این مقاله در پی آن است که با استناد به کیفیت رابطه امروز انسان و طبیعت، ضرورت طرح ‘سرشت فضای معماری’ را بیان نماید. بنابراین به ضرورت ها و رویکردهای اصلی اشاره خواهد شد که در درک این مفهوم مؤثر هستند. در سه بخش اصلی، نخست ضرورت های اصلی تفکر در این موضوع بیان می شوند و به طور چکیده به تحول معنایی طبیعت در دورههای تاریخی اشاره خواهد شد. در ادامه این بحث نسبت واژه سرشت با طبیعت بیان می شود و در بخش دوم به رویکردهای معماری که در درک این مفهوم مؤثر هستند اشاره می گردد. در بخش سوم، چگونگی جهت گیری مهم ترین رویکردهای معماری مبتنی بر طبیعت بازگو می شود. در این زمینه به برخی از ارجاع های مفهومی اشاره خواهد شد که هر یک به نحوی در ایجاد کیفیتی طبیعی و حقیقی در فضای معماری تاثیرگذار بوده اند. نتایج بدست آمده نشان می دهند که چگونه جستجوی کیفیتی حقیقی و خالص در فضا که برخاسته از هماهنگی فضای معماری با خواست های سرشتی انسان است، در برخی از رویکردهای معاصر به برداشت های ظاهری و در برخی دیگر به ارجاع های مفهومی عمیق نسبت به طبیعت تغییر یافته است. ادراک سرشت فضای معماری و شناسایی معیارهای تعریف کننده آن زمینه ای را به جهت ارزیابی کیفی این رویکردها فراهم می کند.
مقالة حاضر یک نگاه نشانه شناختی به مبدا پیدایش و چگونگی خلق آثاری با الگوی فراز و فرود است که خود الگویی ذاتی برای تمامی پدیدارها در کائنات و از جمله گوهری نهفته در ذات آدمی است. تجلی این الگو در آثار هنری اسلامی خود از معانی متعالی تری خبر می دهد و نشان از سیر وحدت به کثرت و خلوت به جلوت است و گویای این مطلب است که آفرینش های هنری تماماً بر اساس القائات رحمانی و ربانی است. جلوه گاه حقیقت در هنر، عالم غیب و حق است. هنرمند به واسطه ""حضور"" از عالم غیب آگاهی می یابد و حقایق روحانی مربوط به عالم و معارف حقیقی و علوی را درک کرده و دست به خلق آثاری می زند که همگی نشان از بندگی دارد. در این تحقیق تلاش شده است تا با بررسی مفاهیم نظری و رویکردهای تحلیلی و مطالعه نمادهایی چون ""طاق"" ، ""گنبد"" و ""فواره"" و آفریده های از این دست، که با نگاه به آنها دل و جان و چشم هر بیننده را مسحور می نماید و روح انسان را به سوی عالم بالا سوق می دهد و در نتیجه احساس آرامش و اطمینان را القاء می نمایند، خبر از صعود به عالم علوی و سیر در ملکوت و پس ازآن فرود به عالم سفلی می دهد که نشان از قیام، رکوع و سجود است که همانا نماد "" عبادت و بندگی"" است.
پروژه های شهر دوستدار کودک به طور عمده برای ایجاد فرصت برای کودکان در راستای شکل دادن و یا تغییر محیط پیرامونشان است. از این منظر طرح های دوستدار کودک به دنبال اعطای حق شهروندی به بچه ها، توسعه آگاهی، بالابردن مشارکت جمعی، کم کردن میزان خشونت علیه کودکان، توجه به موضوعات زیست - محیطی و... است. در کشور ما شهر بم (بعد از زلزله ناگوار سال 1382) از نمونه هایی بود که رویکرد دوستدار کودک در بازسازی آن مورد نظر قرار گرفت. یکی از پروژه های تعریف شده در این راستا پیدا کردن الگوهای طراحی فضای سبز با توجه به دیدگاه های بچه ها بود. در این طرح با استفاده از متدولوژی گروه - بحث و روش های مشارکتی همچون قصه گویی، جداول و پازل ها، مدل سازی، نقاشی و ... نظرات بچه ها در ارتباط با فضاهای سبز جمع آوری و تحلیل شد. با وجود اینکه بیشتر تصورات بچه ها مربوط به موضوعاتی بود که در گذشته تجربه کرده بودند، شاخصه هایی چند در راستای دست یافتن به الگوهایی برای انتخاب مصالح، نحوه جانمایی فضاها، برخی از فضاهای مورد نیاز، نحوه محصور کردن فضاهای سبز، مسیرهای دوچرخه، محل گلها و درختان و ... وجود دارد. فضای سبز در تلفیق با فضاهای بازی، قلمروهای جداگانه برای بچه ها و بزرگسالان، فضاهایی برای خاطره نویسی، مجسمه ها، مصالحی مانند چوب و زمین های چمن از جمله خواست های کودکان در راستای توصیف الگوهای فضای سبز در یک نمونه مربوط به نتایج یک گروه بحث در پروژه شهر دوستدار کودک بم بود.