ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۴۲۱.

نقش قومیت در تعیین موقعیت و بازتولید سازماندهی فضایی مسکن مهاجران (نمونه موردی: شهرک گلشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
قومیت یکی از ویژگی های فرهنگی مهاجران است که می تواند بر ساختار مسکن تاثیرگذار باشد. بطوری که؛ ساختار مسکن برای مهاجران به عنوان فضایی برای تقویت هویت جمعی و فردی، برآورده سازی نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با ریشه های قومیتی آنها است. این درحالیست که مسکن مهاجران با قومیت های متفاوت، اغلب براساس فرهنگ اقوام در شهر میزبان (مقصد) یا نیازهای فیزیکی آنها است و با نیازهای واقعی مهاجران مطابقت ندارد. بنابراین تحلیل ساختار مسکن مهاجران پاسخ مناسبی به انطباق این خانه ها با نیازهای قومیتی آنها است. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی تاثیر قومیت بر ساختار مسکن مهاجرین می باشد؛ و برای دستیابی به این هدف، محققان با انجام مطالعات میدانی در پی پاسخگویی به سوال « تاثیر قومیت مهاجران بر تعیین موقعیت و سازماندهی فضایی مسکن آنها چیست؟» هستند. جهت انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای و نتیجه گیری بر پایه استدلال منطقی، به شیوه استقرایی استفاده شده است. گردآوری داده ها به کمک دو تکنیک مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و برداشت میدانی از طریق ابزارهای مشاهده، مصاحبه هدفمند، عکسبرداری و بررسی پلان ها انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که قومیت مهاجران باعث تغییر در فرهنگ، هویت و نیازهای آنها شده و بیشترین تحولات را در ساختار و موقعیت مسکن مهاجران شهرک گلشهر ایجاد کرده است. بازتولید سازماندهی فضایی در خانه مهاجران گویای ساختارهای متفاوت پلان، تغییرات در نحوه چیدمان فضایی از عمومی تا خصوصی، سازماندهی متفاوت نشیمن و پذیرایی، میزان فضای باز و بسته، چگونگی ایجاد محرمیت بصری، تعیین متفاوت مکان ساخت فضاهای مسکن و جانمایی مکانی متفاوت فضای پذیرایی از مهمان است که بیشترین ارتباط را با قومیت آنها دارد. همچنین با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که میان قومیت و تعیین موقعیت مسکن رابطه مستقیم وجود دارد. چنانکه مهاجران، محله ای را برای سکونت برمی گزینند که بیشترین ارتباط را با هم قومی های خود داشته باشند.
۴۲۲.

بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر بناهای عمومی معماری مدرنِ متأخر (مورد مطالعه: شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
بناهای عمومی بیانگر خصوصیات و روحیات یک جامعه و تاثیر گرفته از محیط است. در حقیقت ساختمان هایی که متعلق به عموم است نمی تواند موضوعی سلیقه ای باشد و سبک خاصی را ارائه نماید. معماری بناهای عمومی هر شهری با توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و شرایط اقلیمی دارای شیوه های خاص معماری بومی است که به عنوان معماری سنتی شناخته می شود. همچنین معماری مدرن آغاز یک جنبش از قرن بیستم است. استفاده از هر دو سبک معماری سنتی و مدرن در بناها، مزایای خاص خود را دارند و بهتر است راه میانه را انتخاب کرد و با تلفیق معماری سنتی و مدرن بیان منحر به فردی به ساختار بنا داد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر معماری مدرن متاخر بر بناهای عمومی شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم است. روش تحقیق این پژوهش، از طریق روش های توصیفی_تحلیلی و راهبرد نمونه موردی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای(اسنادی و نمونه موردی) و میدانی(مشاهده) می باشند. نتایج کلی این پژوهش، در ارتباط با سبک‌شناسی معماری بناهای عمومی در شهراصفهان این است که سبک کلیه بناهای عمومی علیرغم تأثیرات معماری مدرن، به صورت تلفیقی از معماری سنتی ایران و معماری مدرن متاخر بوده است که دلیل آن به احتمال قوی، هویت تاریخی و فرهنگی شهر اصفهان، وجودمصالح غالب اقلیم شهراصفهان مانند آجر، به‌کارگیری معماری سنتی(شیوه اصفهانی) استاد‌کارهای ماهر اصفهانی در کارهای خود می باشد.
۴۲۳.

خوانشی نو از موزه یهود مبتنی بر نقد بینامتنیت و نمادشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
این مقاله به تحلیل موزه یهود برلین از منظر نظریه های «اثر تا متن» رولان بارت و «بینامتنیت» می پردازد. دیدگاه «اثر تا متن» این بنا را متنی باز می داند که معناهای آن از طریق تعامل مخاطب و تجربه فردی شکل می گیرد، در حالی که نقد «بینامتنیت» آن را بخشی از شبکه ای از متون تاریخی، فرهنگی و هنری می داند. این پژوهش، با رویکرد کیفی و تحلیل نشانه شناسی، عناصر فرمی، فضایی، نور و شکاف های طراحی موزه را بررسی می کند و به ارتباط آن با متون مرتبط تاریخی و فرهنگی می پردازد. استفاده از نظریه های بینامتنیت در معماری به درک بهتر فضای معماری و فهم این اثر به عنوان متنی مرتبط با دیگر متون پیشین کمک می کند. تجزیه وتحلیل موزه یهود، اثر دانیل لیبسکیند، با توجه به نشانه شناسی و بینامتنیت، ابعاد تاریخی و فرهنگی این بنا را روشن می سازد.
۴۲۴.

تحلیل ابعاد و شاخص های حکمرانی شهری مؤثر بر هویت شهری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۹
حکمرانی شهری با سیاست های کارآمد می تواند کیفیت زندگی را ارتقا دهد، میراث فرهنگی را حفظ کند و با توسعه فضاهای عمومی، هویت و حس تعلق شهری را تقویت سازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و استخراج ابعاد و شاخص های حکمرانی شهری مؤثر بر هویت بخشی به شهرها با بهره گیری از روش فراترکیب است. در این راستا، تحلیل محتوای کیفی ۳۸ مقاله علمی پژوهشی داخلی (۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳) و خارجی (۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴) انجام شد. یافته ها نشان می دهد که ابعاد جامعه شناختی و بوم شناختی بیشترین فراوانی را در میان مطالعات داشته اند. همچنین، شاخص های مدیریت و برنامه ریزی فضایی و مشارکت شهروندان به عنوان پرتکرارترین مؤلفه ها در هویت بخشی شهری شناسایی شدند. با وجود تنوع مفاهیم و شاخص ها، فقدان یک چارچوب ارزیابی یکپارچه برای سنجش نقش حکمرانی شهری در هویت بخشی، یک چالش مهم و در عین حال فرصتی پژوهشی برای مطالعات آینده محسوب می شود. از این رو، شناسایی اقدامات کلیدی برای تقویت هویت شهری در چارچوب حکمرانی، ضرورتی انکارناپذیر است.
۴۲۵.

شناسایی عوامل موثر بر بهبود کیفیت فضای بسته مسکونی در جهت ارتقای حس رضایتمندی ساکنان با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره فازی (مورد پژوهی: مجتمع های مسکونی رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
مسکن، فراتر از نقش سرپناه، بستری است که بخش عمده ای از زندگی انسان در آن سپری می شود. با افزایش جمعیت و گسترش آپارتمان نشینی، مجتمع های مسکونی به عنوان راهکاری برای پاسخگویی به محدودیت های فضای شهری مطرح شده اند. در این میان، توجه به کیفیت فضایی در طراحی محیط های سکونتی عاملی کلیدی در ارتقای سطح رضایتمندی ساکنان به شمار می رود. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر طراحی فضای سکونتی بر پایه معیارهای کیفی و بررسی میزان تأثیر آن ها بر رضایت ساکنان است. در مرحله نخست، مفاهیم مرتبط با کیفیت در طراحی معماری از طریق مطالعات کتابخانه ای استخراج و تحلیل شد. سپس با توزیع پرسشنامه در دو جامعه آماری شامل خبرگان و ساکنان مجتمع های مسکونی شهر رشت، داده ها گردآوری گردید. در ادامه، به کمک از روش تصمیم گیری چندمعیاره فازی، تحلیل و اولویت بندی معیارها انجام گرفت. نتایج نشان داد کیفیت فضای سکونتی، شامل معیارهای عملکردی، اقلیمی، اجتماعی روانی و فضایی معماری، تأثیر معناداری بر رضایتمندی ساکنان دارد.
۴۲۶.

تحلیل طراحی مبلمان پیاده رو و ارائه ی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسی پذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
دسترسی پذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیان های تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه به ویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیاده رو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارسایی های جدی مواجه است. این نواقص باعث شکل گیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسان محور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسی پذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیاده رو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها با بهره گیری از روش های مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیش بینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کف پوش های لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاع رسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسی پذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. براین اساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسان محور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیاده رو، می تواند در بازنگری سیاست های مدیریت شهری و ارتقای شمول پذیری فضاهای عمومی مورد بهره برداری قرار گیرد.
۴۲۷.

منظر شهری و تاثیر گرافیک محیطی اطلاع رسان در ارتقاء هویت آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
توجه به مبحث حیات اجتماعی و مساله هویت از مباحث مهم زندگی اجتماعی و شهری است و منظر شهری به عنوان واسطه ای میان انسان و پدیده شهری، مکانی جهت تبلور بصری و معنایی گرافیک محیطی می باشد. عوامل متنوعی می توانند در زمینه هویت و مسائل اجتماعی در منظر شهری اثرگذار باشند که یکی از مهم ترین آنها توجه به گرافیک محیطی شهر می باشد. به کارگیری صحیح و اصولی از امکانات تصویری و اجرایی گرافیک محیطی با در نظر گرفتن مفاهیم هویت بخش می تواند بخشی از قابلیت های توسعه شهری در برنامه ریزی های کلان در فضای شهری و اماکن مختلف از آن مورد استفاده قرار بگیرد. تسهیل امر ارتباط، راهنمایی و اطلاع رسانی، زیباسازی محیط با هدف ایجاد هویت بصری از مهم ترین کارکردهای ویژه گرافیک محیطی می باشند. هدف پژوهش حاضر، تاثیر گرافیک محیطی اطلاع رسان در ارتقاء هویت منظر شهری شهرداری رشت در بهتر راهنمایی کردن شهروندان و ایجاد تصویر بصری و به یادماندنی از فضاهای عمومی و پرتردد شهری است. روش نمونه گیری این پژوهش بنیادی-نظری است، بدین معنا که منابعی انتخاب می شوند که بیشترین اطلاعات و داده را برای پاسخ به پرسش پژوهش فراهم می کنند. در پژوهش های کیفی افرادی را که در پژوهش شرکت می کنند، فرد یا نمونه نمی گویند، بلکه شرکت کننده یا صاحب اطلاع محسوب می شوند، زیرا روی این افراد مداخله ای صورت نمی گیرد و فعالانه در پژوهش شرکت دارند. انتخاب افراد مصاحبه شونده بر اساس معیارهای خبرگی (سابقه بالای 5 سال در حوزه شهری، طراحی گرفیک، مدیریت فرهنگی و تحصیلات کارشناسی و بالاتر) بود. از میان آن ها تعداد 10 نفر از کارشناسان و مدیران شهرداری، سازمان زیباسازی شهرداری ها و اساتید دانشگاهی، بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی تا حصول به اشباع نظری انتخاب گردیدند، نتایج پژوهش نشان دادند که شهروندان به دلیل نبود مؤلفه های هویت بخش هیچ گونه احساس تعلق و مسئولیتی در قبال علائم و احجام فرهنکی/اطلاع رسان نداشته و هیچ گونه پیوند و شبکه ای که سبب ایجاد هویتمندی علائم و احجام اطلاع رسان شود، نکرده اند؛ به همین منظور نقش گرافیست ها به عنوان فردی متخصص و پل ارتباطی بین شهروندان و مسئولین باید موارد ذکر شده را برای هویت مند کردن علائم و احجام محیطی/ فرهنگی اطلاع رسان مدنظر قرار دهند. در نتیجه در رتبه بندی آزمون فریدمن و اعتبارسنجی مؤلفه ها مشخص شد که «مفاهیم شکل دهنده به علائم گرافیک محیطی اطلاع رسان» در رتبه اول، «مؤلفه های شکل دهنده مبلمان محیطی و احجام فرهنگی» در رتبه دوم، «مؤلفه های شکل دهنده مشارکت گرافیست و شهروندان» در رتبه سوم و «مؤلفه های شکل دهنده هویتمندی علائم گرافیکی» در رتبه چهارم قرار دارد.
۴۲۸.

تبیین مناسبت بین رشد تفکر طراحی با آگاهی پیشا تأملی دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
طراحی پژوهان نشان دادند در مسیر رشد تفکر طراحی دانشجویان معماری رشد آگاهی تأملی به بسط دامنه ی دانش مورد استفاده در طراحی کمک می کند. به نظر می رسد متکی بر فلسفه ادراک بدنمند، بتوان عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی را معرفی کرد. پژوهش حاضر با این هدف و به دنبال پاسخ پرسش های زیر انجام شد: «متکی بر فلسفه ادراک بدنمند عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی دانشجویان معماری چیست؟» «روش تقویت آن ها در آموزش معماری کدام است؟» بدین منظور چارچوب نظری منسجم و مدونی حاصل سال ها پژوهش نگارنده انتخاب شد که مطالب پراکنده و غیرمنسجمی از پژوهش های مختلف گردآوری، سازمان دهی و تدوین شده بود. مبانی نظری پژوهش به عنوان مقدمات استدلال منطقی در دل این چارچوب با مطالعه منابع کتابخانه ای و مکاتبه با دیگر پژوهشگران این حوزه انتخاب شد. روش پژوهش استدلال منطقی است که نتایج این استدلال در بین دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد به کار گرفته شد. در مجموع می توان استنتاج کرد رشد آگاهی تأملی دانشجویان متکی به رشد نوعی آگاهی به نام آگاهی پیشاتأملی به مثابه مقدمه ی آگاهی تأملی است. یکی از راه های رشد این آگاهی تقویت توان تجسم معماری دانشجویان است. در این مقاله راهکارهایی جهت تقویت این توان ارائه گردید.
۴۲۹.

سنجش اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهرهای ساحلی با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
توجه به معیارهای تاب آوری کالبدی در ارزیابی اثرات توسعه شهری می تواند علاوه بر حل مشکلات توزیع نامتناسب فضا،مسکن و خدمات،در سازمان دهی مناسب فضای شهری مؤثر باشد و از تغییر وسیع کاربری های مولد و تهدید محیط زیست ساحلی این شهرها جلوگیری نماید.این پژوهش،به بررسی اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی پرداخته است.روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و میدانی است.جامعه آماری در این پژوهش شامل کارشناسان دستگاه های اجرایی و شهروندان شهر نور بوده که حجم نمونه از میان آن ها به تعداد 109 نفر شهروند براساس فرمول کوکران و 32 کارشناس تعیین گردیده است.روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و پیمایشی و روش تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای،آزمون فیشر،ضریب کرامر ومدل سازی ساختاری) در قالب نرم افزار SPSS - pls انجام شد.نتایج پژوهش حاکی از آن است درروند توسعه شهری نور تأثیر فشار توسعه بر مؤلفه های اکولوژیکی، بیشترین اثرگذاری بر کیفیت خاک و تغییر چشم انداز طبیعی بوده است.در خصوص میزان آگاهی و عملکرد مدیریت شهری در کاهش تأثیر فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی،بیشترین عملکرد در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل و ایجاد فرم مطلوب شهری از طریق رشد هوشمند و توسعه میان افزای شهری بوده است.بر اساس نظرات کارشناسان بیشترین عملکرد مدیریت شهری در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل وکمترین عملکرد آن ها در حوزه جلوگیری از تغییر و تخریب اراضی حاصلخیز است.بر اساس مدل سازی ساختاری،با توجه به معیارهای اکولوژیکی،فشار توسعه تا حد زیادی بر کاهش تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور تأثیر داشته است.
۴۳۰.

از مجتمع زیستی تا قلعه ی متروک؛ تبیین هویت زیستی-تاریخی قلعه امیرآباد ورامین در نسبت با الگوی مزارع مسکون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
از مجتمع زیستی تا قلعه ی متروک؛ تبیین هویت زیستی-تاریخی قلعه امیرآباد ورامین در نسبت با الگوی مزارع مسکونچکیدهاین پژوهش با هدف بازخوانی، بررسی و تحلیل قلعه امیرآباد ورامین متعلق به دوره قاجار در نسبت با الگوهای سکونتی مزرعه مسکون و سکونتگاه های تاریخی انجام شده است. مزرعه مسکون به عنوان گونه ای کمتر شناخته شده از سکونتگاه های تاریخی، مجموعه ای پویا با ساختاری متشکل از عناصر مسکونی، تولیدی، مذهبی و خدماتی، مبتنی بر کشاورزی و در پیوند تنگاتنگ با زمین تعریف می شود. مسئله اصلی تحقیق، ناشناختگی این الگو و تهدید نابودی و افول تدریجی کارکرد تاریخی قلعه امیرآباد به عنوان یک مجتمع زیستی است؛ بنایی که در گذشته ساختاری منسجم و فعال داشته، اما امروزه به عنوان یک "قلعه متروکه" و صرفاً یک یادمان معماری تلقی می شود. این کاهش هویتی و عملکردی، پیامد عدم شناخت و بی توجهی به ظرفیت های زیستی این گونه ی سکونتی است. بنایی که نه تنها واجد ارزش تاریخی، بلکه دارای ساختاری منسجم و هویتی مستقل به عنوان یک مجتمع زیستی کشاورزی است. در این راستا، با بهره گیری از رویکرد تفسیری-تاریخی و روش های ترکیبی شامل مطالعات میدانی، بررسی اسناد تاریخی، تحلیل تصاویر هوایی و تحلیل کالبدی و کارکردی، تطابق ویژگی های قلعه با معیارهای مزرعه مسکون و روستا مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها حاکی از هم پوشانی های چشمگیر فضایی، عملکردی و معماری قلعه با ساختارهای مزارع مسکون و سکونتگاه های روستایی است، به گونه ای که می توان آن را نمونه ای ترکیبی و واجد هویت زیستی-معماری منحصربه فرد دانست. حفاظت و بهره برداری پایدار از این اثر تاریخی، نقشی کلیدی در حفظ میراث فرهنگی منطقه و تقویت شناخت نسبت به الگوهای زیستی معماری ایرانی ایفا می کند.واژگان کلیدیمزرعه مسکون تاریخی، قلعه امیرآباد، ورامین، مقایسه تطبیقی
۴۳۱.

مؤلفه های فضایی محیط فیزیکی و نحوه اثرگذاری آنها بر یادگیری عمیق (مرور سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۹۹
بیان مسئله: در این پژوهش به منظور بررسی نحوه اثرگذاری محیط فیزیکی بر یادگیری، رویکرد یادگیری عمیق اتخاذ شده است. از منظری شناختی، یادگیری عمیق به دامنه گسترده ای از موضوعات مرتبط با یادگیری از تفکر تا عمل می پردازد؛ ازاین رو، نقش قابل توجهی در میان رویکردهای جدید یادگیری داشته و منجر به پیوند میان مطالعات گوناگون شناختی و علوم اعصاب درباره یادگیری شده است.  هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط دو حوزه علوم شناختی و طراحی فضا های یادگیری، به شناسایی مؤلفه های فضایی محیط فیزیکی و تحلیل نحوه اثرگذاری آنها بر یادگیری عمیق پرداخته است. به همین منظور پرسش پژوهش عبارت است از: مؤلفه های فضایی اثرگذار بر یادگیری عمیق کدامند و به چه نحوی بر بهبود یادگیری عمیق اثر می گذارند؟ روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا به منظور نزدیک شدن به موضوع یادگیری عمیق و استخراج مؤلفه های مرتبط با محیط فیزیکی، با روشی اکتشافی به تحلیل ادبیات موضوع و مبانی نظری پرداخته شد و سپس با روش مرورسیستماتیک مؤلفه های فضایی محیط فیزیکی شناسایی و دسته بندی شدند و با روش گلوله برفی از میان پژوهش های انتخابی تکمیل و معرفی شدند. نتیجه گیری: اثرگذاری مؤلفه های فضایی بر یادگیری عمیق از طریق انواع درگیری و حیطه های عملکردی ذهن قابل بررسی است که بیانگر نحوه اثرگذاری مستقیم از طریق فرایندهای انواع درگیری شناختی، هیجانی و رفتاری و همچنین اثرگذاری غیرمستقیم از طریق حیطه های عملکردی ذهن شامل ادارک، شناخت، هیجان و عمل است. همچنین مؤلفه های فضایی در دو  بُعد عملکردی و کالبدی شناسایی شدند که مؤلفه های عملکردی به دلیل نقششان در فعالیت های یادگیری در پژوهش ها بیشتر کاربرد داشته اند. نحوه اثرگذاری مؤلفه های بُعد عملکردی در ارتباط با انواع درگیری بیشتر بررسی شده و مؤلفه های بُعد کالبدی نیز از نظر اثرگذاری بر حیطه های عملکردی ذهن بیشتر اهمیت داشته اند. 
۴۳۲.

تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از  انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و  حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
۴۳۳.

ارزیابی اثرات روابط متقابل شهر و روستا بر تاب آوری روستایی مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۲
هدف از پژوهش حاضر تبیین اثرات روابط متقابل شهر و روستا بر تاب آوری روستایی در نواحی روستایی شهرستان مرودشت است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل 15 روستای دارای سکنه شهرستان مرودشت براساس سالنامه آماری سال 1395 استان فارس انچام شده است که در مجموع شامل 45822 خانوار با جمعیت بالغ بر 156418 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 381 خانوار به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته از طریق نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شد. روایی صوری پرسشنامه توسط خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. همچنین میزان آلفای کرونباخ کل پرسشنامه ها 91/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و نرم افزار Smart Pls بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد تغییرات و تحولات ایجاد شده بین شهر و روستا بر تاب آوری روستایی در سطح شهرستان تأثیر داشته است. همچنین روابط متقابل شهری و روستایی در ابعاد و شاخص های اقتصادی برابر با452/23، اجتماعی273/20، محیطی111/23، فرهنگی 199/52، نهادی015/18 درصد بر تاب آوری روستایی در سطح شهرستان مرودشت تأثیر گذار بوده است.
۴۳۴.

تأثیر تحقیق اصول نظریه فرآیند هویت بر هویت محله ای ایرانیان، مطالعه موردی: محلات شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
هویت مکانی، هویت شخصی فرد را در رابطه با محیط فیزیکی با استفاده از الگویی پیچیده از ایده­ها، احساسات، ارزش­ها، اهداف، ترجیحات، مهارت­ها و گرایش‌های رفتاری مربوط به یک محیط خاص تعریف می‌کند، که در واقع خودادراکی مبتنی بر تعلق عاطفی به مکان است تا حدی که منتهی به توصیف مکان (کشور، شهر، محله و...) برای اشاره به خود می‌شود. آثار مثبت هویت مکانی، مورد توجه مطالعات بسیاری قرار گرفته شده است. عضویت درسازمانها و فعالیتهای داوطلبانه محلی، رفتارهای مسئولانه در قبال محیطزیست، تمایل به هزینه دوباره درآمدهای حاصل از برنامه‌های مالی در محله و رضایتمندی از زیبایی شهر از جمله این آثار هستند. از طرفی، ظهور فردگرایی در برخی ابعاد زندگی اجتماعی ایرانیان در سالهای اخیر مورد توجه مطالعات بسیاری بوده‌است. بر این اساس و با توجه به اهمیت تصور مثبت از خود در شکل‌گیری هویت مبتنی بر تعلق در میان فرهنگ­های فردگرا، در پژوهش حاضر؛ تامین اصول نظریه فرایند هویت (IPT) به عنوان عامل موثر بر هویت محله‌ای ایرانیان امروز در نظر گرفته شده ‌است. در راستای بررسی چگونگی اثرگذاری مذکور، مدلی نظری تدوین شده و مورد تحلیل قرار گرفته‌است. مشارکت‌کنندگان پژوهش، شامل ۵۰۰ نفر از اهالی بافت‌های مسکونی مختلف شهر اردبیل اعم از محلات تاریخی، شهرک­های نوساز و بافت حاشیه‌ای هستند. اطلاعات به‌دست‌آمده از پیمایش مقطعی با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت ‌است. نتایج حاصل از بررسی تجربی مدل تدوین‌شده، وجود روابط معنی‌داری را میان عوامل نشان می‌دهد. بر اساس این مدل، افزایش سطح تامین اصول چهارگانهIPT ( عزت نفس، تمایز ، تداوم و اعتماد به نفس) در محله منجر به افزایش سطح هویت محله‌ای ساکنین می‌شود. همچنین تبیین حدود ۴۰ درصد از واریانس هویت محله‌ای ساکنان شهر اردبیل به واسطه تامین اصول فردگرایانه بریکول را می‌توان به معنای تداوم غلبه فرهنگ جمع‌گرایی در محلات شهر اردبیل دانست.
۴۳۵.

تحلیل فضایی صرفه های ناشی از تجمع در مقیاس کوچک: تخصصی شدن و تنوع فعالیتهای اقتصادی در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۵
بررسی و تحلیل صرفه های ناشی از تجمع فعالیت های اقتصادی از دیرباز موردتوجه محققان بوده است. مطالعات صورت گرفته در این رابطه بیشتر در حوزه اقتصادی و در سطح کشور و منطقه بوده و کمتر به مقیاس کوچک تر از شهر و به خصوص خیابان ها پرداخته شده است. در این پژوهش به جای این که شهر به صورت یک کل واحد در نظر گرفته شود، ساختارهای اصلی اقتصادی شهر به تفکیک خیابان ها موردبررسی قرارگرفته و با بررسی سه هزار و ۸۰۴ فعالیت یا بنگاه اقتصادی در شهر کازرون با استفاده از شاخص نسبت مکانی، هرفیندال-هریشمن و شانون وضعیت تجمع بنگاه ها و آثار آن ازجمله تخصصی شدن و تنوع در سطح خیابان ها موردبررسی قرارگرفته است؛ بنابراین ضمن شناسایی و ارائه مکان محور خیابان های تخصصی و متنوع، فعالیت اقتصادی مربوطه نیز ارائه شده است. نتایج نشان دهنده این امر است که فعالیت های اقتصادی با توجه به نوع خدماتی که ارائه می دهند در کنار فضای موردنیاز برای فعالیت، اهمیت دسترسی سواره، میزان جریان پیاده و نزدیکی به مراکز جمعیتی می توانند در موقعیت های خاصی از شهر متمرکز یا پخش گردند؛ به طوری که فعالیت های فنی مثل خدمات وسایل نقلیه (بولوار خرمشهر) و خدمات کشاورزی (خیابان فردوسی) در خیابان های عریض تر و دورتر از مرکز شهر و فاقد جریان پیاده، مشاورین املاک بیشتر در توسعه های جدید (بولوار پردیس)، مراکز درمانی در مرکز شهر (خیابان سلمان فارسی)، خیابان های متنوع (خیابان شهدای شمالی و جنوبی، ابوذر، حضرتی و امام خمینی) دارای عرض کمتر نسبت به خیابان های تخصصی و در نزدیکی ناحیه تجاری مرکزی شهر، پیاده روهای شلوغ تر و تنوعی از فعالیت های مختلف را در خود جا داده اند.
۴۳۶.

بازنمایی هویت ملی و نقد اجتماعی در بستر مدرنیته سوری در نقاشی های توفیق طارق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
بیان مسئله: توفیق طارق، از نقاشان برجسته نسل رُوّاد سوری، با بهره گیری از سبک های آکادمیک و شرق گرایانه و تکنیک رنگ وروغن، به بازنمایی هویت تاریخی و ارائه نقد اجتماعی می پردازد. آثار او، در ظاهر محافظه کار اما در باطن هدفمند، به نقد انحطاط اجتماعی پرداخته و مخاطب را به مقاومت در برابر سلطه خارجی فرا می خوانند. تاریخ در آثار وی همچون آینه ای برای مسائل معاصر عمل می کند و او نه تنها پیشگام هنری بلکه هنرمندی متعهد در ابعاد تاریخی، اجتماعی و ملی محسوب می شود. همچنین با توجه به رویکرد مدرن، او در آموزش هنر و شکل دهی به خودآگاهی هنری و ملی در سوریه معاصر که از آموزه های فرانسه الهام گرفته است، آثار طارق ضمن بازتاب دغدغه های اجتماعی، بر هویت ملی و مقاومت فرهنگی تمرکز دارند. هدف پژوهش: این پژوهش با تمرکز بر هشت اثر منتخب توفیق طارق، نقاشی های او را در بستر مدرنیته معاصر سوریه تحلیل کرده و با ارائه جدول های تحلیلی و مستندات بصری، جایگاه او را در تاریخ هنر سوریه بازتعریف کرده و بر تداوم مضامین هویت و مقاومت تأکید می کند. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و از ابزارهایی چون تحلیل بصری و بررسی متون تاریخی بهره گرفته شده است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد آثار توفیق طارق با بهره گیری از سبک های آکادمیک، شرق گرایانه و رنگ وروغن، نقدی هدفمند بر انحطاط اجتماعی ارائه کرده و هویت تاریخی، خودآگاهی ملی و مقاومت فرهنگی را تقویت می کند. تعهد هنری او فراتر از زیبایی شناسی صرف، در خدمت نقد اجتماعی و شکل دهی مدرنیته در سوریه بوده و وی را به الگویی پیش رو در هنر متعهد جهان عرب بدل ساخته است.
۴۳۷.

تبارشناسی نمایشگاه های جهانی (اِکسپو) بر مبنای ارزیابی ساختار و محتوای آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله: نمایشگاه های جهانی با شروع انقلاب صنعتی شکل گرفتند که به عنوان مهم ترین پدیده عصر مدرن، بستر ظهور و بازتاب نگرش ها، عرصه یافته ها و تحوّلات فناورانه و فرهنگی را فراهم آورده اند. با وجود پیشینه گسترده ، تاکنون ساختار، محتوا و سیر تاریخی آ نها به صورت نظام مند ارزیابی نشده است تا راهگشای برنامه ریزی برای آینده باشد. سؤال پژوهش این است که چگونه می توان منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی را از منظر تبارشناسی آنها ارزیابی کرد و نتیجه این بررسی چه چشم اندازی را برای برنامه ریزی آینده آنها رقم خواهد زد؟ هدف پژوهش: دستیابی به منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی از طریق شناخت بنیادین موضوعات حاکم بر آنها در هر دوره ، بررسی تکامل و سِیر تاریخی از آغاز تاکنون، ارائه مسیر تکامل و تبیین نسل ها به گونه ای که بتوان برای امتداد در آینده آن را برنامه ریزی کرده و چشم اندازی برای آنها در نظر گرفت. روش پژوهش: پژوهش به منظور فهم تاریخی و منطق پیدایش نمایشگاه های جهانی، از رویکرد تبارشناسی با روش توصیفی-تحلیلی بهره می گیرد. اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، مقالات علمی و پایگاه های اطلاعاتی گردآوری و با رویکردی تطبیقی تحلیل شده اند. سِیر منطقی استدلال، استقرایی است که از طریق توصیف، تحلیل محتوا و دسته بندی مطالب گردآوری شده و ارزیابی آن تبار و گونه شناسی انجام شده است. نتیجه گیری: نمایشگاه ها علیرغم تفاوت در اعصار و مکان برگزاری، از یک جوهره ذاتی و میل به سوی رشد برخوردار بوده که زمینه ساز جریانات متعددی چون توسعه در ادوار بعدی و تکوین موضوعات پس از خود هستند. جریانات مختلفی بر ماهیت آنها تأثیر دارد، اما پایان و تغییر هر نسل به معنای تحول بنیادین نبوده است و گاهی موضوعات به صورت هم پوشان تکرار می شوند. بنابراین می توان چنان برنامه ریزی کرد که نمایشگاه های آتی فارغ از سازمان دهی منطقه ای در چند نقطه به صورت همزمان، راه نسل نوین را پیموده و فرایند آن را تکمیل نماید.
۴۳۸.

تبیین و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهرهای رودخانه ای با تأکید بر رویکرد زیست محیطی-اکولوژیکی (مورد مطالعه: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۷
| رودخانه ها در شهرهای رودخانه ای نقش کانونی در شکل گیری پیوندهای اکولوژیکی، اجتماعی و معنایی میان شهروندان و فضای زیست شهری ایفا می کنند. این پژوهش باهدف تحلیل سازوکارهای مؤثر بر تعلق مکانی شهروندان به رودخانه کارون، از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار SmartPLS بهره گرفته است. چارچوب مفهومی پژوهش شامل هشت سازه پنهان بود: کیفیت اکولوژیکی، منظر طبیعی، ادراک زیبایی شناختی، مشارکت اجتماعی، تعلق مکانی، تصویر برند شهری، گردشگری اقتصادی و فعالیت های ورزشی و تفریحی رودخانه ای است. داده ها از طریق پرسشنامه ای ساخت یافته گردآوری و روابط میان متغیرها در قالب مدل درونی و بیرونی تحلیل شد. نتایج تحلیل مدل بیرونی حاکی از آن است که مدل روایی و پایایی قابل قبولی دارد؛ بارهای عاملی اغلب بالای 7/0، پایایی ترکیبی بالاتر از 7/0 و میانگین واریانس استخراج شده در اکثر سازه ها بیش از 5/0 گزارش شد که نشان دهنده روایی همگرای مطلوب است. یافته ها نشان داد که کیفیت اکولوژیکی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه گردشگری اقتصادی دارد (β = 0.267, p < 0.05) و گردشگری به نوبه خود، تعلق مکانی به رودخانه را به طور معنادار افزایش می دهد (β = 0.695, p < 0.01). همچنین، فعالیت های ورزشی و فراغتی پیرامون رودخانه نقش میانجی مؤثری در ارتقای حس تعلق دارند (β = 0.581, p < 0.01)، درحالی که اثر مستقیم کیفیت اکولوژیکی بر تعلق مکانی معنادار نبود. مدل درمجموع توانست 4/25 درصد از واریانس تعلق مکانی را تبیین کند و شاخص برازش کلی (GoF = 0.42) نیز تأییدکننده کفایت مدل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تجربه مثبت شهروندان از رودخانه، تنها از طریق بهبود عوامل محیطی حاصل نمی شود، بلکه نیازمند فعال سازی ظرفیت های گردشگری، مشارکت پذیری اجتماعی و تقویت کارکردهای فراغتی در بستر رودخانه است. این یافته ها بر ضرورت رویکردی یکپارچه در مدیریت فضاهای رودخانه ای شهری تأکید دارد، به گونه ای که برنامه ریزی محیطی با ارتقای تجربه پذیری و پیوند عاطفی شهروندان همراه باشد.
۴۳۹.

ادراک زمان در قلمرو فضا و مکان (بر مبنای مطالعه تطبیقی اندیشه های نظریه پردازان فلسفه زمان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
زمان، یکی از ویژگی های اساسی فرآیندهای رفتاری و تفسیر الگوهای شنیداری یا دیداری است. به گونه ای که درک فرآیند زمان بندی می تواند آگاهی ما را از دیگر پدیده های رفتاری افزایش دهد. پیشرفت در توضیح روابط تجربی و توسعه نظریه های زمان بندی رفتاری، بیان گر اهمیت تأثیرات زمان در قلمرو معماری است. مطالعات یافته های زمان تحت تأثیر احساسات، بر مبنای ادراک زمان در مدت گذر محدود قرار گرفته است. داده ها در ادبیات ادراک زمان، ماهیت ذهنی و متضاد یافته های مختلف را نشان می دهند. توجه به درک فواصل منفصل و مستمر، اثرات محرک، نگرش و شرایط فیزیولوژیکی، نشان می دهد که چگونه تحریک و غلبه هیجانی بر ایجاد تمرکز در تقاطع زمان و احساسات تعامل می کنند، بر قضاوت زمان تأثیر می گذارند، در حافظه محرک ثبت می گردند و عناصر متمایز ادراک زمان را در یک تجربه زمانی در تفاوت بین فضاهای پر و خالی پدی د می آورند. این پژوهش، با هدف بازخوانی تطبیقی اندیشه های متفکرین مؤلفه زمان و شناخت نقاط مشترک نظریات آنان، ضمن مطالعه مروری ادبیات تحقیق به روش هدفمند و با گردآوری داده ها به صورت کیفی و از طریق مشاهدات و دسته بندی و بازنمایی پیشینه تحقیق بر اساس مطالعات صرف کتابخانه ای و مستندات اسنادی و استنادی و با تمرکز بر پرسش اولیه تحقیق و اتخاذ پیش فرض های مبتنی بر اطلاعات زمینه ای و توصیف و تطبیق راهکارها با نتایج به دست آمده، با بررسی مقایسه ای به روش توصیفی، به دنبال پاسخ این پرسش است که ادراک و احساس، چگونه تصویر ما را از زمان رنگ می کند؟ به نظر می رسد تغییرات، در تخمین و بازتولید فواصل و بر گذر زمان در رویکرد ذهنی جریان زمان، از زمانی به زمان دیگر رخ می دهد و آن چه محل اختلاف نظر است، در احساس ذهنی از زمان است؛ و نه در درک آن.
۴۴۰.

سنجش اثربخشی آموزش سازنده گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته ی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
انگیزه تحصیلی به عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این رو مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه ی تحصیلی دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری مقطع کارشناسی پیوسته و رشته ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش آزمون و پس آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته ها حاکی از آن است که، روش سازنده گرایی به طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی انگیزگی را کاهش می دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می کند و پیشنهاد می گردد سیاست گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده تر این روش را فراهم نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان