ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۶۲۱.

کنترل نور روز در محیط گلخانه ای با استفاده از پوسته های متحرک و تعدیل مصرف انرژی سالانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۹
بیان مسئله: گیاهان سایه دوست به نور زیاد حساس هستند و در محیط های کم نور رشد می کنند. این گیاهان که بخشی مهم از منظر سبز داخلی محسوب می شوند، برای رشد به شدت نوری بین ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ لوکس نیاز دارند. از سوی دیگر، گلخانه ها برای تأمین شرایط مطلوب رشد، وابسته به تجهیزات مکانیکی و الکترونیکی پرمصرف هستند که موجب افزایش مصرف انرژی می شود. ازاین رو، کنترل نور روز و همچنین کاهش مصرف انرژی در این واحدهای تولیدی اهمیت زیادی دارد. پوسته های متحرک به عنوان یکی از راهکارهای معماری پایدار، در این پژوهش استفاده شده و نقش مهمی در کنترل نور و کاهش مصرف انرژی دارند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش ارائه پوسته متحرک برای کنترل نور روز در گلخانه های مخصوص گیاهان سایه دوست و کاهش مصرف انرژی در شهر بابلسر است.روش پژوهش: این پژوهش با روش شبه تجربی انجام شده است. ابتدا، مطالعات نظری با روش اسنادی بررسی شده و سپس مدل سازی نرم افزاری در Rhino و Grasshopper انجام شده است. پوسته پیشنهادی با الگوبرداری از ارسی های سنتی معماری بومی مازندران طراحی شده و از سه هندسه مربع، دایره و دوازده ضلعی تشکیل شده است. شبیه سازی های انرژی و نور با Honeybee و Ladybug صورت گرفته که بخش انرژی با موتور OpenStudio و نور با Radiance تحلیل شده است.نتیجه گیری: در مقایسه سه الگوی هندسی، الگوی مربع بهترین عملکرد را از نظر نورگیری و مصرف انرژی دارد. این پوسته، براساس شاخص UDI، در 2/ 63 تا 4/ 91 درصد مواقع نور مطلوب را تأمین کرده و نور بیش از ۱۰۰۰ لوکس را کمتر از سایر الگوها به گلخانه منتقل می کند. از نظر شاخص سالانه EUI، این الگو با 19/154کیلووات ساعت برمترمربع کمترین مصرف انرژی را داشته و در مقایسه با مدل پایه، مصرف انرژی را 75/ 13 درصد کاهش داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد هندسه مربع، نسبت به دایره و دوازده ضلعی، در طراحی پنل های متحرک گلخانه ای عملکرد بهتری دارد. 
۶۲۲.

بررسی اثرات اجتماعی طراحی شهری بر رفتار شهروندان در فضاهای عمومی ایران؛ مطالعه موردی در منطقه 10 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۵
در زمینه تراکم بالای جمعیت، نابرابری در دسترسی به فضاهای باز، و افزایش فشار بر منابع مکانی و محیطی، فضاهای عمومی نقشی محوری در ارتقای زیست پذیری شهری، تقویت پایداری اجتماعی و بازتولید سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. ازاین رو، درک سازوکارهایی که رفتار اجتماعی شهروندان را از منظر طراحی شهری و فناوری شکل می دهند، اولویتی حیاتی در برنامه ریزی شهری معاصر محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سهم نسبی مؤلفه های کلیدی طراحی کالبدی ( نورپردازی شهری، مبلمان شهری و فضاهای سبز) و بررسی نقش های میانجی یا تعدیل گر فناوری های هوشمند در تبیین سه بُعد اصلی رفتار اجتماعی، شامل تعامل اجتماعی، احساس امنیت ادراک شده و رضایت کلی در منطقه ۱۰ تهران انجام شده است. رویکردی ترکیبی با غلبه بخش کمی به کار گرفته شد. داده های کمی از طریق پرسش نامه های ساختاریافته (تعداد = 300) گردآوری شد و بینش های کیفی نیز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان محلی حاصل گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق پیش آزمون و بازبینی خبرگان تأیید شد. یافته ها نشان می دهد عناصر طراحی کالبدی به عنوان زیرساخت فضایی رفتار اجتماعی عمل می کنند: فضاهای سبز خردمقیاس، نورپردازی تطبیقی و مبلمان شهری تعاملی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر حضور شهروندان، تعاملات اجتماعی و رضایت آن ها دارند. تحلیل تماتیک سه مضمون کلی را آشکار ساخت: (۱) طراحی سبز خردمقیاس که موجب افزایش مکث و مواجهه های اجتماعی غیررسمی می شود؛ (۲) نورپردازی هدفمند و سامانه های پایش محیطی که احساس امنیت ادراک شده و فعالیت های شبانه را تقویت می کنند؛ و (۳) مبلمان شهری هوشمند با خدمات دیجیتال یکپارچه که راحتی عملکردی و تجربه کاربر را بهبود می بخشند. بر این اساس، پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکرد طراحی ترکیبیِ کالبدی-دیجیتال در مقیاس محله ای تأکید می کند و مجموعه ای از راهبردهای اولویت دار برای بهینه سازی فضاهای سبز خردمقیاس، ارتقای نورپردازی تطبیقی شهری و یکپارچه سازی زیرساخت های هوشمند شهری به منظور ارتقای فضاهای عمومیِ اجتماعی پایدار و فناورانه پاسخگو پیشنهاد می دهد.
۶۲۳.

