی مستبد، دچار بی قانونی و متأثر از باورهای خرافی بوده که مردمان آن را به سوی رفتارهای آنومیک سوق داده است.
۱۱۰.

تحلیل مستندات علمی در زمینه آموزش نقد معماری: مطالعه مرور دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۶
با وجود اهمیت نقد در فرایند آموزش معماری، پژوهش های پیشین نشان دهنده وجود شکاف های قابل توجه در تبیین مبانی نظری، شیوه ها و الگوهای آموزش نقد در این زمینه است. این موضوع نه تنها درک جامعی از ابعاد مختلف نقد در فضاهای دانشگاهی را دشوار ساخته، بلکه توسعه شیوه های مؤثر آموزش نقد را نیز محدود کرده است. این پژوهش به تحلیل و بررسی مستندات علمی مرتبط با آموزش نقد معماری می پردازد. هدف اصلی این مطالعه بر شناسایی روندهای کلیدی، کاستی های پژوهشی و گسترش مفاهیم موجود در این حوزه متمرکز است تا زمینه ای برای پیشبرد دانش و روش های آموزشی فراهم آورد. این پژوهش به روش مرور دامنه ای انجام شده، یک مطالعه کاربردی است و بر تحلیل محتوای 24 مقاله منتخب از پایگاه های استنادی وب آو ساینس، اسکوپوس و ساینس دایرکت استوار است. روش شناسی شامل تحلیل کلیدواژه ها، استخراج الگوهای اصلی و فرعی و بررسی جامع منابع مرتبط است. یافته ها نشان می دهد که نقد معماری عمدتاً به عنوان ابزاری برای تقویت مهارت های طراحی در استودیوهای طراحی به کار رفته و «آموزش نقد» به مثابه یک مهارت مستقل به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. تحلیل واژگان کلیدی و هم واژگانی حاکی از تمرکز پژوهش ها بر «آموزش معماری» و «استودیو طراحی» و غفلت از مفاهیمی مانند «آموزش نقد» و «نقد نظری» است. این نتایج ضرورت گسترش چارچوب های نظری-عملی برای غنی سازی تجربه نقد و بررسی تأثیر بلندمدت نقد بر مسیر حرفه ای فارغ التحصیلان را برجسته می کند.
۱۱۱.

جنسیت و ادراک امنیت در پارک های محلی (نمونه موردی: باغ فیض تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: امنیت فضاهای عمومی برای گروه های مختلف جامعه یکسان نیست. مطالعات نشان می دهند که زنان در این فضاها احساس ناامنی بیشتری را نسبت به مردان تجربه می کنند. این تفاوت در ادراک امنیت می تواند بر نحوه استفاده از پارک ها و مشارکت اجتماعی تأثیر بگذارد. هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش جنسیت در تفاوت ادراک حس امنیت در پارک های محلی می پردازد. جنسیت در ارتباط با شش عامل کلیدی تعیین کننده احساس امنیت موردتوجه قرار گرفت تا مشخص شود کدامیک از این عوامل برای زنان اهمیت بیشتری دارد. روش شناسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی است و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل ۱۷۰ نفر از کاربران شش پارک محلی در محله باغ فیض تهران است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه شامل عوامل مؤثر بر ادراک امنیت پارک ها است: قابلیت رؤیت پذیری، نگهداری، پاکیزگی، حفاظت خارجی، سایر کاربران و امکانات حرکتی. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت های میان زنان و مردان تحلیل شد. یافته ها و بحث: زنان نسبت به مردان حساسیت بیشتری نسبت به عوامل شکل دهنده حس امنیت در پارک های محلی دارند و میانگین ادراک امنیت آن ها در اکثر عوامل بالاتر از مردان است. هشت عامل (روز روشن، نورپردازی مصنوعی، امکان دیده شدن و دیدن دیگران، گشت های پلیس، نظارت ویدیویی، وضعیت تجهیزات، مسیرهای پارک و حضور کاربران مزاحم) به عنوان مهم ترین عوامل امنیتی شناسایی شدند. تفاوت آماری در ادراک کلی امنیت بین زنان و مردان مشاهده نشد، اما تفاوت های معنادار جنسیتی در سطح عوامل خاص آشکار شد. همچنین، ویژگی های مکانی پارک ها، تأثیر قابل توجهی بر ادراک امنیت زنان داشتند. نتیجه گیری: ادراک امنیت زنان در پارک های شهری تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل کالبدی، محیطی و اجتماعی قرار دارد. امنیت موضوعی است که به عنوان ماهیتی چندبعدی و پیوسته باید موردتوجه طراحان و برنامه ریزان و مدیران شهری قرار داشته باشد.
۱۱۲.

