طراحی شهری در ده? 1960 با هدف جستجو برای کیفیت شهر به وجود آمد. این جستجو تا به امروز نیز همچنان با دو هدف عملکردی و زیبایی شناختی ادامه یافته است. در کشور ما حرفه و رشته طراحی شهری به مفهوم امروزی آن، سابقه چندان طولانی ندارد. طی حدود 30 سالی که از معرفی این زمینه در کشور ما می گذرد، علیرغم تجارب متعددی که به دست آمده، نتایج مطلوبی عاید نشده و نمونه های موفقی ارائه نگردیده است. در این مقاله با تحلیل و ارزیابی دو نمونه طراحی (محور نواب در تهران و محور عمار یاسر در قم)، با استفاده از معیارهایی به مقایسه این دو پرداخته، و نگرشی نو در طراحی شهری ارائه خواهد شد. نگرشی که طراحی شهری را از حالت انفعالی به فعال، از شکل گرایی صرف به عملکرد-شکل گرا، از طرح- محوری به فرایند- محوری و از دستوری به تعاملی- مشارکتی تبدیل کرده، ارتقای واقعی کیفیت محیط شهری را هدف غایی خود قرار می دهد.
در دهه های اخیر، بسیاری از سازمان ها و نهادهای مدیریت و برنامه ریزی بر ترویج نوعی نگرش مشارکتی برای تشویق مدیریت و برنامه ریزی از"پائین به بالا" وتاکید بر اجتماعات محله ای به منظور توانمندسازی آنها و نظارت بر اقدامات توسعه ای تاکید داشته اند. مقاله حاضر که در پی تبیین نقش و جایگاه «رهیافت محله مبنا» به منظور استفاده از آن در نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری است سعی دارد که ضمن توضیح اجمالی چگونگی تغییر و تحول در پارادایم شهرسازی؛ عوامل بروز و ظهور نگرش جدید به مدیریت و برنامه ریزی شهری را بررسی کرده، مشخصه های رویکرد جدید را تبیین کرده و ظرفیت های آن را در نظام مدیریت شهری ارائه نماید. بررسی نظریات، دیدگاه ها، مشخصات و مفهوم برنامه ریزی محله مبنا نشان داد که رویکرد مذکور در جستجوی تعامل اجتماعی بوده و مشارکت بازیگران محلی را در دستور کار قرار داده است، تسهیل کننده و هماهنگ کننده بوده و کمتر به مداخلات کالبدی فضائی پرداخته و بانگاه فرایندگرا به پایداری تصمیمات در سطوح مختلف خواهد انجامید.
روش گروه بحث ها، روشی سیستماتیک جهت درک مسائل و مشکلات اجتماعی و یافتن راهکارهای مداخله از طریق مطرح کردن سؤالات خاص با جهتگیری های مشخص برای به دستآوردن اندیشه، عقاید و مسائل گروه یا گروه های اجتماعی هدف است. در این روش انجام مصاحبه حضوری و برگزاری جلسات با گروه های هدف با توجه به انتظارات تحقیق، صورت می گیرد. مقاله حاضر کاربرد این روش را در جهت بازخوانی و شناسایی مسائل موجود در محلات فقیرنشین و غیررسمی شهری شهر بندر عباس مورد توجه قرار می دهد. به کارگیری این روش در شناسایی مسائل بافت های غیر رسمی سکونتی در شهر بندر عباس، نشان داد با توجه به انجام طراحی درخت مساله، میزان انطباق نتایج با واقعیت های مقبول اجتماع محلی، که اساس حرکت برنامه ریزی را تشکیل می دهد، بسیار بالا بوده و می تواند به عنوان چارچوب قابل استناد در تدوین برنامه های مداخله مورد استفاده قرار گیردنکته مهم حاصل از اعمال این روش، دستیابی به ریشه های اساسی مشکلات اجتماع محلی نظیر فقدان نهادهای محلی و توجه به ظرفیت سازی گروه های هدف بود که در ابتدای مطالعات عمدتاً تصور می شد در چارچوب نیازهای عمرانی خلاصه شود.
درشمال کشور به دلیل وفور جنگل واستحصال راحت چوب های مناسب برای ساخت بنا، معماری مسکونی متفاوت ازدیگر نقاط ایران بروزنموده است. مقاله حاضر درخصوص ساخت یکی از انواع بناهای جلگهٌ مرکزی گیلان، یعنی بنای"شیکیلی"است که به اذعان مطلعین، اعجابیست از نحوه استفاده ازچوب درساختمان سازی سنتی روستایی. آنچه دراین نوشتار بیان شد خصوصیات ویژه اینگونه ازبناها در نحوه اجرا ومصالح موجود درآن می باشد،که با تکیه بر اطلاعات گردآوری شده از روستاهای این ناحیه است. چنانکه بخش اعظم این مطالب توسط افراد آگاه محلی بیان گردیده وبخشی نیز توسط مشاهده جزییات دربناهای قدیمی استحصال شده است.دراین مقاله به چگونگی ساخت بنای شیکیلی ازپی تا سقف پرداخته شده واجزای آن با نام های بومی هر جزء بیان گردیده است. همچنین درمورد اتصال و نوع تحمل وانتقال بار دراجزاء سازه ای،مختصر اشاره ای گردیده است وحسن انتخاب سازندگان بنا را در ارتباط بادانش فنی زمان خود بیان می کند. درپایان با یاری جستن از نکات مثبت معماری سنتی به ارائه برخی پیشنهادها برای معماری مسکونی امروز منطقه پرداخته شده است.
بازار یکی از ارکان اصلی اقتصادی، اجتماعی. فرهنگی و کالبدی شهر سنتی ایرانی است. فضای شهری ایرانی است که تعاملات اجتماعی را در بستری تاریخی فرهنگی پذیرا شده و واجد ارزش های کیفی و هنری والاست. نگرش علوم جدید در وهله اول به جنبه کارآیی و عملکردی و کمّی امور نظر دارد تا جایی که آن جنبه را حتی الامکان از همه معانی ضمنی کیفی اش منتزع می سازد. جهان ما به مثابه نسجی است که از رشته های به هم تنیده تار و پود فراهم آمده است. رشته های پود که افقی اند، مظهر روابط علّی، که از لحاظ عقلی قابل وارسی و کمّاً محدود اند محسوب می شوند و رشته های عمودی تار، با ذات کیفی امور مطابقت دارد. علم و نگرش شهرسازانه جدید عمدتاً در جهت افقی پود، تحول و تکامل یافته است، در حالی که باید به عمودیت تار متعالی و برشونده، رجوعی دوباره کرد تا نسجی متعالی پدیدار شود. در این مقاله با مروری بر تعریف بازار، نقش و جایگاه آن در شهر ایرانی و بررسی انواع آن، تأکید به طور عمده بر تحلیل ارزش های هنری، شکلی و کیفی فضاست، در این رابطه سرای مشیر از بازار شیراز به عنوان فضای شهری واجد ارزش همخوان با فرهنگ و هویت ایرانی طرح و بررسی گردیده است.
بیان، فرایند تحقق یا ظهور یک «بود» درونی است آنگاه که یک واقعیت همچون یک مفهوم، حس یا رابطه در فضای اندیشه ای، احساسی، خیالی، شهودی، آرمانی یا تجربی درون انسان درک، حس، تصور، مشاهده، آرزو یا تجربه می شود. این نوشتار برپایی اثر معماری را عمل تبیین در بروز حقیقت معماری می داند. با طرح چیستی بیان و نسبت میان بیان و زبان در این مقاله، قابلیت های بیانی معماری مورد پژوهش قرارگرفته و با طرح موضوع بازخوانی معماری، روش تحلیل آثار برپاشده برپایه ی ویژگی بیانگری معماری مورد توجه قرار می گیرد. در عین حال دو مقوله ی همگرایی و واگرایی در بیان به عنوان دو عامل تعیین کننده در تمایز معماری کهن از معماری نو معرفی می شوند. بدین سان معماری از طریق تعریف زندگی ای که اثر را مکان رخداد آن می نماید، ابرازکننده ی حقیقت زندگی وابسته به خود می گردد. از این رو نظام صورت بخش معماری می تواند به مثابه ی دستگاهی زبان گونه، بر وجود ابزارهای بیانی دلالت داشته باشد که تحقق تبیین در اثر را سبب می شوند و به این ترتیب به نظر می آید تحلیل کیفی آثار قدیم معماری را به عنوان متون نگاشته شده با شناخت ماهیت تبیین معمارانه و به واسطه ی ابزارهای بیانی بتوان ممکن ساخت.