ارائه راهبردها و سیاست های تحقق محله های کم کربن براساس ویژگی های کالبدی بافت های مختلف شهری؛ مطالعه موردی: محله های منتخب شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
با توجه به اهمیت روزافزون چالش های زیست محیطی و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، شهرها نقش محوری در کنترل تغییرات اقلیمی ایفا می کنند. محله های شهری در ادوار مختلف توسعه شهر و متناسب با دانش و رویکردهای هر دوره شکل گرفته اند و از ویژگی های کالبدی متمایزی برخوردارند. توجه به ماهیت فیزیکی و تیپولوژی بافت های گوناگون شهری در طراحی و برنامه ریزی محله های کم کربن، موضوعی است که در مطالعات پیشین کمتر تأکید شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی انواع بافت های شهری با توجه به ظرفیت کالبدی آن ها و ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی تحقق شاخص های محلات کم کربن انجام شده است. برای این منظور، محله های سنگ سیاه، وصال و ولی عصر قصرالدشت در شیراز به عنوان ۳ محله منتخب از بافت قدیمی و تاریخی، بافت میانی و بافت جدید جهت نمونه مطالعه تحلیل شدند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های خبره محور قرار دارد؛ ازاین رو برای گردآوری داده با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی ۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری انتخاب شده اند. به منظور وزن دهی شاخص ها از رویکرد فازی شهودی دایره ای روش سوارا (CIF SWARA) و جهت رتبه بندی انواع بافت ها از روش تصمیم گیری چند معیاره کوکوسو (CoCoSo) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به طور عام شاخص های سیستم حمل ونقل عمومی، انطباق مکانی کاربری ها با ویژگی های اقلیمی و سرانه فضای سبز با بیشترین سطح تأثیرگذاری به عنوان شاخص های بنیادی در تحقق محله کم کربن هستند؛ درحالی که شاخص هایی مانند تقویت زیرساخت های اینترنت پرسرعت و نساختن پارکینگ عمومی به عنوان عوامل پشتیبان و تکمیلی، تأثیرگذار هستند. لازم به ذکر است که اولویت شاخص های تحقق محله کم کربن با توجه به ویژگی های کالبدی موضع مداخلاتی تقدم وتأخر متفاوتی دارند؛ بنابراین در راستای ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی مؤثرتر، توجه به ظرفیت ها و ویژگی های متمایز هر نوع بافت شهری (تاریخی، میانی و جدید) امری حائز اهمیت است.
۶۲۴.

مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در فضاهای آیینی شمال ایران (مطالعه موردی: سقانفارهای شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۰
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۶۲۵.

استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: برند شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
در عصر جهانی شدن و رقابت فزاینده میان شهرها برای جذب سرمایه گذاری، گردشگران، نخبگان و منابع انسانی، برندسازی شهری به ابزاری استراتژیک بدل شده است. برند شهری قدرتمند، می تواند تصویر ذهنی شهر را در ذهن ذی نفعان داخلی و خارجی بازآفرینی کند و زمینه ساز توسعه پایدار و رقابت پذیری بین المللی گردد. هدف این پژوهش استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی است. مورد مطالعه پژوهش، برند شهر اصفهان است که اخیراً به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای - کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، اکتشافی است. داده های مربوط به هشتگ های مورد استفاده با محوریت شهر اصفهان در شبکه اینستاگرام و با استفاده از هشتگ «#اصفهان» گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی و تحلیل شبکه معنایی با رویکرد سه مرحله ای تعریف، اندازه گیری و مصورسازی استفاده شد. نتایج خوشه بندی مفاهیم مرتبط نشان داد که برند شهری اصفهان شامل شش خوشه از مفاهیم مرتبط و درهم تنیده بود که این خوشه ها با نام های «مکان ها و جاذبه های گردشگری»، «اصفهان قدیم»، « محله ها و شهرهای مجاور»، « توصیف اجتماعی شهر و مردم»، « کسب وکار» و « هنر اصفهان» نامگذاری گردید. شناسایی خوشه های مفهومی مرتبط با برند شهری اصفهان به سیاست گذاران و مدیران شهری کمک می کند تا برنامه ریزی های دقیق تری برای توسعه و بازاریابی این بخش ها انجام دهند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راهبردی برای برنامه ریزی و اجرای سیاست های توسعه شهری، گردشگری و اجتماعی در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.
۶۲۶.

بازخوانیِ مفهومی حفظ و احیا سازه های میراث صنعتی بر اساس دیدگاه های حفاظت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
میراث به جای مانده از فرهنگ صنعتی شدن کشورها جز آثار بسیار شاخص در دولت‌هاست. این آثار دارای ویژگی‌های گوناگونی در ساختار بوده که به همراه رشد تکنولوژیکی در کشورهای مختلف خودنمایی می‌کنند. این دسته از آثار گویای ورود صنعت به جوامع بوده و حفظ و احیا آن‌ها امری درخور توجه است. هدف از پژوهش پیش رو شناخت مولفه‌های موثر در حفظ و احیا مجدد سازه‌های میراث صنعتی و تبیین مدل مفهومی حفاظت یکپارچه در این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از مطالعات اسنادی و خوانش قوانین و منشورهای حوزه حفاظت و میراث صنعتی استفاده شده است. در پژوهش سعی گردیده تا این مفهوم و دیدگاه به آن از ابتدای بحث در حوزه حفاظت به بررسی گذاشته شود و مولفه های مورد توجه از بستر اسناد واکاوی گردد. یافته‌های پژوهش بیان می‌دارد که در این اسناد مولفه‌های مانند ارزش تاریخی، ارزش زیباشناختی، ارزش اجتماعی و ارزش اقتصادی در حوزه حفاظت ارزشی و ویژگی کالبد فیزیکی، ویژگی تکنولوژیکی و بستر و بافت محیطی در حوزه حفاظت کالبدی- کارکردی از معیارهای موثر در حفظ و احیا بوده که شناخت آن‌ها در فرایندهای حفاظت و احیا می‌تواند حفاظتی یکپارچه را در این حوزه به همراه داشته باشد. بنابراین زمانی که مداخلات در میراث صنعتی با توجه به ارزش‌ها در تعامل با بستر محیطی و ویژگی‌های تکنولوژیکی و کالبدی صورت می‌پذیرد بهترین رویکرد در جهت حفظ و احیا مجدد میراث صنعتی در گذر زمان خواهد بود.
۶۲۷.

بررسی و ارزیابی کاربری اراضی شهرهای ایران مطالعه موردی: منطقه 12 شهری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
ارزیابی کاربری اراضی هسته اصلی برنامه ریزی شهری است و امکان تدوین و ترسیم چیدمانی مناسب از کاربری های شهری را در یک محدوده جغرافیایی فراهم می کند. طی دهه های اخیر به دنبال مسائل و مشکلات شهری، ارزیابی کاربری اراضی شهری جایگاه ویژه ای پیدا کرده است و از طریق آن می توان به نحوه توزیع و عملکرد کاربری ها پی برد. در این راستا، تحقیق حاضر که از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است، ارزیابی کمی و کیفی، تعداد 23 نوع کاربری اراضی منطقه 12 شهری اصفهان را مورد بررسی قرار داد. برای این منظور داده های جغرافیایی چند منبعی برای تکنیک روش کمی و کیفی در نظر گرفته شد و در گردآوری داده ها از روش اسنادی، کتابخانه ای استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داد ه ها، ماتریس های ارزیابی، مدل ضرایب فضایی، شاخص های استاندارد مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری از طریق ابزارهای تحلیلی نرم افزار SPSS و GIS به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که کاربری های: فضای سبز، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و درمانی، گردشگری، خدمات اجتماعی، کم تر از سرانه استاندارد مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری بود. همچنین در تحلیل ضریب مکانی این منطقه، خدمات شهری و پایه در وضعیت نامناسبی نسبت به میانگین موجود شهر اصفهان قرار داشت. در ارزیابی کیفی نیز بخش عمده ای از کاربری های شهری به دلیل قرار گرفتن در بافت ناکارآمد اسکان غیر رسمی از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند.
۶۲۸.

توزیع فضایی- مکانی پارکینگ های عمومی و مکان یابی بهینه آن با بهره گیری از مبانی شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۱
پارکینگ های عمومی یکی از مهم ترین زیرساخت های سیستم حمل ونقل هستند که نقش مؤثری در کاهش ترافیک و کارایی آن و کیفیت زندگی شهری دارند. در عصر معاصر به دلیل افزایش اتومبیل، کمبود فضای پارک کردن، هزینه هنگفت ساخت پارکینگ، ارزیابی دقیق برای مدیریت و مکان یابی پارکینگ ضرورت پیدا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی است که به بررسی امکان سنجی مکان و مکان یابی مناسب پارکینگ در شهر ارومیه به روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. با مطالعات کتابخانه ای به تدوین مبانی نظری (شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری)، برای شناخت محدوده مورد مطالعه و بررسی وضع موجود از روش میدانی و استفاده از نقشه های طرح تفصیلی و جامع پرداخته و میزان کمبودها و نحوه توزیع فضایی پارکینگ ها مشخص شده است. تعیین سرانه پارکینگ عمومی با توجه به استاندارد وزارت راه و شهرسازی انجام گردیده است. برای تعیین محدوده های مناسب جهت احداث پارکینگ، معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی را شناسایی و با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن  معیارها را به لایه های اطلاعاتی تبدیل کرده و برای هریک از معیارها (لایه ها)، فاصله های موردنیاز (حریم ها) ایجاد شده است. شبکه معابر در مطالعات جامع حمل ونقل و ترافیک شهر ارومیه با محیط نرم افزار شبیه سازی ترافیک مدل سازی شده است. با توجه به میزان تأثیر هریک از لایه ها و مقایسه زوجی آن ها از طریق نرم افزار سوپر دسیژن، وزن هریک از لایه ها را محاسبه کرده که نرخ ناسازگاری مقایسات زوجی 08/0 به دست آمده و چون کمت ر از 1/0 بوده ، س ازگاری ای ن مقایسات قابل قبول است. در نهایت با روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، محدوده های مناسب مشخص و در پنج دسته خیلی ضعیف تا بسیار خوب تقسیم بندی شده است.
۶۲۹.

سنجش کیفیت محیطی در فضاهای عمومی شهری و بررسی ارتباط آن با سلامت روان سالمندان، مطالعه موردی: محلات منطقه 4 شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۶
سلامت روانی افراد به طور قابل توجهی تحت تأثیر محیط زندگی قرار دارد و سازمان بهداشت جهانی نیز بر اهمیت این موضوع تأکید می کند. عدم توجه به تأثیر محیط بر سلامت روان شهروندان، به ویژه سالمندان، می تواند منجر به بروز مشکلات روانی و جسمانی مانند اضطراب، استرس، پرخاشگری و افسردگی شود. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی در سطح محلات منطقه 4 شهر رشت و بررسی ارتباط آن با سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان به انجام رسید. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و از جهت روش گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش، سالمندان ساکن در منطقه 4 شهرداری رشت انتخاب گردید. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر برآورد شد. برای ارزیابی سلامت روان سالمندان از پرسشنامه (GHQ-28) و برای سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی شهر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. همچنین با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و واریانس یک طرفه (ANOVA) به تحلیل داده ها پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین مقیاس اختلال در مؤلفه های سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان و متغیرهای پیاده محوری با ضریب (589/0-)، امنیت و آسایش با ضریب (634/0-)، مبلمان شهری با ضریب (636/0-)، کیفیت محیط و منظر با ضریب (620/0-) و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و خدمات محلی با ضریب (657/0-)، رابطه و همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد.
۶۳۰.