پیکره بندی فضایی مسکن معاصر: مرور نظام مند مفاهیم و زمینه های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
خانه نماینگر ارزش ها، عقاید فرهنگی و اجتماعی ساکنان است. باتوجه به توسعه ابعاد مطالعات علمی و پژوهشی در زمینه های مختلف روانشناسی معماری به خصوص مسکن، بررسی سیر حرکت اندیشمندان و موضوعات مطالعه شده می تواند مؤیدی بر نیازهای تحقیقاتی آتی در حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی باشد؛ این مقاله می کوشد با اتخاذ روش مرور نظام مند، مقالات پژوهشی داخلی کشور حدفاصل سال های 1403 تا 1380 با محوریت موضوعی پیکره بندی مسکن را شناسایی و یافته های آن را در چگونگی تبیین این مفهوم و عوامل تأثیرگذار بر آن تحلیل نماید و راهکاری برای بهبود کیفیت مطالعات بعدی در جهت افزایش تعمیم پذیری برون داد مطالعات در نشریات ارائه نماید. ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ روش ﮐﯿﻔﯽ از ﻧﻮع ﻣﺮور ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. در جستجوی اولیه با استفاده از روش «مرورنظام مند» چارچوب کلی مفاهیم مرتبط با حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی و ارتباط معنایی میان دو حوزه، 55064 ﭘﮋوﻫﺶ طبقه بندی که 2747 پژوهش در گروه هنر و معماری را در ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﻓﺖ. پس از بررسی و پایش 289 مقاله استخراج و با استفاده از از بیانیه پریزما، مستندات مرتبط با «پیکره بندی مسکن» که در برگیرنده جنبه های کالبدی و روانشناسی - ادراکی انتخاب شدند. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی فضایی مسکن» با تاکید بر ادراک جنسیتی در سازمان دهی فضایی مسکن تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این مولفه بیش تر بر ابعاد کمی تمرکز و فارغ از جنسیت به بررسی ابعاد این حوزه پرداخته اند. ارزیابی آماری نتایج، بیانگر آن است که از میان 14 موضوع شناسایی شده، تمرکز مطالعات در نشریات علمی-پژوهشی بیشتر روی مباحث «ساختارفضایی» و «تجربه زیسته- حس مکان» و اغلب به شیوه کیفی (توصیفی- تحلیلی) است. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی مسکن» بر روانشناختی بودن این پیوند و پیامدهای رفتاری فارغ از جنسیت تأکید شده و سازوکارهای روانشناختی عمیق در ابعاد احساسی و شناختی- ادراکی تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این پیوند بیش تر بر ابعاد انسانی و مکانی تمرکز داشته اند. خلاء تئوری ادراک جنسیتی و مکان دستیابی به نتیجه واجد انسجام نظری را دشوار کرده است.
۱۱۳.

تحلیل چیدمان های شیرین عابدینی راد در گفتمان فضا از محیط تا زمینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
بیان مسئله: تحولات اخیر در هنر چیدمان، مفهوم فضا را از یک بستر صرفاً نمایشگر به عنصری پویا و تعاملی تغییر داده است. در این میان، آثار شیرین عابدینی راد با استفاده از آینه و بازتاب، رویکردی نوین در بازتعریف فضا ارائه می دهند. بااین حال، نحوه تأثیر این عناصر بر درک فضا و مشارکت مخاطب کمتر بررسی شده است. این پژوهش با هدف پرکردن این خلأ پژوهشی، به بررسی نقش آینه و بازتاب در چیدمان های شیرین عابدینی راد پرداخته و تأثیر آن را بر دگرگونی مفهوم فضا، تعامل مخاطب و شکل گیری معنا تحلیل می کند.هدف پژوهش: بررسی نقش آینه و بازتاب در چیدمان های شیرین عابدینی راد و تحلیل تأثیر آن بر دگرگونی مفهوم فضا، تعامل مخاطب و شکل گیری معنا است. این بررسی با تکیه بر نظریه های هنری کاپرو، لیخت، سلانت و جانستون و در نظر گرفتن بستر اجتماعی و نقدهای نهادی انجام می شود.روش پژوهش: توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای، مشاهده مستقیم و تحلیل آثار منتخب عابدینی راد انجام شده است. در این تحقیق، از نظریه های هنری کاپرو، لیخت، سلانت و جانستون به عنوان چارچوب نظری برای بررسی تعامل میان فضا، نور و آینه بهره گرفته شده و تحلیل نقدهای نهادی و بستر اجتماعی هنر نیز در نظر گرفته شده است.نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد که استفاده از آینه در این چیدمان ها، نه تنها مرزهای فیزیکی و ادراکی فضا را دگرگون ساخته، بلکه مخاطب را از یک نظاره گر منفعل به عنصری فعال در فرایند درک و تفسیر اثر تبدیل کرده است. براساس نظریات کاپرو درباره مشارکت مخاطب و دیدگاه لیخت درخصوص پویایی فضا، می توان نتیجه گرفت که آثار عابدینی راد، فضا را از یک بستر ایستا به محیطی سیال و چندلایه تبدیل می کنند. این ویژگی، علاوه بر ایجاد تجربه ای تعاملی، بستری برای نقد ساختارهای اجتماعی و نهادی نیز فراهم می آورد. 
۱۱۴.

بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر (نمونه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
فضاهای معماری نقش و تاثیر مهمی در جهت رفع نیازهای مادی و معنوی شهروندان دارند. از سوی دیگر تغییر در ساختار فضاهای معماری و شهرسازی بر تعاملات اجتماعی شهروندان که یکی از نیازهای اساسی بشر است، اثرگذار بوده و این تغییر ساختار با نظریه پیکره بندی فضایی که اساس آن نحوه ارتباط بین رفتار اجتماعی و ساختار فضایی فضاهای معماری و شهری است، قابل بحث و بررسی می باشد.لذا، هدف اصلی این مقاله بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر در شهر قزوین می باشد. مقاله حاضر بر اساس ماهیت و قلمرو موضوعی در حوزه مقاله های کاربردی_توسعه ای و از نظر روش انجام مقاله توصیفی-تحلیلی است. تحلیل مبتنی بر مطالعات پیمایشی بر اساس مدل رگرسیون جغرافیایی موزون و مدل رگرسیون معمولی می باشد. جامعه آماری نیز شامل کلیه کاربران استفاده کننده از فضا در بازار سنتی شهر قزوین و مجتمع تجاری البرز و مهر و ماه قزوین بوده است که حجم نمونه براساس حداقل حدنصاب مقاله های توصیفی برابر 100 نفر در نظر گرفته شده است. بر اساس نتایج پژوهش مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر اثرگذار است، ولیکن در مجتمع تجاری سنتی میزان اثرگذاری هم پیوندی، عمق، اتصال، انتخاب و دسترسی بیشتر و در مجتمع های تجاری مدرن اثرگذاری مؤلفه های وضوح، اتصال، هم پیوندی و دسترسی بیشتر بوده است. به طور کلی مؤلفه های پیکره بندی فضایی شامل عمق، هم پیوندی، دسترسی، اتصال،وضوح، کنترل، انتخاب و ادارک فضایی می باشد که بر اساس تحلیل هریک می توان ویژگی ادراکی کاربران از فضا را مطرح نمود.
۱۱۵.

ظرفیت و کارکرد دیوارنگاری درتعامل و بهسازی فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
بیان مسئله: در زندگی شهری معاصر مهم ترین عناصر موجود در یک شهر، بناها و ساختمان های آن است که زیبایی، هماهنگی و موزون بودن آن ها می تواند علاوه بر زیبا سازی محیط و فضای شهری، آسایش و سلامت ذهنی و روحی شهروندان را در پی داشته باشد. یکی از اصول اصلی شهرسازی، پرداختن به جنبه های زیبایی شناسانه است که اقدامات مرتبط با آن در بستر برنامه های راهبردی و عملیاتی در شهرها صورت می گیرد. اما مسئله ناهنجاری های بصری و ناهمگونی های عناصر محیطی و المان های شهری در اختلاط و امتزاج با ساخت وسازهای معماری و شهرسازی، معضلی است که مسئولین شهری بسیاری از کلان شهرها امروزه با آن روبه رو هستند. هدف: با توجه به ارتباط بسیار نزدیک هنر و شهر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ظرفیت ها و قابلیت های دیوارنگاری شهری و تبیین کارکرد و نقش آن در کمک به سامان دهی عناصر بصری و زیبا سازی، هماهنگ سازی و هویت بخشی به محیط های شهری است. روش: روش این پژوهش بر اساس مشاهدات عینی و گردآوری اطلاعات و مستندات به صورت کتابخانه ای، با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. یافته ها: دیوارنگاری شهری به عنوان گونه ای از هنرهای تجسمی که عمدتاً بر روی دیوارها و بناهای معماری و فضا های شهری شکل می گیرد، بر اساس ماهیت وجودی اش و نوع ارتباط و وابستگی اش به دیوار و معماری و فضاهای شهری، دارای کارکردهای متنوع و گسترده ای است که در حوزه های مختلفی چون هنرهای تجسمی، معماری، شهرسازی و حتی علوم اجتماعی و ارتباطات قابل مشاهده و بررسی هستند. نتیجه گیری: دیوارنگاری شهری به موجب ماهیت عمومی و ظرفیت ارتباطی و استقرارش در محیط های شهری، امکان بیان و انتقال گسترده پیام در آثار و فضاهای شهری را فراهم می آورد و ضمن این که در امر هویت بخشی، به اشاعه، تحکیم و بازآفرینی هویت شهری نیز کمک می کند. همچنین دیوارنگاری، علاوه بر کارکرد تزئینی و زیباسازی فضاهای شهری، می تواند ضمن کنترل و کاستن ناهنجاری ها و آلودگی های بصری، به عنوان عامل مهمی به منظور تلطیف بناها و سازه ها، ایجاد حس آسایش و آرامش بصری، آفرینش زیبایی و هماهنگی شکل و ریتم در آثار معماری و زیباسازی شهری نقش ارزشمندی ایفا کند. از این رو دیوارنگاری را می توان نوعی هنر چندوجهی دانست که اساساً ماهیت مشارکتی دارد و هماهنگی با محیط فضایی که در آن قرار می گیرد خواهد داشت و با توجه به عملکرد و کارآیی آن در حوزه های زیباشناختی، هویت بخشی و ارتباطی، در زیباسازی محیط و توسعه زندگی شهری نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کند.
۱۱۶.

تحلیل ساختاری-تفسیری شاخص های مسکن پایدار در محلات شهری (مطالعه موردی: محله ی سنگی-شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
مسکن پایدار یکی از مفاهیم بسیار مهم به منظور ارتقاء عدالت اجتماعی و محیطی و بهینه سازی مصرف انرژی است، که در ایران و به ویژه در شهر بوشهر، به طور جدی مورد بررسی و اجرا قرار نگرفته است. به این منظور این پژوهش با هدف شناسایی کلیدی ترین شاخص های مسکن پایدار در محله ی سنگی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از مدل سازی ساختاری تفسیری برای تحلیل و اولویت بندی روابط درونی شاخص ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به خدمات و مطلوبیت نما و فرم داخلی به عنوان مؤثرترین شاخص ها در ارتقای پایداری مسکن در محله ی سنگی شناسایی شده اند. همچنین شاخص های زیست محیطی و اجتماعی به طور همزمان و با تأثیر متقابل، بر موضوع موثر هستند. در نتیجه این پژوهش با ارائه چارچوبی کاربردی برای شناسایی و اولویت بندی شاخص های پایداری، مبنای ارزشمندی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت تدوین برنامه های جامع مسکن پایدار فراهم می آورد.
۱۱۷.

تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.
۱۱۸.

Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۴
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
۱۱۹.

تاثیر مولفه های فرهنگی در شکل گیری معماری بومی کردستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۲
در صورت داشتن مؤلفه های سنت می توان یک پدیده یا اتفاق بومی را سنتی نیز نامید ولی لزوماً اتفاقات سنتی بومی نیستند. هر محدوده جغرافیایی می تواند بستر وقایع بومی خود در طول تاریخ باشد. هر اتفاقی که در یک محدوده فیزیکی و جغرافیایی رخ می دهد می تواند یک اتفاق بومی باشد به شرط اینکه توسط عوامل محیطی و محلی آن جغرافیا روی دهد. هر اتفاقی که در زمان و مکان خاص روی دهد و در طول زمان تداوم پیدا کند تبدیل به سنت می شود هر چند در لحظه اولیه وقوع یک بدعت و نوآوری بوده باشد. هدف تحقیق حاضر تعیین میزان تأثیر مولفه های فرهنگی بر معماری بومی کردها در کرستان ایران می باشد. روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی بوده و روش بکار گرفته شده برای تحلیل، کیفی و کمی بوده است. مولفه فرهنگ به عنوان یکی از دو مولفه با بیشترین اثرگذاری در معماری بومی منطقه در سه ساختار کلان، میانه و خرد مورد تحلیل قرار گرفت. در هرکدام از دسته بندی ها سازمان کالبدی، فعالیتی و سیما و منظر بررسی شد. در نهایت مولفه های فرهنگی و زیر مولفه های اصلی آن در سازمانهای فضایی یاد شده با مثال های عینی موجود در محیط تطبیق داده شدند. بیشتر تحلیل ها با گفتمان رایج صاحب نظران موضوع راستی آزمایی شدند. نتیجه نهایی به این مهم اذعان دارد که هرچند مولفه های زیادی بر ساختار معماری بومی کردستان اثرگذار هستند اما فرهنگ یکی از مهمترین مولفه های اثرگذار به حساب می آید.
۱۲۰.

چارچوب تصمیم گیری برای انتخاب پروژه های پایدار بیمارستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۰
بیمارستان ها به عنوان زیرساخت های حیاتی نظام سلامت، علاوه بر کارکردهای درمانی، اثرات زیست محیطی گسترده ای دارند. در ایران، شکاف موجود میان شاخص تخت بیمارستانی (92/1 به ازای هر هزار نفر) نسبت به میانگین جهانی (28/3)، تقاضای فزاینده ای را برای احداث مراکز جدید ایجاد کرده است؛ بااین حال، فقدان چارچوبی بومی برای انتخاب پروژه ها با رویکرد پایداری، یک چالش استراتژیک محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف پرکردن این خلأ، چارچوبی جامع برای اولویت بندی پروژه های بیمارستانی پایدار پیشنهاد می کند. ابتدا معیارها و شاخص های پایداری از طریق مرور سیستماتیک و روش دلفی استخراج شدند. سپس با استفاده از روش بهترین–بدترین (BWM)، وزن و اهمیت نسبی معیارها بر اساس نظر خبرگان تعیین گردید. در گام بعد، پروژه ها با روش مارکوس (MARCOS) ارزیابی و رتبه بندی شدند. مطالعه موردی بر نه پروژه بیمارستانی سطح سه در کشور اجرا شد. نتایج نشان داد بعد اجتماعی نسبت به بعد زیست محیطی در اولویت قرار دارد و در حوزه های پایداری نیز سلامتی و بهداشت بیشترین اهمیت را داشته و پس ازآن، آسایش و انرژی قرار می گیرند. چارچوب پیشنهادی با فراهم سازی مبنایی کمی برای ارزیابی و رتبه بندی پروژه های بیمارستانی، ابزار مؤثری برای تصمیم گیری بهینه و تخصیص هدفمند منابع در سطح سیاست گذاری سلامت فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان