ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۱٬۳۵۹ مورد.
۱۳۰۱.

مطالعه تطبیقی منابع مکتوب تاریخی، در باب مینای زرین فام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
مطالب تاریخی موجود درباره دستورالعمل‌ها وشیوه‌های ساخت مینای زرین‌فام نقش مهمی در احیای این هنر درقرن اخیر ایفا کرده است. منابع مورد بررسی شامل الدُرّه المکنونه، جواهرنامه نظامی، عَرایس الجواهر و نَفایس الاطائب و سه کتاب دربارۀ هنر سفالگران هستند که در مناطق مختلفی از جمله عراق، ایران و ایتالیا تألیف شده‌اند. همچنین به منابع تاریخی نظیر رساله فی تلویح الزجاج ازکندی و التلویح تألیف یحیی بن محمد زجاج اشاره شده که نسخه‌ای از آن‌ها باقی نمانده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل محتوای منابع مکتوب تاریخی به منظور شناسایی اطلاعات کلیدی برای بهبود فرایند ساخت مینای زرین‌فام است. این پژوهش همچنین به تعیین نقاط قوت و ضعف هر منبع و تأثیر آن‌ها بر احیای نقاشی زرین‌فام می‌پردازد. در همین راستا، پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است؛ 1. هریک از منابع مذکور چگونه به ویژگی‌ها و فرایندهای ساخت مینای زرین‌فام پرداخته‌اند و چه اطلاعات خاصی در مورد تکنیک‌ها و مواد اولیه ارائه می‌دهند؟ 2. تفاوت‌ها و نقاط اشتراک بین این منابع تاریخی در روش‌ها، دستورالعمل‌ها و استخراج اطلاعات مربوط به مینای زرین‌فام چیست؟. روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی و تطبیقی است. داده‌های اولیه به صورت کتابخانه‌ای و عمدتاً از کتب تاریخی ذکرشده جمع‌آوری شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، که منابع مکتوب تاریخی، به‌ویژه رساله الدُرّه المکنونه، به دلیل تنوع اطلاعات و بیشترین تعداد دستورالعمل‌ها در مورد مینای زرین‌فام، نقش اساسی در حفظ و احیای این هنر داشته است. در بررسی‌ها مشخص شد که جواهرنامه نظامی به دلیل ارائه توصیه‌هایی در نقاشی زرین‌فام بر روی شیشه و سرامیک، اطلاعاتی مهم در تنوع‌بخشی به مواد و تکنیک‌های به‌کاررفته در این حوزه ارائه کرده است. همچنین منابع عَرایس الجواهر و هنر سفالگران، هم به لحاظ ساختاری وهم به لحاظ محتوایی تفاوت‌های قابل توجهی دارند. این تفاوت‌ها شامل روش‌های پخت، نوع لعاب پایه و جزئیات اجرایی مینای زرین‌فام است. بالاترین دقت در توصیف و ارائه دستورالعمل‌ها، به‌ویژه در رساله الدُرّه المکنونه و جواهرنامه نظامی، این نکته را تأیید می‌کند. ارائه طرح‌های کوره‌های پخت در اکثر منابع به جز عَرایس الجواهر نشان می‌دهد که جنبه‌های اجرایی و فنی در این متون تا چه اندازه مورد توجه بوده است. اطلاعات به‌دست‌آمده می‌تواند به بهینه‌سازی فرایندهای اجرایی مینای زرین‌فام و معاصرسازی آن کمک کند.
۱۳۰۲.

مطالعه تطبیقی منسوجات ایرانی ساسانی و اوایل اسلامی با مصر قبطی (منطقه اخمیم) با رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
نساجی سنتی ایران، هنری با قدمتی کهن است که ریشه در دوران ایلامیان دارد، در دوره ساسانی به اوج خود رسید و با آغاز دوره اسلامی، زمینه گسترش آن به دیگر نقاط جهان، به ویژه سرزمین های غربی اسلامی، فراهم شد. همچنین نقوشی که بن مایه آن ها به دوره ساسانی بر می گردد، در ادوار پس از این سلسله در هنر ایران دوره اسلامی و دیگر سرزمین ها مورد تقلید قرار گرفتند و به عنوان نقش مایه های تزیینی در منسوجات به کار گرفته شدند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی آثار پارچه بافی در ایران دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی (سده چهارم تا هشتم میلادی) و قبطیان مصر (سده هفتم و هشتم میلادی) در منطقه اخمیم با اتکا بر رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت هستند از: 1- نقش مایه، جنس و نوع بافت منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی و قبطیان مصر چه ویژگی هایی دارند؟ 2- وجوه افتراق و اشتراک آنها چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی - تطبیقی انجام شده و داده ها با استفاده از منابع مکتوب و تصاویر موجود در موزه ها و به شیوه نمونه گیری از نوع موارد در دسترس انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد، نقش مایه، رنگ و زمینه، جنس الیاف، نوع بافت، شیوه بافت و شیوه تزیین در دوره ساسانی - اوایل اسلامی و قبطی، به ترتیب در قالب چهار گروه حیوانی و پرندگان، گیاهی، انسانی، انتزاعی و هندسی، با رنگ های مات و تند و درخشان، از جنس کتان و پشم و ابریشم، با بافت جناغی و ملیله، با ساختار S و Z باف، متقارن در قالب مدالیون (هر دو دوره)، مربع، چرخشی، زیگزاگ و لوزی ظاهر شده اند. همچنین، در منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی، نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی به ترتیب کنش های فرمانروایی(شهریاری)، چیرگی(سلحشوری) و شاخص بقا (پیشه وری)، را بازتاب می دهند، درحالی که در منسوجات قبطی، نقوش حیوانی و گیاهی نشانگر شاخص بقا و نقوش انسانی شامل هر سه کنش فرمانروایی، چیرگی و شاخص بقا هستند. گفتمان های حاکم در این دوران ها، نقشی مهم در بازنمایی ساختار طبقاتی جامعه و برقراری نظم اجتماعی داشته اند؛ نظمی که پیوستگی آن در گرو حضور حاکمی است که اجزای جامعه را به صورت یک کل منسجم به هم پیوند دهد.
۱۳۰۳.

تحلیل نگاره عرفانی «مجنون در میان وحوش» خمسه طهماسبی از منظر محیی الدین ابن عربی بر اساس اصل تناظر عوالم کبیر و صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
  ارتباط هنر اسلامی با آموزه ها ی عرفانی به نظر امری واضح و بدیهی است؛ لیکن در مطالعاتی که در این زمینه انجام شده اند، به اندازه کافی به این ارتباط و اشتراک اشاره نشده و به این نسبت، در عرصه هنر نگارگری کم تر پرداخته شده است. حال آن که با بررسی و شناخت سنت های فکری مرسوم در بستر جهان بینی نگارگران، می توان درک بهتری از نگاره ها داشت. سنت، مانند رشته ای انسان را با اصل مرتبط می کند. در نگرش سنتی (یعنی نگرش برآمده از سنت و وحی الهی) بر این باور بودند که عالم و آدم هردو جلوه حق اند و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق و تناظر میان عالم کبیر و عالم صغیر است. این پژوهش حول یکی از نگاره های دوره صفویه به نام «مجنون در میان وحوش» محفوظ در موزه بریتانیای لندن انجام شده و سعی بر آن است که فرضیه تأثیر این اصل بر شکل گیری نگاره موردنظر به عنوان یکی از ثمرات آن، مورد بررسی قرار گیرد. پرسش این است: نگاره مجنون در میان وحوش، بر اساس نگرش سنتی تناظر عالم کبیر و عالم صغیر و از منظر محیی الدین ابن عربی چگونه دیده و تبیین می شود؟ شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. در این نگاره برابرشدن دقیق مظاهر طبیعت با احوال مجنون جای بسی تفکر و تأمل دارد؛ گویی نگارگر با بهره گیری از عناصر طبیعت، مخاطب را از صورت به قلمروی معنا راه می برد و با زبان رمز، وصف سیر و سلوک عرفانی می کند. «مجنون» مصداق انسانی است که به دنبال «عشق» می گردد و نگارگر بر بازنمایی مفاهیم عرفانی عشق و هجران اهتمام داشته و احوال انسان و سرگردانی اش در عالم را با بهره گیری از نشانه ها و تعاملات بین آن ها به طریق مجنون در بیابان ترسیم کرده است.
۱۳۰۴.

مطالعه مفهوم خوش یمنی در طلسم ها و نمادهای شیر، گاو و طاووس در تاریخ هنر ایران با تأکید بر دوره اسلامی بر اساس دیدگاه جیمز فریزر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
  در طول تاریخ زندگی بشر، خجستگی، سعادت، برکت و خوش شانسی از جمله مفاهیمی به شمار می آیند که انسان به دنبال درک و دستیابی به آن ها همواره در تلاش بوده است . این مفاهیم به ویژه در قالب واژه خوش یمنی تجلی یافته اند . یکی از نمودهای انسان برای نیل به این هدف، نمادها و نشانه هایی بوده اند که تحت عنوان طلسم های خوش یمنی در اشکال مختلف در زندگی انسان ساخته شده اند . در حقیقت طلسم ها مجموعه ای از اشکال و نمادهایی هستند که بر پایه اعتقادات و باورهای انسان شکل گرفته اند و برای تحقق یافتن خواسته های بشر توسط افرادی به کار برده می شوند که دانش استفاده از این نمادها را در طول تاریخ سینه به سینه فراگرفته اند . باور عمومی بر این است که در ذات طلسم ها نیروهای آسمانی با نیروهای زمینی ترکیب شده اند و به موجب آن هاست که نتایج عجیب و غریبی در عالم هستی پدید می آید . بنابراین اهمیت طلسم ها در زندگی انسان غیرقابل انکار است . با توجه به اهمیت و باور انسان به قدرت طلسم ها، مطالعه و شناخت این نمادها می تواند برای بهبود زندگی انسان آگاهی بیش تری نسبت به نیروهای ناشناخته نهفته در آن ها فراهم آورد . هم چنین مطالعه و شناخت طلسم ها آگاهی لازم برای کشف عمق باورها و ارزش های انسانی را فراهم می آورد تا با این آگاهی، زندگی خود را با معنا و هدف بیش تری سپری نماید . پژوهش حاضر تلاش دارد به این پرسش ها پاسخ دهد که نمادهای خوش یمنی در اشکال جانوری (شیر، گاو و طاووس) در تاریخ هنر ایران به خصوص در دوره اسلامی چگونه شکل گرفته اند؟ و چه ویژگی هایی توسط این نمادها به عنوان مفهوم خوش یمنی به زندگی انسان انتقال می یابند؟ از این رو با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و تاریخی و با تکیه بر نظریه طلسم و جادوی جیمز فریرز و تأکید بر نمادهای جانوری مانند شیر، گاو و طاووس، به بررسی این موضوع می پردازد . نتایج پژوهش نشان می دهد که این نمادها در هنر ایران دوره اسلامی به عنوان واسطه هایی برای تجلی، ذخیره و بروز انرژی های حیات ساخته و مورد استفاده قرار گرفته اند . این نمادها به منظور غلبه بر امور طبیعت ساخته شده اند و نقش مهمی در معنابخشیدن به زندگی انسان ها ایفا می کنند . شناخت این نمادها نه تنها درک بهتری از فرهنگ و تاریخ ایران را فراهم می آورد، بلکه به عنوان ابزاری برای جذب انرژی های مثبت و خوش شانسی در زندگی فردی نیز عمل می کند .
۱۳۰۵.

خوانش هرمنوتیکی نقش و متن در دو کاشی ایلخانی با تکیه بر آرای اریک هرش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
هرمنوتیک مدرن که اریک هرش یکی از پایه گذاران آن است، در واقع پلی میان هرمنوتیک سنتی و هرمونتیک فلسفی است. هرمنوتیک سنتی قائل به اصالت نیت مؤلف در تفسیر آثار بود و در مقابل هرمنوتیک فلسفی مخاطب را در تفسیر اثر هنری شریک دانسته و به تعداد مخاطبان آگاه، تفسیر اثر هنری را قابل قبول دانستند. اریک هرش معتقد است با استفاده از مراحل سه گانه ی معنای ظاهری، حدس اولیه و تفسیر اثر، مخاطب می تواند به نیت مؤلف نزدیک شود؛ به عبارت دیگر مقصد همان نیت مؤلف (هرمنوتیک سنتی) است؛ اما می توان از مسیرهای مختلف (هرمنوتیک فلسفی) به آن نزدیک شد. بسط این دیدگاه موضوع پژوهش حاضر است که با هدف شناسایی بیشتر کاشی های ایلخانی دو نمونه از کاشی های مکشوفه از امامزاده جعفر (ع) دامغان را مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و بر مبنای آرای هرمنوتیکی اریک هرش صورت گرفته است. بر این مبنا مراحل تفسیر آثار را با استفاده از ارتباط متن و تصویر پیموده تا به معنای اثر و نیت مؤلف نزدیک شود. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش ها است که چه ارتباطی بین متن و نقوش کاشی های ایلخانی وجود دارد؟ و چگونه می توان با استفاده از روش هرمنوتیک مدرن به این ارتباط پی برد؟ از نتایج این پژوهش می توان به ارتباط بین علوم رایج در این دوره از جمله ستاره شناسی و نقوش کاشی ها، اشاره کرد و این که در این کاشی ها نقوشی مطابق با نجوم و صورت-های فلکی استفاده شده است.
۱۳۰۶.

زیبایی شناسی فارابی در تحلیل بصری و مفهومی نگارگری ایران ازبک در قرن دهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۷
نگارگری ایران ازبک معروف به مکتب بخارا با حضور هنرمندانی چون کمال الدین بهزاد و محمود مذهب به اوج رسیده و بر مکاتب بعد از خود تأثیرگذار بوده است. شناخت بیشتر اندیشه های فارابی، فیلسوف اسلامی، در حوزه هنر و زیبایی رویکردی جدید از مفاهیم هنر دینی را بر ما خواهد گشود که بر اساس آن بتوان با نگاهی متفاوت به هنر و خصوصاً هنر نگارگری بازنگریست. این پژوهش برآن است تا با مطالعه آراء فارابی در حیطه هنر دینی و زیبایی شناسی، به بررسی این رویکرد در نگارگری ایران ازبک بپردازد. پرسش مطروح در پژوهش حاضر عبارت است از؛ رویکرد دینی نگارگری ایران ازبک بر مبنای آراء زیبایی شناسی فارابی چه ویژگی هایی دارد؟ در راستای پاسخ به این پرسش، اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری حاوی 9 نگاره از مکتب بخارا است که به-طور هدفمند و از بین نگاره های معتبر و دسترس انتخاب شد. نتایج حاصل حاکی از آن است که مطالعه آراء وی در نگاره های منتخب از مکتب بخارا نشان می دهد که هنرمندان این مکتب، با اتکا به هر سه نوع صور خیالی فارابی، سودمندی و ایجاد لذت مفید، اقناع ذهن مخاطب، همراهی نطق و خیال در شکل گیری آثار و حفظ کمال در رنگ و شکل توانسته اند به اصول زیبایی شناسی بر اساس رویکرد دینی فارابی دست یابند.
۱۳۰۷.

بازخوانی نگاره های غمنامه رستم و سهراب در شاهنامه شاه تهماسبی بر اساس رویکرد هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
روایات شاهنامه فردوسی، همواره مورد توجه نگارگران و نقاشان بوده است. پژوهش حاضر به منظور بازخوانی نگاره‌ای از شاهنامه شاه‌تهماسبی موسوم به غمنامه مرگ سهراب توسط رستم، با رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر به بررسی و خوانش دو نگاره از مجموع سه نگاره موجود از این روایت می‌پردازد. این پژوهش به‌لحاظ ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی ـ تاریخی است و از حیث هدف بنیادی و رویکردی کیفی داشته و اطلاعات ضروری تحقیق از منابع کتابخانه‌ای و به شیوه اسنادی جمع‌آوری شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان نگاره‌های مذکور را توسط رویکرد هرمنوتیک گادامر خوانش و تفسیر کرد. با بررسی نگاره‌ها توسط این رویکرد، مشاهده شد که به دلیل قرابت رویکرد با بسترهای خلق این اثر، زمینه مناسبی برای بازخوانی نگاره موجود است. همچنین می‌توان اذعان داشت که نگارگر این غمنامه با گذر از افق معنایی شعر فردوسی و مکاتب نگارگری پیش از خود و با پیش‌داوری‌ که از سنت حاصل شده است به مکالمه با آن پرداخته و سپس با افق معنایی روزگاری خود یعنی عصر آرامش و امنیت در فضای سیاسی و اجتماعی دوران صفویه، درآمیخته و اقدام به خلق اثر نموده‌ است. در این میان زبان مشترک فارسی، بستر را برای این ارتباط و تعامل و ایجاد عمل فهم در مفسر ایجاد می‌کند.
۱۳۰۸.

تحلیل و خوانش کاشی نگاره سر در ورودی باغ ارم شیراز با رویکرد آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۸
باغ ارم شیراز یکی از بناهای مهم دوره قاجار است. موضوع اصلی پژوهش، تجزیه و تحلیل مفاهیم و محتوای کاشی نگاره سه هلالی سردر ورودی باغ ارم با توجه به رویکرد آیکونولوژی اروین پانوفسکی است. این کاشی نگاره، شامل چهار مجلس؛ بلقیس در بارگاه حضرت سلیمان، مدهوش شدن ندیمگان از دیدن جمال حضرت یوسف، آبتنی شیرین و نظاره خسرو، و نگاره ای از ناصرالدین شاه سوار بر اسب است. این نگاره ها حاوی نقوش انسانی، اسطوره ای و روایتی رایج دوره قاجار هستند. تحلیل این نقوش از طریق شمایل شناسی پانوفسکی، می تواند معانی پنهان و ارتباط آن ها با فرهنگ و مذهب ایرانی را روشن سازد که شایسته مطالعه و بررسی هستند. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تبیین نشانه ها و روایت کاشی نگاره ها با توجه به فرهنگ ایرانی است تا به این سوالات پاسخ دهد که 1. نقوش انسانی، اساطیری، روایتی و حیوانی در این نگاره ها، به طور اساسی نمایان گر چه مفاهیمی هستند؟ 2. این نقوش چه ارتباطی با فرهنگ و مذهب ایرانی دارند؟روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با رویکرد شمایل شناسی پانوفسکی است که اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و میدانی گرد آوری شده است و سه مجلس کاشی نگاره با مضامین روایتی از داستان های ادبی و مذهبی به عنوان جامعه آماری، انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. پژوهش در سه مرحله «توصیف پیشاشمایل نگارانه»، «تحلیل شمایل نگارانه» و «تفسیر شمایل شناسانه» انجام شده و تلاش دارد معانی پنهان در کاشی نگاره ها را بر اساس رویکرد پانوفسکی تفسیر کند.  نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقوش کاشی نگاره جنبه نمادین داشته و حاوی مضامین تاریخی، اسطوره ای و مذهبی هستند. اشاره به تصویرسازی های دینی و حکومتی، نشان دهنده پیوند دین و قدرت در هنر و فرهنگ ایرانی است. زنان در این نقوش نمادهایی از قدرت، زیبایی، هوش (بلقیس و شیرین) و فتنه گری (زلیخا) هستند که بازتاب دهنده نگاه چندوجهی فرهنگ ایرانی به زنان است. دیوها و موجودات اهریمنی نماد شرارت و مبارزه با آن ها، نماد مبارزه انسان با نفس اماره و تلاش برای رسیدن به کمال است. پرندگان اساطیری چون سیمرغ نشان دهنده حکمت و راهنمایی انسان به سوی حقیقت هستند. حضور شخصیت هایی چون یوسف و زلیخا نماد اخلاق و فضیلت است. به طور کلی، این نقوش بازتاب دهنده عناصر معماری و هنر اسلامی ایرانی هستند که ترکیبی از مفاهیم دینی، عرفانی، و نمادگرایانه را به تصویر می کشند. عدد سه، نمادی از اصول اخلاقی و آفرینش در فرهنگ ایرانی و سه گانگی مقدس اسلامی است. در کاشی کاری اسلامی، هلال نماد پیوند با آسمان و معنویت است.نقوش گیاهی اطراف این هلالی نیز ارتباط بین زمین و آسمان و دنیای معنوی را نشان می دهند.
۱۳۰۹.

هنرهای کاربردی ایران در دوره صفوی بر اساس سفرنامه شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۲
  در دوره صفویه، هم زمان با رشد اقتصادی و سیاسی و نیز طولانی شدن مدت حکومت، جنبه های مذهبی و فرهنگی نیز تقویت شدند. این دوره شاهد تقویت و تحکیم تولیدات هنری بود که به دلیل علاقه حاکمان به هنر و فرهنگ، و هم چنین شکل گیری روابط داخلی و خارجی و ارتباط نزدیک تر با سیاحان اروپایی حاصل شد. این تعاملات منجر به ایجاد گنجینه ای از اطلاعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری گردیدند که دستیابی به جزئیات آن ها از طریق منابع مکمل امکان پذیر می باشد. بررسی منابع تاریخی با تأکید بر سفرنامه در راستای استخراج اطلاعات فرهنگی و طبقه بندی و معرفی تولیدات هنری به منظور استخراج اطلاعات مکمل تاریخی از اهداف این پژوهش می باشد. سؤالات پژوهش نیز عبارتند از: چگونه می توان هنرهای کاربردی دوره صفوی را بر اساس کتاب سفرنامه شاردن احصاء نمود؟ تولیدات هنرهای کاربردی دوره صفوی بر اساس کتاب سفرنامه شاردن چگونه قابل دسته بندی هستند؟ تحقیق حاضر بر مبنای هدف، پژوهشی بنیادی و نظری و از نظر روش اجرا، توصیفی   تحلیلی است. هم چنین پژوهش حاضر از نظر روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، هم در بخش تاریخی و هم در بخش نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی محسوب می شود. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز به روش کیفی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد از کتاب سفرنامه شاردن به سبب تنوع مشاهدات منعکس شده در قالب شرح رویدادها و وقایع، شرح فضاها و مکان های شاخص، شرح فعالیت های فرهنگی و اقتصادی، شرح چیدمان های مراسم مهم درباری و طبقات بالادست، شرح تشریفات درباری، ذکر فهرست هدایا، و ... ناگزیر می توان به اطلاعات قابل توجهی از تولیدات این دوره دست یافت. از طرفی تحلیل محتوای کمّی و کیفی منجر به ایجاد دسته بندی نُه گانه ای با عناوین پوشاک، منسوجات، زیراندازها، ظروف، تزیینات کاربردی، کتیبه نویسی، جواهرات، تزیینات وابسته به معماری و سایر تولیدات گردیده است.
۱۳۱۰.

بازخوانی مؤلفه های فرهنگ ایرانی- اسلامی در زیورآلات معاصر شبه قاره هند بر مبنای الگوی سه گانه باختین (مطالعه موردی: زیورآلات سال 2019- 2020م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
زیورآلات به مثابه یک متن هنری، از گذشته تاکنون، صرف نظر از جنبه زیبایی، دارای ارزش نمادینی بوده که ریشه در مناسبات فرهنگی هر اجتماعی داشته است. در این راستا، زیورآلات معاصر هندوستان به عنوان یک رسانه و با قدمتی کهن، توانسته بیانگر حضور و هم زیستی فرهنگ های مختلف در این سرزمین باشد. زیرا، در طول تاریخ هندوستان، فرهنگ های گذشته حذف نشده، بلکه نوعی امتداد در بطن تحولات تاریخی- فرهنگی آن وجود داشته است. بنابراین، این پژوهش برآن است تا با استناد به الگوی سه گانه هنرمند- متن- مخاطب، از مفاهیم گفتگومندی باختینی، به مطالعه نقش فرهنگ های متفاوت در شکل گیری زیورآلات بپردازد. با توجه به تداوم تأثیرات فرهنگ استعمار از قرن نوزدهم و شکاف ایجاد شده میان هندوها و مسلمانان، پرسش اصلی این است که فرهنگ ایرانی- اسلامیِ عصر گورکانان، چگونه در تولید زیورآلات معاصر هندوستان تجلی یافته است؟ هدف این پژوهش، درک روابط فرهنگی، به ویژه دستیابی به مهم ترین عناصر فرهنگی اثرگذار در شکل گیری زیورآلات معاصر هندوستان بوده است. یافته ها که به روش توصیفی-تحلیلی و از طریق تحلیل محتوا به دست آمده اند، نشان می دهند که آنچه بر اساس این الگو در شکل گیری زیورآلات معاصر نقش راهبردی داشته، نوعی ارتباط بین گفتارهای هنرمند و مؤلفه های فرهنگی به عنوان «دیگری» درون متن است. بر اساس نظریه گفتگومندی باختین، حضور دیگری در متن، فرهنگِ خودِ هنرمند در اثر را می سازد. بنابراین، گفتار هنرمند، تنها گفتار مطلق در شکل گیری زیورآلات محسوب نشده، بلکه خلاقیت او هم راستا با حضور دیگری و به ویژه، مؤلفه های فرهنگ ایرانی- اسلامی، در قالب گفتارهایی قابل مشاهده و از سوی مخاطبان نیز قابل دریافت بوده است. درواقع، برخلاف تغییر در سبک زندگی مردمان شبه قاره در نتیجه تأثیرات فرهنگ غربی، شواهد نشان می دهد که هنرمندان معاصر در سال های 2019- 2020م، عمدتاً از مؤلفه های فرهنگ ایرانی- اسلامی بهره برده اند. این عناصر که پیشینه ای آشنا برای مخاطبان داشته و سابقاً در زیورآلات عصر گورکانی نیز به کار می رفته اند، به عنوان بخشی اساسی در خلق آثار این دوره ظاهر شده اند. بنابراین، جایگاه برون مرزی فرهنگِ ایرانی- اسلامی در حکمِ «دیگری» و یک شرکت کننده اول و نیز فرهنگی باورپذیر برای مخاطب، به هنرمند امکان داده است تا چندفرهنگی گرایی را در آثار خود متجلی سازد. در این زیورآلات، فرهنگ بومی هندوستان تنها فرهنگ اثرگذار نبوده و هنرمند به گفتگو با فرهنگی برخاسته از بافتار، به زیورآلات موجودیت بخشیده است.
۱۳۱۱.

مطالعه تطبیقی چینی بندزنی ایران و کینتسوگی ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از پژوهش حاضر ضمن بازشناسی چینی بندزنی ایران و کینتسوگی ژاپن و بررسی وجوه افتراق و اشتراک میان آن ها، شناخت اندیشه های فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و بقای این فنون در ایران و ژاپن است. نوشتار بر اساس هدف کاربردی و از نوع کیفی به شمار می آید. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی بوده و گردآوری داده ها بر مبنای مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که چینی بندزنی و کینتسوگی در مواردی همچون فرم و بخشی از تکنیک های اجرایی، تأثیرپذیری از مفاهیم و عقاید دینی، باورها، عقاید سنتی و اندیشه های فلسفی از رویکردی مشابه برخوردارند. وجوه افتراق این هنرها نیز در زمینه های اجرایی همچون مواد و نحوه اتصال قطعات شکسته و نیز جنبه های زیباشناسانه این تکنیک ها قابل پی جویی است. ضمن آن که کینتسوگی و چینی بندزنی در زمینه تأثیرپذیری های فکری و فرهنگی نیز از تفاوت هایی قابل توجه برخوردارند که همین امر اصلی ترین عامل وضعیت کنونی بقای این هنرهاست. چنان که برقراری و حفظ پیوند نسل ها با فرهنگ اصیل و اندیشه های فلسفی در ژاپن موجب ارتقا و توسعه کینتسوگی در ژاپن و دیگر نقاط جهان شده و در مقابل اعتقاد به بدیُمنی و ترویج فرهنگ نامناسب دانستن کاربرد ظروف بندزده در میان ایرانیان ضمن انفصال از سنت های فرهنگی گذشتگان و هجوم مدرنیته و مصرف گرایی، چینی بندزنی ایران را در معرض خاموشی کامل قرار داده است. این در حالی است که هر دو این فنون ضمن برخورداری از وجوه کاربردی، تأکیدی بر لزوم توجه به ارزش ها، حرف و هنرهای سنتی در قالب میراث فرهنگی ناملموس به شمار می آیند.
۱۳۱۲.

مطالعه تکنیک حَل کاری در کتاب آرایی دوره صفوی (بر اساس مصحف 1558 موزه چستربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
تکنیک حَل کاری یکی از هنرهای ظریف و پیچیده در تزیین کتاب های خطی و نسخ نفیس است که در دوره های مختلف تاریخی، به ویژه در دوره صفوی، به اوج شکوفایی رسید. پژوهش حاضر با هدف معرفی و تحلیل ویژگی های حَل کاری در دوره صفوی، به بررسی مصحف شماره ۱۵۵۸ موزه چستربیتی می پردازد. این نسخه قرآنی، نمونه ای برجسته از این تکنیک در مکتب شیراز است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ویژگی های هنری و فنی حل کاری در این دوره را مطالعه می کند. انتخاب مصحف ۱۵۵۸ به دلیل وجود شناسنامه و رقم هنرمند برجسته این دوره در شیراز، به صورت هدفمند صورت گرفته است. در این نسخه، حَل کاری به طور متعادل در متن و حاشیه با طرح های اسلیمی و ختایی و رنگ های طلایی، لاجوردی، سفید، مشکی و زرشکی به کار رفته است که نمایانگر زیبایی شناسی خاص آثار دوره صفوی است. پرسش اصلی پژوهش این است که آثار با تکنیک حَل کاری در دوره صفوی با تأکید بر مصحف شماره ۱۵۵۸ موزه چستربیتی دارای چه ویژگی هایی هستند؟ نتایج این مطالعه نشان می دهد که حَل کاری در دوره صفوی از جایگاه ویژه ای در هنر تذهیب برخوردار بوده و با ایجاد ترکیب های زیبا و متقارن، تحول و تداوم سنت های هنری این دوره را به نمایش می گذارد. به عنوان یک نتیجه چشمگیر، این پژوهش همچنین نشان می دهد که حل کاری در مصحف ۱۵۵۸، نه تنها تداوم سنت های پیشین را حفظ کرده، بلکه با خلاقیت در ترکیب رنگ ها و طرح ها، آغازگر سبک جدیدی در مکتب شیراز بوده است. این تحول هنری به خوبی نمایانگر تأثیرات فرهنگی و مذهبی عصر صفوی بر هنر تذهیب و حَل کاری است.
۱۳۱۳.

تأثیر نقوش و تزئینات ایرانی اسلامی بر نشانه های پیشگامان گرافیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
نشانه (آرم) در حوزه گرافیک یکی از ماناترین مباحث گرافیکی است و این نشان از اهمیت نشانه در کاربرد روزمره جامعه دارد. از سوی دیگر، نشانه می تواند هویت ساز باشد؛ یکی از راه کارهایی که گرافیست ها به جهت هویت از آن استفاده می کنند، بهره گیری از گنجایش نقوش سنتی است. در این میان بسیاری از آثار نشانه نسل پیشگام گرافیک ایران بر مبنای نقوش ایرانی و اسلامی شکل گرفته و این نقوش، بسان بُن مایه و پایه طرح بسیاری از طراحان گرافیک به کار رفته است. نقوش ایرانی اسلامی با محتوای غنی، هویت آثار نشانه را شکل می دهد. این مقاله با هدف شناسایی پایه طراحی این نشانه ها و چگونگی تأثیر نقوش ایرانی اسلامی بر طراحی نشانه های نسل پیشگام گرافیک ایران نوشته شده است. رویکرد پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی بوده و همچنین انتخاب نمونه های مطالعاتی به صورت آگاهانه از آثار هنرمندان پیشگام گرافیک ایران می باشد(هنرمندانی که آثار متعددی از نشانه دارند). داده های مطالعاتی از منابع کتابخانه ای یا پایگاه های اطلاعات علمی گردآوری شده است. پرسش اصلی این مقاله چنین تدوین یافته که نقوش ایرانی-اسلامی چگونه در طراحی نشانه های معاصر ایران نقش ایفا کرده و چه تأثیری بر هویت بصری این آثار داشته اند؟یافته ها مبنی بر این است که در چهار دسته نقوش هندسی، اسلیمی، نوشتاری و تلفیقی در هنر اسلامی ایران دسته مایه اولیه طراح برای رسیدن به نشانه بوده است. طراح گرافیست نسل اول ایران با الهام از نقوش ایرانی اسلامی توانسته آثاری درخور ذائقه ایرانی بیافریند و وظیفه مهم نشانه که جذب مخاطب با استفاده از سادگی است را به انجام برساند.
۱۳۱۴.

امکان سنجی ساخت مرکب سیاه بر اساس دستورالعمل رایج در رساله های خوشنویسی فارسی و آزمون عملی نوشتار با نمونه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
استفاده از مرکب باکیفیت به عنوان یکی از عناصر اصلی خوشنویسی همواره برای خوشنویسان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است به  طوری که برخی اساتید خوشنویسی با بیان دستورالعملی منحصر به فرد در رساله های خوشنویسی خود به نظم یا به نثر، به بیان فنون ساخت این ماده پرداخته اند. از آن جا که امکان دارد خوشنویسان و اهالی فن پیشین، جهت موزون شدن قافیه اشعار خویش یا انحصار ساخت مرکبی منحصر به فرد، از بیان همه جزییات در دستورالعمل های ساخت مرکب اجتناب کرده باشند، در پژوهش حاضر یکی از رایج ترین دستورالعمل های ساخت مرکب (همسنگ دوده زاج است همسنگ هردو مازو/ همسنگ هر سه صمغ است آنگاه زور بازو) مدنظر قرار گرفت تا به این سوال پاسخ داده شود که دستیابی به مرکب مطلوب بر اساس دستورالعمل رایج در رساله های خوشنویسی تا چه حد امکان پذیر است؟ هدف از انجام این تحقیق که به روش تجربی   آزمایشگاهی صورت گرفته، ساخت مرکبی کاربردی است که قابلیت کتابت با قلم نی را داشته باشد. از این رو دو نمونه مرکب سیاه ایرانی بر اساس دستورالعمل رایج، ساخته و با چند دانگ مختلف بر روی دو نوع کاغذ گلاسه مات و دست ساز مورد آزمون عملی نوشتار قرار گرفتند و در نهایت مشخص شد هردو نمونه از قابلیت نوشتاری مطلوبی برخوردارند و تغییر بستر نوشتار و اندازه قلم در قابلیت نوشتاری آن ها خللی وارد نمی کند. علاوه بر این، با انجام آزمون عملی نوشتار با دانگ های مختلف و قلم های متفاوت شامل نستعلیق، شکسته نستعلیق، ثلث و محقق، مشخص شد که هردو نمونه، قابلیت اجرا با دانگ ها و قلم های مختلف را دارند و تغییر دانگ و قلم اگرچه در برخی موارد بر کیفیت نوشتاری نمونه ها اثرگذار بوده است اما هردو نمونه عملکرد قابل قبولی در این زمینه داشته اند.
۱۳۱۵.

تایپ فیس «امین الشرع»: شاخص کتاب های چاپ سربی تبریز (۱۲۴۳-۱۲۵۲ ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
چاپ کتاب به زبان فارسی در جهان با طبع کتاب داستانِ مسیح و داستانِ سن پیدرو در لیدن آغاز شد (1639 م.). پس از گذشت ۳۰۰ سال از اختراع چاپ حروفی به دست گوتنبرگ (۱۴۵۵ م.) و ۲۰۰ سال بعد از طبع نخستین کتاب چاپی فارسی، نخستین کتاب چاپ حروفی در ایران در سال ۱۲۳۳ ق. (۱۸۱۸ م.) در تبریز منتشر شد. این پژوهش نشان می دهد که ده کتاب در بین سال های ۱۲۳۳ ق. (۱۸۱۸ م.) تا ۱۲۵۲ ق. (۱۸۳۷ م.) در تبریز و به شیوه چاپ حروفی منتشر شد. مطبعه علی بن الحاج محمدحسین المرحوم التبریزی، معروف به امین الشرع تبریزی، واپسین مطبعه و ناشر بیشترین منشورات (چهار کتاب) را در این دوره در تبریز است. با توجه به این موضوع که این منشورات همگی با یک تایپ فیس طبع شده اند، این پژوهش با هدف مطالعه بصری تایپ فیس «امین الشرع» در پی پاسخ به این پرسش است که این تایپ فیس به لحاظ فرمی دارای چه ویژگی های بصری بوده است؟ تحقیق حاضر از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت داده ها کیفی است و برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعه تنوع فرم و کاربرد حروف، مشابهت و افتراق آن ها با هم تحولات و گستردگی فرم ها در شرایط مختلف و در همنشینی با حروف دیگر در تایپ فیس به دست آمده است. نتایج مستخرج از این تحقیق نشانگر استفاده از فرم هایی با تنوع زیاد در برخی از خانواده های حروف، برای مثال خانواده های «ک» و «ه»، برگرفته از شیوه های مبتنی بر خوشنویسی خط نسخ است. از سوی دیگر ترفندهایی مانند همنشینی با حروف خاص، برای مثال فرم خاصی از خانواده «ب» در کنار خانواده «س»، نشانه هایی از توجه به رسانه و محدودیت های ابزار چاپ است. همچنین استفاده از خرده فرم های مشترک برای ساخت حروف دیگر، برای مثال « ن» در شکل گیری « س، س، ص، ص»، نگاه مبتنی بر طراحی تایپ را منعکس می کند که در استفاده از ابزار جدید بروز پیدا کرده و خبر از خلاقیت و نبوغ متخصصان آن دوره دارد.
۱۳۱۶.

گونه شناسی کوبه و پولک دَرهای بناهای تاریخی شهرستان قوچان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
زمودگری از هنرهای برجسته در تاریخ فلزکاری ایران محسوب می‌شود که الصاقات فلزی نصب‌شده روی دَر و پنجره‌های قدیمی، مربوط به ساخت زمودگران در ایام گذشته است. شهرستان قوچان در آثار فلزی الصاق‌شده بر دَرهای چوبی، تنوع قابل ملاحظه‌ای دارد. با توجه به کیفیت آثار و فقدان منابع کافی، این پژوهش کوشیده شده است تا به گونه‌شناسی آثار فلزی دَرهای بناها تاریخی بپردازد و به دنبال پاسخ بدین پرسش است که گونه‌های الصاقات فلزی دَرهای چوبی شهرستان قوچان چیست؟ و نقوش آن حاوی چه پیامی است؟ ماهیت پژوهش توصیفی_تحلیلی و کاربردی و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و به‌ویژه میدانی است. نتایج نشان می‌دهد که از میان یراق‌آلاتی که روی درهای بناها قوچان نصب‌شده‌اند، کوبه و پولک زیر کوبه، دارای تنوع بیشتری نسبت به سایر الصاقات است. مشبک‌کاری و قلم‌زنی، دو شیوه تزئین این الصاقات هستند. نقوش چلیپا، گل و مرغ و بته، خطوط مواج، متقاطع و موازی بیشتر دیده شد. کنگره‌های مثلثی و پیکانی تأکیدی بر نقش خورشید؛ اژدها دافع نیروهای شر؛ درختان سرو نشان درخت زندگی و جاودانگی، نعل اسب به دفع چشم زخم و خوش یمنی تأکید دارد. می‌توان بیان کرد الصاقات نصب‌شده علاوه‌بر ویژگی‌های کاربردی، به طلسمی در جهت تعویذ و آرزو ساخته شده است.
۱۳۱۷.

مطالعه تطبیقی هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
در فلزکاری، شیوه هنری سیاه قلم از ترکیب نقره، مس، سرب و گوگرد حاصل می شود و هنرمندان برای جلوه دهی بیش تر به نقوش حکاکی شده روی فلزات طلا و نقره از سیاه قلم استفاده می کنند. سیاه قلم در میان ارامنه تبریز و وان رواج دارد و با توجه به کمبود منابع در مورد این هنر و اهمیت آن در میان اقوام و هنرمندان کشورهای مختلف، انجام پژوهش حاضر ضرورت می یابد. شناخت هنر سیاه قلم و نقوش تزیینی آن در هنر ارامنه وان و تبریز به عنوان اهداف پژوهش انتخاب شده اند و پرسش های پژوهش عبارتند از: ۱) شیوه هنری سیاه قلم در میان ارامنه تبریز و وان چگونه اجرا می شود؟ ۲) هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و وان دارای کدام نقوش تزیینی هستند؟ 3) وجوه اشتراک و افتراق نقوش تزیینی دو منطقه چه اطلاعاتی را ارائه می نمایند؟ در پژوهش حاضر اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی به روش توصیفی   تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و به صورت کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نمونه های پژوهش شامل پنج اثر متعلق به ارامنه تبریز، پنج اثر متعلق به ارامنه وان ترکیه و یک نمونه محصول مشترک دو منطقه است. روش نمونه گیری پژوهش، هدفمند و با استفاده از داده های میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش تزیینی هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و وان شباهت زیادی به یکدیگر دارند و بدون توجه به محل تولید آثار می توان گمان کرد همه آثار به خاستگاه یکسانی تعلق دارند. هم چنین وجود نام تبریز و وان بر روی اثر مشترک این دو منطقه نشان می دهد ارامنه تبریز و وان تعاملات فرهنگی عمیقی با یکدیگر داشته اند.
۱۳۱۸.

ساختارشناسی تطبیقی مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با الگویی خطی از طومار توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
  معماری تیموری، در معماری دوره های پیشین خود ریشه دارد، لیکن این هنر تا بدان درجه پیش رفت که اعتلا و پیشرفت هنر و معماری ایرانی را رقم زد و تحول تازه ای در تزیینات بنا به وجود آمد. عظمت هنر ممتاز معماری تیموری را می توان در مسجدجامع گوهرشاد مشهد مشاهده کرد. هنر مقرنس کاری در عصر تیموری، نمایانگر خلاقیت و ابتکار معماران و صنعتگران و دارای سیر تکاملی بوده و قابلیت تغییر پلان مربع به دایره و آرایش سه کنج ها، سرستون ها، تاقچه ها، نیم دایره یا ربع گنبد ها و هم چنین پایه گلدسته مناره ها را داشته است. وجود طرح های خطی از انواع مقرنس در طومار توپقاپی که گمانه زنی ها آن را منتسب به دوره تیموری و اوایل دوره صفوی می دانند، این پژوهش را به سمت تطبیق نزدیک ترین طرح طومار با مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد سوق می دهد تا به هدف این تحقیق که شناسایی ساختار مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد و تطبیق آن با مدل خطی طومار توپقاپی است، نائل آید. پرسش های تحقیق عبارتند از: چه ارتباطی بین عناصر ساختاری مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با طرح خطی طومار توپقاپی وجود دارد؟ وجوه تشابه و تفاوت موجود در مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد با الگوی خطی طومار توپقاپی چیست؟ این تحقیق، هدفی بنیادی دارد و روش آن توصیفی  تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، اسنادی و با مشاهده میدانی صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که فرم شمسه در هردو مقرنس در دو بخش هسته مرکزی و بدنه، به یک شکل رسم شده است. ساختار به کار رفته در هردو مقرنس، هندسه ای از نوع خوشه ای است و سوق آن به بی نهایت را نشان می دهد که از هندسه فراکتال نشأت گرفته است. در عین حال تفاوت هایی بین طرح خطی و الگوی مدل عینی وجود دارد که احتمالاً ناشی از سلیقه هنرمند در حین اجرا بوده و یا طی مرمت های مختلف مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد یا الگوی خطی ایجاد شده است.
۱۳۱۹.

روایت شناسی اذکار نگاره معراج پیامبر اکرم ﴿ص﴾ در خمسه نظامی موزه بریتانیا، به شمارۀ Or.6810(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
خمسه نظامی محفوظ در موزه بریتانیا یکی از مهم‌ترین نسخ خطی دوره تیموری است. این نسخه به دلیل وجود نگاره‌هایی منتسب به بهزاد و یا تحت نظارت او از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و پرمایه بودن مضمون معراج از زبان نظامی گنجوی نیز مزید بر علت است. اهداف این پژوهش شناسایی ارتباط میان کتیبه‌های قرآنی و اذکار ملهم از آن با کلیّت داستان نگاره است، که تاکنون مغفول مانده است. پژوهش حاضر درصدد است به دو سؤال زیر پاسخ‌هایی در حد امکان و توان دهد: اول- چه ارتباطی میان کتیبه‌های خوشنویسی اذکار موجود در نگاره وجود دارد؟ دوم- هنرمند بنا به چه دلایلی از نوشتن عین آیات قرآن کریم صرف‌نظر کرده‌ و بیشتر از اذکار ملهم از قرآن بهره برده است؟ تحقیق حاضر به صورت کیفی بوده و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تفسیری نگاره مورد نظر را واکاوی کرده است. جامعه هدف پژوهش حاضر به صورت غیرتصادفی از میان نگاره‌های نسخه مزبور انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با ترسیم آیات و اذکار در نگاره به ذکری تصویری دست می‌یازد که وجه تنبّه آن تا زمانِ وجود نگاره پابرجاست. از سویی دیگر هنرمند تنها رابطۀ صرفِ اسماء الهی و مخاطب را نمی‌خواهد بلکه مترصد است تا خدا در کانون توجه مخاطبش قرار دهد و مخاطب خود را ترغیب کند که ذکرش جنبۀ صرفاً لفظی نداشته و با تمام وجود به خدا رو کرده و رابطه‌ای زنده و وجودی با خداوند داشته باشد. هنرمند در آرمان‌گرایانه‌ترین حالتِ ممکن در صدد است تا مخاطبش نسبت به خدا، دلشوره و اشتیاق پیدا‌کرده و در درون خود حالت وجودی خاصی نسبت به خدا یافته و از این‌رو آغازگر و ایجادکنندۀ رابطه‌ای زنده و وجودی میان خداوند و مخاطبِ اثر باشد و این مهم کارکرد اصلی آیات و اذکار موجود در نگارگری ایرانی است.
۱۳۲۰.

خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۴
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روان‌شناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگی‌های انسان کمال‌یافته دارد. کمال‌الدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگی‌های خودشکوفای شخصیت کمال‌الدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسان‌گرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگی‌های خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه می‌تواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و فیش‌برداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شده‌اند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر می‌تواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگی‌هایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسان‌ها، قدرشناسی نسبت به پدیده‌های جهان با توجه به طبیعت‌گرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران به‌طور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردم‌‌سالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگی‌ها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شده‌اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان