ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۶۱ تا ۹٬۹۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۹۹۶۱.

مطالعه تطبیقی هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
در فلزکاری، شیوه هنری سیاه قلم از ترکیب نقره، مس، سرب و گوگرد حاصل می شود و هنرمندان برای جلوه دهی بیش تر به نقوش حکاکی شده روی فلزات طلا و نقره از سیاه قلم استفاده می کنند. سیاه قلم در میان ارامنه تبریز و وان رواج دارد و با توجه به کمبود منابع در مورد این هنر و اهمیت آن در میان اقوام و هنرمندان کشورهای مختلف، انجام پژوهش حاضر ضرورت می یابد. شناخت هنر سیاه قلم و نقوش تزیینی آن در هنر ارامنه وان و تبریز به عنوان اهداف پژوهش انتخاب شده اند و پرسش های پژوهش عبارتند از: ۱) شیوه هنری سیاه قلم در میان ارامنه تبریز و وان چگونه اجرا می شود؟ ۲) هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و وان دارای کدام نقوش تزیینی هستند؟ 3) وجوه اشتراک و افتراق نقوش تزیینی دو منطقه چه اطلاعاتی را ارائه می نمایند؟ در پژوهش حاضر اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی به روش توصیفی   تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و به صورت کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نمونه های پژوهش شامل پنج اثر متعلق به ارامنه تبریز، پنج اثر متعلق به ارامنه وان ترکیه و یک نمونه محصول مشترک دو منطقه است. روش نمونه گیری پژوهش، هدفمند و با استفاده از داده های میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش تزیینی هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و وان شباهت زیادی به یکدیگر دارند و بدون توجه به محل تولید آثار می توان گمان کرد همه آثار به خاستگاه یکسانی تعلق دارند. هم چنین وجود نام تبریز و وان بر روی اثر مشترک این دو منطقه نشان می دهد ارامنه تبریز و وان تعاملات فرهنگی عمیقی با یکدیگر داشته اند.
۹۹۶۲.

از مجتمع زیستی تا قلعه ی متروک؛ تبیین هویت زیستی-تاریخی قلعه امیرآباد ورامین در نسبت با الگوی مزارع مسکون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
از مجتمع زیستی تا قلعه ی متروک؛ تبیین هویت زیستی-تاریخی قلعه امیرآباد ورامین در نسبت با الگوی مزارع مسکونچکیدهاین پژوهش با هدف بازخوانی، بررسی و تحلیل قلعه امیرآباد ورامین متعلق به دوره قاجار در نسبت با الگوهای سکونتی مزرعه مسکون و سکونتگاه های تاریخی انجام شده است. مزرعه مسکون به عنوان گونه ای کمتر شناخته شده از سکونتگاه های تاریخی، مجموعه ای پویا با ساختاری متشکل از عناصر مسکونی، تولیدی، مذهبی و خدماتی، مبتنی بر کشاورزی و در پیوند تنگاتنگ با زمین تعریف می شود. مسئله اصلی تحقیق، ناشناختگی این الگو و تهدید نابودی و افول تدریجی کارکرد تاریخی قلعه امیرآباد به عنوان یک مجتمع زیستی است؛ بنایی که در گذشته ساختاری منسجم و فعال داشته، اما امروزه به عنوان یک "قلعه متروکه" و صرفاً یک یادمان معماری تلقی می شود. این کاهش هویتی و عملکردی، پیامد عدم شناخت و بی توجهی به ظرفیت های زیستی این گونه ی سکونتی است. بنایی که نه تنها واجد ارزش تاریخی، بلکه دارای ساختاری منسجم و هویتی مستقل به عنوان یک مجتمع زیستی کشاورزی است. در این راستا، با بهره گیری از رویکرد تفسیری-تاریخی و روش های ترکیبی شامل مطالعات میدانی، بررسی اسناد تاریخی، تحلیل تصاویر هوایی و تحلیل کالبدی و کارکردی، تطابق ویژگی های قلعه با معیارهای مزرعه مسکون و روستا مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها حاکی از هم پوشانی های چشمگیر فضایی، عملکردی و معماری قلعه با ساختارهای مزارع مسکون و سکونتگاه های روستایی است، به گونه ای که می توان آن را نمونه ای ترکیبی و واجد هویت زیستی-معماری منحصربه فرد دانست. حفاظت و بهره برداری پایدار از این اثر تاریخی، نقشی کلیدی در حفظ میراث فرهنگی منطقه و تقویت شناخت نسبت به الگوهای زیستی معماری ایرانی ایفا می کند.واژگان کلیدیمزرعه مسکون تاریخی، قلعه امیرآباد، ورامین، مقایسه تطبیقی
۹۹۶۳.

ساختارشناسی تطبیقی مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با الگویی خطی از طومار توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
  معماری تیموری، در معماری دوره های پیشین خود ریشه دارد، لیکن این هنر تا بدان درجه پیش رفت که اعتلا و پیشرفت هنر و معماری ایرانی را رقم زد و تحول تازه ای در تزیینات بنا به وجود آمد. عظمت هنر ممتاز معماری تیموری را می توان در مسجدجامع گوهرشاد مشهد مشاهده کرد. هنر مقرنس کاری در عصر تیموری، نمایانگر خلاقیت و ابتکار معماران و صنعتگران و دارای سیر تکاملی بوده و قابلیت تغییر پلان مربع به دایره و آرایش سه کنج ها، سرستون ها، تاقچه ها، نیم دایره یا ربع گنبد ها و هم چنین پایه گلدسته مناره ها را داشته است. وجود طرح های خطی از انواع مقرنس در طومار توپقاپی که گمانه زنی ها آن را منتسب به دوره تیموری و اوایل دوره صفوی می دانند، این پژوهش را به سمت تطبیق نزدیک ترین طرح طومار با مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد سوق می دهد تا به هدف این تحقیق که شناسایی ساختار مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد و تطبیق آن با مدل خطی طومار توپقاپی است، نائل آید. پرسش های تحقیق عبارتند از: چه ارتباطی بین عناصر ساختاری مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با طرح خطی طومار توپقاپی وجود دارد؟ وجوه تشابه و تفاوت موجود در مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد با الگوی خطی طومار توپقاپی چیست؟ این تحقیق، هدفی بنیادی دارد و روش آن توصیفی  تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، اسنادی و با مشاهده میدانی صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که فرم شمسه در هردو مقرنس در دو بخش هسته مرکزی و بدنه، به یک شکل رسم شده است. ساختار به کار رفته در هردو مقرنس، هندسه ای از نوع خوشه ای است و سوق آن به بی نهایت را نشان می دهد که از هندسه فراکتال نشأت گرفته است. در عین حال تفاوت هایی بین طرح خطی و الگوی مدل عینی وجود دارد که احتمالاً ناشی از سلیقه هنرمند در حین اجرا بوده و یا طی مرمت های مختلف مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد یا الگوی خطی ایجاد شده است.
۹۹۶۴.

جایگاه مفهوم «افردنس» در اندیشه لویی کان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۲
ایدئولوژی معماری مدرن و توجه محض آن به عملکردگرایی، ضعف در ارج نهادن به حیات و نیاز های انسانی را در پی داشت. در این راستا در روانشناسی محیط نظریه "افردنس" مطرح می شود که بر نیازهای انسان و ارتباط انسان با محیط تأکید دارد. از دیگر سو در دهه پنجاه با سکوت معماری مدرن، لویی کان فرصتی برای شکوفایی اندیشه های خود به دست می آورد. او که افول جایگاه روح انسانی و عدم توجه معماران به نیازهای انسان را مشاهده نموده است، مبانی فکری اش را بر اساس نیاز انسان، نظم حیات طبیعت و جهان هستی شکل می دهد تا جایگاه انسان در معماری و عالم را به درستی تبیین کند.این پژوهش، اشتراک زیربنایی مابین مفهوم افردنس و اندیشه ی لویی کان بر محور نیازهای انسان را به عنوان فرضیه، مبنای تحلیل خود قرار می دهد و قصد دارد تا این اشتراکات را بیان و چگونگی نمود این مفهوم را در اندیشه های لویی کان تبیین کند. در این راستا به این شناخت می رسد که افردنس محیط، مفهومی در جهت پاسخگویی محیط به نیازهای فطری انسان و پوشش دهندگی روابط میان افراد و محیط است این مفهوم در اندیشه لویی کان با واژه امکانات تحقق می یابد. کان محیط دارای امکانات را بودنی هایی می داند که دربردارنده نهادهای انسانی است. این نهادها برگرفته از نیازهای اساسی انسان ها هستند و از سرچشمه هستی پدید می آیند و در شرایط مختلف، تنها بیان جدیدی می یابند. کان همچنین بودنی ها را تابع قابلیت و ثابت می پندارد زیرا از ماهیت چیزها برای بودن و نهادهای انسانی- که هر دو ثابت هستند- پدید آمده اند. بنابراین پژوهش پیشنهاد می دهد که معمار و طراح برای طراحی محیط دارای افردنس بایستی ابتدا نیازهای اساسی و فطری انسان ها را شناخته و آن ها را در طراحی خود مدنظر قرار دهد در این صورت است که با گذر زمان انسان های مختلف می توانند محیط را پاسخگوی نیازهای خود بیابند و با قرارگیری در این محیط به رشد و نهایت هستی خود دست یابند.
۹۹۶۵.

نگرش مفهومی به جایگاه دسترسی در باغ ژاپنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۴
دستیابی به درکی عمیق نسبت به مفهوم دسترسی مستلزم بررسی وجوه پیوند خورده آن با معانی مکانی است که انسان در معرض تجربه اش قرار دارد. تجربه مداوم مکان در بستر دسترسی عاملی است که در ارتقای حس دلبستگی به مکان تأثیری بنیادین داراست. بررسی ها نشان می دهند که معماری ژاپن نگرش مفهومی متفاوتی نسبت به موضوع دسترسی ارائه می نماید. دسترسی به عنوان عاملی واسط در ایجاد ارتباط عینی-ذهنی انسان با باغ ژاپنی در مقیاس های مختلفی فرد را با مکان در تعامل قرار می دهد. در واقع دسترسی در معماری باغ ژاپنی چنان غیرقابل تفکیک از مکان است که از طریق آن می توان ابعاد مکان را بی واسطه دریافت. از اینرو شناخت عمیق مفهوم دسترسی و مؤلفه های آن از یک سو و ابعاد دلبستگی به مکان از سوی دیگر در باغ ژاپنی می تواند موجب افزایش درک معماران نسبت به طراحی مبتنی بر دسترسی- مکان گردد. این مقاله با طرح فرضیه های مطرح شده زیر سعی بر آن دارد تا به بررسی رابطه دسترسی و مکان در معماری باغ ژاپنی بپردازد. الف. دسترسی عاملی بنیادین در تجربه و کشف مکان است و ب. دسترسی به عنوان واسطی در ایجاد ارتباط انسان و مکان عامل اصلی در درک ابعاد مختلف مکان و عمق یابی سطوح آن می باشد. در این راستا ابتدا از طریق روش توصیفی-تحلیلی وجوه مختلف دسترسی در پژوهش های اخیر بررسی شده و سپس به تشریح ماهیت دسترسی پرداخته می شود. درنهایت این پژوهش نشان می دهد که سه مؤلفه "چشم انداز"، "کیفیت لبه راه" و "نحوه تقرب انسان" به عنوان مفاهیم اصلی تعریف کننده دسترسی در باغ ژاپنی لایه لایه موجب آشکار شدن مناظر بر بیننده می گردد که در اثر تعامل مداوم انسان با مکان سبب عمق یابی حس او به مکان شده و مفهوم دسترسی و مکان را بر او یکپارچه می سازد.
۹۹۶۶.

بررسی آثار آنیش کاپور با تمرکز بر مفهوم صیرورت از منظر ژیل دُلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
بیان مسئله: در دوران پست مدرن، هنر دیگر نه به مثابه بازنمایی ایستا، بلکه به عنوان فرایندی سیال و خلاقانه فهم می شود. در این بستر، مفاهیم فلسفی چون Becoming «صیرورت» در اندیشه ژیل دلوز، امکان تحلیل عمیق تری از آثار هنری معاصر را فراهم می آورد. با توجه به پیچیدگی های فرمی و مفهومی در آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه آثار موم قرمز و مجسمه های آینه ای، ضرورت دارد این آثار با رویکردی فلسفی و میان رشته ای مورد تحلیل قرار گیرند تا ابعاد مفهومی و زیبایی شناختی آن ها به درستی فهم شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل و تفسیر آثار آنیش کاپور از منظر فلسفه صیرورت در اندیشه ژیل دلوز است؛ مفهومی که جوهره پویایی، تغییر، بی ثباتی و آفرینش مداوم را در خود دارد. این پژوهش درصدد است نشان دهد چگونه آثار کاپور می توانند به مثابه مصادیق بصری صیرورت، تجربه ای فراتر از بازنمایی سنتی و در راستای خلق رخدادهای هنری در لحظه ارائه دهند.روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و نظری است و با رویکردی تحلیلی-تفسیری در چارچوب مطالعات میان رشته ای هنر و فلسفه انجام شده است. با تکیه بر منابع کتابخانه ای و آثار نظری دلوز، دو مجموعه موم قرمز و مجسمه های آینه ای کاپور، به دلیل پیوندشان با مفهوم صیرورت، به عنوان مطالعه موردی بررسی شده اند.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه یادشده، نه ابژه هایی ایستا، بلکه فرایندهایی درحال شدن و تغییر مداوم هستند. مجسمه هایی چون Svayambh، Past, Present, Future یا Cloud Gate، تجربه هایی از صیرورت را خلق می کنند که در آن مرزهای میان ماده، زمان، فضا و مخاطب از بین می رود. این آثار با درهم آمیختن ماده، حرکت، بازتاب و بی ثباتی، مصداقی عینی از اندیشه دلوزی اند که هنر را نه به مثابه بازنمایی، بلکه به مثابه رخداد، خلق معنا و تجربه زیسته در نظر می گیرد. در نهایت، این تحلیل نشان می دهد که فهم آثار کاپور بدون درک صیرورت دلوزی ناقص خواهد بود، و چنین رویکردی درک عمیق تری از هستی شناسی پویای هنر معاصر ارائه می دهد.
۹۹۶۷.

تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
۹۹۶۸.

ادراک منظر مبتنی بر پردازش حس شنوایی (بررسی نقش آوا در خوانش منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
انسان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار می کند که منجر به ادراک حسی می شود. توجه پژوهشگران بیشتر بر فرایند ادراک بصری منظر معطوف بوده و به مفاهیمی چون منظر صوتی و ادراک صوتی کمتر پرداخته شده است. صوت و منظر صوتی به عنوان محرکه های حسی بر رفتار افراد، انتخاب فضا و ادراک منظر تأثیر می گذارند. امروزه، افزایش تنوع منابع صوتی در شهرها که اغلب منظر صوتی ناخوشایندی را ایجاد می کنند، باعث ادراک شنوایی مغشوشی در افراد می شوند که این موضوع اهمیت پرداختن به منظر صوتی و نقش حس شنوایی در منظر را نشان می دهد. این پژوهش سعی در ارائه دیدگاه سازمان یافته از نقش و نتایج حس شنوایی در تعامل با عناصر منظر صوتی از طریق شناسایی و توجه به فرایند ادراک منظر، دارد. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع کیفی، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، از نوع تحلیل محتوای کیفی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای از طریق بررسی متون و نقد نوشته های دیگران و تحلیل محتوای کیفی آنها بوده و به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی نقش حس شنوایی در ادراک مناظر با تعامل حواس بینایی و شنوایی می پردازد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که ویژگی های صدا و حس شنوایی انسان به همراه عناصر و عوامل منظر صوتی نقش مؤثری در شکل گیری ادراک صوتی منظر دارند. در کنار این عوامل، عناصر بصری نیز در تعامل با عناصر صوتی بر ادراک منظر تأثیر گذارند و می توانند ادراک و شناخت فرد از منظر را تغییر دهند. همچنین، منابع صوتی طبیعی نقش مؤثری بر خوشایندی فضا داشته و در کنار عوامل بصری طبیعی، باعث افزایش حضور کاربر در منظر و نقش آفرینی و پویایی می شود
۹۹۶۹.

ارزیابی روش های کنترل سازه های مقاوم در برابر زلزله با رویکرد دو منظوره سازی و استفاده از روش AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
۹۹۷۰.

بررسی عوامل مؤثر بر تحول منظرِ بام در ابیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
اَبیانه، روستایی در شهرستان نطنز است که در دامنه کوه کرکس به صورت پلکانی شکل گرفته و عنصر بام در آن به دلیل نقش مهمی که در ایجاد منظر ایفاء می کند دارای اهمیت فراوانی است. مقصود از منظرِبام، ویژگی های کالبدی و کارکردی آن است که در تعامل با کیفیات زیستی و الگوهای رویدادی مردم در طول زمان به وجود آمده است. دو عامل اصلی حضور مردم و مشارکت آن ها در قوامِ منظر مؤثر بوده اما از دهه های گذشته این حضور کم رنگ شده و با ورود مصالح جدید در روستا و کاربست آن، بخشی از منظر کالبدی و کارکردی بام در معرض زوال قرار گرفته است. هدف پژوهش فهم منظرِ بام در ابیانه است و جهت نیل به آن دو پرسش درباره ویژگی های منظرِبام در ابیانه و عوامل مؤثر بر تحول آن مطرح شده است. در پاسخ به پرسش های مقاله و با استفاده از روش تفسیری و رهیافت تفسیری- تاریخی، ویژگی های کارکردی و کالبدی منظرِبام در این روستا بررسی شده است. نتایج این مقاله نشان می دهد که سیر تحول منظرِ بام در ابیانه در چهار دوره قاجار، پهلوی اول و دوم، دهه 50 تا 80 شمسی و هم اکنون قابل بررسی است و مجموعه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، انسانی و اقلیمی در آن نقش داشته اند. در حفاظت از این منظر، اقداماتی چون آگاهی رسانی و ظرفیت سازی می تواند در کنار استفاده از فنآوری نوین در ترکیب با دانش های بومیِ ساختِ و مرمت بام مفید باشد. در این میان بهره گیری از تجارب روستاهایی مانند ماسوله و ارائه مشوق های مالی برای تغییر وضعیت بام از طرف نهادهای دولتی و غیردولتی لازم به نظر می رسد.
۹۹۷۱.

تحلیل و ارزیابی شاخص های بازآفرینی بافت فرسوده شهری با محوریت توسعه پایدار (مطالعه موردی: محله پیرسرا شهر رشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۱
مقدمه: وجودبافت های فرسوده نه تنها موجب نارضایتی ساکنان می شود، بلکه سبب کاهش پویایی و رونق زندگی شهری در این مناطق نیز می گردد.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تحلیل و ارزیابی شاخص های بازآفرینی بافت فرسوده محله پیرسرا شهر رشت با تأکید بر توسعه پایدار می باشد.روش شناسی: این پژوهش با توجه به هدف ارائه شده از نوع پژوهش های کاربردی و روش آن از نوع توصیفی-تحلیلی است. جهت جمع آوری اطلاعات، از دو روش کتابخانهای و میدانی استفاده شد ضمن آنکه گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه ای با پنج شاخص (اقتصادی، کالبدی-فضایی، فعالیتی-خدماتی، اجتماعی-فرهنگی، و زیست محیطی) و ۳۳ گویه استخراج گردید. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی شهروندان ساکن در محله پیرسرا شهر رشت است که جمعیتی معادل ۱۱۹۶۸ نفر دارد و ۱۸۰ نفر به عنوان حجم نمونه این پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در نهایت اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و EXCEL و آزمون های آماری tتک نمونه ای و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها و بحث: نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان می دهد که سطح معناداری تمامی شاخص ها کمتر از ۰۵/۰ است بدین معنا که این آزمون مورد قبول است و معنادار است. در این میان شاخص های اقتصادی و فعالیتی-خدماتی از میانگین (۳) بالاتر است و سایر شاخص ها از میانگین کمتر هستند. بدین معناست که شاخص اقتصادی و فعالیتی-خدماتی وضعیت مطلوبی دارند و شاخص های کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی و زیست محیطی وضعیت نامناسبی دارند. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد شاخص اجتماعی-فرهنگی با مقدار (۳۶۲/۰) و شاخص اقتصادی با مقدار (۳۳۸/۰) به ترتیب بیشترین تأثیر و در طرف مقابل شاخص های فعالیتی-خدماتی با مقدار (۲۴۵/۰) کمترین تأثیر را بر بازآفرینی بافت فرسوده این محله داشته است. نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که در محله پیرسرا و سایر محلاتی که بافت فرسوده و قدیمی در خود دارند برای رفع مشکلات و موانع بافت خود، نیاز به مطالعات همه جانبه نگر در تمامی ابعاد و شاخص های بازآفرینی می باشد.
۹۹۷۲.

روایت شناسی اذکار نگاره معراج پیامبر اکرم ﴿ص﴾ در خمسه نظامی موزه بریتانیا، به شمارۀ Or.6810(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
خمسه نظامی محفوظ در موزه بریتانیا یکی از مهم‌ترین نسخ خطی دوره تیموری است. این نسخه به دلیل وجود نگاره‌هایی منتسب به بهزاد و یا تحت نظارت او از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و پرمایه بودن مضمون معراج از زبان نظامی گنجوی نیز مزید بر علت است. اهداف این پژوهش شناسایی ارتباط میان کتیبه‌های قرآنی و اذکار ملهم از آن با کلیّت داستان نگاره است، که تاکنون مغفول مانده است. پژوهش حاضر درصدد است به دو سؤال زیر پاسخ‌هایی در حد امکان و توان دهد: اول- چه ارتباطی میان کتیبه‌های خوشنویسی اذکار موجود در نگاره وجود دارد؟ دوم- هنرمند بنا به چه دلایلی از نوشتن عین آیات قرآن کریم صرف‌نظر کرده‌ و بیشتر از اذکار ملهم از قرآن بهره برده است؟ تحقیق حاضر به صورت کیفی بوده و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تفسیری نگاره مورد نظر را واکاوی کرده است. جامعه هدف پژوهش حاضر به صورت غیرتصادفی از میان نگاره‌های نسخه مزبور انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با ترسیم آیات و اذکار در نگاره به ذکری تصویری دست می‌یازد که وجه تنبّه آن تا زمانِ وجود نگاره پابرجاست. از سویی دیگر هنرمند تنها رابطۀ صرفِ اسماء الهی و مخاطب را نمی‌خواهد بلکه مترصد است تا خدا در کانون توجه مخاطبش قرار دهد و مخاطب خود را ترغیب کند که ذکرش جنبۀ صرفاً لفظی نداشته و با تمام وجود به خدا رو کرده و رابطه‌ای زنده و وجودی با خداوند داشته باشد. هنرمند در آرمان‌گرایانه‌ترین حالتِ ممکن در صدد است تا مخاطبش نسبت به خدا، دلشوره و اشتیاق پیدا‌کرده و در درون خود حالت وجودی خاصی نسبت به خدا یافته و از این‌رو آغازگر و ایجادکنندۀ رابطه‌ای زنده و وجودی میان خداوند و مخاطبِ اثر باشد و این مهم کارکرد اصلی آیات و اذکار موجود در نگارگری ایرانی است.
۹۹۷۳.

کاربرد شبکه های اجتماعی مجازی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری؛ بررسی تجربه و ادراک مدیران شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۸
شبکه های اجتماعی مجازی شکل جدیدی از ارتباط و تعامل را به ارمغان آورده اند. این شبکه ها به ابزار مشارکتی قدرتمند در تعامل دوسویه و راحت تر شهروندان با مدیران شهری تبدیل شده اند. استفاده از این شبکه ها به مدیران شهری این امکان را می دهد تا درکنار تعامل، به جستجوی افکار، شناخت سریع مشکل ها و حل آن ها به کمک مردم، بپردازند. پژوهش حاضر با رویکردی آمیخته و با هدف تحلیل کاربرد شبکه های اجتماعی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری انجام شده است تا با بررسی ادراک و تجربه مدیران شهری ازطریق تحلیل محتوایِ کیفیِ مصاحبه هایِ نیمه ساختاریافته و تحلیل رفتار مدیران و شهروندان در شبکه های اینستاگرام و ایکس، ظرفیت ها و چالش های کاربرد آن ها را در نظام مدیریت شهری تهران تبیین کند. یافته ها بیانگر آن است که شرایط زمینه ای در ایران با توجه به محدودیت های اعمال شده بر شبکه های اجتماعی تفاوت ساختاری کلانی با دیگر کشورها دارد. از یک سو همان گونه که فیلترینگ شهروندان را با چالش مواجه کرده، مانع ارتباط مؤثر مدیران شهری با شهروندان به دلیل منع قانونی حضور آن ها در این شبکه ها نیز شده است. ازسوی دیگر مدیران شهری از ظرفیت های شبکه های اجتماعی با هدف جلب مشارکت شهروندان، آگاهی نداشته و بهره برداری آن ها از این شبکه ها حداکثر به اطلاع رسانی و گزارش اقدام محدود می شود. محدودیت ها در سطح کلان و استراتژی های منفعت طلبانه آنان در استفاده از این شبکه ها و فراگیری مشارکت نمایشی درنتیجه نبود سازوکارهای مشارکتی، در عمل منجر به انفعال خودخواسته مدیران شهری و بی اعتمادی و انفعال شهروندان از مسئولیت های اجتماعی شده است. 
۹۹۷۴.

تحلیل تجارب مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی برمبنای معیارهای ایکوفورت و ایکوموس؛ بررسی موردی: ۲۶ تجربه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
ورود میراث نظامی به ادبیات حفاظت از میراث معماری و شهری، مرهون بنیان گذاری کمیته ایکوفورت است که به دنبال آن، ضرورت توجه به گونه های متنوع میراث نظامی، شناخت ارزش های ملموس و ناملموس آن ها و تدوین رویکردهای حفاظتی متناسب، مطرح شد. پژوهش کیفی حاضر، با هدف «ارزیابی تجارب مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی بر مبنای معیارهای احصاء شده»، با نگاهی کل نگر و با اتکاء به پارادایم تفسیری، پس از استخراج معیارهای حفاظت از میراث نظامی از طریق تحلیل محتوای دو سند بالادستی مرتبط، به فراتحلیل پژوهش های صورت گرفته روی ۲۶ تجربه منتخب بین المللی در این زمینه می پردازد و ضمن دسته بندی و تعریف رویکردهای کلی در مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی در این نمونه ها، رویکردهای خاص، که در یک یا چند نمونه مدنظر بوده اند را نیز، معرفی می کند. نهایتاً کیفیت انطباق معیارهای احصاء شده با نحوه برخورد با میراث نظامی در تجاربِ مورد مطالعه، بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهند که علاوه بر رویکردهای کلی، که با مقیاس ساختارهای نظامی در این تجارب، متناسب بوده و هر یک متمرکز بر گروه خاصی از معیارها هستند، رویکردهای منحصربفردی نیز در این نمونه ها، قابل تشخیص اند. نیل به نگرشی جامع که ضمن توجه به کلیه اصول حفاظتی، به ویژگی های منحصر بفرد هر اثر میراث نظامی نیز احترام بگذارد، مستلزم احصاء ارزش های ملموس و ناملموسِ آن، با رویکردی کل نگر و درون رشته ای بوده و نخستین گام روش مند در مداخله های حفاظتی است.
۹۹۷۵.

قیاس شاخص های معنایی منظر شهری تاریخی و معاصر با بهره گیری از روش طرح متوالی اکتشافی (موردپژوهی: منظر شهری شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
یکی از مهم ترین چالش های شهر در دوران معاصر، معنا و رابطه متقابل انسان و محیط است. امروزه به دلیل نبود دانش بصری کافی در کنار تأثیرات مدرنیسم، ناهنجاری بصری در شهرها دیده می شوند. تغییرات انجام شده در منظر شهر در دوران معاصر و به کاربردن رویکردهای اثبات گرایی منجر به بی توجهی نسبت به جنبه های نرم و فازی محیط مانند «معنی» شده است. این پژوهش در نظر دارد تا به مقایسه معنای منظر تاریخی و معاصر بپردازد و روشی را برای مقایسه معنا در زمینه های مشابه و سایر شهرها ارائه دهد. در این مسیر، منظر شهری کلان شهر شیراز در کشور ایران به دلیل گسست موجود میان منظر تاریخی و معاصرش، به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شد. پارادایم تفسیرگرایی و رویکرد استفهامی اتخاذ شد و با درنظرگرفتن طرح متوالی اکتشافی در روش های ترکیبی در گام اول، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل محتوا شدند، سپس به کمک خروجی گام اول ماتریس افتراق معنایی تنظیم و به بررسی کمّی تفاوت های معنایی دو متن منظر شهری تاریخی و معاصر پرداخته شد. نتایج نشان داد که در مقایسه منظر شهری تاریخی و معاصر، شهروندان به ابعاد و مؤلفه های مختلفی در دسته بندی های «اقلیم»، «احساس نسبت به بافت»، «کارکرد»، «زیرساخت»، «مسکن»، «جمعیت»، «مردم»، «فرهنگ» و «امنیت و حس تعلق» اشاره کردند و صفات توصیف کننده منظر شهری معاصر به ترتیب شامل «پیچیده»، «رمزآلود»، «ناراحت کننده»، «فاقد هویت»، «تنش زا»، «آشفته»، «پویا»، «جدیدتر» و «شلوغ» و صفات توصیف کننده منظر شهری تاریخی به ترتیب شامل «دارای هویت»، «قدیمی تر»، «آرامش دهنده»، «خوشحال کننده»، «قابل درک (خوانا) »، «ساده»، «منظم»، «ایستا و آرام» هستند.
۹۹۷۶.

بررسی تأثیر دمای هوا، دمای همبسته رنگ نور و شدت نور محیطی بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان در فضای کتابخانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
احساس آسایش حرارتی در فضاهای آموزشی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت یادگیری و بهره وری دانشجویان است. وضعیت نامناسب وضعیت دما و نور می تواند باعث نارضایتی حرارتی، کاهش تمرکز، خستگی زودرس و افت یادگیری شود. ازاین رو، ایجاد محیطی با آسایش حرارتی مطلوب نه تنها بر رفاه دانشجویان تأثیر می گذارد، بلکه یک الزام اساسی در معماری فضاهای آموزشی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای دمای محیط (۲۰، ۲۵ و ۳۰ درجه سانتی گراد)، شدت نور (200، 400 و 600 لوکس) و دمای همبسته رنگ نور محیطی (۲۷۰۰، ۴۰۰۰ و ۷۸۰۰ کلوین) بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان حین انجام مطالعه در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت ۹۰ دانشجوی مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. یافته ها نشان داد در دماهای همبسته رنگ نور 2700 کلوین (دمای محیط 25 درجه و شدت نور 200، 400 و 600 لوکس)، 4000 کلوین (شدت نور 600 لوکس) و 7800 کلوین (دمای محیط 20 درجه) تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان حین انجام مطالعه دارند (p<0.05). دمای محیطی سالن مطالعه و دمای همبسته رنگ نور محیطی به طور مستقل و همچنین اثر ترکیبی دمای محیطی با شدت نور محیطی و دمای رنگ نور، نقش مهم و معنی داری در تغییر احساس آسایش حرارتی دانشجویان دارند. شدت نور محیطی به تنهایی تأثیر قابل توجهی ندارد اما در تعامل با دمای محیطی می تواند مؤثر باشد. نتایج نشان داد که دمای محیط و دمای همبسته رنگ نور محیطی هر دو تأثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان در فضای کتابخانه دارند (p<0.05) و این تأثیرات با تغییر شدت نور محیطی (200، 400 و 600 لوکس) متفاوت است. در شدت نور 200 لوکس، گروه 4000 کلوین با دو گروه دیگر متفاوت است، اما در 400 لوکس، اثر ترکیبی دو فاکتور مشاهده شد و بیشترین آسایش حرارتی دانشجویان مربوط به دمای همبسته رنگ نور 2700 کلوین است. در شدت نور 600 لوکس، تنها گروه با دمای رنگ نور بالا (7800 کلوین) آسایش حرارتی بیشتری نسبت به دیگر گروه ها داشت. بنابراین، تأثیر دمای رنگ نور بر آسایش حرارتی، با تغییر شدت نور محیط و دمای محیط متغیر است و در هر شرایط، سطوح مختلف دمای رنگ نور اثر متفاوتی دارند.
۹۹۷۷.

تبارشناسی استراتژی های قدرت برای مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی در عمل برنامه ریزی شهری؛ (مطالعه موردی: بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
بیان مسئله: در سایه مطالعات پست مدرنیستی در نقد رویکرد تجویزی برنامه ریزی شهری مدرنیستی این پرسش که چگونه مشروعیت تصمیمات برنامه ریزی شهری متأثر از روابط قدرت احراز می شود کمتر موردمطالعه قرار گرفته است. هدف: این مقاله در تلاش برای تبیین ارتباط قدرت و مشروعیت در بستر واقعی برنامه ریزی شهری، با پیشنهاد رویکرد تحلیلی بر اساس تبارشناسی فوکو، استراتژی ها و ضداستراتژی های بازیگران قدرت را برای ایجاد سوژه های مطیعِ ادعاها و ضد ادعاهای مشروعیت تصمیمات در عمل و نتیجه این بازی استراتژیک قدرت یعنی بهنجارسازی را واکاوی می نماید. روش: بر مبنای چهارچوب نظری و روش شناختی مبتنی بر تبارشناسی فوکو، تجربه بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر- طرح طاش (1393-1399) بر اساس استراتژی انتخاب نمونه مفرط بررسی و با جمع آوری چندبعدی داده ها، 212 مستند رسمی، 563 مستند غیررسمی و 11 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل شد. یافته ها : تبارشناسی بازنگری طرح طاش، نقش فعالانه بازیگران قدرت را در منازعه بر روی مشروعیت بخشی به یا مشروعیت زدایی از تجدیدنظر بنیادین طرح را نشان می دهد که در این بستر، تقابل استراتژی های قدرت منجر به تغییر عرصه منازعات بر روی مشروعیت از حوزه برنامه ریزی شهری به حوزه قضایی و بهنجارسازی "قضایی سازی تصمیم گیری" در حوزه شهرسازی می گردد. نتیجه گیری: در عرصه منازعه آگاهانه و مبتنی بر زمینه بازیگران بر روی مشروعیت در بستر بازی استراتژیک قدرت در عمل برنامه ریزی شهری، برخی از استراتژی ها معطوف به مشروعیت بخشی به و مشروعیت زدایی از تصمیمات، فرایندهای تصمیم گیری، بازیگران تصمیم گیر، معیارهای تصمیم گیری و تبعات تصمیم و برخی استراتژی ها معطوف به منازعه زدایی از مشروعیت (کنترل منازعه به نفع خود) هستند. با اعمال این استراتژی ها، در پایان منازعه بر روی مشروعیت سوژه های مطیعی (سوژه سازی) شکل گرفته که تابع بهنجارسازی جدید از تصمیمات، فرایندها، بازیگران، معیارها و تبعات می شوند. در نتیجه بازی استراتژیک قدرت، درک از مشروعیت در عمل برنامه ریزی شهری بازتنظیم می شود.
۹۹۷۸.

عوامل موثر در توسعه گردشگری با رویکرد توسعه پایدار با مدل META-SWOT (محدوده مورد مطالعه: شهر قزوین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه: صنعت گردشگری به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی جهان، نقش بسزایی در اشتغال زایی، درآمدزایی و توسعه پایدار دارد. گردشگری شهری با تمرکز بر ظرفیت های تاریخی، فرهنگی و طبیعی، به توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی کمک می کند. قزوین با ویژگی های تاریخی و فرهنگی خود، یکی از مقاصد گردشگری ایران است. این شهر به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و قرارگیری در مسیر راه های ارتباطی کشور، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر دارد. با این حال، بحران های زیست محیطی، نوسانات اقتصادی، چالش های مدیریتی و عدم سرمایه گذاری کافی بر رشد این صنعت تأثیر منفی داشته اند. این پژوهش با استفاده از مدل متا-SWOT به شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار گردشگری در قزوین پرداخته است و به شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آن از طریق مدل متا-SWOT پرداخته است.روش این پژوهش، تحلیل استراتژیک متا-SWOT است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی گزارش های محلی و مصاحبه با متخصصان گردشگری گردآوری شده اند. مدل متا-SWOT ابزاری جامع برای تدوین استراتژی های توسعه پایدار محسوب می شود و امکان اولویت بندی اقدامات لازم را فراهم می کند.نتایج نشان می دهد که قزوین با جاذبه های تاریخی مانند بازار سنتی، مسجدالنبی و معماری ایرانی-اسلامی، همچنین موقعیت مناسب در شبکه حمل ونقل، ظرفیت بالایی در گردشگری پایدار دارد. بااین حال، کمبود زیرساخت های اقامتی، تبلیغات ضعیف، ضعف در مدیریت بحران و عدم توجه کافی به آموزش نیروی انسانی متخصص از چالش های اصلی هستند. تهدیدهایی مانند ایران هراسی، بحران های اقتصادی و کاهش امنیت سرمایه گذاری نیز می توانند مانع جذب گردشگران خارجی شوند. در مقابل، فرصت هایی مانند توسعه گردشگری فرهنگی، سرمایه گذاری در انرژی های پاک و ارتقای برند گردشگری وجود دارند.نتیجه گیری: بهره گیری از ظرفیت ها، رفع چالش های زیرساختی و مدیریت بهینه تهدیدها، می تواند قزوین را به مقصدی برجسته در گردشگری پایدار تبدیل کند. پیشنهادات شامل توسعه زیرساخت های اقامتی، ایجاد فرودگاه بین المللی، بهبود تبلیغات، گسترش همکاری های بین المللی و مدیریت بحران است. مدل متا-SWOT به مدیران کمک می کند تا استراتژی های مناسب برای توسعه پایدار گردشگری قزوین تدوین کنند.
۹۹۷۹.

خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۴
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روان‌شناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگی‌های انسان کمال‌یافته دارد. کمال‌الدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگی‌های خودشکوفای شخصیت کمال‌الدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسان‌گرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگی‌های خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه می‌تواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و فیش‌برداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شده‌اند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر می‌تواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگی‌هایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسان‌ها، قدرشناسی نسبت به پدیده‌های جهان با توجه به طبیعت‌گرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران به‌طور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردم‌‌سالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگی‌ها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شده‌اند.
۹۹۸۰.

بررسی عوامل تأثیرگذار جنسیت بر شکل گیری ساختار فضایی مسکن بومی در سواحل استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۳
تفاوت های فرهنگی ناشی از اقلیم های مختلف باعث شکل گیری فضاهای زیستی متنوعی شده است. کالبد خانه در هر دوره تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد که هر یک نقش مهمی ایفا می کند. فضاهای معماری و نحوه استفاده از آن ها بسته به نیازهای کاربران و عواملی که بر آن ها تأثیر می گذارند، شکل می گیرند. مسکن پدیده ای است که از گذشته تا به امروز تداوم داشته و در هر دوره تحت تأثیر جامعه، اقلیم، فرهنگ و ساختار جنسیتی قرار گرفته است. این ویژگی ها براساس واقعیت های ذهنی و اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. جنسیت به عنوان نشانگر هویت اجتماعی و فرهنگی زن و مرد در جامعه، تأثیر زیادی بر نحوه شکل گیری فضاهای خانه دارد. موقعیت مکانی هر یک از فضاهای جنسیتی در خانه، بیانگر ویژگی های فرهنگی ساکنان و باورهای اجتماعی آن ها نسبت به جنسیت زن و مرد است. نحوه استفاده از فضا توسط زن و مرد با توجه به جنسیت و ارتباطات فضایی، می تواند ساختار فضایی خاصی را ایجاد کند. زن و مرد از دیرباز نقش های مختلفی در جوامع ایفا کرده اند و این تفاوت ها در ویژگی های فضاهای مورد استفاده آنان تأثیرگذار بوده است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر نقش جنسیت بر شکل گیری ساختار فضایی مسکن بومی استان هرمزگان است. در راستای پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، «جنسیت چگونه و در چه ابعادی بر سازمان فضایی خانه های بومی جنوب ایران (با تأکید بر دوره قاجار و پهلوی اول) تأثیرگذار بوده است؟». به ویژه، این پژوهش به دنبال بررسی نقش زنان در تخصیص فضا، نوع استفاده از فضاهای عمومی و خصوصی و تأثیر عرف و سبک زندگی جنسیتی بر ساختار کالبدی خانه هاست. ابتدا مطالعات نظری در زمینه انسان شناسی فضای خانه و سبک زندگی انجام و مؤلفه های مربوطه استخراج شده است. سپس با استفاده از برداشت های میدانی و مطالعات مردم شناسی، شیوه زندگی ساکنان در خانه های بومی بررسی شده است. این مقاله با استفاده از روش پژوهش تطبیقی و نمونه های موردی، ساختار پلان مسکن بومی شهرهای ساحلی استان هرمزگان را تحلیل می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان