ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۱٬۳۵۹ مورد.
۱۳۲۱.

مطالعه فرم، نقش و کاربرد تبرزین های دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۷
پیشینه استفاده از فلز در ساخت اسلحه به دوران پیش از تاریخ برمی گردد. در هر دوره تاریخی به فراخور مواد اولیه در دسترس و شیوه های ساخت، فناوری ساخت سلاح ها نیز تغییر نمود. در دوره قاجار به جهت هم زمانی با انقلاب صنعتی استفاده از سلاح های گرم متداول بود و سلاح های سرد به صورت محدود با کاربرد نمادین و تشریفاتی تولید و استفاده می گردیدند. تبرزین ها گروهی از سلاح های سرد دوره قاجار محسوب می شوند که نقش و فرم آن ها دارای تنوع و گستردگی بسیار است. این مقاله در صدد پاسخ  به این پرسش است که چگونه می توان تبرزین های قاجار را از نظر فرم و نقش طبقه بندی نمود و این آثار دارای چه کاربردی بوده اند؟ از این رو هدف این مقاله، مطالعه و طبقه بندی فرم، نقش و کاربرد تبرزین های دوره قاجار است. این پژوهش بر مبنای هدف از نوع کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی   تحلیلی است. گردآوری اطلاعات این مقاله به شیوه کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. نتایج بررسی 1۶ نمونه از تبرزین های دوره قاجار نشان می دهد که همه آثار مورد مطالعه از جنس فولاد هستند که به شیوه ریخته گری ساخته شده اند و در تزیین آن ها اغلب از فنون قلمزنی، طلاکوبی، و حکاکی استفاده شده است. تبرزین های دوره قاجار براساس فرم به چهار گروه تبرزین با تیغه دو لبه؛ تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر چکشی؛ تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر شبیه اژدها؛ و تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر شبیه تاج تقسیم می گردند. نقوش تبرزین ها را می توان در سه گروه شامل نقوش گیاهی، هندسی (شامل گل و برگ، ترنج ها و انواع خطوط و کادرهای هندسی)؛ نقوش کتیبه ای (ازجمله عبارات عربی، شعر فارسی و یا برخی عبارات فارسی شامل نام سفارش دهنده اثر)؛ نقوش انسانی، حیوانی (شامل پیکره های انسانی و حیوانات مختلف مثل شیر، مار، و یا دو پرنده که صورت آنان رو به یکدیگر است) جای داد. تزیینات مجلل این تبرزین ها نشان می دهد که این آثار بیش تر کاربرد نمادین و تشریفاتی داشته اند.
۱۳۲۲.

بازنمایی دیداری آیه ای از قرآن کریم در نگاره «جنگ شتران» کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۴
کمال‌الدین بهزاد، نقاش ایرانی است که در سده‌های نهم و دهم هجری، کمال‌الدین بهزاد، نقاش چیره‌دست ایرانی است که در سده‌های نهم و دهم هجری زیست می‌کرده است. وی در بارگاه پادشاهان و امیران تیموری، صفوی و شیبانیان، صاحب‌منصب و از نظر نوآفرینی در سبک نقاشی، برجسته‌ترینِ هم‌نوعانش بود. نگاره «جنگ شتران»، «نزاع شتران» یا «دو شتر در حال جنگ با خادمان» یا «وجه تاریک و روشن جهان»، یکی از آثار این نقاش است که در کتابخانه کاخ گلستان نگهداری می‌شود. بر اساس کتیبه مندرج در این نقاشی، زمان خلق این اثر به سال 1071 هجری می‌رسد و به سن بالای 70 سالگی بهزاد تعلق دارد. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با هدف شناسایی لایه‌های پنهان تصویری و محتوایی در نگاره «جنگ شتران» بهزاد، تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که «آیه شریفه مندرج در کتیبۀ اثر «جنگ شتران»، چگونه توسط بهزاد بازنمایی شده است؟». نمونه مطالعاتی، به صورت آگاهانه انتخاب و روش گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای بوده است. یافته‌ها بر مبنای مطالعات اسنادی نشان می‌دهد که تمامی عناصر تصویری موجود در این نگاره با ترکیب‌بندی بی‌نظیر، در ارتباط مستقیم با مفهوم موجود در کتیبه بوده است. این متن برگرفته از آیه 17 سوره غاشیه در مورد توصیه به اندیشه در آفرینش شتر بوده است. شتر مخلوق شگفت‌انگیز خداوند است که قدرت و استقامت وی در میان سایر حیوانات در آستانه معجزه بوده و در فرهنگ اسلامی نماد زیبایی، سخت‌کوشی، تواضع، توبه و عزت‌نفس است و بهزاد، شتران را در مرکز به عنوان بازیگران اصلی ترکیب به تصویر می‌کشد و این بازنمایی تصویری، با تحولات فکری و صوفیانه بهزاد در واپسین سال‌های زندگی وی ارتباط عمیقی دارد.
۱۳۲۳.

جایگاه طراحی و نقش طراحان در کارگاه های شیشه گری سنتی تهران در دهه 1390خورشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۲
شیشه از جذاب‌ترین ترکیبات موجود در طبیعت با خصوصیاتی منحصربه‌فرد است، که با بهره‌گیری صحیح و مناسب از خواص ماهیتی و ظاهری آن، می‌توان آثاری شاخص در دنیای هنر خلق نمود. بااین‌همه، دستیابی به محصولات شیشه‌ای که به شایستگی نمایانگر خواص شیشه باشد مستلزم رسیدن به مادۀ اولیه‌ای باکیفیت، طراحی متناسب با خواص ماده و دانش فنی جهت فرم‌دهی منطبق با نیاز روز است. با مشاهدۀ آثار تولیدی کارگاه‌های شیشه‌گری سنتی تهران در دهه 1390، محدودیت در طراحی و تکرار فرم‌ها با تغییراتی جزئی، بسیار جلب نظر می‌نماید. به نظر می‌رسد یکی از حلقه‌های مفقوده در مراحل ساخت شیشه‌های سنتی ایران، بی‌توجهی به جایگاه و نقش هنرمندان در چرخه تولید محصولات کاربردی و خلق آثار هنری شاخص و درخور از این مادۀ کم‌نظیر است. با توجه به پشتوانۀ تاریخی شیشه‌گری ایران در دنیای هنر، انتظار می‌رود این هنر-صنعت همچنان از جایگاهی شایسته برخوردار باشد و برای حفظ جایگاه دیرینه آن، رویکردی علمی در طراحی پیش‌بینی شود. شوربختانه به نظر می‌آید شیشه‌گری امروز ایران نه‌تنها در عرصه جهانی حضوری سزاوار ندارد، بلکه شواهد نشان از آن دارد که در بازار داخلی نیز از اقبال مناسبی برخوردار نیست. از آنجاکه بقای هر حرفه مستلزم استقبال مخاطب و وجود بازار فروش است، این پژوهش کاربردی با هدف حفظ و پایداری این هنر-صنعت و کمک به ارتقای سطح کیفی محصولات تولیدی کارگاه‌های شیشه‌گری از طریق شناخت نقش طراحی در تولید محصول انجام شد. پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی که از نظر چیستی و ماهیت داده‌ها، کیفی است. اطلاعات آن پس از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه‌ای، با حضور در کارگاه‌ها، مصاحبه با شیشه‌گران و مشاهدۀ آثار از منظر ارتباط طراحی و کاربرد، به دست‌ آمده‌ و به شیوۀ تحلیل محتوا نگارش شده است. دستاوردهای حاصل از این پژوهش چنین بود که امروز در هیچ‌کدام از واحدهای شیشه‌گری، بخشی برای طراحی پیش از تولید اختصاص داده نشده، که عواملی چون ضعف آگاهی طراحان، عدم خلق روشی نو، فرهنگ سنتی حاکم بر این حرفه، تأثیرگذاری افراد نامتخصص و ناآشنا در فرایند تولید و غیره از دلایل آن است.
۱۳۲۴.

مطالعۀ تزیینات نشان های قرآنی در مصاحف سده های نخست با تأکید بر دوره های ایلخانی و تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۴
کتاب‌آرایی قرآن از جمله هنرهایی است که به برکت دین مبین اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. احترام و تکریم مسلمانان نسبت به قرآن و جایگاه آن تلاش و کوشش هنرمندان را در بحث تذهیب و تزیین آن برانگیخته است، این مهم با پیشینۀ قوی خود که ریشه در ایران پیش از اسلام و یا سایر تمدن‌های مجاور داشت با ورود اسلام در خدمت آراستن آیات قرآنی قرارگرفته؛که در ابتدای امر با احتیاط صورت گرفت و بعدها بیشتر مورد توجه و اجرا قرار گرفت. از ابتدای دین اسلام این کتاب مقدس به صورت نسخه‌های خطی تهیه می‌شد که دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است. از ساختار اصولی، صفحه‌آرایی، تذهیب، تجلید و کتابت بهره‌مند بود، این تلاش کاتبان و مذهبان در به‌کارگیری تزیینات در مصاحف در تمدن اسلامی خود دلیلی بر اهمیت کتاب‌آرایی قرآن است. لذا به واسطۀ قدمت استفاده از تزیینات در مصاحف، هدف پژوهش حاضر پرداختن به تزیینات نشان‌های قرآنی در مصاحف سده‌ها‌ی نخست با تأکید بر دوره‌های ایلخانی و تیموری است. و به روش توصیفی ـ تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانه‌ای، مشاهده و مطالعات میدانی به گردآوری داده‌ها پرداخته‌ شده است، بنابراین یافته‌های پژوهش حول محور دو پرسش اساسی به دست آمده است؛ ارتباط تزیینات به‌کاررفته در نشان‌های قرآنی با متن قرآن چگونه است؟ آیا قالب اجرایی تزیینات در نشان‌های قرآنی، مصاحف سده‌های نخست با مصاحف دوره‌های ایلخانی و تیموری یکنواخت بوده است؟ بررسی‌ها نشان داد که تزیینات به‌کاررفته در نشان‌های قرآنی ارتباط مستقیی با متن قرآنی داشته است، همچنین قالب اجرایی تزیینات در نشان‌های قرآنی در ادوار مختلف یکنواخت نبوده و منوط به متغیرهایی، دچار تغییراتی شده است.
۱۳۲۵.

مطالعه تطبیقی شکوه شاهانه تصویر در زیورآلات تک پیکره های فتحعلی شاه (اثر میرزابابا) و ناصرالدین شاه (اثر کمال الملک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
  با توجه به اهمیت زیورآلات سلطنتی در ساختار تجسمی و معناشناسانه پیکر نگاری قاجار، می توان به مدد تصاویر به سیر تحول این زیورآلات در دوره قاجار پی برد. مقاله حاضر با مطالعه توصیفی   تحلیلی دو نمونه از پیکرنگاری های درباری ایران سده 19 میلادی، و تحلیل داده ها به صورت تطبیقی در پی بیان تحولات مفهومی این زیورآلات بوده است. این پژوهش در تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش بوده که در طی قرن نوزدهم میلادی، چه تحولاتی در زیورآلات نقش شده در تک پیکره های فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه شکل گرفته است و این تحولات چه مفهومی داشته اند؟ هدف پژوهش، دستیابی به سیر تحول زیورآلات با مقایسه دو تک پیکره شاهانه اثر دو نقاش باشی زمان خویش است. نقاشی میرزابابا از فتحعلی شاه و نقاشی کمال الملک از ناصرالدین شاه بی درنگ معلوم می نمایند که این دو تصویر به دو قلمروی مجزای زیبایی شناختی و کارکردی تعلق دارند که اساساً از لحاظ تصویرپردازی سلطنتی و شیوه هنری کاملاً متفاوت هستند. اگرچه فتحعلی شاه را در جامه فاخر شرقی و غرق در زیورآلات شاهانه ملاحظه می کنیم اما ناصرالدین شاه با لباس فرم نظامی نمایان شده است. این دو تک پیکره در دو سوی سده قاجار قرار می گیرند؛ سده ای که شاهد تحولاتی ژرف در جامعه ایرانی آن زمان بود. این دو اثر، تحولات واضح زیورآلات در اعصار خاقانی و ناصری را نمایان می کنند. تصویری که میرزابابا از فتحعلی شاه ترسیم نموده از لحاظ اندازه، تکنیک و سبک در حقیقت تداوم سبک سنتی ای است که در آن زمان در اوج بود، اما تصویری که کمال الملک از ناصرالدین شاه ارائه نموده، متعلق به سبک آکادمیکی است که در آن دوره از غرب به ایران وارد شده بود. 
۱۳۲۶.

مطالعه نقوش سوزن دوزی منطقه بجستان با رویکرد مردم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۲
هنرهای دستی، تجلی ذوق و سلیقه مردم هر دیار و نشان دهنده توجه آنان به دنیای هزار رنگ اطرافشان هستند. سوزن دوزی از زمان قدیم تاکنون در شهرستان بجستان رایج بوده و از باورها و اعتقادات مردم منطقه تاثیر گرفته و حاصل تلاش و خلاقیت این هنرمندان است. هنرمند سوزن دوز بجستانی با طرح های خود روی بسیاری از وسایل زندگی نقش آفرینی می کند. هدف این پژوهش مطالعه نقوش، دوخت و کاربرد سوزن دوزی منطقه بجستان است. در این پژوهش نمونه گیری تصادفی از زنان سوزن دوز منطقه انجام شد و ۳۰ نمونه سوزن دوزی که از غنای هنری مناسبی برخوردار بودند، شناسایی شدند. این آثار به روش توصیفی   تحلیلی و با رویکرد مردم نگاری مطالعه شده اند و جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. هم چنین به مبانی نظری زیبایی شناسی، سنت گرایی و کارکردگرایی نیز توجه شده و به تاثیرات فرهنگی بر این هنر و نحوه نمایش هویت محلی و فرهنگی تا حدودی پرداخته شد. نقوش سوزن دوزی بجستان در سه گروه گیاهی، جانوری و سایر نقوش (شامل نقوش انسانی، اسماء مقدس، یادگاری و اشعار) بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در بیش تر سوزن دوزی ها از تکنیک ساده تو پردوزی، ساقه دوزی و زنجیره دوزی استفاده شده است. کاربرد سوزن دوزی ها در اغلب مناطق شهرستان مشترک بوده و بیش تر برای تزیین لباس، پشتی، جاحوله ای، جالباسی، لب طاقچه ای، بقچه و جانماز استفاده شده اند. اما در مورد کاربرد رنگ تفاوت هایی در مناطق مختلف بجستان وجود دارد. از ویژگی های بصری این آثار، صراحت در فرم، تخت بودن تصاویر، استفاده از رنگ های اصلی، حاشیه گذاری، ریتم، قرینه سازی و توالی طرح را می توان برشمرد. تنوع نقوش شامل انواع گل های پنج پر، شش پر، و حیواناتی مانند شیر، گوزن، آهو، بز کوهی، شتر، قوچ و پرندگانی چون خروس، گنجشک، بلبل و کبوتر است. حاصل پژوهش شناخت کاملی از نقوش، انواع دوخت و کاربرد سوزن دوزی این منطقه ارائه می نماید. با استفاده از رویکرد مردم نگاری، نه تنها ارزش هنری سوزندوزی بجستان شناسایی گردید بلکه ارتباط آن با هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مردم منطقه نمایان شد.
۱۳۲۷.

کاربست نظریات ژرار ژنت در تحلیل بینامتنی آثار علی اکبر صادقی با رنه مگریت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۱
علی‌اکبر صادقی از پیشگامان هنر نوگرا و صاحبنام در سبک سوررئالیسم ایران است. باتوجه به مضامین آثار صادقی که پیچیده و عجیب به نظر می‌رسد و نیز تکنیکی که وی برای تصویرسازی این مضامین به کار گرفته است، از این منظر قابل مقایسه با آثار هنرمند غربی رنه مگریت می‌باشد که وی یکی از برجسته‌ترین نمایندگان سوررئالیسم محسوب می‌گردد و همین امر نیز سبب به وجود آمدن اشتراکاتی در برخی از آثار این دو هنرمند شده است. در این پژوهش سعی بر آن است تا شرح کاملی از ترامتنیت ژنتی ارائه و سپس با بهره‌مندی از بیش‌متنیت این نظریه، شباهت‌های آثار علی‌اکبر صادقی و رنه مگریت مورد تحلیل قرار گیرد. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از بیش‌متنیت ژنتی به مطالعه و تحلیل نمونه‌هایی از آثار علی‌اکبر صادقی و رنه مگریت پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده می‌توان اذعان نمود که علی‌اکبر صادقی که از هنرمندان معاصر و سبک شبه سوررئالیسم در ایران شناخته می‌شود، بسیاری از عناصری که در آثار مگریت ـ از هنرمندان برجسته در سبک سوررئالیسم غربی ـ مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ضمنی یا صریح در آثار خود به شکلی ایرانی و آمیخته با فرهنگ بهره جسته است.
۱۳۲۸.

مطالعه مؤلفه های ساختاری و معنایی قالی سنه مربوط به منطقه کردستان ایران، مطالعه موردی قالی شانه ای الوان منطقه کردستان محفوظ در موزه فرش تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
دوره قاجار به دلیل گسترش و رواج قالی‌بافی در شهرها و روستاها دوره رواج قالی‌هایی با طرح‌های ساده‌تر نسبت به دوران صفوی است. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ نقوش و زیبایی‌شناسی قالی شانه‌ای الوان متعلق به منطقه سنه بین قالی‌های نفیس این منطقه موجود در موزه فرش ایران است. ازاین‌رو پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ به این سؤالات است چه ویژگی مشترکی بین قالی‌های منطقه سنه در موزه فرش تهران وجود دارد؟ نمادهای موجود در قالی شانه‌ای الوان به چه پیشینه تاریخی در منطقه کردستان باز می‌گردد؟شانه‌های پرتکرار نماد چه هستند؟ پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تاریخی به تجزیه‌وتحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی پرداخته است. این پژوهش به این نتیجه دست یافت که شانه‌ها در این فرش نماد مردان هستند که با توجه به پرتکرار بودن این نقش در سرتاسر ترنج بزرگ و تأکید بر آن و رایج بودن دین ارامنه در دوران ناصری در شهر سنه و تطبیق این شانه با نقاشی‌های سنت بلیز مقدس، معتقد است که نقش شانه‌ در متن فرش نماد سنت بلیز مقدس یکی از اسقفان ارامنه است که نماد او شانه و حامی پشم‌بافان است . همچنین نقش دوست‌کومی در حاشیه اصلی و نقوش تسبیحی در حاشیه‌های فرعی داخلی و بیرونی فرش نقش محافظت از شانه‌ها و ماهی‌های درهم موجود در متن اصلی را بر عهده دارند که در آن زمان از پرتکرارترین نقوش رایج در منطقه بوده‌اند.
۱۳۲۹.

شبیه نامۀ منصور حلاج: حکمت عرفانی در قامت نمایش آئینی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۲
شبیه‌نامۀ منصور حلاج که گاهی هنگام بحث از اندیشۀ عرفانی مستتر در مجالس تعزیه در پژوهش‌های پیرامون این نمایش سنتی- آئینی به آن اشاره می‌شود از مجالسی است که نسخه‌ای از آن در کتابخانه واتیکان نگاهداری می‌شود و مطالعۀ دوباره آن از منظر حکمت عرفانی ابتدا به دلیل اهمیتی که این مجلس در نشان دادن ظرفیت‌های موجود در شبیه‌خوانی دارد و سپس به این جهت که مجلس منصور حلاج نشان از تحولاتی دارد که با تنوع مضامینِ دوران اوج تعزیۀ اواسط عصر قاجار در این‌گونه از نمایش پدید آمده بود، از اهمیت به سزایی برخوردار است. از این مطالعه که با بهره بردن از نظرات متفکرینی چون هانری کربن در باب حکمت عرفانی ایرانی و اسلامی و همچنین نظریاتی پیرامون ساختار قصص و نمایش‌های شرقی و ایرانی انجام پذیرفته است درنهایت درمی‌یابیم که: این مجلس نیز چون بسیاری از متون تعزیه در قصه، موضوع، مضمون، شخصیت‌پردازی و زبان مدیون ادبیات ایران‌زمین بوده و به دلیل تأثیر بدون تردید اساطیر و حکمت عرفانی در شکل‌گیری و تداوم بینش اساطیری و عرفانی ایرانیان در آن که در تمامی اجزاء و عناصر مجلس موردمطالعه حضور و نمودی غیرقابل‌انکار یافته‌اند، اساساً نمایشی اساطیری و عرفانی به شمار می‌آید، نمایشی که ضمن صحه نهادن بر غلبه نهایی خیر بر شر و حق بر باطل در طول اعصار، حق‌جویی و عدالت دوستی ایرانیان را به تصویر می‌کشد و تأثیر اندیشه ایرانی نه‌فقط در «محتوای» مجلس، که در شکل، ساختمان و ساختار متن و الگوهای تکرارشونده در آن نیز کاملاً هویداست، چنانکه دارا بودن ساختاری «زنجیرمانند»، استفاده از الگوهای سفر، طی طریق و گذر از وادی‌هایی که موجب تعالی رهرو و مخاطب خواهد بود؛ چون رمزی از مصائبی که بشر از ابتدای خلقت و جدایی و ترک عالم مینوی تا به پایان جهان و بازگشت دوباره به اصل و مبدأ خود با آن دست بر گریبان است و سیر و سلوکی که سفر پررمزوراز مرغان در منطق‌الطیر را تداعی می‌سازد و در فقره‌های پایانی مجلس «شهادت منصور حلاج» و طیِ طریق شبیه‌خوانان شمس و مولانا به کار گرفته شده است، شواهدی بر این مدعا هستند. ضمناً بهره‌برداری از سنت‌های ادبی و به‌ویژه شعر کلاسیک فارسی در مجلس موردبررسی علاوه بر افزایشِ توان مجلس با قرار دادن شعر غنایی در خدمت شعر نمایشی، به سبب آشنایی ذهنی مخاطب با این اشعار، باعث ایجاد ارتباطی بهتر با اثر نیز می‌شود.
۱۳۳۰.

شمایل شناسی نقش مایه ی شیرین در سه قالیچه ی تصویری قاجاری با مضمون آب تنی شیرین و نظاره ی خسرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۰
قالی ها نیز همچون دیگر آثار هنری همواره بازتابی از تحولات فکری، فرهنگی و بصری جامعه بوده اند و بستری برای بازنمایی اندیشه ها، باورها و شرایط اجتماعی فراهم کرده اند. قالیچه های تصویری به عنوان یکی از جلوه های مهم تحولات هنری عصر قاجار، مضامین متنوعی چون تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستان های حماسی و عاشقانه از ادبیات کلاسیک ایران، تصویر زنان و مضامین مذهبی را در برمی گرفتند. داستان عاشقانه ی خسرو و شیرین اثر منظوم نظامی گنجه ای شاعر قرن ششم ه.ق. سهم به سزایی در شکل گیری این قالیچه ها داشته و پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا و چگونه صحنه ی آب تنی شیرین و نظاره ی خسرو در قالیچه های تصویری دوره ی قاجار بازنمایی شده و این بازنمایی چه ارتباطی با زمینه های اجتماعی، فرهنگی و زیباشناختی دوره ی قاجار داشته است؟ هدف پژوهش، واکاوی دلالت های آشکار و پنهان نقش مایه ی شیرین با تمرکز بر تحلیل شمایل شناختی در سه نمونه قالیچه ی تصویری قاجاری با مضمون آب تنی شیرین و نظاره ی خسرو است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده و نمونه های موردمطالعه، سه قالیچه ی آب تنی شیرین است. یافته ها نشان می دهند پیوند عمیق ادبیات و تصویر موجب تصویرگری بسیاری از داستان های ادبی بر آثار هنری شد و قابلیت تصویرسازی فراوان در داستان خسرو و شیرین، آن را بستر مناسبی برای نقش شدن بر قالیچه ها کرده است. نقش کردن تصویر آب تنی شیرین بر قالیچه ها، متأثر از شرایط فرهنگی و اجتماعی دوره ی قاجار و شکل گیری اسطوره ی زن فرنگی به عنوان زن ایده آل و حامل دلالت هایی از تغییر جایگاه زن در ذهنیت بصری آن دوره بوده است.
۱۳۳۱.

مطالعه تطبیقی نقوش و تزیین در هنر سفال و شیشه (نمونه موردی: اسگرافیاتو و حکاکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۳
در تاریخ هنر ایران، آثار سفالی و شیشه ای ارزنده ای بر جای مانده است که با نقوش ظریفی به شیوه خراشیدن تزیین شده اند. این شیوه تزیین از جمله تزیینات رایج روی سفال قرون 4-7 و نیز آثار شیشه ای قرن 3 ه.ق است. پژوهش حاضر با هدف تدقیق و تطبیق نمونه هایی از آثار سفالی و شیشه ای مزین به نقش کنده در پی پاسخ به این پرسش اساسی برآمده است که «وجوه تشابه و تمایز آثار اسگرافیتو سفالی و حکاکی شیشه ای دوره اسلامی ایران چه بوده و این تکنیک مورد مطالعه با اثرگذاری مشابه در دو بستر متفاوت چگونه نمود یافته است؟». روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی و شیوه گردآوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. در این پژوهش با روش نمونه گیری غیر احتمالی و هدفمند 4 نمونه اثر شیشه ای و 6 نمونه اثر سفالی بر اساس مؤلفه هایی اساسی این پژوهش همچون نقش و تزیین انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آثار شیشه ای توسط چرخ مسی حکاکی شده اند که در این روند سطح کم عمقی از شیشه ساییده شده که سبب تفاوت رنگ ظرف و نقش شده است و در آثار سفالی تفاوت رنگ بدنه با انگوب سبب تمایز طرح است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش مورد استفاده در آثار شیشه ای شامل نقوش هندسی اعم از مثلث ، خطوط مورب منظم و نقوش غیرهندسی شامل الگوی فلس و نقوش گیاهی شامل گل، برگ است و نقوش مورد استفاده در ظروف سفالی علیرغم اشتراکاتی همچون نقوش هندسی، غیرهندسی گیاهی، از نقوش جانوری نیز برخوردار است.
۱۳۳۲.

خوانش عرفانی نگاره ی شیخ مهنه و پیرمرد روستایی با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
منطق الطیر محفوظ در موزه ی متروپولیتن نیویورک از جمله نفایس نسخ خطی دوره تیموری است که به سبب مشارکت و نظارت کمال الدین بهزاد بر برخی از نگاره های آن حائز اهمیت است. فن تصویرسازی در این نسخه در بالاترین درجه ی کیفی قرار دارد و در آن نکات نغز عرفانی در لابه لای واقعیت های زندگی روزمره به صورتی ماهرانه گنجانده شده است. در پژوهش حاضر سعی شده به ارتباط میان داستان نگاره ی شیخ مهنه و پیرمرد روستایی با متن منازل السائرین اثر خواجه عبدالله انصاری توجه شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون «یقظه» یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیّت داستان نگاره و نحوه ی عملکرد شخصیت های آن است. سؤال پژوهش حاضر این است که یقظه، به عنوان مرحله ی اول سلوک از منظر پیر هرات، در نگاره ی موردبررسی چگونه ظهور داشته است؟ در مجموع، با مطالعه ی نگاره مشخص شد که کمال الدین بهزاد در این نگاره تلاش بسیاری داشته تا مرحله ی سلوکی یقظه را به نمایش بگذارد. در این حکایت عطار در ارتباط با شئون نه گانه ی یقظه صحبتی نکرده و اشعاری را که سلطانعلی مرقوم کرده نیز، عمدتاً به صبر اشاره دارند، اما بهزاد با تصویرکردن گفتگوی بوسعید و پیر روستایی به مواردی از یقظه اشاره کرده: «پیر روشن ضمیر مشغول است و از بطالت و کم حوصلگی دوری می جوید و بوسعید را متوجه نعمات بی کران الهی می کند و از او صبری عظیم می خواهد که راه گشای قبض اوست (نشان گر یقظه از منظر پیر هرات). پیر روشن ضمیر در حال اندرزدادن به بوسعید است و چاره ی مشکل او را به او یادآور می شود.» پژوهش حاضر به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی (واقعی: کتب و مقالات-مجازی: تارنماهای مرتبط) نگاره ی موردنظر را مورد بررسی قرار داده است.
۱۳۳۳.

عناصر تأثیرگذار در بازنمایی نقش زن در دوزخ معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
داستان های دینی همواره فضای مناسبی برای بازآفرینی در بستر هنر و فرهنگ یک ملت بوده اند. از جمله ی این داستان ها، ماجرای معراج است که شاخص ترین نمونه ی آن معراج حضرت محمد (ص) در دین اسلام است که هدف بسیاری از هنرمندان برای بازآفرینی گشته است. این قضیه به دین اسلام محدود نیست و در ادیان مختلف از جمله دین مسیحیت، جایگاه ویژه ای دارد؛ از نمونه های آن می توان به کمدی الهی دانته که تا حدودی برگرفته از فضای معراج در اسلام است اشاره کرد. از عناصر مهم پرداخته شده در معراج نامه ها تصویرگری زنان است. زنان در دوزخ، به عنوان نمودی از گناه و در حال عذاب، و در بهشت به عنوان نمودی از تقدس و نور تصویر شده اند. پژوهش حاضر سعی دارد با رویکردی تطبیقی به مطالعه و تحلیل تصویر زن، در دو نسخه از معراج نامه های دینی، معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره بپردازد. روش جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، آرشیوی و آنلاین بوده و نوع انتخاب داده ها به صورت هدفمند و غیرتصادفی و از میان نگاره های دو نسخه، نگاره هایی هستند که در آن ها زنان در دوزخ ترسیم شده اند. برای پیشبرد اهداف مقاله از نظریه ی نگاه مردانه ی جان برجر، و نظریه ی جنسیتی و فمینیستی لیندا ناکلین در مورد بازنمایی تصویر زن در هنر دینی، بهره گرفته شده است. و هدف از آن بیان جایگاه زن به عنوان عنصری مهم و تأثیرگذار در هنر دینی و چگونگی بازآفرینی اوست. سؤالی که مطرح می شود، تفاوت های بازنمایی زنان در دوزخ دو اثر مذکور تحت تأثیر چه عوامل فرهنگی و دینی است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است، با این که دو نسخه در بازنمایی نقش زنان در دوزخ تفاوت های اساسی، آن هم به خاطر تفاوت در نوع نگرش جامعه و دین، با یکدیگر دارند، ولی در مواردی نظیر نوع گناهان انجام شده توسط زنان، نوع نگاه و رفتارهای نسبت داده شده به آن ها، هدفی که نقاش از بازنمایی دوزخ و عنصر زن در جامعه ی روزگار خود داشته با یکدیگر اشتراکاتی دارند و این اشتراکات حاصل از یکسانی در روح دین و هنر قدسی است که با تفاوت در بستر و بازنمایی هم شباهت های خود را به نمایش می گذارد.
۱۳۳۴.

گونه شناسی فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۶
با پیشرفت هنر کتاب آرایی در دوره ی اسلامی، ابزار و لوازم مرتبط با آن نیز دستخوش تحول شدند. از جمله ی این ابزارها می توان به قلمدان ها اشاره کرد که در انواع گوناگون سنگی، چوبی و فلزی ساخته می شدند. بخش قابل توجهی از قلمدان های برجای مانده از این دوره، قلمدان های فلزی هستند که بررسی و مطالعه ی آن ها ضرورت دارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم ه .ق است. در راستای این هدف، دو پرسش اصلی مطرح می شود: قلمدان های فلزی ایران از نظر فرم در چه گروه هایی قابل طبقه بندی اند؟ قلمدان ها شامل چه نقوشی هستند؟ در این راستا، تحقیق پیش رو با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و داده ها بر پایه ی منابع مکتوب و تصاویر موجود در مجموعه ها و موزه ها گردآوری شده اند. قلمدان ها بر اساس فرم کلی، قاب بندی و ترکیب بندی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که این آثار از منظر سطح مقطع کف به دو گروه عمده تقسیم می شوند که عبارتند از فرم های مبتنی بر مستطیل (مانند مستطیل ساده و ترنجِ قلمدانی) و فرم های مبتنی بر مثلث (از جمله ذوزنقه ی کشیده و پنج ضلعی کشیده). نتایج به دست آمده، چنین است که در ادوار مختلف از همه ی سطح مقطع ها استفاده می شده، اما از این بین، ترنج قلمدانی استفاده بیش تری داشته است. در مبحث نقش مایه، نقوش در شش گروه گیاهی، نوشتاری، انسانی، هندسی، حیوانی و نجومی،تفکیک شدند. نقوش گیاهی، به صورت های اسلیمی و تلفیقی و پس از آن نقوش نوشتاری، با قلم های توقیع و کوفی بر سطح قلمدان ها به ترتیب بیش ترین کاربرد را داشته اند. نقوش انسانی در حالت های شکار، جنگ، نوازندگی و رقص با فراوانی کم تری نسبت به نقوش گیاهی و نوشتاری اجرا شده اند. در مرتبه ی بعد، نقوش جانوری در حالت های واقعی و اساطیری طراحی شده و پس از آن، نقوش هندسی در نوارهای حاشیه ای به کار رفته اند. کمترین کاربرد و تنوع نقوش متعلق به نقش مایه های نجوم است که تنها در یک مورد به کار رفته است.
۱۳۳۵.

دیوار نگاره های بوم پارچه در ایران با تأکید بر آثار آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۰
دیوارنگاری که به منظور تزئین و زیبایی فضا به کار می رود، همواره در ایران مورد توجه بوده است. در بین روش های مختلف دیوارنگاری، گونه ای از نقاشی های دیواری وجود دارد که بستر اجرایی آن بر روی بوم می باشد. این نمونه ابتدا بر روی کرباس کشیده شده و سپس بر دیوار نصب می شود. به این نقاشی ها «دیوارنگاره های بوم پارچه» گفته شده است. هدف از این نوشتار نگاهی اجمالی به این نوع دیوارنگاره ها در ایران از منظر مکان، قدمت، موضوعات نقاشی، تکنیک اجرا و روش نصب آن ها است. به دنبال این هدف، آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی به دلیل داشتن بالاترین حجم از این سبک دیوارنگاره ها مورد مطالعه ی بیش تر قرار گرفته است. این پژوهش، با هدف آشنایی با دیوارنگاره های بوم پارچه در ایران انجام شده و در پی پاسخ به این سؤالات است که دیوارنگاره های بوم پارچه در ایران از نظر موضوع و شیوه ی اجرا چه وضعیتی دارند؟ نقوش گیاهی و کتیبه های به کاررفته در دیوارنگاره های آرامگاه شیخ صفی دارای چه ویژگی های فرمی و مضمونی هستند و چگونه با کارکرد مذهبی و عرفانی بنا ارتباط پیدا می کنند؟ روش تحقیق در این مقاله از نوع کیفی است که به صورت توصیفی_تحلیلی انجام شده و شیوه ی گردآوری اطلاعات مبتنی بر داده های کتابخانه ای و مشاهده ی میدانی از آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی است. این مقاله نشان داد که دیوارنگاره های بوم پارچه ای را باید همچون متونی فرهنگی و اجتماعی خواند. بدین معنا که هر رنگ، هر نقش و هر کتیبه نه تنها بخشی از زیبایی اثر است، بلکه حامل پیامی است که در گفتمان دینی و سیاسی صفوی معنا پیدا می کند. بررسی ابعاد ساختاری، زیبایی شناختی، نمادشناختی و کارکردی این آثار و نسبت آن ها با سیاست فرهنگی صفویان، جایگاه دیوارنگاره ها را در تاریخ هنر اسلامی از «تزئینات جانبی» به «عناصر محوری در تولید معنا» ارتقا می دهد.
۱۳۳۶.

تولد گالری در ایران: کارکرد دوگانه نقاش خانه ی صنیع الملک به مثابه نهادی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۰
این مقاله به بررسی تحول در کارکرد اجتماعی هنر در ایران عصر ناصری می پردازد و بر این فرضیه استوار است که نقاش خانه ی دولتی صنیع الملک (تأسیس ۱۲۷۸ ه.ق)، نهادی با کارکرد دوگانه و نقطه ی عطفی در تاریخ هنر ایران بود. این نهاد در تقابل با نظام سنتی و درون گرای استاد-شاگردی که هنر را به مثابه رازی مقدس در انحصار کارگاه های خصوصی نگه می داشت، برای نخستین بار در تاریخ ایران به مثابه یک نگارخانه عمومی عمل کرد. این پژوهش با اتکا بر تحلیل اسناد دست اول، به ویژه اعلان های رسمی تأسیس نقاش خانه در روزنامه ی دولت علیّه ایران، و با در نظر گرفتن بستر تحولات ناشی از سفر صنیع الملک به اروپا، به تحلیل این دو کارکرد می پردازد. یافته ها نشان می دهند که نقاش خانه از یک سو با ارائه ی آموزش مدون به سبک اروپایی و فراخوان عمومی برای جذب شاگرد، نظام آموزشی انحصاری سنتی را در هم شکست و از سوی دیگر، با اختصاص دادن روز جمعه برای بازدید سایر اصناف، به صورت آگاهانه فضایی برای نمایش عمومی هنر ایجاد کرد. این اقدام، یک گسست بنیادین بود که هنر را از امری خصوصی به پدیده ای اجتماعی بدل ساخت، مفهوم مخاطب را خلق کرد، به بازتعریف جایگاه اجتماعی هنرمند انجامید و سنگ بنای نهادهای هنری نوین در ایران را گذاشت.
۱۳۳۷.

مراکز تولید صندوق های چوبی مقابر ایران در دوره ی صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
تولیدات چوبی در ایرانِ دوران اسلامی از جمله آثار شاخص و شناخته شده ای محسوب می شوند که همچنان ابهامات بسیاری در مورد آن ها وجود دارد. در ارتباط با شاخصه ها و ویژگی های تزئینی این آثار اطلاعات قابل توجهی منتشر شده، اما در زمینه مراکز تولید آن ها، شناخت کم تری وجود دارد. همین امر بیان گر ضرورت انجام پژوهشی علمی با هدف شناخت مراکز تولید آثار چوبی ایران در دوران اسلامی است. نظر به گستردگی موضوع، برای انجام این پژوهش صرفاً دوره ی صفوی مد نظر قرار گرفت و در این دوره نیز تنها صندوق های چوبی مقابر مورد مطالعه قرار گرفتند. مهم ترین پرسش های پژوهش حاضر متمرکز بر این هستند که چه مرکز یا مراکزی در زمینه تولید صندوق های چوبی مقابر در طول دوره ی صفوی نقش داشتند؟ و این که هنرمندان مرتبط با تولید این آثار، بیش تر در سطح محلی مشغول به فعالیت بوده اند یا مناطق دیگر را نیز پوشش می دادند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و شیوه گردآوری اطلاعات در آن بر پایه مطالعات کتابخانه ای و تا حدودی میدانی، انجام گرفته است. در نتیجه این پژوهش تعداد 49 صندوق چوبی متعلق به برخی ابنیه آرامگاهی مورد شناسایی قرار گرفتند که روی آن ها اسامی هنرمندان نجار همراه با ذکر نام برخی از شهرها یا مناطق، نگاشته شده بود. بر همین اساس، اسامی مراکز متعددی همچون اصفهان، لواسان، لاهیجان، ساری، کاسوا و خوانسار، شناسایی شدند که در این مناطق و طی این دوره به تولید چنین آثاری مشغول بودند. در این میان هنرمندان برخی شهرها همچون اصفهان، شناخته شده تر بوده و تولیدات آن ها در بسیاری از مناطق ایران شناسایی شدند، اما برخی هنرمندان نیز صرفاً در محدوده محلی خود به تولید چنین آثاری مشغول بودند؛ از آن میان می توان به نجاران سجاس یا اقلید اشاره کرد.
۱۳۳۸.

خط به مثابه تصویر: تحلیل تقابل های گفتمانی در سکه های اولجایتو با تأکید بر روش نشانه-معناشناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
سکه های ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کرده اند. عملکرد این سکه ها در واقع همانند رسانه ای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آن ها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنش های بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشه های مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبه ها (نوشته ها و نقش ها) روی همین سکه ها بازتاب یافته و مهار شده اند. هدف، بررسی نشانه شناختی این تقابل ها به عنوان اجزای شکل دهنده ی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان می شود. روش کار بر پایه ی نظریه ی نشانه -معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکه ی نقره از ضرب تبریز مربوط به سال های ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، به عنوان نمونه های شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. داده ها شامل تصاویر دقیق از سکه ها و نیز منابع کتابخانه ای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافته ها روایت سه گانه ی این تحول را نشان می دهند که در سال های نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکه ها دو چهره ی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ می کنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاط آمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلب های درهم تنیده، بار عاطفی پیام را تقویت می کنند، اما در مرحله ی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گل های هفت پر، گفتمانی یکپارچه و تثبیت شده را تشکیل می دهند. نتیجه ی بنیادی این است که سکه ها تنها آینه ی تحولات نبوده اند، بلکه عرصه ای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنش ها به سود روایت رسمی قدرت بوده اند. این روند، استراتژی هوشمندانه ی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار می کند.
۱۳۳۹.

گونه شناسی و گاه شناسی تطبیقی آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه، اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
تنوع و پیشرفت در اجرای آرایه های آجرکاری، گچ بری و کاشی کاری عموماً در قرون میانی اسلامی به ویژه در دوره های سلجوقی و ایلخانی رخ می دهد. وجود انواع طرح های هندسی، گیاهی، اسلیمی و کتیبه به صورت مجزا یا در ترکیب با یکدیگر در بدنه ی بناهای مختلف این دوره ها اعم از بناهای مذهبی و غیرمذهبی حاکی از این ادعاست. مسجد جامع هفتشویه از جمله بناهای مهم قرون میانی اسلامی است که تاکنون در ارتباط با گونه شناسی آرایه های آن مطالعه ی منسجمی انجام نشده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از میراث نوشتاری، رجوع در محل به منظور مستندسازی، عکاسی و طراحی از آرایه ها و مطالعه ی تطبیقی با نمونه های مشابه به گونه شناسی آرایه های معماری آن پرداخته شود. سؤال مهم پژوهش حاضر عبارت است از: آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه به چندگونه تقسیم می شوند و گاه شناسی آن ها بر مبنای مطالعات تطبیقی چگونه تبیین می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که آرایه های کاشی کاری (پنج گونه)، آجرکاری (سه گونه) و گچبری (شش گونه) عمده ی آرایه های مسجد را به خود اختصاص داده اند و با توجه به مطالعات تطبیقی با نمونه های مشابه تاریخ گذاری آن ها عموماً به دوره ی ایلخانی و در مواردی از جمله برخی نمونه های آجرکاری به دوره ی سلجوقی و برخی نمونه های کاشی به دوره ی صفوی منسوب می شوند.
۱۳۴۰.

تبیین هویت فرهنگی مردم بافق مبتنی بر کنشگری بافته های حصیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
ارتباط میان انسان و اشیاء دور از ذهن می نماید؛ اما در طول تاریخ میان انسان و غیرانسان تعاملی برقرار بوده است. انسان به واسطه نیازهایش دست به خلق مصنوعات زده و آفریده هایش به تدریج خصوصیات خود را به زندگی او داده اند. از این گذر اهمیت بافته های حصیری به مثابه شبکه ای غیرانسانی در شکل دهی به زندگی مردم بافق مهم می نماید؛ یعنی اشیاء حصیری کاربردی اجزایی مؤثر و معنابخش از کل منسجم فرهنگ سنتی بافق بوده و به مثابه نمادی کلیدی در هویت بافق درک می شوند؛ بنابراین، پرسش این است که چگونه فرآورده های حصیری بافق در دادوستد با انسان، زیست هویتی او را شکل داده اند؟ تعامل بافته های حصیری و مردم بافق به چه نحو منجر به تبدیل مصنوعات به نشان های هویتی شده است؟ هدف از پژوهش حاضر، درک جایگاه بافته های حصیری در تعیین هویت زیستی مردم بافق است. در ضمن طبقه بندی مصنوعات حصیری بر اساس لیف نخل؛ پیسک، مغ و سیس نیز دغدغه ی پژوهش خواهد بود. به نظر می رسد میان بافته های حصیری و شکل گیری هویت فرهنگی مردم بافق ارتباط معناداری وجود دارد. به بیانی دیگر، مصنوعات حصیری بافق در شکل دهی به هویت اشخاص در اقلیم گرم و خشک کویر مرکزی ایران مؤثر بوده اند. پژوهش کیفی حاضر در دسته بنیادی قرار می گیرد و با روشی توصیفی_تحلیلی به مطالعه ی بافته های حصیری بافق بر اساس ماده ی اولیه و مبتنی بر رویکرد کنشگر- شبکه می پردازد. شیوه ی گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی بوده است. ابزار تحقیق در بخش کتابخانه ای فیش برداری و در قسمت میدانی، مشاهده و مصاحبه های به دست آمده از سفر به بافق است. نتیجه آن که، بافته های حصیری بافق حاصل پیوند دانش بومی در طراحی و ساخت محصول و شناخت نیازهای اساسی مردم هستند. انسان در تعامل با محیط طبیعی و بر اساس مؤلفه ی اقلیم به آفرینش پرداخته و در نهایت، ویژگی های جغرافیایی موجب بافت مصنوعات حصیری اقلیمی شده و در طول تاریخ خصوصیات بافته ها به انسان منتقل شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان