بیرجند با جمعیتی برابر ۱۷۰ هزار نفر، شهر کوچکی در جنوب خراسان است. ساختار شهر حاصل ترکیب دو فرم ساختاری مختلف است: بافت ارگانیک و بافت شطرنجی. بر اثر ایجاد شبکه شطرنجی، بافت ارگانیک از نظر کارایی بافت دچار بی نظمی ها و دگرگونی هایی شده است. در بخش های منظم و شطرنجی، معابر اصلی از نظر عملکردی فعال بوده اما در بافت ارگانیک، مناطق قدیمی پراکنده و ایزوله هستند.«گذر هفت منبر» نیز گذری تاریخی است که اگرچه هنوز دارای ویژگی های کالبدی است و در طول مراسم خاصی چون تاسوعا و عاشورا به شکلی پویا و فعال عمل میکند، اما در طول زندگی روزمره مردم حضور کمرنگی دارد. در این مقاله سعی بر آن است که با استفاده از نقشه های ذهنی استفاده کنندگان از فضا، میزان درک ذهنی مردم، با به کارگیری تکنیک های مختلف اندازه گیری شود. از طریق آنالیز کامپیوتری و به کمک استفاده از تکنیک های چیدمان فضا، میزان دسترسی به حوزه های مختلف نیز اندازه گیری شده است. در انتها با پیشنهاد تقویت بناهای باارزش تاریخی گذر هفت منبر و تقویت ارتباط بین کل و جزء در ساختار کل شهر، امید است بتوان از شهری با فضاهای فعال تر و پویاتر بهره جست.
تراکم شهری نامطلوب یکی از معضلات و مشکلات اساسی شهرهای امروز است و می تواند منشا بسیاری از نابسامانی های دیگر نظیر توزیع نامتعادل خدمات شهری، ترافیک شدید، اشراف و غیره باشد. هدف این مقاله ارائه مدلی است که با استفاده از قابلیت ها و امکانات سیستم های اطلاعات زمینی و با فرض امکان شناسایی عناصر اصلی تراکم و بهره گیری از امکانات متعدد هندسی و توصیفی سیستم های مزبور در شفاف سازی عوامل تراکم شهری، تاثیر آنها را بسرعت و به دقت برای همه دست اندرکاران و مسئولین مربوطه آشکار و هویدا سازد. هرچند در پژوهش های قبلی در زمینه تراکم و رابطه ترافیک و فضای سبز با آن در محیط سیستم های اطلاعات زمینی موارد متعددی مورد بررسی قرار گرفته ولی در ارتباط با مدلسازی سیستم های فوق در رابطه با تراکم شهری به طور خاص اقدامی چشمگیر به عمل نیامده است. مدلی که تهیه شد به روش تحلیلی با کمی ساختن عوامل اصلی کالبدی، اقتصادی و اجتماعی مؤثر در تراکم شهری و نرمالیزه نمودن آنها نتایج مفیدی را در تشکیل مدل تراکم ارائه داد به صورتی که از مقایسه دو ساختار تراکم شهری در این مدل (در وضعیت موجود و مدل پیشنهادی) مزایای آن آشکار به نظر می رسد. علاوه بر این مدل مزبور در شهری از استان اصفهان (خمینی شهر) به صورت موفقیت آمیز مورد آزمایش قرار گرفت.
هدف از پژوهش حاضر، یافتن معیار های کالبدی و اجتماعی تاثیرگذار در شکل گیری خاطرات جمعی در شهر، و تدقیق آنها با مطالعه موردی شهر تهران است. نتایج مبانی نظری نشان می دهد که معیارهای مذکور به دو دسته اصلی «امکان شکل گیری رویدادها و تعاملات اجتماعی» و «امکان ثبت و انتقال خاطره و تاریخ شهر» تفکیک می شوند. هریک از این دو گروه به دو بخش «ساختار اجتماعی و سیاسی» و «ساختار فضایی و کالبدی» تقسیم می شوند. معیارهای فرعی تاثیرگذار در «امکان شکل گیری رویدادها و تعاملات اجتماعی» مربوط به ساختار اجتماعی و سیاسی شهر، شامل امنیت اجتماعی و محیطی، تنوع قومی، طبقات اجتماعی، وقوع رویدادهای تاریخی، برگزاری مراسم؛ و معیارهای فرعی مربوط به ساختار فضایی و کالبدی شهر، شامل وجود انواع فضاهای عمومی و پاتوق ها در مقیاس شهر و محله های آن هستند. همچنین، معیارهای فرعی تاثیرگذار در «امکان ثبت و انتقال خاطره و تاریخ شهر» مربوط به ساختار اجتماعی و سیاسی شهر، شامل ثبات و تداوم سکونت، تعلق به مکان و جایگاه شهر در ادبیات و سینما بوده و معیارهای فرعی مربوط به ساختار فضایی و کالبدی شهر، شامل حفظ بناهای تاریخی و محلات شهر، احداث یادمان های شهری و حفظ نام ها و اسامی هستند. رابطه متقابل معیارهای فوق، در جدولی معرفی شده که می تواند مبنایی برای امتیازدهی و سنجش روابط میان معیارها باشد.