بررسی تاثیرات متقابل گسلش سطحی و فونداسیون صلب بر یکدیگر در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
وقوع زمین لرزه های بزرگ در نزدیکی شهرهایی که در حوزه نزدیک قرار دارند غیر قابل انکار است. زمین لرزه ها در حوزه نزدیک اثرات و ویژگی های بسیار متفاوتی، نسبت به زمین لرزه ها در حوزه دور دارند. با توجه به این که گسلش سطحی اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی را برای سازه های نزدیک گسل به وجود می آورند و در آیین نامه ها کمتر به آن توجه شده است به این منظور نحوه طراحی سازه برای رسیدن به عملکرد مناسب در برابر این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی شده است به بررسی و ارزیابی پارامترهایی نظیر مکانیزم گسل، پهنه گسلی، گسلش سطحی و نیز تعداد طبقات و موقعیت فونداسیون در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل پرداخته شود. برای این عمل ابتدا به نحوه انتشار گسلش در خاک زیر سازه و اثرات آن بر روی سازه با توجه به تعداد طبقات مختلف دیده شده است. در پایان مشاهده گردید با افزایش تعداد طبقات در خاک های ماسه ای مورد مطالعه گسلش به بیرون فونداسیون منحرف شده و در نتیجه آن، میزان دوران پی با توجه به خاک زیر آن کاهش می یابد. همچنین مشاهده می شود افزایش جابه جایی گسل در میزان دوران تأثیر بسزایی داشته به طوری که با افزایش جابه جایی قائم از 5/0 به 5/1 متر، دوران فونداسیون تا 4 برابر افزایش داشته است.
۶۳۱.

شناسایی مؤلفه های تکتونیک در معماری خانه های روستایی جلگۀ شرقی گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
بیان مسئله: تکتونیک در معماری، تعادلی پایدار میان ظرفیت های طبیعی (توپوگرافی، خاک، مخاطرات) و الزامات فرهنگی-اقلیمی (مصالح بومی، ساختارهای سازه ای و بیان هنری) ایجاد می کند. با این حال، توسعه شتابان شهرنشینی و تغییرات اقلیمی در شرق گیلان، این تعادل دیرینه را برهم زده و دو چالش اساسی پدید آورده است: 1) جایگزینی مصالح ناسازگار با اکوسیستم، 2) فرسایش هویت معماریِ ریشه دار در فرهنگ و اقلیم. این چالش ها نه تنها پایداری سازه ها را تهدید می کند، بلکه گسست از دانش سنتیِ همزیستی انسان با طبیعت را تسریع می بخشد. ازاین رو، شناسایی مؤلفه های تکتونیکِ اثرگذار بر انطباق پذیری اقلیمی و اصالت فرهنگی، گامی ضروری برای بازیابی این تعادل و حفاظت از میراث معماری منطقه است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف، شناسایی مؤلفه های تکتونیک اثرگذار بر معماری خانه های روستایی شرق گیلان و بررسی تعأمل آنها در حفظ هویت معماری بومی صورت گرفته است و به دنبال پاسخ به این سؤالات است که مؤلفه های اثر گذار تکتونیک در معماری روستایی جلگه شرق گیلان کدام اند؟ ارتباط فضایی بناها با یکدیگر چگونه است؟ و مصالح به کار رفته در فضای روستایی این منطقه چیست؟روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های میدانی و مطالعات کتابخانه ای به تجزیه و تحلیل بناها پرداخته شده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی و معنایی به صورت هم افزا در تکتونیک معماری خانه های شرق گیلان نقش ایفا می کنند. در مؤلفه کالبدی، استفاده گسترده از مصالح بومی مانند چوب، کاهگل و سنگ، ساختارهایی مقاوم در برابر رطوبت و تغییرات اقلیمی ایجاد کرده است. که هم پایداری زیست محیطی و هم مزایای اقتصادی را تضمین می کند. فرم های معماری از جمله سقف های شیب دار، دیوارهای عایق و فضاهای باز ایوان ها، با هدف بهینه سازی شرایط محیطی، تسهیل تهویه طبیعی، ایجاد هماهنگی فضایی، حفظ پیوستگی با طبیعت و افزایش کارایی طراحی شده اند. از سوی دیگر، در مؤلفه معنایی، فرم ها و جزئیات معماری به عنوان نمادهای فرهنگی و اجتماعی عمل کرده و هویت محلی را تقویت می کنند.
۶۳۲.

تحلیل اجتماعی پذیرش بلوک های خاکی به عنوان مصالح ساختمانی برای احیای هویت فرهنگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
طی چند دهه گذشته مباحث فرهنگی در پروژه های معماری و شهرسازی موردتوجه معماران و شهر سازان قرارگرفته است. استفاده از خاک در ساخت وساز از قدیم الایام در کشور ایران رواج داشته و با فرهنگ آن عجین شده است. ازاین رو، بازگشت به معماری خاک می تواند فرهنگ کهن این کشور را زنده کند و مانع از فراموشی آن در نسل های آینده شود. معماری خاک، یکی از فنون شناخته شده ساخت وساز در معماری و با غنای تاریخی چند هزارساله است. چراکه خاک یکی از فراوان ترین منابع در کره زمین محسوب می شود که بیش از چند هزار سال است، به عنوان مصالح ساخت وساز مورداستفاده قرار می گیرد. از طرفی، استفاده از مصالح خاکی در دنیای امروزی مدرن وابسته به پذیرش آن از طرف جامعه است. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی پذیرش اجتماعی مصالح خاکی کهن در دنیای مدرن امروزی است. بدین منظور پرسش نامه ای شامل سئوالاتی در سه بخش فرهنگی، فنی-اجرایی و علایق شخصی تهیه و پس از تأیید روایی توسط متخصصان پاسخ داده شد که متخصصان شامل ۵۵ نفر از مهندسان عمران، شهرسازی معماری و اساتید دانشگاه ها بودند. پس از تأیید پایایی پرسش نامه به کمک نرم افزار SPSS، پاسخ ها با این نرم افزار موردبررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بر اساس میانگین امتیازات، بلوک خاکی درزمینه فرهنگی بیشترین و درزمینه فنی-اجرایی کمترین مقبولیت را دارد. همچنین با توجه به آزمون دوجمله ای بلوک های خاکی ازنظر فرهنگی، فنی-اجرایی، علایق شخصی و اجتماعی موردقبول واقع شده اند. مطابق آزمون هم بستگی، پذیرش فرهنگی و علایق شخصی بلوک های خاکی با جنسیت و تحصیلات رابطه دارد. این در حالی است که پذیرش فنی-اجرایی با هیچ کدام از خصوصیات دموگرافیک مرتبط نیست. همچنین این مطالعه نشان می دهد که پذیرش اجتماعی بلوک های خاکی در ایران به شدت تحت تأثیر ویژگی های فرهنگی و تصورات عمومی قرار دارد. بنابراین، توصیه می شود که کوشش های بیشتری در جهت بهبود درک عمومی و ارتقاء مهارت های فنی در این زمینه انجام شود.
۶۳۳.

بررسی و مقایسه ی نقوش چاپ باتیک و چاپ قلمکار ایران و الهام گیری از آن ها در طراحی لباس بانوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
هنر چاپ باتیک و قلمکار از اصیل ترین هنرهای سنتی ایران هستند که با نقش مایه های متنوع در زمره ی صنایع دستی قرار می گیرند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، معرفی، طبقه بندی و مقایسه ی انواع نقش مایه های به کاررفته در دو هنر مذکور و بهره گیری از این نقوش ارزشمند در طراحی لباس بانوان است؛ تا ضمن حفظ اصالت نقوش، در آثار نوین احیاء شوند. ضرورت این پژوهش از آن جا ناشی می شود که قبلاً پژوهشی با رویکرد طبقه بندی و مقایسه ی نقوش دو چاپ مذکور انجام نشده است تا مورد استفاده ی هنرمندان ایرانی و طراحان خلاق لباس قرار گیرد. مقاله ی حاضر به طرح این پرسش ها می پردازد که شاخص ترین نقش مایه های چاپ باتیک و چاپ قلمکار ایران کدامند و چه شباهت ها و تفاوت هایی بین نقوش آن ها وجود دارد؟ و چگونه می توان از هنر چاپ و نقوش آن ها با رویکردی مدرن برای طراحی مجموعه لباس بانوان ایرانی بهره جست؟ پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی و به روش کتابخانه ای-میدانی و جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس مشاهده ی مستقیم آثار در کارگاه های چاپ است. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که نقش مایه های به کاررفته در چاپ های مذکور، بسیار متنوع بوده و شامل نقوش گیاهی، گیاهی-حیوانی، حیوانی، انسانی، انتزاعی و هندسی می باشند. نقوش گیاهی در این دو هنر گران بها بسیار مورد توجه هنرمندان قرار گرفته اند، به طوری که بسیاری از نقوش را دربرمی گیرند؛ از این رو، نقوش شاخص در هر دو هنر نیز از نقوش گیاهی اند. آرایه های تزئینی مذکور با توجه به گوناگونی و تنوع، دارای پتانسیل بالایی جهت به کارگیری در طراحی لباس ِبانوان ایرانی هستند.
۶۳۴.

الگوی توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ با رویکرد تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۳
صنایع دستی سنتی ایران را می توان حائز دانش بومی و سرمایه ی فرهنگی دانست، اما در بازار معاصر با مسائلی در حوزه ی نوآوری و تبیین پایداری در طراحی مواجه هستند. مطالعه ی حاضر با تمرکز بر سوزن دوزی بلوچ و با تکیه بر رویکرد تفکر طراحی، تلاشی است برای شناخت و عملیاتی سازی شاخص های طراحی پایدار در یک زمینه ی بومی مشخص. در این پژوهش دو پرسش اصلی مطرح بوده که عبارت اند از: کدام شاخص های ارزشی طراحی پایدار را در سوزن دوزی بلوچ تعریف می کنند؟ و این شاخص ها چگونه در یک فرایند طراحی مشارکتی قابل تقویت هستند؟ مطالعه ی حاضر با روش کیفی انجام پذیرفته و از نوع موردی بوده است. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی ومصاحبه ی نیمه ساختاریافته با ۲۸ صنعتگر و کارآفرین بلوچ جمع آوری شدند و در ادامه با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. بر پایه ی تحلیل داده ها، ۱۴ شاخص استخراج و در چهار بُعد شامل اقتصادی–اجتماعی، فرهنگی و انتقال دانش بومی، محیط زیستی، و زیبایی شناختی–نوآورانه سازمان دهی شدند. این چارچوب مبنایی شد برای برگزاری یک کارگاه مشارکتی طراحی که در طی آن پنج نمونه محصول توسعه یافت. در ادامه نیز این محصولات بر اساس همین شاخص ها ارزیابی شدند. یافته های حاصل از تحقیق پیش رو نشان می دهند استقرار این شاخص ها در چرخه ی تکرارشونده ی تفکر طراحی، همزمان منجر به تقویت ابعاد فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی در سطح محصول می شود. در این چارچوب، پنج اصل مفهومی شامل اصالت، مشارکت، حساسیت به مواد، روایت و تداوم به عنوان سازوکارهای تنظیم کننده ی طراحی تبیین شدند. هدف از این پژوهش ارائه ی یک مدل ارزش محور زمینه مند برای توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ بوده و با در نظرداشتن ماهیت موردی مطالعه، نتایج در چارچوب این زمینه ی فرهنگی تفسیر می شوند.
۶۳۵.

رابطه تعلق خاطر کاری و حس تعلق به مکان در کارکنان (مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
حس تعلق به مکان به عنوان پیوندی عاطفی و شناختی میان فرد و محیط فیزیکی، نقش مهمی در افزایش انگیزه و تعهد کاری دارد. در محیط های اداری، تعلق خاطر کاری که شامل اشتیاق و تعهد کارکنان نسبت به شغلشان است، از عوامل کلیدی در ارتقای بهره وری سازمانی به شمار می رود. با توجه به این که کارمندان به طور متوسط روزانه هشت ساعت از وقت خود را در فضای کاری سپری می کنند، ویژگی های کالبدی و محیطی این فضاها تأثیر عمیقی بر عملکرد و حتی زندگی شخصی آن ها دارد. پژوهش حاضر با این پیش فرض آغاز شد که تقویت حس تعلق به مکان می تواند تعلق خاطر کاری را در کارکنان افزایش دهد؛ با این حال، برای درک دقیق تر این رابطه، نیاز به انجام پژوهش احساس می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری در کارکنان ادارات شهر بجنورد است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که حس تعلق به مکان و حس تعلق کاری، چه رابطه ای دارند و حس تعلق به مکان تا چه حد می تواند به عنوان عاملی پیش بین برای حس تعلق خاطر کاری و میزان دلبستگی به کار در محیط اداری عمل کند. این پژوهش با استفاده از روش کمی و راهبرد همبستگی انجام شد و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد «حس تعلق به مکان» و «تعلق خاطر کاری» گردآوری گردید. جامعه آماری شامل 114 نفر از کارکنان ادارات شهر بجنورد بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از پنج اداره انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون T زوجی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و رگرسیون خطی ساده بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری رابطه ای مثبت و معنادار با شدت متوسط (ضریب همبستگی 0.638) وجود دارد. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که حس تعلق به مکان می تواند حدود 40 درصد از واریانس تعلق خاطر کاری را تبیین کند، که بیانگر تأثیر قابل توجه آن بر انگیزه و دلبستگی کاری است. این رابطه در زیرمقیاس های تعلق خاطر کاری شامل سرزندگی، فداکاری و مجذوب شدن نیز معنادار بود. همچنین، تفاوت معناداری در نمرات حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری بین گروه های مختلف جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تأهل، سن، سابقه کار، مدت سکونت، تحصیلات و وضعیت استخدامی) مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی بهینه و متناسب محیط های کاری با توجه به عوامل کالبدی مانند نور طبیعی، تهویه مناسب، و امکانات رفاهی، می تواند حس تعلق مکانی و در نتیجه تعلق خاطر کاری کارکنان را افزایش دهد. همبستگی مثبت و معنادار بین این دو متغیر نشان دهنده آن است که ارتقای حس تعلق به مکان می تواند انگیزه و تعهد شغلی را بهبود بخشد. از این رو، توصیه می شود مدیران و طراحان محیط های کاری با فراهم آوردن شرایط محیطی مناسب، ایجاد فضاهای اجتماعی و برنامه های رفاهی و فرهنگی، تعاملات و دلبستگی شغلی کارکنان را تقویت کنند. به منظور گسترش دامنه کاربردی این یافته ها، پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی در سایر مناطق و با استفاده از روش های کیفی برای بررسی عمیق تر این موضوع انجام شود.
۶۳۶.

بررسی اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
رویدادسازی، به معنای برپایی رویداد در مکان با هدف تقویت پیوند با مکان ها، ارتباط اجتماعی، شناخت فرهنگی و تصویرسازی و برندسازی مکان است. هدف این پژوهش، مطالعه اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد، به عنوان میزبان رویدادهای مختلف است. براساس ادبیات موضوع، شش هدف اصلی برای رویدادسازی در مجموعه ها و سایت های تاریخی معرفی می شود: 1. تغییر تصویر ذهنی؛ 2. پاسخ گویی به نیازهای متغیر و خلق فرصت های تجربه؛ 3. تقویت پیوندهای اقتصادی و اجتماعی در سایت های تاریخی؛ 4. جذب مجدد مخاطبان؛ ۵. تبدیل تجارب به خاطراتی قابل روایت؛ 6. ارتقای کیفیت مکان. براساس این اهداف، با تهیه پرسش نامه ای ترکیبی، به ارزیابی و مطالعه رویدادها در محوطه فرهنگی سعدآباد از دیدگاه شرکت کنندگان در رویدادها (با تجربه پیشین بازدید از موزه ها یا بدون آن) و بازدیدکنندگان مجموعه (بدون تجربه حضور در رویدادها) پرداخته می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تجربه رویدادها، در خلقِ تصویر ذهنی پررنگ و روشن از مکان، تمایل به شناخت بیشتر از مکان، خلق فرصت های جدید تجربه، تقویت پیوندهای اقتصادی بیشتر با جامعه، تبدیل تجارب به پدیده ای قابل روایت، انگیزه حضور مجدد و اشتراک بیشتر خاطرات اثر قابل توجهی گذاشته است. در پاسخ گویی به نیازهای متغیر فرهنگی و اجتماعی، انگیزه ماندن در مکان و گذراندن زمان های طولانی تر در مکان ها با تغییرات مثبتی همراه بوده است که نسبت به تجارب کسانی که در رویدادها شرکت نکرده اند، اختلاف چشمگیری نیست. در پاسخ گویی به نیازهای انسانی و بهسازی ها در تجربه هر دو گروه، خلل هایی احساس می شود.
۶۳۷.

نقش مدت زمان حضور، غلظت دی اکسید کربن و رطوبت نسبی هوا بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در مساجد معاصر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۱
احساس آسایش حرارتی در فضاهای مذهبی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت عبادت و تمرکز معنوی نمازگزاران است. وجود دما و رطوبت خارج از محدوده مطلوب، نه تنها نارضایتی حرارتی را به دنبال دارد، بلکه زمینه ساز کاهش آسایش، ایجاد بی قراری و اخلال در کیفیت عبادت می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای رطوبت (50 و 70 درصد)، مدت زمان حضور افراد (20، 40، 60 و 80 دقیقه) و میزان دی اکسید کربن (با تهویه مکانیکی 600 PPM و بدون تهویه مکانیکی 1600 PPM) بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت 160 مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. نتایج تحلیل آماری این پژوهش نشان دهنده تأثیر معنادار عوامل محیطی بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد است. یافته ها بیانگر آن است که رطوبت نسبی هوا به عنوان یکی از مؤلفه های کیفی محیط، به تنهایی نقشی معنادار در تعیین آسایش حرارتی فضای معماری ایفا می کند (p<0.05). همچنین، غلظت دی اکسید کربن و مدت زمان حضور نمازگزاران به عنوان عوامل مستقل، بر شاخص آسایش حرارتی نمازگزاران اثرگذار است (p<0.05). نکته قابل توجه، وجود اثر متقابل معنادار میان رطوبت نسبی و میزان دی اکسید کربن است (p<0.05) که نشان می دهد ترکیب این دو عامل می تواند ساختار تعادل آسایش حرارتی را در محیط معماری دستخوش تغییر کند. بااین حال، سایر تعاملات شامل ارتباط مدت زمان حضور با رطوبت نسبی و دی اکسید کربن، واجد معناداری آماری نبوده و تأثیر محسوسی بر وضعیت آسایش حرارتی مشاهده نگردید. نتایج نشان داد حفظ رطوبت در سطح بهینه ۵۰  درصد و کنترل غلظت دی اکسید کربن در حد ۶۰۰ ppm، به عنوان دو عامل کلیدی، شرط لازم برای ایجاد محیطی مطلوب به ویژه در حضور طولانی مدت نمازگزاران در مساجد است. این یافته بر ضرورت طراحی هماهنگ سیستم های تهویه و تأسیسات رطوبتی در مساجد تأکید می کند؛ به گونه ای که تأمین هم زمان کیفیت هوا و رطوبت مطلوب، به ویژه در ساعات اقامت طولانی تر (مانند نمازهای جماعت یا مراسم مذهبی)، باید در اولویت قرار گیرد. ازاین رو، تلفیق راهکارهای غیرفعال (همچون مصالح مناسب و تهویه طبیعی) با سیستم های فعال کنترل کننده رطوبت و کیفیت هوا، می تواند به طراحی فضاهای مذهبی پایدار و ارتقای تجربه معنوی نمازگزاران منجر شود.
۶۳۸.

تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
فناوری اطلاعات و ارتباطات رویکرد اساسی برای ارتقا مشارکت ذی نفعان و پایداری در شهرهای هوشمند است، زیرا باعث افزایش دسترسی به اطلاعات، بهبود ارتباطات و شفافیت در فرایندهای تصمیم گیری شهری می شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در پیشبرد پایداری شهری، در میان رشد سریع جمعیت شهر و اجرای پروژه های هوشمند در شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از شاخه تحلیل مسیر محسوب می شود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد فناوری اطلاعات و ارتباطات، پایداری شهری هوشمند، مشارکت ذی نفعان و انطباق و تاب آوری شهری می باشد. جامعه آماری کلیه خبرگان شهری می باشد که حجم نمونه به روش گلوله برفی 70 نفر انتخاب شده است. برای تحلیل و تجزیه داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) استفاده شده است. نتایج توصیفی نشان داد که میانگین برای متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (72/3) در سطح نیمه پایدار، پایداری شهری هوشمند (72/3)، مشارکت ذی نفعان (86/3) و انطباق و تاب آوری شهری (8/3) در سطح پایدار تعیین شده است. نتایج استنباطی بیانگر این است که تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان با ضریب معناداری (41/2)، تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر پایداری شهری هوشمند با ضریب معناداری (706/4)، تأثیر مشارکت ذی نفعان بر پایداری شهری هوشمند با ضریب معناداری (766/4)، تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر پایداری شهری هوشمند با نقش میانجی مشارکت ذی نفعان با ضریب معناداری (130/2 ) و تأثیر انطباق و تاب آوری شهری بر پایداری شهری هوشمند با ضریب معناداری (363/3) که بزرگ تر از 96/1 هستند، تأیید می گردد؛ بنابراین مفهوم این مطالعه امکان بهینه سازی تأثیر محیط شهری مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات را فراهم می کند و در نتیجه جوامع پایدار و تاب آوری را ایجاد می کند که نیازها و اولویت های همه اعضای جامعه را برآورده می کند.
۶۳۹.

تحلیل اثر رفتارهای محیط زیست گرایانه بر بهزیستی فردی- اجتماعی با میانجی گری دلبستگی به مکان در محله سرخاب تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
مقدمه: مشکلات و چالش های محیط زیستی از نگرانی های عمده جامعه امروزی است. بیشتر این چالش ها ناشی از رفتار انسان ها است که می توان از طریق تغییر در نگرش و رفتار ایشان و آگاهی بخشیدن از پیامدهای این مشکلات بر آن ها فائق آمد. برخی از مهمترین رفتارهای محیط زست گرایانه دارای مزایای شخصی، اجتماعی و محیط زیستی فراوانی هستند که بهبود این ها خود بر دلبستگی به مکان تأثیر می گذارد. دخیل شدن در رفتارهای محیط زیست گرایانه ساکنان را به انجام کاری خوب برای خودشان، برای اجتماعشان، و برای مکانی که در آن زندگی می کنند وا می دارد، و این نوع رفتار سطح بهزیستی و دلبستگی به مکان آنها را افزایش می دهد. هدف: هدف این پژوهش تعیین اثر رفتارهای محیط زیست گرایانه بر بهزیستی فردی- اجتماعی با میانجی گری دلبستگی به مکان درمحله سرخاب تبریز است. روش شناسی تحقیق: روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری تحقیق ساکنان محله سرخاب است که براساس فرمول کوکران 373 نفر بدست آمد. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزارAmos و SPSS استفاده گردید. قلمرو جغرافیایی تحقیق: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، محله سرخاب شهر تبریز می باشد. یافته ها: تحلیل های معادله ساختاری حاکی از یک تأثیر مثبت مستقیم رفتار محیط زیست گرایانه بر بهزیستی فردی - اجتماعی و همین طور دلبستگی به مکان بود. دلبستگی به مکان تا حدی واسط ارتباط بین رفتارهای محیط زیست گرایانه و بهزیستی فردی - اجتماعی بود. این تحقیق از این لحاظ که داده های جدیدی درباره اینکه رفتارهای محیط زیست گرایانه چطور بهزیستی فردی و اجتماعی را با تضمین بالقوه مزایای بلند مدت افزایش می دهند قابل توجه و مهم است. نتایج: در نتیجه این تحقیق نشان داد که تحریک، برانگیختن و توصیه این نوع رفتارها اهمیت دارد.
۶۴۰.

واکاوی علل گرایش شهروندان به سبک نئوکلاسیک در سکونتگاه های شهری (مطالعه موردی: منطقه یک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
مقدمه: معماری به عنوان نمود کالبدی فرهنگ یک جامعه، در طول تاریخ علاوه بر اینکه متاثر از تعاملات فرهنگی، تغییرات سیاسی و اصلاحات اجتماعی بوده، بر الگوهای رفتاری افراد جامعه نیز تاثیرگذاشته است. نمونه ای از این تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در نمای ساختمان های شهری قابل مشاهده است که در سال های اخیر، ساختاری از هم گسیخته پیدا کرده است. با عنایت به استقبال افراد از نماهای نئوکلاسیک (رومی) و افزایش این نوع نماسازی در کلانشهرها، تحقیق حاضر به دنبال بررسی علل گرایش شهروندان به استفاده از نماهای رومی در ساختمان ها می باشد. هدف: هدف تحقیق، دستیابی به علل محبوبیت نماهای نئوکلاسیک (رومی) و دلایل گرایش شهروندان به استفاده از این نوع نماهاست. روش شناسی تحقیق: تحقیق حاضر برحسب هدف، از نوع کاربردی و از نظ ر روش، توصیفی - پیمایشی است. ب رای تجزی ه و تحلی ل داده ها و اثبات آزمون فرضیه از نرم افزارهای Lisrel و SPSS و آزمون ه ای تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: محدوده مورد مطالعه تحقیق، منطقه یک شهر تهران می باشد که به همراه حریم آن دارای مساحتی حدود 181 کیلومترمربع و بر اساس آخرین نت ایج سرشماری در سال 1395، دارای جمعیتی برابر با 494 هزار نفر است. یافته ها: بررسی ها پیرامون تاثیرگذاری عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیبایی شناسی بر گرایش شهروندان به استفاده از نماهای نئوکلاسیک و تجزیه و تحلیل داده ها نشان از اثبات فرضیات تحقیق دارد. به طوری که با توجه به خروجی نرم افزار لیزرل، که مقادیر شاخص با بارهای عاملی بزرگتر از 3/0 و آماره تی بالاتر از 96/1 قابل قبول است، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی و عوامل زیبایی شناسی به ترتیب با مقادیر تی (69/3)، (07/2) ، (12/4) و (00/9( همگی به درستی متغیرها را پوشش داده و از اعتبار برخوردارند. نتایج: نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل موثر در گرایش شهروندان به استفاده از نماهای رایج، خارج از چارچوب ضوابط و قوانین مصوب است. تا زمانی که اصول و ضوابطی برای طراحی و اجرای نماها تدوین نگردد، روال تاثیرپذیری نماسازی از شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ادامه خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان